تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - مطالب آداب و رسوم تاکستان
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

نژاد های جهان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 18 خرداد 1394-10:06 ق.ظ

- نژاد زرد پوست:


یکی از دسته‌های بزرگ و عمده انسان‌هاست که خاستگاه آنها آسیای شرقی است.

 نژاد زرد به نژاد آسیایی و مونگولوید ، مشهور است.

 واژه ی  مونگولوید  رامی‌توان در فارسی نو به  مغول‌سان برگردانید.

 در فرهنگ عامه ایران ، این نژاد را چشم‌بادامی می‌خوانند.

ویژگی های فیزیکی نژاد زردپوست :

اندام مردمی که از نژاد زردند ، کوچک‌تر از اندام دیگر نژادهاست.

آنها تنی کم‌مو دارند و موهایشان نیز بیشتر لَخت است.

 ایشان دارای نیروی بدنی کمتری در سنجش با دیگر نژادها هستند ولی چابُکند.

شمار زیادی از مردم مغولسان دارای لکه بزرگی بر روی پوست خود هستند که در اصطلاح پزشکی لکه مغولی نامیده می‌شود.

گستره و پراکندگی نژاد زرد :


 همه آسیای شرقی را نژاد زرد در بر می‌گیرد. 

با تازش ترکان و مغولان به دیگر سرزمین ها پراکندگی آنها به آسیای غربی و اروپا هم کشید.

همچنین کوچ مردمانی که امروزه سرخ پوست خوانده می‌شوند در هزاران سال پیش به پراکندگی این نژاد در قاره ی آمریکا یاری رساند. 

برخی از آنان در سده‌های پیش حتی توانستند خود را به جزیره‌های دور دست دو اقیانوس  هند و  آرام برسانند. 

در آفریقا این نژاد تنها با آمیزش با سیاهان ماداگاسکار توانست رخنه کند.



- نژاد سپید (سفید پوست) :


سفیدپوست، واژه ای است برای مجموعه گروه‌هایی از انسان‌ها است که به عنوان استعاره‌ای از نژاد به کار می‌رود.

بسته به پیش زمیه ی جغرافیایی و تاریخی، تعریف «مردم سفیدپوست» متغیر است.

 سفید پوست بیشتر به مردم اروپایی تبار اطلاق می‌شود.

  این مفهوم با درجات متفاوت از رسمیت و سازگاری درونی در زمینه‌هایی گوناگون مانند جامعه شناسی،

 زیست شناسی، ژنتیک، پزشکی، زبان ،فرهنگ، حقوق و...به کار رفته است.

برخی بر این باورند که ریشه ی  انسان از آفریقا است .در آغاز همه انسان‌ها موی سیاه و چهره‌ای نسبتاً تیره داشته اند.

. پوست و موی مردم اروپا نیز در آغاز مانند دیگر مردم جهان تیره بود.

 یکی از نظریه‌ها برای توضیح سفید شدن پوست و زرد شدن رنگ مو در مردم شمال اروپا که در میان دانشمندان پذیرفته شده به این صورت است:

در شمال اروپا به خاطر روزهای کم آفتابی میزان ویتامین دی که به پوست انسان می‌رسد کم است. 

پیش از آغاز کشاورزی در این مناطق، بیشتر تغدیه مردمان این نواحی گوشت دام و ماهی بود و ویتامین دی موجود در گوشت و ماهی کمبود این ویتامین در آفتاب شمالی را جبران می‌کرد و پوست مردم هم‌چنان تیره بود.

پس از آغاز کشاورزی، مقدار مصرف غلات در اروپا زیاد و مصرف گوشت و ماهی کمتر شد، درنتیجه بدن ساکنان این نواحی برای جبران کمبود ویتامین دی به مرور ملانین کمتری تولید کرد و پوست خود را سفیدتر کرد تا بدین وسیله به سنتز یتامین دی دریافتی از خورشید کمک کند.

 بنابر این چند هزار سال پس از سکونت انسان در شمال اروپا به مرور پوست این ساکنان از تیره به سفید تغییر کرد.

علت این‌که رنگ موهای مردم زردپوست نواحی شمالی ازجمله اسکیموها هم‌چنان سیاه مانده‌است میزان مصرف بالای ماهی در غذای این مردمان است.


-  نژاد سیاه پوست : 


عبارت سیاه پوست در محاوره و فرهنگ عامه به گروهی گفته می‌شود که پوست آنها تیره است. 

بیشتر به ساکنان بومی آفریقا، و نیز به آمریکایی های آفریقایی تبار یا کانادایی‌های آفریقایی‌تبار سیاه پوست

 گفته می‌شود.

معمولاً از عبارت سیاه‌پوست در مقابل   سفیدپوست  استفاده می‌شود.

۲۰۰ سال پیش در آمریکا سیاه‌پوستان مرجع خودشان را آفریقا می‌دانستند ولی در آفریقا مردم بومی


 خودشان را برپایه قومیت‌ها و جامعه‌های هم‌زبان تقسیم‌بندی می‌کنند نه بر پایهٔ رنگ پوست.


 آفریقایی‌تبارها بعد از انتقال‌شان به آمریکا به علت اینکه از مناطق و قومیت‌های متفاوت بودند و در آمریکای

 شمالی زندگی می‌کردند . در نتیجه فرهنگ خاص خود را به وجود آوردند مانند  کلیسای سیاهان.


 آنها بیش‌تر بر اساس مرجع‌شان که همان آفریقا بود و رنگ پوست‌شان شناخته می‌شدند. 


در نتیجه نام قبیله و زبان‌بومی‌شان تأثیری در تقسیم‌بندی آنها در آمریکا نداشت و به همه آنها به صورت کلی

 سیاه‌پوست گفته می‌شد.


در مقابل در مناطق مورد استعمار اسپانیایی‌ها و فرانسوی‌ها آن‌ها را بر پایه قبیله و قومیت طبقه‌بندی کردند.


امروزه در ایالات متحده آمریکا افراد با رنگ پوست سیاه کم‌رنگ تا سیاه خیلی پُررنگ و آن‌هایی که آلبینیسم


 دارند، زندگی می‌کنند .


 چون اکثر آنها متولد آمریکا هستند، استفاده از واژه آفریقایی مشکل‌ساز است، در نتیجه همگی را آمریکایی

 آفریقایی تبار می‌نامند.



ایرانیان آفریقایی‌تبار گروهی ازمردم ایران هستند که اصالت   آفریقایی داشته و در طی قرن‌های مختلف


 به ایران وارد شده‌اند.این گروه از مردمان بیشتر در استان‌های جنوبی ایران به سر می‌برند.

در متون فارسی  مانند  قابوس نامه اثر عنصر المعالی قابوس پسر وشمگیر،  از بندگان حبشی (اتیوپی

 امروزی)  سخن به میان آمده که در بازارهای ایران فروخته می‌شدند.

 شمار زیادی از این مردم ، بازماندگان بردگانی هستند که توسط تازیان تاجر برده به خلیج فارس آورده می‌شدند.

همچنین در دوره‌های بعدی پرتغالی ها  در سواحل ایران ، دست به تجارت برده می‌زدند.

این  برده های سیاه پوست بیشتر ، پانتو زبان و متعلق به شرق  آفریقا و از کشورهای   تانزانیا به ویژه زنگبار، مالاوی و   موزانبیک  بوده‌اند.

در نهایت در سال ۱۸۴۸  محمد شاه قاجار  تحت فشار  بریتانیا فرمان لغو برده‌داری را صادر نمود.


- نژاد سرخ پوست :


به بومیان قاره ی آمریکا سُرخ‌پوست گفته می‌شود. این ها از نژاد زرذ هستند ولی پیش‌تر می‌پنداشتند که

 یک گروه نژادی جداگانه‌اند. 

کریستوف کلمب پنداشته بود که اینان  هندی اند، از این‌رو امروزه در بیشتر زبان‌های اروپایی ایشان را هندی

 می‌خوانند.

 گاهی در زبان فارسی هم ایشان را هندی‌های آمریکا می‌خوانند.

 آقای دکتر غلامحسین مصاحب در دایرهالمعاف فارسی آنان را «هندی‌شمردگان»،یعنی کسانی که هندی شمرده شده‌اند، می‌خواند.



جنگجویان سرخ‌پوست کمابیش نامهای برگرفته از خوی‌های جانوران دارند. 

نامهایی چون: 

 «گاو نشسته»،

 «اسب دیوانه» 

و «خرس ایستاده»

از نام‌هایی پرافتخار در تاریخ سرخ‌پوستان هستند.


ورود سرخ‌پوستان به قاره آمریکا را نزدیک به سی هزار سال پیش برآورد کرده‌اند. 


این اقوام در هنگام سرما و یخبندان از آسیا و از  تنگه ی برینگ  وارد قارهٔ نو شده‌اند. 


در کرانه‌های کالیفرنیا جایمانده‌های آتش روشن شده‌ای را یافتند که داده‌های  دانش باستان شناسی


نمایان کرد که این رویداد به ۲۵۰۰۰ سال پیش باز می‌گردد.


 زندگی مدرن و شهرنشینی در آمریکای باستان از حدود سالهای برابر با میلاد مسیح آغاز می‌شود و 


در سال 800 میلادی با تمدن مایا  به اوج شکوفایی خود می‌رسد.

   

درسال‌های پس از آن تمدن‌های دیگری مانند اولمک و  آزتک در آمریکای شمالی و تمدن اینکا در آمریکای جنوبی سال های درخشانی را بویژه در زمینه معماری و هنر تجربه می‌کنند.

با ورود اروپاییان در سال ۱۴۹۲ به دنیای تازه به رهبری  کریستوف کلمب نه تنها از دانش و تمدن اروپاییان

 چیزی به سرخ‌پوستان داده نشد بلکه درپی کشتارهای انجام شده تمدن‌های اینکا و آزتک کم‌کم رنگ باخت 


و به نابودی دچارشد.


 سرخ‌پوستان با ورود اروپاییان با بیماری های  همه‌گیر، نابودی فرهنگ و از دست رفتن خاک روبرو شدند.



نوع مطلب : تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   جهان  جهان  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  تپه باستانی کندر  تپه باستانی کندر  جعفر نقال  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  برداشت انگور  برداشت انگور  برداشت انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب سایكل توریست  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  دانلود مستند جعفر نقال  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری نویسنده  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه  بقعه  بقعه  بقعه پیر  سواستیکا  تاکستان قدیم  تاکستان قدیم  چلیپا  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه های تاکستان  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  عباداله شقاقی  خندا تپه  صلیب شکسته  تپه باستانی خندا  تپه باستانی خندا  پیر تاکستان  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  چهار شنبه  چهار شنبه  شب یلدا  شعبان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  چهارشنبه سوری 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سرنوشت شوم یک امپراتور ( ناپلئون بناپارت )

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 11 خرداد 1394-12:00 ب.ظ


سخنان ناپلئون بناپارت, جملات قصار, سخنان بزرگان


ناپلئون یکم یا ناپلئون بناپارت (به فرانسوی: Napoléon Bonaparte) (زاده ۱۵ اوت ۱۷۶۹ میلادی - درگذشته ۵ مه ۱۸۲۲ میلادی)، نخستین امپراتور فرانسه (در سال‌های 1804 تا ۱۸۱۵ میلادی) بود. 

وی، در جزیره کرس در خانواده‌ای پرجمعیت بدنیا آمد، سه خواهر و چهار برادر داشت. زمانی که کرزیکا توسط جمهوری جنوا(حکومتی ایتالیایی) به فرانسه واگذار شده بود.. در آن زمان، این جزیره، جزء حکومت جنوا (واقع در جنوب فرانسه و غرب ایتالیا ایتالیای امروزی) بود. اما بعدها به اشغال فرانسه در آمد. یعنی اگر ناپلئون یک ماه زود تر بدنیا می امد ملیتش ایتالیایی میشد. 

ناپلئون  در جوانی بدلیل بیکاری و فقر به دانشکده افسری رفت و استادان او دانشمندان و ریاضی دانان بزرگی مانندلاپلاس بودند نخست در مارسی افسر ارتش بود و هنگامی که انگلیسی ها قلعه تولون را در بندر مارسی اشغال کرده بودند او با شجاعت و دلیرانه به شدت قلعه تولون را سرکوب کرد او در جنگ تولون فرمانده جنگ نبود و فقط فرماندهی یکی از دسته های چند صد نفری ارتش را بهده داشت ولی بدون اجازه گرفتن از فرمانده ارتش و بدون ترس از (اعدام) این حرکت را انجام داد

 در ۲۶ سالگی و زمانی که انقلاب فرانسه پیروز شده و حکومت جدیدی بر پایه خواسته های مردم شکل گرفته بود از سوی رهبران انقلاب فرانسه مامور حفظ نظم و ایجاد حکومت نظامی در پاریس شد.


در سال 1796 اتریش به المان و شمال ایتالیا حمله کرد و انجا را از دست فرانسه خارج نمود که موجب عصبانیت شدید مردم فرانسه شد(اتریش به این دلیل این کار را کرد چون حکومت جدید فرانسه بدلیل تازه تشکیل شدن قوای نظامی قدرتمندی نداشت و اتریش از این موقعیت سو استفاده کرد) در این زمان بود که ژنرال ناپلئون دی بوناپارت با ارتشی حدودا 20000 نفر به شمال ایتا لیا حمله ور شد و در جنگ های لودی(Lodi)و ارکول(Arcole) به شکل هنرمندانه ای ارتش اتریش را شکست داد که چند برابر او بودند و انها را تا دروازه های وین(پایتخت اتریش) عقب راند و تاپایان سال 1796 شمال ایتالیا و قسمتی از خاک اتریش را تصرف کرد.

 در این زمان بود که شکوه و عظمت ژنرال فرانسوی را در اغوش گرفت او به چنان قهرمان و الگوی افتخاری برای مردم فرانسه تبدیل شد که حکومت مرکزی مجبور شد او را تام الاختیار کند.


در سال 1798 به مصر رفت و حکمت مصری ها که در دست پادشاهان مملوک بود در جنگ اهرام ثلاثه(Pyramids) بیرون اورد ژنرال تصمیم داشت به سمت هند برود و خاور میانه برود اما نیروی دریایی او بدست هوراسیو نلسون فرمانده نیروی درایی بریتانیای کبیر در دریای نیل نابود شد. علت آمدن نیروی دریایی بریتانیا به نیل این بود که انها فکر میکردند ناپلئون قصد دارد با نیروی دریایی خود از سمت غرب دریای مدیترانه و سپس اروپای مرکزی را دور زده و به بریتانیا حمله کند بدین ترتیب نقشه های ناپلئون در مورد حمله به هند و خاورمیانه هم لغو شد .

او در سال 1800 به مصر بازگشت. . . در بازگشت به فرانسه با کمک دو برادر خود لوسین و ژوزف مجلس را منحل کرده و خود را امپراتور نامید.

او پس از بازگشت دید که اتریش هوس کرده دوباره ایتالیا را تصرف کند به همین دلیل درنبرد اتریش (Austuritlz) به اتریش و متحد او یعنی روسیه شکست سختی وارد کرد. در همین زمان بود که دوره صلحی در اروپا رقم خورد و تا سال 1805 اروپا در اسایش بود و در این زمان ناپلئون به بازسازی خرابی ها و تعمیر خسارت های جنگ های گذشته پرداخت.


 او در سال 1805 به اروپا اعلان جنگ داد و هلندو بلژیک قسمتی ازپروس، سوئیس و قسمتی از اتریش را ضمیمه خاک فرانسه کرد و با 500000 هزار نفر عازم روسیه شد و در جنگ بورودینو (Borodino) روسیه را شکست داد.

 اما وقتی به مسکو رسید دید که روس ها اذوقه ها و شهر را سوزانده و فرار کرده اند امپراطور نتوانست زیاد در انجا بماند. زیرا اذوقه و وسایل گرمایی کمی وجود داشت او با خفت عقب نشینی کرد و سربازان قدیمی که در جنگ ها ی بسیاری در رکاب او میجنگیدند مردند و از ان 500000 هزار نفر فقط 13000 نفر باقی ماند در این زمان روسیه و اتریش و پادشاهی ایتالیا که حکومتی مستقل در جنوب ایتالیا بود و پروس و سوئد با هم متحد شده و ارتشی بالغ بر 1 میلیون نفر را تشکیل داده و ناپلئون را در دشت لایپزیک در نزدیکی شهر برلین پایتخت پروس(المان قدیم) شکست دادند و او را به جزیره البا واقع در جنوب فرانسه در نزدیکی کرزیکا زادگاه ناپلئون تبعید کردند .

او پس از 10 ماه در انجا ماندن فرار کرد و به سوی پاریس حرکت کرد تا حکومت را دوباره پس بگیرد در راه امدن به پاریس یکی از ِژنرال های سابقش که به خدمت دولت جدید در امده بود سد راه او شد تا اورا گرفته و به پاریس تحویل دهد یا بکشد.

 فقط چند دقیقه مانده تا شروع جنگ فریادی به گوش رسید این فریاد بناپارت بود که گفت صبر کنید او جلوی سربازان سابقش امد و پیراهنش را پاره کرد و گفت من امپراطور شما هستم ایا کسی هست که بخواهد امپراطورش را بکشد. در همین زمان بود که خون سربازان به جوش امد و اسلحه هایشان را انداخته و فریاد زنده باد امپراطور سر دادند .

او سپس حکومت را پس گرفت در این موقع کشور های اروپایی پیامی دادند که متن ان اعلان جنگ بود شعار انها این بود ما با فرانسه جنگ نداریم بلکه با ناپلئون جنگ داریم تا او زنده است ما نمیتوانیم با اسایش بخوابیم اما مردم و مقامات فرانسه از ته دل به امپراطور عشق می ورزیدند نه تنها او را تحویل ندادند بلکه از او حمایت کرده و منتظر بودند تا امپراطور به انها دستور بدهد.

 در این موقع بریتانیایی ها ارتشی بالغ بر 80000 نفر را به فرماندهی ارتور ولزلی(دوک ولینگتون) که فرماندهی بسیار شجاع بود عازم شمال فرانسه در منطقه واترلو کردند و پروس ها هم به فرماندهی امپراطورشان گبهارد فان بلوشر که تعداد انها حدودا 87000 نفر بود به سمت بلژیک حرکت کردند تا با ارتش ولینگتون ادغام و با اتحاد ناپلئون را شکست بدهند.

 در این زمان بناپارت ارتش فرانسه را که حدودا 120000 هزار نفر بودند را به سمت بلژیک راند تا مانع از ادغام دو ارتش بریتانیا و پروس شود او موفق شد این کار را انجام دهد و در لینی(Ligny) ارتش پروس را در هم شکست .

از ان 87000 هزار نفر فقط 30000 نفر باقی ماند (بفیه کشته زخمی و فرار کردند) ولینگتون که این خبر را شنید با نا امیدی در مناطق مرتفع موسوم به مون سن ژان (mount sainte jean) در کنار زمین های زراعی و خانه کشاورزان انجا سنگر گرفت .

 ناپلئون که پروس را شکست داده بود و از پروس ها فقط 30000 نفر بافی مانده بودند گریخته و به طرف شمال رفتند .ناپلئون یکی از ژنرال های خود را به نام گروشی(Grouchy) را برای تعقیب انها فرستاد و تاکید کرد تا نابود کردن انها از تعقیب دست نکشند و با خیال راحت به سمت واترلو رفت تا ولینگتون را شکست دهد اما شب قبل از جنگ باران شروع به باریدن گرفت و حرکت و شلیک توپ ها را با مشگل بزرگی روبه رو کرد زیرا باروت خیس کار نمیکند و خراب میشود.


ادامه مطلب

نوع مطلب : چهارشنبه خاتون  تپه شیزر  شعبان بابا اولادی  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  آداب و رسوم تاکستان  زبان تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  جشن انگور  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  سایكل توریست جلد کتاب  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جعفر نقال  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  الموت  رودبار ؛ مراغی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شاهنامه ارزشمندترین اثرتاریخی و حماسی ایران زمین

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 10 خرداد 1394-12:30 ب.ظ

شاهنامه نه فقط بزرگ ترین و پر مایه ترین مجموعه شعر است که از عهد سامانی  و غزنویان به یادگار مانده است بلکه مهمترین سند عظمت زبان فارسی و بارزترین مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران قدیم و و گنجینه واژگان و ادبـیات فارسی است. سراینده ی توانای شاهنامه ، فردوسی بزرگ که ایران و ایرانی سخت مدیون تلاش های اوست ،در وطن دوستی سری پر شور داشت و به ایران، داستانهای کهن،  تاریخ و فرهنگ ، باور ها و جشن ها و آیین های  قدیم دیگر آن  عشق می ورزید. 

"شاهنامه"، حافظ راستین سنت های ملی و شناسنامه قوم ایرانی است.


 شاید بی وجود این اثر بزرگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آبا و اجدادی ما در طوفان حوادث تاریخی نابود می شد و اثری از آنها به جای نمی ماند. 


اهمیت شاهنامه فقط در جنبه ادبی و شاعرانه آن خلاصه نمی شود و پیش از آن که مجموعه ای از داستانهای منظوم باشد، تبارنامه ای است که بیت بیت و حرف به حرف آن ریشه در اعماق آرزوها و خواسته های جمعی، ملتی کهن دارد. 

شاهنامه، منظومه مفصلی است که حدوداً از شصت هزار بیت تشکیل شده است و دارای سه دوره اساطیری، پهلوانی، تاریخی است. 

فردوسی بر منابع بازمانده کهن، چنان کاخ رفیعی از سخن بنیان می نهد که به قول خودش باد و باران نمی تواند گزندی بدان برساند و گذشت سالیان بر آن تأثیری ندارد. 

در برخورد با قصه های شاهنامه و دیگر داستانهای اساطیری فقط به ظاهر داستانها نمی توان بسنده کرد. 
زبان قصه های اساطیری، زبانی آکنده از رمز و سمبل است و بی توجهی به معانی رمزی اساطیر، شکوه و غنای آنها را تا حد قصه های معمولی تنزل می دهد.

شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در هستی اند. جنگ کاوه و ضحاک ، کین خواهی منوچهر از سلم و تور، مرگ سیاوش به دسیسه سودابه و . . . همه حکایت از این نبرد و ستیز دارند. 

تفکر فردوسی و اندیشه حاکم بر شاهنامه همیشه مدافع خوبی ها در برابر ظلم و تباهی است. ایران که سرزمین آزادگان محسوب می شود همواره مورد آزار و اذیت همسایگانش قرار می گیرد. 
زیبایی و شکوه ایران، آن را در معرض مصیبت های گوناگون قرار می دهد و از همین رو پهلوانانش با تمام توان به دفاع از موجودیت این کشور و ارزش های عمیق انسانی مردمانش بر می خیزند و جان بر سر این کار می نهند. 

برخی از پهلوانان شاهنامه نمونه های متعالی انسانی هستند که عمر خویش را به تمامی در خدمت همنوعان خویش گذرانده است. پهلوانانی همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و توس از این دسته اند. 
شخصیت های دیگری نیز همچون ضحاک و سلم و تور وجودشان آکنده از شرارت و بدخویی و فساد است. 
آنها مأموران اهریمنند و قصد نابودی و فساد در امور جهان را دارند. 

قهرمانان شاهنامه با مرگ، ستیزی هماره دارند و این ستیز نه روی گردانی از مرگ است و نه پناه بردن به کنج عافیت، بلکه پهلوان در مواجهه و درگیری با خطرات بزرگ به جنگ مرگ می رود و در حقیقت، زندگی را از آغوش مرگ می دزدد. 

بیشتر داستانهای شاهنامه بی اعتباری دنیا را به یاد خواننده می آورد و او را به بیداری و درس گرفتن از روزگار می خواند ولی در همین حال آنجا که هنگام سخن عاشقانه می رسد فردوسی به سادگی و با شکوه و زیبایی موضوع را می پروراند. 

تصویرسازی در شعر فردوسی جایی بسیار مهم دارد. شاعر با تجسم حوادث و ماجراهای داستان در پیش چشم خواننده او را همراه با خود به متن حوادث می برد، گویی خواننده داستان را بر پرده سینما به تماشا نشسته است. 
تصویرسازی و تخیل در اثر فردوسی چنان محکم و متناسب است که حتی اغلب توصیفات طبیعی درباره طلوع، غروب، شب، روز و . . . در شعر او حالت و تصویری حماسی دارد و ظرافت و دقت حکیم توس در چنین نکاتی موجب هماهنگی جزئی ترین امور در شاهنامه با کلیت داستان ها شده است. 


موسیقی در شعر فردوسی از عناصر اصلی شعر محسوب می شود. انتخاب وزن متقارب که هجاهای بلند آن کمتر از هجاهای کوتاه است، موسیقی حماسی شاهنامه را چند برابر می کند. 

علاوه بر استفاده از وزن عروضی مناسب، فردوسی با به کارگیری قافیه های محکم و هم حروفی های پنهان و آشکار، انواع جناس ، سجع و آرایه های دیگر تأثیر موسیقایی شعر خود را تا حد ممکن افزایش می دهد. 
اغراق های استادانه، تشبیه های حسی و نمایش لحظه های طبیعت و زندگی از دیگر مشخصات مهم شعر فردوسی است. 

نخستین کتاب نثر فارسی کتاب  شاهنامه است  که به دستور و سرمایه "ابومنصور توسی" فراهم آمد،  و به همین دلیل به "شاهنامه ابومنصوری" شهرت دارد و تاریخ گذشته ایران به حساب می آید. اصل این کتاب از میان رفته و تنها مقدمه آن که حدود پانزده صفحه می شود در بعضی نسخه های خطی شاهنامه موجود است. 


افزون بر این شاهنامه، یک شاهنامه منثور دیگر به نام شاهنامه ابوالموید بلخی وجود داشته که گویا قبل از شاهنامه ابومنصوری تألیف یافته است، اما چون به کلی از میان رفته درباره آن نمی توان اظهارنظر کرد. 

پس از این دوره در قرن چهارم شاعری به نام دقیقی توسی به نظم در آوردن داستان های ملی ایران را شروع کرد. دقیقی زردشتی بود و در جوانی به شاعری پرداخت. او برخی از امیران چغانی و سامانی را مدح گفت و از آنها جوایز گرانبها دریافت کرد. دقیقی  به دستورنوح بن منصور سامانی مأموریت یافت تا شاهنامه ی ابومنصوری را که به نثر بود به نظم در آورد.
 او هزار بیت بیشتر از این شاهنامه را نسروده بود و هنوز جوان بود کهدرحدود 367 یا 369  ق. برابر با 356 یا 358 خ. 946 یا948 م. به دست نوکر خود کشته شدو بخش عظیمی از داستانهای شاهنامه ناسروده مانده بود. بنابراین فردوسی هشمهری دقیقی کار ناتمام او را دنبال کرد. 
کتاب خدای نامه  و دیگر متن های پهلوی و اوستایی و...از منابع شاهنامه هستند.

موضوع این شاهکار جاودان، تاریخ ایران قدیم از آغاز تمدن نژاد ایرانی تا انقراض حکومت ساسانیان به دست  تازیان (اعراب )است .


شاهنامه به سه دوره اساطیری ، پهلوانی ، تاریخی تقسیم میگردد.. 



دوره اساطیری :


این دوره از عهد کیومرث تا ظهور فریدون ادامه دارد. در این عهد از پادشاهانی مانند کیومرث، هوشنگ، تهمورث و جمشید سخن به میان می آید. تمدن ایرانی در این زمان تکوین می یابد.

 کشف آتش، جدا کرن آهن از سنگ و رشتن و بافتن و کشاورزی کردن و امثال آن در این دوره صورت می گیرد. 

در این عهدبیشتر  جنگ ها ، جنگ های داخلی است و جنگ با دیوان و سرکوب کردن آنها بزرگ ترین مشکل این عصر بوده است. 
برخی گفته اند:
 منظور از دیوان، بومیان فلات ایران بوده اند که با آریایی های مهاجم همواره جنگ و ستیز داشته اند.

در پایان این عهد، ضحاک دشمن پاکی و سمبل بدی به حکومت می نشیند، اما سرانجام پس از هزار سال فریدون به یاری کاوه آهنگر حمایت مردم او را از میان می برد و دوره جدید آغاز می شود. 


دوره پهلوانی :


دوره پهلوانی یا حماسی از پادشاهی فریدون شروع می شود. ایرج، منوچهر، نوذر، گرشاسب به ترتیب به پادشاهی می نشیند. جنگهای میان ایران و توران آغاز می شود. 

پادشاهی کیانی مانند: کیقباد، کیکاووس، کیخسرو و سپس لهراست و گشتاسب روی کار می آیند. در این عهد دلاورانی مانند: زال، رستم، گودرز، توس، بیژن، سهراب و ...ظهور می کنند. 

سیاوش پسر کیکاووس به دست افراسیاب کشته می شود و رستم به خونخواهی او به توران زمین می رود و انتقام خون سیاوش را از افراسیاب می گیرد. در زمان پادشاهی گشتاسب، اشو زرتشت پیامبر ایرانیان ظهور می کند و اسفندیار به دست رستم کشته می شود. 
مدتی پس از کشته شدن اسفندیار، رستم نیز به دست برادر خود، شغاد از بین می رود و سیستان به دست بهمن پسر اسفندیار با خاک یکسان می گردد، و با مرگ رستم دوره پهلوانی به پایان می رسد. 


دوره تاریخی :
 

این دوره با ظهور بهمن آغاز می شود و پس از بهمن، همای و سپس داراب و دارا پسر داراب به پادشاهی می رسند. در این زمان اسکندر مقدونی به ایران حمله می کند و دارا را که همان داریوش سوم است می کشد و به جای او بر تخت می نشیند. 

پس از اسکندر دوره پادشاهی اشکانیان در ابیاتی چند بیان می گردد و سپس ساسانیان روی کار می آیند و آن گاه حمله عرب پیش می آید و با شکست ایرانیان شاهنامه به پایان می رسد. 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داستان زد - تاتی تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 7 خرداد 1394-08:19 ق.ظ


داستان زد عبارتی نغز و شیواست که در عین کوتاهی پرمعنا و دل انگیز است .

داستان زد ،عصاره اندیشه و فرهنگ شفاهی ملتی است که از گذشته های دور سینه به سینه نقل شده و از نسلی به نسلی دیگر سپرده، شده و بسان سکه زرینی که در بازار دادوستد زمان از رواج نیفتاده باشد به ما رسیده است و میراثی بس گران بهاست.

«دکتر معین در فرهنگ فارسی ارسال المثل یا ضرب المثل را به مفهوم مثل زدن، مثل آوردن آورده است»[1] 

و استاد دهخدا در اثر جاوید خویش ضرب المثل را «داستان زدن، ارسال مثل کردن، مثل راندن، نادره و حکمت گفتن»[2] معنا نموده است.

«داستان زد یکی از صنایع معنوی کهن زبان پارسی است و مُرَخِّم داستان زدن می باشد که چون از زبان نویسنده، شاعر و یا خطیبی جاری گردد، زیبایی سخن چندین برابر می نماید»[3] 

چرا که:

هر چه از دل برآید، بر دل نشیند.

(از مجموعه امثال و حكم، آن قسمتی كه شعر گونه و آهنگین است می پسندیم و بدان توجه داریم اینگونه ترانه ها، كه از روابط اجتماعی و تجارب زندگی نشأت می گیرند)[4] [5]، مفاهیم اخلاقی گوناگونی را مستقیم و غیرمستقیم بیان می كنند، دارای وزن و شعر هستند- نیم مصراع مصراع دوبیتی قطعه از انواع آنست 

«مثل ها گاهـی ادبـی و هنرمندانه، گاهـی عامیانه و محاوره ای و گاهی مبهم و گاهی صریح اند، گاه مستهجن و گاهی دارای ادب و حرمت كلام هستند.

«مثل سه وصف مطلوب دارد: اختصار لفظ، صحت، حسن تشبیه»[6]

«مثل، جمله كوتاهی است كه از تجربه دراز تولد یافته است»[7]

«مثل، زاده فكر یك جمع و نادره گویی یك فرد است»[8]

در زبان پارسی، درباره ی داستان زد، پژوهشگران و اندیشمندان بزرگی چون علامه ی دهخدا در کتاب امثال و حکم، شادروان صادق هدایت در کتاب نیرنگستان، محمدعلی جما ل زاده که قالب داستان را برای بیان و حفظ ضرب المثل های ایرانی و عبارت های حکیمانه به کار گرفته است، و نیز امیرقلی امینی و ابوالقاسم انجوی شیرازی و ... با کوشش ها و تحقیقات ارزشمند خویش، آثار گران بهایی را ارایه داده اند.

 

 

در زبان تاتی نیز استاد علی عبدلی در کتاب فرهنگ تطبیقی تاتی، تالشی و آذری، مجموعه ای از داستان زدهای رایج در لهجه های مختلف تاتی را در بخش آخر کتاب آورده است، 

و نیز استاد علی پدرام در اثر ارزشمند خویش هزار ضرب المثل تاتی[9] را گردآوری نموده است که خود وی در این باره می نویسد: 

«من ازدیرباز به زبان مادری خود (زبان تاتی) عشق می ورزیدم و به ضرب المثلهایش که از نظر کیفی و کمی قابل توجه و تعمق می باشند، علاقه ی خاطر پیدا کرده بودم. 

مطالعه ی برخی از آثار در این زمینه، ذهن خفته و ناخوداگاه مرا بیدار کرد و برآنم داشت که درصدد گردآوری حدود هزار ضرب المثل تاتی برایم.»[10]  و آثار دیگر ...

داستان زد، ممکن است همانند زبان و دیگر پدیده های فرهنگی در طول مسیر پر فراز و نشیب تاریخ دستخوش تغییر و دگرگونی شده، واژه ها و عبارت هایی را از دیگر زبان ها وام گرفته و خود نیز به زبان های دیگر وام داده باشد. 

و نیز ممکن است ضرب المثلی را عینا به زبانی دیگر منتقل کرده باشد و یا از زبانی به عاریه گرفته باشد که قطعا ثبت و ضبط داستان زدهای تاتی به حفظ و نگهداری این گنجینه ی گران قدر یاری می رساند و امید که این مهم محقق گردد.

ساختـار داستان زد به این گونه اسـت که دو جمله را بـدون ادات تشبیه به یکدیگـر تشبیه می نمایند و مشبه به ضرب المثل است که در این صورت تشبیه، مرکب (تشبیه تمثیل) و مضمر است و مقصود از آن تاکید مشبه می باشد:

«غم عشق آمد و غم های دگر پاک ببرد

سوزنی باید کز پای برآرد خاری»[11]

بیشتر علمای بدیع ارسال مثل را با تمثیل یکی دانسته و تعریف واحدی برای این دو مفهوم آورده اند، حال آنکه چنین نیست و این دو مقوله غیر هم بوده و متفاوتند.

در تمثیل گوینده برای ثابت نمودن نظر غیر محسوس خود مثالی محسوس از خود می آورد و در واقع سعی می نماید با دلیل و برهان، ادعایش را استدلال نماید. مانند:

1- تمثیل در سبک عراقی:

«آن یکی پرسید اشتر را که هی

از کجا می آیی ای فرخنده پی

گفت از حمام گرم کوی تو

گفت خود پیداست از زانوی تو»[12]

2- تمثیل در سبک هندی:

«ز یاران کینه هرگز در دل یاران نمی ماند

  به روی آب جاری قطره ی باران نمی ماند»[13]

اما چنانکه پیش از این گفته شد، ضرب المثل به معنای مثل آوردن آمده است که تصویری در قالب عبارت یا بیتی از اندیشه ی شاعر، نویسنده، حکیم و حتی یک فرد عادی جوشیده و در دل ها می نشیند و سال ها و قرن های متمادی در میان عامه مردم دهان به دهان نقل می گردد تا در نزد عامه حکم و مقام و داستان زد یا ضرب المثل می گیرد و آنگاه گویندگان دیگر در سخن خود بدان استناد می جویند:

 «می توان گفت که تمثیل سخنی است از خود گوینده به عنوان برهان و استدلال جهت اثبات ادعای او که در زبان گویش نمی توان نام ضرب المثل بر آن نهاد، ولی ممکن است با گذشت زمان و انتقال از نسلی به نسل دیگر چنین عنوانی پیدا کند»[14]:

«از مکافات عمل غافل مشو

گندم از گندم بروید، جو ز جو»[15]

به بیانی دیگر :

«ارسال مثل یک نوع مصرف است اما تمثیل نوعی تولید است. ارسال مثل مصرف ضرب المثلی که از قبل وجود دارد، اما تمثیل فقط ذکر مثالی است برای اثبات یا استحکام یک اندیشه»[16]

گاهی سخن حکیمانه ای مانند:

«میازار موری که دانه کش است
 

    

که جان دارد و جان شیرین خوش است»[17]

که در هنگام سرایش در قرن چهارم هجری نه تمثیل است و نه ضرب المثل، اما حرف خوشایند عام گشته و بر سر زبان ها می افتد و به مرور زمان ارسال مثل می گردد، تا جایی که در قرن هفتم شیخ شیراز آن را به عاریت گرفته می فرماید:

«چنین گفت فردوسی پاک زاد

که رحمت بر آن تربت پاک باد

میازار موری که دانه کش است

که جان دارد و جان شیرین خوش است»[18]

در طول تاریخ، بشر پیوسته بر آن بوده است که اندیشه ها و ایده های خود را در انجمن های ادبی، فرهنگی و اجتماعی و ... و میدان های سیاسی در صحنه های نبرد به دیگران منتقل و گاهی تحمیل نماید.

 در این میان زبان بهترین وسیله برای رساندن بشر به این هدف، بوده است به ویژه زمانیکه با سخنان بزرگان و مثل ها و حکمت ها و ... آمیخته گردد، که در این صورت لطف و زیبایی و گیرایی سخن را دوچندان خواهد نمود و درست به همین خاطر است که ضرورت استفاده از ضرب المثل در ذهن و اندیشه بشر بارور شده و ابزاری بسیار سودمند برای بیان و فهمانیدن بهتر و ساده تر مکنونات قلبی می گردد.

دیگر بهره ای که از کاربرد داستان زد به دست می آید، اعجازی است که در ایجاز آن به وجود می آید، به گونه ای که گاه چنان است که کار یک کتاب را می کند و زمانی به اندازه ی ساعت ها سخنرانی خطیبی توانا بر دل ها اثر عاشقانه می بخشد. مانند:

شَر اَجوره بی شَر مِنِگرده، آدمِ بی شَر مِگَردِه»[19]

شهر با آجر شهر نمی شود، بلکه با آدم شهر می شود.

در این عبارت کوتاه دریایی از معناها و مفهوم ها بیان شده است، زیرا شرایط مدنیّت را وجود زمینه های علمی، فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و ... و به طور خلاصه انسان بودن عنوان شده که شرح و تفسیر آن کتابی را در بر خواهد گرفت.

 درباره ی زمینه ی پیدایش این داستان زد، گفته می شود زمانی که در احداث بناها و ساختمان ها خشت و گل جای خود را به آجر و سیمان داد، آنگاه که به «استاد علی محمد»[20] مرحوم گفته شد، تاکستان شهر شده و همه ساختمان ها را با آجر می سازند، عبارت مزبور را بیان کرد که امروزه به صورت ضرب المثل بر زبان ها جاری است.

زمینه ساز پیدایش ضرب المثل عامل های زیادی می تواند داشته باشد، نظیر عامل های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و ... 

نگارنده سعی می نماید برخی از داستان زدهای تاتی را به خوانندگان تقدیم نماید.



ادامه مطلب

نوع مطلب : پهلوان بابا اولادی  سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  آداب و رسوم  یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  الموت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پوشاک مردم ایران در باستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 3 خرداد 1394-05:14 ب.ظ


 ویل دورانت  در کتاب تاریخ تمدن می نویسد:

«زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به

 آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی

 را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش هایی که در ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زن دیده

 نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد.»

 دائره المعارف لاروس :

 «تاریخ نشان می دهد که پوشش در فرس قدیم وجود داشته است».

در کیش «مازدیسنی» آمده است :

 زن خواهید و جفت گیرید و هم خوابه دیگری را نبینید و بر او منگرید و با او میامیزید.»

نوشته ها وکتیبه های  نشان می دهد که زنان در دوره های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها

 (هخامنشیان)، اشکانیان و سامانیان دارای پوشش  ایرانی بوده اند. 

- دوره مادها

در کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده:

«اصلی که باید در نظر داشت، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه های پیش از میلاد، پوشاک زنان

 دردوره مادها ضمن  کمی تفاوت با پوشاک مردان یکسان است.»

و نیز:

«مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می شوند. به نظر می

 رسد که زنان پوششی  روی سر خود گذارده اند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»

- دوره هخامنشیان

پارسی ها  از نظر لباس همانند مادها بودند. زیا مانند آنان از تیره آریایی بودند و بیشتر افسران و سربازان

 مادی در ارتش کورش بزرک و جانشینان او خدمت می کردند. افزون برآن روابط خویشاوندی میان مادها ،

 پارس ها و پارت ها وجود داشت و تازه ماندانا مادر کورش وپدربزرگش آستیاک و دیگران از مادها بودند.

در آثار برجای مانده آمده است:

«از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان

 پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که از

 پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن

 بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»

- دوره اشکانیان

در آثار گذشته : 

«لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است. پیراهن

 دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است.

 روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.»

در جای دیگر آمده است:

 «چادر زنان اشکانی به رنگ های شاد و ارغوانی و یا سفید بوده است. 

گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. 

این چادر به نحوی روی سر می افتاده که سرپوش(نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می

 پوشانیده است.»

در کتاب «پارتیان» نیز آمده است:

«زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو بر تن می کردند، با شنلی که بر سر افکنده می شد و نیز نقابی داشتند

 که معمولاً به پس سر می آویختند.»

دوره ساسانیان

 اردشیر پسر بابک سلسله ساسانیان را بنیان نهاد و دین زرتشت را دین رسمی کشور قرار داد.

 اوستا را ترجمه و آتشکده های ویران را بازسازی نمود.

 در مورد پوشاک زنان چنین آمده است: 

«چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.»

حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت که «حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلندسایربانوان ، تا پشت پا کشیده شده است.»


 منابع اسلامی چنین حکایت کنند که:

سه تن از دختران کسری، پادشاه ساسانی، را با ثروت فراوانی از اموال، برای عمر آوردند.

 شاهزادگان ایرانی را در برابر عمر در حالی که با پوشش ، خود را پوشانده بودند، ایستاندند.

خلیفه دستور داد، با آوازی بلند بر آنان فریاد کشند که:

 پوشش از چهره برگیرید تا تازیان آنها را ببینند و خریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند ! ؟

دوشیزگان ایرانی از برهنه کردن صورت خودداری کردند و مشت بر سینه نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند.

 خلیفه خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد، در حالیکه شاهزادگان ایرانی می گریستند.

حضرت علی(ع) به عمر فرمودند:در رفتارت مدارا کن.

از پیغمبر خدا(ص) شنیدم که می فرمود :

«بزرگ و شریف هر قومی را که خوار و فقیر شده، گرامی بدارید». 

عمر  آتش خشمش فرو نشست.

 سپس حضرت اضافه کرد: 

«با دختران ملوک نباید معامله دختران بازاری (کنیزان) کرد.» !؟

و.................................

اکنون  ای خردمند ، تو خود بخوان حدیث مجمل از این دفتر !



نوع مطلب : اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  تپه باستانی کندر  تپه باستانی کندر  جعفر نقال  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  احسان طاهرخانی نوازنده  احسان طاهرخانی نوازنده  قاسم طاهری نویسنده  پیر  بقعه پیر  بقعه پیر  حنفیه تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  امام زاده حنفیه  تپه خندا تاکستان  تاکستان امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  دانلود مستند موسیقی تاتی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  خندا تپه  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بهروز طاهری بیوگرافی  کارگردان بهروز طاهری  عباداله شقاقی  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری کارگردان  جعفر نقال مستند دانلود  چلیپا  گردونه مهر  گردونه مهر  گردونه مهر  تپه باستانی  تپه باستانی  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی مستند  مستند موسیقی تاتی  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  برداشت انگور  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  صلیب شکسته  سواستیکا  سواستیکا  سواستیکا  چلیپا گردونه مهر  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  دانلود فیلم جشن انگور  موقعیت تاکستان  موقعیت تاکستان  سایكل توریست جلد کتاب  خور روز  چله شو  چله شو  امام زاده عبداله تاکستان  امام زاده هفت صندوق تاکستان  امام زاده هفت صندوق تاکستان  امام زاده هفت صندوق تاکستان  مدرسه خیام شهرستان تاکستان  lnvsi odhl  عمارت بانک ملی تاکستان  عمارت بانک ملی تاکستان  کاخ شاهی  میل خرم آباد شهرستان تاکستان  ابراهیم آباد  ابراهیم آباد 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نژاد ها و زبان ها ی ایران

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:شنبه 2 خرداد 1394-09:23 ب.ظ

پیش از ورود و استقرار آریایی ها،‌ نژادهای بومی ای در ایران زندگی می كردند. از جمله این نژادها می توان به نژادهای مدیترانه ای، ‌استرالیایی،‌ نگرویی و حامی اشاره كرد.

 اقوام عیلامی،‌ كاسی،‌ لولویی،‌ كادوسی و تپوری از اقوام مربوط به این نژادها بودند. 

ورود اقوام بیگانه مانند اقوام هند و اروپایی،‌ سامی،‌ عبری،‌ تورانی،‌ گرجی و چركسی ، (تازی ، عربی) ، مغول و ترکمان موجب افزایش تعداد نژادها در ایران شد.

 

در حال حاضر علاوه بر اقوامی كه به زبان فارسی ( فارسی نو با لهجه های یزدی ،کرمانی،تهرانی ،مشهدی،و....)صحبت می كنند، گروه های نژادی دیگر از نظر زبانی كه به آن تكلم می كنند به شش دسته تقسیم می شوند:

 ترکمانان :

 این مردمان بیشتر در شمال استان خراسان و شرق استان مازندران زندگی می كنند و از نظر شكل ظاهری شبیه به مردم چین و مغولستان هستند و در واقع از بقایای مهاجمانی كه پیش از این به ایران حمله كرده اند،‌ هستند.

تركمنان علاوه بر اقامتگاه های دایمی دارای خیمه هایی هستند كه هنگام كوچ برپا می كنند. طوایف مهم تركمنان شامل كوكلان و یموت (شامل تیره های جعفربای و اتابای) می شوند.

ترک زبانان :

ین مردمان در بیشتر نقاط ایران پراكنده اند و بیشتر در منطقه آذربایجان زندگی می كنند. 

بیشتر ترک زبان ها ایرانی و از نژاد سفید ،جوگندمی و سبزه هستند،اما به دلیل سلطه ی قبایل ترک درایران و ارتباط با آنها و... زبان آنان از آذری پهلوی به  تركی تغییر یافته است. آنان از شاخه های اصیل آریایی هستند كه در طول تاریخ بر اثر آمیزش با تركان عثمانی، ترکان مغول ، جغتایی، آلتایی و غز و تیره های گرجی و قفقازی تغییرات زیادی در زبان آنها ایجاد شده است.


 ایلات ترك زبان :

قشقایی ،‌ ایل سون (شاهسون) ،‌ ارسبارانی و خلخالی.

 برخی قشقایی ها را از طوایف مغول و برخی از طوایف قدیمی آسیای صغیر (خلج) می دانند. اجداد قشقایی ها در ابتدا در قفقاز زندگی می كرده اند.

تیره های مهم قشقایی عبارت است از: كشكولی ،‌ دره شولی و شش بلوكی هستند. 

قشقایی ها در فارس سكونت دارند.

ایلات خمسه كه در این ناحیه زندگی می كنند اینانلو،‌ بهارلو و نفر هستند.


 

کرد  ها :

نژاد كرد كه تعداد آنها حدود پنج میلیون نفر تخمین زده می شود در ایران،‌ عراق، ، سوریه ،تركیه و قفقاز زندگی می كنند.

 در ایران بزرگ ترین مركز تمركز كردها اردلان است كه شامل آذربایجان غربی و كردستان است.

 زبان کردی به همراه زبان تاتی ، باز مانده ی  زبان مادی است كه  از تیره هند و اروپایی  منشعب می شود.

طوایف كرد عبارتند از:  مكری ،‌ گوران ،‌ كلهر ،‌ سنجابی ،‌ قبادی ، زعفرانلو ، شادلو


لرها :

لرها در غرب رشته كوه های زاگرس و جنوب كردستان زندگی می كنند .

طوایف مهم لر عبارتند از: سگوند،‌ ممسنی،‌ لك، عشایر كهكیلویه و بویراحمد و بختیاری ها.

بختیاری ها ایلات كوچ كننده ای هستند كه از نظر تعداد افراد كوچ کننده در ایران مقام اول را دارا هستند.  بختیاری ها به دو ایل بزرگ هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم می شوند.

 همچنین به چند تیره مانند دوركی، باباوی، راكی،‌ بختیاری وند، دنیاران، بانكی و ... تقسیم می شوند. 

 

عرب زبانان :

 عرب زبانان در خوزستان و ساحل و جزیره های خلیج فارس ساكنند.

اینان بر اثر مجاورت با كشورهای همسایه ی عرب زبان، پیوندهای نژادی و زبانی با آنان دارند.

 از ایلات عرب می توان به بنی طرف، بنی كعب، آل خمیس،‌ آل حمیر،‌ آل كثیر، صابیان،‌ بنی صالح و بنی تمیم اشاره كرد.


بلوچ ها :

اگرچه بیشتر بلوچ ها در بلوچستان ساكن هستند،‌ اما تعدادی از آنها نیز در سیستان، كرمان و كشور پاكستان زندگی می كنند.

بلوچ ها به شیوه های مختلف امرار معاش می كنند.

 طوایف مهم بلوچ عبارتند از:

یاراحمدزایی ، میرعبدی  ، نارویی ، ریگی ، مارانی  ،  مرادانی. 

آنان ازباز مانده های بلوچ های باستانی براهویی هستند كه با ورود آریایی ها، به جنوب شرقی ایران رانده شدند.

به دلیل ناکافی بودن ،این نوشتار ،شایسته است ،خوانندگان گرامی به توضیح کوتاه زیر توجه نمایند:

افزون برمردمانی که به زبان ها ی یاد شده سخن میرانند ، مردمان دیگری هستند، که دارای سابقه سکونت کهن تر و زبانی بسیار قدیمی به درازای تاریخ ایران زمین دارند،و به زبان های دیگری ، چون تاتی (مادی) ،گیلکی ،مازنی ،تالشی، مراغی و ... سخن می گویند.

 زبان های یاد شده، در این تقسیم بندی  به دلیل نزدیکی آوایی و واژگانی به فارسی نو ،در گروه زبان فارسی منظور شده اند.

اما از نظر قدمت تاریخی و داشتن واژه های اصیل وکهن و نیز شاخصه های دانش زبان شناسی ، زبان های اخیر جزو زبان های باستان و در گروه مادی  قرار می گیرند.



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  واژه ی سیادن - سیادنیج  روستای خروزان  قرقسین  روستای قرقسین  سوری  چهارشنبه سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  صلیب شکسته  سواستیکا  چلیپا گردونه مهر  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  جعفر نقال مستند دانلود  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  سایكل توریست  مراسم برداشت انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  ایران  الموت  رودبار ؛ مراغی ها  استان آذر بایجان شرقی  انگور - کریم خان زند  انگور - کریم خان زند  کتیبه ی پئوتین گرایا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

استان سمنان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:سه شنبه 19 فروردین 1393-08:55 ب.ظ

سمنان

استان سمنان كه در قدیم نام آن قومس بوده است كومش یا كومس از قدیمی ترین ایالات ایران بوده كه در زمان افاغنه  رو به ویرانی نهاد زبان مردم آن از بقایای تقریباً دست نخورده  زبان پهلوی است. به دلیل مجاورت كویر از كشاورزی مساعدی برخوردار نیست. غلات صیفی جات- دانه های روغنی و میوه جات و نیز پسته دامغان كه از مرغوبیت بالایی برخوردار است از جمله محصولات آن می باشد. صنایع استان شامل كارخانه قند- ریسندگی بافندگی- پوشاك- لوازم خانگی- سیمان ... از نظر معادن این استان غنی است و معادن آن عبارتست از : ذغال سنگ- سرب- مس- روی- آهن- كرمیت و... از جمله آثار باستانی استان مسجد جامع و دروازه ارگ سمنان- مسجد تاریخانه(خدای خانه) و مسجد جامع در دامغان مجموعه بایزید بسطامی در بسطام می­باشد.

 



نوع مطلب : آداب و رسوم تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  زبان تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  چلیپا گردونه مهر  چلیپا گردونه مهر  چلیپا گردونه مهر  چلیپا گردونه مهر  چلیپا گردونه مهر  چلیپا گردونه مهر  چلیپا گردونه مهر  چلیپا گردونه مهر  دشت خنداب تاکستان  دشت خنداب تاکستان  دشت خنداب تاکستان  دشت خنداب تاکستان  نوازنده احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  جلد کتاب سایکل توریست 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انگور درختی دارویی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 26 اسفند 1392-01:34 ب.ظ

انگور درختی دارویی : انگور درختی است که  نه تنها تمامی قسمت های آن قابل استفاده است ،بلکه همه ی قسمت های آن استفاده ای دارویی دارد . خوب است بدانید که :
1-برگ مو :دارای ساکاروز  ،لوولز levulose ،اینوزیت  Inosote ،مواد نشاسته ای و تعدادی از اسید های آلی است .
2-دم خوشه انگور : دارای تانن 
، مواد رزینی ، تارتارات ،  پتاسیم  و  اسید های آلی است .
3-غوره :میوه سبز رنگ و نارس انگور است که مزه ای ترش دارد. غوره دارای اسیدهای آلی مانند اسید مالیک
، اسید فرمیک ، اسید سوکسینیک  Succinique Acid، اسید اگزالیک   Agzalic Acid، اسید گلوکولیک Glucolique Acid  و قند می باشد .
4-انگور رسیده و شیرین دارای ترکیبات زیر است :  آب  75 گرم   -  پروتئین 3/1گرم     -  مواد قندی 20 گرم   
گلسیم 12 میلی گرم    -   فسفر 4/. میلی گرم   -   آهن 4/. میلی گرم    -    سدیم 3میلی گرم   -  پتاسیم 175میلی گرم    -      ویتامین آ    100گرم  -           ویتامین ب1   5./.میلی گرم   -              ویتامین ب2   3 ./.میلی گرم  -  ویتامین ب3    3/. میلی گرم -----ویتامین ث  4میلی گرم
5- پوست انگور : دارای تانن ، تارتارات
، پتاسیم  ، اسید های آزاد و مواد معدنی می باشد .
6- هسته ی انگور :در هسته ی انگور مقداری روغن و تانن وجود دارد .روغن هسته انگور Grape LSeed Oil به رنگ زرد مایل به سبز است .این روغن بدون بو و دارای مزه ای خوشایند میباشد .روغن هسته دارای تری گلیسیرید ،اسید اولئیک ،اسید پالمتیک ،اسید لینولئیک ،اسید استئار و اسید آراشیک می باشد .

براساس پروژه تحقیقاتی اساتید و دانشجویان دانشگاه پیام نور گرمسار


نوع مطلب : تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  جهان  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  سایكل توریست جلد کتاب  اکبر رحمانی گردشگر  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  موسیقی تاتی  برداشت انگور  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  دانلود مستند جعفر نقال  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  نقاش احسان طاهری  بهروز طاهری بیوگرافی  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  احسان طاهرخانی نوازنده  قاسم طاهری نویسنده  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  بقعه پیر  حنفیه  حنفیه  امام زاده حنفیه  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  چلیپا  تپه های تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  صلیب شکسته  تاکستان قدیم  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  چهار شنبه  آداب و رسوم  آداب و رسوم  یلدا  پهلوان بابا اولادی  سوری  سوری  چهارشنبه بزرگ  چهارشنبه خاتون 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ماه های سال در گاهشماری ایرانی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 23 اسفند 1392-11:01 ق.ظ

ماه های سال در گاهشماری ایرانی : نام ماه های سال در گاهشماری ایرانی به زبان پهلوی است.هر ماه به نامی بسیار زیبا ومعنای خوشتر آراسته است.
فروردین :به معنی آغاز رویش وزایش رستنی ها
اردیبهشت:دراین ماه جهان همانند بهشت است زیرا خرم وسرسبز است. ارد+بهشت-------ارد=مانند
خرداد:دهنده وبخشنده  خورها=خوبیها
،خورش ها و روزی.دراین ماه مردمان از گندم ،جو ،میوه و...بهرمند می شوند.
تیر:تیغ آفتاب چون تیری برزمین فرود می آید و جو و گندم برداشت شده ومیان کشاورزان تقسیم می گردد.
مرداد:خاک بهره ها و میوه های را به کمال رسانیده وبه انسان تقدیم می کند.
شهریور:ریو دخل پادشاهان . زیرا در این ماه شاهان مالیات و خراج خویش را ازبرزگران می ستانند.
مهر:ماه مهربانی وشادی . مردمان به یکدیگر مهربانی کنند و هرچه از غله و میوه دارند
،بین هم تقسیم نموده وباهم می خورند
آبان: آب ها. زیرا باران و بارش های جوی زیاذت یابد و آب ها فزونی گیرد و مردم کشتزارها را آبیاری کنند.
آذر: ماه آتش
، آذر =آتش ، دراین ماه هوا سردگشته و مردم به آتش نیاز دارند.
دی :یعنی دیو
، ماه سختی و سرما و درشتی .زمین از خرمی ها به دور ماند.
بهمن: بهمان صورت
، بهمن ماه از نظر سردی و خشکی و خشونت چون دی است.
اسفند: از ریشه پهلوی اسپندارمذ
،اسفندارمذ  .اسفند در زبان پهلوی یعنی میوه. دراین ماه خرمی و سرسبزی آغاز گردد و میوه ها وگیاهان دمیدن گیرند.
برگرفته از کتاب (نوروزنامه )خیام نیشابوری دانشمند بزرگ ایرانی در ریاضی
،پزشکی ،ستاره شناسی، رباعی سرایی ،فلسفه و...


نوع مطلب : تپه شیزر  تپه ی باستانی شیزر  سوری  چهارشنبه سوری  چهار شنبه  آداب و رسوم  شب یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  ایران جهان  جهان  ایران  رودبار ؛ مراغی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

باغ های انگور تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 23 اسفند 1392-09:51 ق.ظ

باغ های انگور تاکستان : از گذشته های دور درشهرستان تاکستان به دلیل گستردگی باغ ها ،تنوع در نو ع وکیفیت انگورها،طرز کشت آن و پراکنندکی جغرافیایی تقسیم بندی هایی به نام پند یا بند صورت گرفته است.این کار به آن جهت بوده است که کشاورزان و باغداران به راحتی مسیر ومنطقه باغ یا کشتزار خویش را تشخیص دهند و یا در صورت نیاز به دیگران معرفی نمایند. افزون بر آن محصول به دست آمده را از نظر کمی ،کیفی و نوع آن مشخص نمایند.ونیز دسترسی به آب ،نوع خاک و....
برهمین اساس پند قرق :یعنی باغ های منطقه ی قرق -پنددلاور:یعنی باغ های منطقه دلاور و......
نامی ترین نواحی باغی تاکستان:
قرق ( qoroq ):منطقه ای از باغهای بسیار مرغوب تاکستان که در ناحیه جنوب باختری قرار دارد.درختان آن دربرابر سرما کمتر آسیب می بینند.انگور آن زردطلایی و بسیار خوش مزه است.
چمنون  (Chamanon ): چمن زار ها ،باغ های در مسیر قرق با انگور های خوش طعم که از قدیم به شکرپاره مشهور بوده است.
رویابار (Ruyabar ):رودبار ،درمسیر این باغ ها
،همواره رودی یا نهری در مسیر حرکت باغداران و چارپایان آنها جاری بوده است.
لرگه ( Loge ):نخستین باغ هادر ابتدای را ه اک .درگذشته ایل های لر در همین ناحیه اتراق داشته اند.
پسبند (Pasband ):پساز باغ های لرگه ورویابار وشرشرک قرار دارد و نواحی اطراف پل دوم جاده اک
شرشرک (Shorhsorak ):باغهایی بالاتر ازمنطقه رویابار
، آبشار کوچک یا نهری داشته که آب آن ازبلندی به پایین سرازیر می شده وصدای زیبای شرشر آن به گوش می رسیده است.
عسلک (Asalak ):عسل کوچک ب
،اغ هایی که در نواحی جنوبی تاکستان است .انگورهای دانه ریز آن چون عسل شیرین است.
چل قونبون ( Chel gombon ):چهل گنبدان:به منطقه مسکونی یا بنای تاریخی اشاره دارد که گنبد های زیادی دارد. امروز از آن بناها اثری نیست اما هنور هم این نام بخشی از باغها را معرفی میکند.
پند یایتخت :پایتخته رزون
  ( payetakhte Razonباغ هایی درابتدای جاده خرم ابادکه به باغ های پایتخت مشهور است.و ان به این سبب است که شاه عباس بزرک صفوی در یکی از سفرهای تفریحی خود مدتی دراین منطقه اردو زده و به شکار وتفریح پرداخته است .
و نیز باغهای منطقه ی : اکه را ( Ake ra )، دیارراه ( Dor Rah )، خرامباده را  ( Khorambade ra )، شرراه ( Shar rah )، ملک آلا ( Maleke ala )، اصغر حویه  (Asghare Hoyye )، دلاوربند  (Delaware band )کلی رزون  (Kalli Razon )، فنی رزون  (Feni Razon )، ا ل له جار ( alale Gar )(آلاله زار،لاله زار )  ،پنبه جارون (  Panbe Garon)(پنبه زار)، شش داغون ( SHesh Daghon )، سنگه زمین (Sange Zemin )، نرگه را ( Narge Raسرآسیا  (Sar Asia )، خندا دشت  GHanda Dasht )، تپی ور (Tappi Warجنگل حویه (Gangale Hoyye )، خربزه جالیزگاه (KHarboze Galizgah ) ، ده بند(Dah Band شاقلی زمین( SHagoli Zminخروش پند ( Kharosh Pandقنبر پند(Gambare Pand )، حسن پند(Hasane Pand )،  ( فتح اله پند  PandFatalla  )، روخونی سر( RoKHoni Sar )   ،لاتون (Latton) ، مرم شا تپه( Maram Sha Tappe)  ، سلکه تپه (زلکه تپه ) ( Solake Tappe -Zolake Tappe)  ،اکه چول ( Ake CHol) ، شورجه( Shorge) و ............



نوع مطلب : تپه شیزر  تپه ی باستانی شیزر  شعبان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  چهارشنبه سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  زبان تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه باستانی خندا  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  پیر  بقعه پیر  حنفیه  حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   ایران جهان  جهان  ایران  رودبار ؛ مراغی ها  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بازی های محلی تاتی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 5 اسفند 1392-10:24 ق.ظ


بازی های بومی و ملی :
 در فرهنگ وبستر بازی بر اساس نکته های زیر تعریف شده است :                   1- حرکت ، جنبش  ، فعالیت  
2- آزادی یا تعیین حدود برای حرکت و جنبش  
3-  حرکت در جهت تفریح  ، سرگرمی یا ورزش
بازی عبارت است از : مجموعه ی فعالیت های آزاد جسمی یا ذهنی که باعث پر کردن اوقات فراغت و بیکاری فرد می شود و انرژی زائد بدن را به مصرف می رساند و سبب نشاط و خشنودی می گردد.
بازی های بومی : فعالیت هایی که در ارتباط  با فرهنگ  هر قوم ،  نژاد و ناحیه ای خاص  سرچشمه گرفته  و رابطه ی بسیار نزدیک و تنگاتنگی با شیوه ی زندگی  ، آداب ورسوم  ، پندار  ، گفتار و کردار آنها دارد .
بازی های محلی : این بازی ها  ، فعالیت هایی است که در اصل ریشه در فرهنگ ملی دارد و در اثر سفرها یا مهاجرت ها و ...به جای جای ایران زمین رفته و از سوی مردم پذیرفته شده است .
از نظر فروبل frobel بازی وسیله ای مناسب برای سازندگی کودک و نوجوان  در بعدهای گوناگون است و از مهم ترین عامل های  ایجاد هماهنگی رشد و نمو در جنبه های جسمی ،عاطفی  ،ذهنی  ،اجتمایی و روانی   است.
ادوارد گروس Edward Gross معتقداست که : بازی جهت حفظ الگوی اجتمایی  ،موجودیت نظام اجتمایی و اهداف گروهی ضروری است .
در حال حاظر یکی از کابرد های بازی جنبه ی درمانی آن است . بازی افزون بر سرگرمی  ،موجب کاستن تنش های روانی و عاطفی می گردد و عصبانیت و تند مزاجی را تخلیه میکند و مفاهیم اساسی مورد نیاز برای ساخت ذهنی را می آموزد و در سال های درس و مدرسه نیز جنبه هایی دارد :
فیزیکی  ( مانند تناسب اندام  و................. )
ذهنی    (مانند کنجکاوی و ابراز شخصیت و...)
عاطفی (مانندهمکاری تعادل احساسات و.... )
باعنایت به  آثار بازی ها و نیز نکاتی بسیار دیگرارزش و اهمیت بازها بیش از گذشته روشن می گردد اما شور بختانه اولیای تعلیم وتربیت برخی کشور ها از توجه به این مهم غافل بوده و هیچ گونه برنامه ای برای بکارگیری و بهروری از آن ندارند.
بی شک نگارش علمی و موشکافانه این بازی ها و ثبت و احیای بازی های بومی و محلی وانتقال ان به نسل های آتی کاری بس مهم و در جهت حفظ میراث فرهنگی وملی است و می تواندادبیات شفاهی گذشته را  برای آیندگان به یادگار بگذارد و موجب گسترش و اجرای این بازی ها در جامعه شده و هدف های ارزشمند یاد شده را تامین نماید.
برخی از بازی های تاکستان :  دوری نییه doriniye، اختیله وازی axtile vazi ، هلنگه وازی holange vazi ، کرخا  وازی karxa vazi ،قیشه وازی giyse vazi ،تله وازی telle vazi ،چو وازی  cho vazi،لپره  lappare، فله وازی fele vazi ،لیس پس لیس  lis pas lis،چانقار  changar،الکه وازی alehe vazi ،آکش اوکش  akas okas،نشقرا بشقرا  nasgara besgara،خزلتمهxezelatme  الاملاچنگین چللا  alla molla changin challa، دارک darakو.......
برخی از بازی های  تات نشین های رود بار الموت و شهرستان :
حسابلی  hasabli،آغوز بازی agoz bazi ،سینو بازی  sino bazi،کرشکک karaskak ،سنگ چینک sang chinak ،قیش بازی  gis bazi،گل کای gol kay ،آکر دوکر aker doker ،الک دولک alak dolak، باخوس بچک baxos bchak ،چالتوکس chaltoks ،و....
و.........


نوع مطلب : تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  ادوارد گروس  فروبل  زبان تاتی  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  آداب و رسوم  شب یلدا  یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  زبان تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  گردونه مهر  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه باستانی خندا  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه  پیر  بقعه پیر  حنفیه  حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   ایران جهان  جهان  ایران 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رودبار شهرستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 11 بهمن 1392-10:09 ق.ظ

رودبار شهرستان :  رودبارشهرستان در شمال شهر قزوین قرار دارد. این  ناحیه  از  شمال  به  استان مازندران ، ازخاور به بخش الموت،از باختر به قزوین و از جنوب به دهستان اقبال غربی محدود می گردد.           این بخش از نظر ویژگی های آب و هوایی و جغرافیایی و فراوانی آب و مراتع و نیز گویش و فرهنگ مردم شباهت و نزدیکی زیادی به بخش الموت دارد.

ناحیه رودبار به سبب آثار تاریخی و به ویژه قلعه های نامور به قلعه اسماعیلیان و نیز وجود گروهی نامدار به مراغی یا کله بزی بسیار شهره است.                                                                                            از مجموع 109 روستا تنها 3 روستا به ترکی سخن می رانند و خوشبختانه  106 روستا هنوز به تاریخ و فرهنگ کهن این دیار پایبند بوده و از سرشوق به زبان شیرین تاتی سخن می رانند و بدان عشق می ورزند.
مراغی های این سرزمین در این آبادی های  زندگی می کنند:  انگورازوج ، الین، اسبه مرد، ابیرک، دیکین، درک، دوره چاک، زناسوج سپوهین، علی آباد، کش آباد، گرمارود بالا، گرمارود پایین، موشقین ،ورتابان ،وشته، هریف، هلارود و.....




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

الموت

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 10 بهمن 1392-08:28 ب.ظ

الموت در شمال خاوری شهر قزوین قرار دارد . منطقه ای کوهستانی است در میان کوه های الموت  ، طالقان و دره ی الموت که  در قسمتی از  کوهستان البرز مرکزی  و به موازات  کرانه های  جنوبی  دریای کاسپین واقع شده است . همجواری این منطقه با استان  مازندران و گیلان  و تهران و ...  موجب شده است  که الموت  از موقیعت فرهنگی خوبی  بر خوردار گردد. فراوانی آب  و مراتع سرسبز منطقه  از زمان های گذشته دور مورد توجه دام داران و کشاورزان ایرانی بوده است .



الموت از شمال به مازندران از شرق به استان تهران  از غرب به رودبار شهرستان  و جنوب به تهران و دهستان  کوهپایه غربی  بخش آبیک همجوار است  و از نظر نا همواری به دو قسمت کوهپایه و کوهستانی تقسیم می شود . این ناحیه آب و هوای معتدل کوهستانی دارد و دارای زمستان های سرد و تابستان های معتدل می باشد.   



 ترکیب نژادی الموت  از حیث طبیعی و صفت ظاهری  مانند قامت ، رنگ پوست ، رنگ و شکل مو ، وضعیت صورت و بینی ،   رنگ چشم و ....  دارای وجه مشترک است  و به دلیل موانع طبیعی  همچون  وجود کوه ها  و دور بودن از راه های ارتباطی اصلی کمتر تحت نفوذ  و  اختلاط نژاد های دیگر قرار گرفته است. شاید بتوان گفت  که نژاد مردم الموت  تقریبا  ایرانی خالص باقی مانده است . 


مردم الموت به زبان تاتی سخن می گویند . زبان آنها از نظر ریشه ی کلمات بدون در نظر گرفتن تلفظ و گویش با زبان تبری و گیلکی مشابهت دارد .

در مجموع بخش الموت  دارای 89 روستا می باشد . از این تعداد  تنها 5 روستای  لامانی ، مدان ، هرانک ، کافر کش ، و آوه  به زبان ترکی سخن می گویند و باقی روستا ها  به تعدا 84 روستا  همچنان  به زبان اصیل ایرانی ، زبان تاتی سخن می گویند. نیمی از اهالی دو روستای  شتر خان و سفید در به زبان تاتی  سخن می گویند و نیمی دیگر به ترکی و ....



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

علی میر دریک وندی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 9 بهمن 1392-09:21 ب.ظ

سال ۱۲۹۶ خورشیدی است در لرستان و در منطقه ای که متعلق به ایل دریکوند هست فرزندی متولد می شود که نامش را علی می گذارند.. پدر و مادر لبخند زنان از متولد شدن پسری برای خانواده بهمدیگر تبریک می گویند .پسری برای روز تنگی...پسری برای دوران پیری...                                                 برادر بزرگتر علی بنام صفی جان در همان حوالی به شبانی بزغاله ها مشغول بود (بعدها باصفی جان مصاحبه ایی داشتم  صفی جان در تاریخ ۳-۴-۸۲ وفات کرد در حالیکه هنوز یقین کامل به محل دفن علی نداشت....) پدر علی بنام نقی شادی فراوانی داشت هر چند در تولد علی نه ستاره ای درخشیدو نه زمین به اسمان چسبید. سید محل که از تبار شاهرخی های محل بود در گوش بچه اذان و اقامه خواند خانه علی "دواری" بیش نبود و چندین دوار و کولای "هومسا" در اطراف هم برپا شده بودند گویا فصل بهار بود و ایل در منطقه ییلاقی خود و در سرزمین دادآباد ساکن شده بودند.                                                         علی از ایل دریکوند بود! ایلی که مظهر شجاعت و سخاوت بود. افراد ایل غالبا آدمهای دوراندیش و با سیاست و کیاست هستند اما مال و ثروت آنها منجصر است بر گوسفندانشان وزمینهای کشاورزی که گاه بذری می کارند و گاه به امان خدا رهایش می کردند.                                                                           دیرکوندها دارای شعبه ها و تیرهای مختلفی همچون: قلاوند ،بهاروند، میر، زینی وند، طالبوند ،هلدی شورابی ،ساتیاروند ،کرکینی، بازگیر و چندین تیره و طایفه دیگرکه به ۱۸ تیره می رسد ،می شود.    سرزمین انها از ابتدای روستای اسبستان واقع در ۲ کیلومتری خرم آباد شروع و تا ابتدای صالح آباد(اندیمشک) گسترش دارد از شرق هم مرز با ایل پاپی و از غرب سرزمینهای را در دره شهر ایلام در مالکیت دارند...    


علی میر دریکوندی از نویسندگان لرستانی است که در روستای دادآباد  متولد گردید . دو کتاب برای گونگادین بهشت نیست -  نور افکن وسربازان وافسران فرانسوی از آثار اوست. هر دو کتاب به زبان انگلیسی نوشته است .او در آغاز  به مدرسه یا مکتب نرفته و سوادی نداشته است اما  بعدها  با تلاش و کوشش شایسته خویش خواندن و نوشتن  و زبان انگلیسی را در ایران و در ادامه در انگلستان به حدکمال می آموزد تا اینکه به نویسنده ی زبده ای  مبدل می گردد.

سرگذشت او  برگرفته ازتحقیق و پژوهش مهدی ویس کرمی :

در کمپ بدرآباد علی با ستوان جان همینگ آشنا می شود و این آشنایی بعدها  موجب شهرت علی می گردد. نکته جالب تر در مورد اشتغال علی میردریکوند در کمپ،اصرار بی اندازه وی برای کار کردن با انگلیسی ها است. او حتی عنوان می کند که مرا به زندان بیاندازید ولی نگهبان من یک فرد انگلیسی باشد. این اصرار علی در کار کردن با انگلیسی ها بالاخره نتیجه می دهد و علی به خوبی زبان انگلیسیها را فرا می گیرد. 

بعد از این جریانات علی در کمپ مهندسی همراه با جان همینگ مشغول به کار می شود. در این بین علی به ابتکار خودش هر روز نامه ای به زبان انگلیسی برای ستوان همینگ می نویسد و از او می خواهد که به تصحیح نامه بپردازد؛ در خلال این نامه ها است که ستوان همینگ به استعدادهای خارق العاده علی  پی می برد. 

و بدین ترتیب علی میردریکوندی در سالهای آغازین دهه ی چهل، سوژه ی اول مطبوعات و محافل فرهنگی ایران می شود، اوج این هیاهو در تابستان سال 44 است که تلاشهای جویندگان، برای یافتن علی میردریکوندی بی نتیجه می ماند 

به دنبال خروج نیروهای بیگانه از ایران ستوان همینگ به انتشار کتاب علی میردریکوندی تحت عنوان «بهشت برای گونگادین نیست» که به زبان انگلیسی تألیف شده بود، همت می گمارد، اما متاسفانه به دلیل هزینه های گزاف چاپ و حروف چینی کتاب در آن زمان، از داستان شصت هزار سطری تنها حدود چهارصد سطر در انگلستان منتشر می شود. 

انتشار این کتاب در انگلستان سر و صدای زیادی به پا می کند و کتاب «بهشت برای گونگادین نیست»چندین جایزه ادبی کشور انگلیس را به خود اختصاص می دهد و همه برای یافتن علی میردریکوندی یا به قول خودشان «گونگادین» به تکاپو می افتند. همه کنجکاو دیدن گونگادین و تحویل جایزه اش به وی، می شوند. 

به دنبال این ماجراها آقای غلامحسین صالح یار این اثر را به زبان فارسی ترجمه میکند. این کتاب ابتدا به صورت پاورقی در روزنامه ی اطلاعات و سپس در سالهای آغازین دهه ی 40کتاب جیبی «برای گونگادین بهشت نیست» در ایران منتشر می شود.                                                                                     با انتشار این اثر نام علی میردریکوندی در سراسر کشور بر سر زبانها می افتد.عده ای درصدد بر می آیند تا او را بیابند. و بدین ترتیب علی میردریکوندی در دهه ی چهل سوژه ی اول مطبوعات و محافل فرهنگی ایران میگردد. اوج این هیاهو در تابستان سال 44 است که تلاشهای جویندگان، برای یافتن علی میردریکوندی بی نتیجه می ماند

علی میردریکوندی تنها و بی کس می ماند، به قول «میرنوروز»:

پیری و دسِّ پَتی دردِه کَمئ نئ                    اَر وِه دؤلت بَرَسی، پیری غَمئ نئ

علی میر دریکوندی سالهای واپسین عمرش  رادر بروجرد ماندگار می شود.تنها کسانی که در این چند سال در بروجرد با سیدعباس (علی میردریکوندی)دم خور بودند، چند تن از کتاب فروشها بودند مثل میرزا حسین کتاب فروش و  دیگرروزنامه فروشیهای شهر بروجرد.  هیچ کس نمی دانست این گدای آشفته کیست و از کجا آمده است ! 

ی شود و این آشنایی بعدها به ترتیبی که گفته می شود موجب شهرت علی می گردد. نکته جالبتر در مورد اشتغال علی میردریکوند در کمپ،اصرار بی اندازه وی برای کار کردن با انگلیسی ها است. او حتی عنوان می کند که مرا به زندان بیاندازید ولی نگهبان من یک فرد انگلیسی باشد. این اصرار علی در کار کردن با انگلیسیها بالاخره نتیجه می دهد و علی به خوبی زبان انگلیسیها را فرا می گیرد. 

بعد از این جریانات علی در کمپ مهندسی همراه با جان همینگ مشغول به کار می شود. در این بین علی به ابتکار خودش هر روز نامه ای به زبان انگلیسی بری ستوان همینگ می نویسد و از او می خواهد که به تصحیح نامه بپردازد؛ در خلال این نامه ها است که ستوان همینگ به استعدادهای خارق العاده علی  پی می برد. 

و بدین ترتیب علی میردریکوندی در سالهای آغازین دهه ی چهل، سوژه ی اول مطبوعات و محافل فرهنگی ایران می شود، اوج این هیاهو در تابستان سال 44 است که تلاشهای جویندگان، برای یافتن علی میردریکوندی بی نتیجه می ماند.

به دنبال خروج نیروهای بیگانه از ایران ستوان همینگ به انتشار کتاب علی میردریکوندی تحت عنوان «بهشت برای گونگادین نیست» که به زبان انگلیسی تألیف شده بود، همت می گمارد، اما متاسفانه به دلیل هزینه های گزاف چاپ و حروف چینی کتاب در آن زمان، از داستان شصت هزار سطری تنها حدود چهارصد سطر در انگلستان منتشر می شود. 

انتشار این کتاب در انگلستان سر و صدای زیادی به پا می کند و کتاب «بهشت برای گونگادین نیست»چندین جایزه ادبی کشور انگلیس را به خود اختصاص می دهد و همه برای یافتن علی میردریکوندی یا به قول خودشان «گونگادین» به تکاپو می افتند. همه کنجکاو دیدن گونگادین و تحویل جایزه اش به وی، می شوند. 

به دنبال این ماجراها غلامحسین صالحیار کتاب «برای گونگادین بهشت نیست»را ترجمه می کند.این کتاب ابتدا به صورت پاورقی در روزنامه ی اطلاعات و سپس در سالهای آغازین دهه ی 40کتاب جیبی «برای گونگادین بهشت نیست» در ایران منتشر می شود. و با انتشار این اثر نام علی میردریکوندی در سراسر کشور بر سر زبانها می افتد.و عده ای درصدد بر می آیند تا او را بیابند. و بدین ترتیب علی میردریکوندی در دهه ی چهل سوژه ی اول مطبوعات و محافل فرهنگی ایران می شود، اوج این هیاهو در تابستان سال 44 است که تلاشهای جویندگان، برای یافتن علی میردریکوندی بی نتیجه می ماند. 

 علی میردریکوندی تنها و بی کس می ماند، به قول «میرنوروز»:

پیری و دسِّ پَتی دردِه کَمئ نئ                    اَر وِه دؤلت بَرَسی، پیری غَمئ نئ

علی میر دریکوندی بالاخره سالهای واپسین عمرش در بروجرد ماندگار می شود،تنها کسانی که در این چند سال در بروجرد با سیدعباس (علی میردریکوندی)دم خور بودند، چند تن از کتاب فروشها (مثل میرزا حسین کتاب فروش)و روزنامه فروشیهای شهر بروجرد ولی هیچ کس نمی دانست این گدای آشفته کیست و از کجا آمده است !

عاقبت در یک شب سرد پاییزی،پنجم آذر 1343 خورشیدی علی میردریکوندی، گونگادینی که هر روز در آکسفورد انگلستان برای او سیمنار و گرامیداشتی بر پا بود و از جوایز نفیسش صحبت می شد، در زیر پلاسی مندرس، از سرما و  خماری و گرسنگی در کنج دیوارهای امامزاده جعفر بروجرد بی سر و صدا جان باخت .  او را با همان نامی که می شناختند(سید عباس) غریبانه به خاک سپردند.
عجیب است، که تنها چند ماه بعد از مرگ علی میردریکوندی، جستجو و تکاپو برای یافتن او آغاز می گردد، و از سرنوشت جوایز نفیس وی  سخن گفته می شود.  

روزنامه های اطلاعات و کیهان آن زمان پی در پی سراغ او را می گیرند، عکس و ترجمه ی کتابش را چاپ می کنند، و همه سراغ این نویسنده ی لرستانی را می گیرند. عده ای از این نشریات هم منکر وجود چنین شخصیتی می شوند و آن را ساخته ی انگلیسیها می دانند !
یکی از نشریاتی که درباره ی علی میردریکوندی مطالبی منتشر می کرد، نشریه ی «فریاد خوزستان» بود، به دنبال انتشار این مطالب، حائری (کوروش) از طرف انجمن ادبی دانشوران بروجرد،به اینگونه منکرین و دروغ پردازان درباره ی علی میردریکوندی پاسخ می دهد:
«چون در مورد علی میر لرستانی نویسنده ی (برای گونگادین بهشت نیست)اخیراً مقالاتی مبهم و برخلاف حقیقت، غیر منصفانه در مجلات و روزنامه ها انتشار یافته است، لذا به عرض مراتب زیر مبادرت می نمایند. این که نوشته اند شخصی به نام علی میردریکوندی وجود نداشته است و این کتاب ساخته و پرداخته ی انگلیسیها است! در جواب به اطلاع می رساند: علی میردریکوندی در سالهای اخیر مقیم شهرستان بروجرد بوده و عده ی کثیری از اهالی و نویسندگان، شاعران و کتاب فروشیها او را کاملاً می شناسند و بعضی با نامبرده دوستی نزدیکی داشته اند و آقایانی که به زبان انگلیسی مسلط می باشند، تصدیق می نمایند که علی میردریکوندی، انگلیسی را بسیار خوب می دانسته و تردیدی نیست که کتاب مورد بحث و داستان نورافکن را خود او به انگلیسی نوشته است.نامبرده در روز پنجم آذر ماه 1343 فوت کرد و در امامزاده جعفر بروجرد دفن شد. بدین ترتیب تصدیق خواهند فرمود که کسی که روزگارش با فقر و فلاکت سپری شده و در این حال دارای ذوق و شوقی نیز بوده است، اینک انصاف نیست که مرده ی او را به شلاق ببندند.»            (فریاد خوزستان،شماره611 مورخه 11 مرداد 1344) 

غلامحسین معماری این گونه علی میردریکوندی را در شعرش می ستاید:
نازم این طاقت و این صبر و گران جانی را       وین همه رنج علی، میر لرستانی را
کاخ ییلاقی او بود سر گورستان                   کن نظر مسکنت و فقر و پریشانی را
موقع بهمن و دی مأمن وی گلخن بود            یعنی ای دوست ببین کاخ زمستانی را
موی ژولیده و رخسار غبار آلوده                  هیچ نشناخت کس آن گوهر پنهانی را
گاه می گفت: بسوزه دلتان بر حالم                گاه یا حضرت عباس برسان بانی را
بود تا زنده ز دل درد و خماری نالید              کس نپرداخت به او حق مسلمانی را
حال سرتاسر دنیا همه جا صحبت اوست          کرده مشغول بخود عالی و هم دانی را
منتشر گشت کتابش چو به لندن فهماند           هوش سرشار لر و ملت ایرانی را
چهره ایی بود که چون پرده برافتاد از او         کرد روشن افق عالم انسانی را
شرح داده است به نورافکن و گونگادینش        قصه ی بی سر وسامانی و حیرانی را
با چنین تیرگی بخت، کس معماری                نتواند سپرد این ره طولانی را 

حسن گودرزی در مقاله ای با عنوان «خلاصه ای از خاطرات من» نوشته است:
«هم اکنون در شمال شرقی بروجرد در جوار امامزاده جعفر،انسانی در دل خاک آرمیده است که گورش چون گورهای بینام و نشان، نشانه ای برای شناختن ندارد... چشمانش سیاه و موی سر و محاسنش سیاه و در هم بود... شخصاً چند بار با او انگلیسی صحبت کردم مخصوصاً شبی او را در کنار یک دکه ی مطبوعاتی به صحبت گرفتم و او هم به انگلیسی جواب داد که در اینجا از نقل جمله ی انگلیسی خودداری کرده و فقط برای آشنایی خوانندگان به دانش و اندیشه ی علی میر ترجمه ی مکالمه ام را با او بیان می نمایم.           از او پرسیدم درباره ی زندگی چه می دانی ؟! در جوابم با نگاه عمیقانه ای که گویی نامرادیهای زندگی را به خاطرش می آورد لبهای کلفت و سیاه خود را گشوده و مانند یک فیلسوف چنین گفت:                    در زندگی نقطه ی روشنی نمی بینم فقط می پندارم که چون دود سیگار می گذرد. 

 پرسیدم چه چیز از زندگی را دوست داری؟   گفت: سکوت مطلق شبها و مطالعه را دوست دارم. شنیدن این جمله و  هیجان ضمیر و افکار پریشان نگذاشت سؤال دیگری بنمایم او هم با قطع صحبت ندا در داد: یا حضرت عباس و از جلوی دیده ام گذشت. هر کس به زبان انگلیسی آشنایی کامل داشته باشد می داند که سکوت مطلق شب یک اصطلاح زیباست که در جواب من به زبان جاری نمود.»

گودرزی در ادامه ی همین مقاله صحنه ایی دردناک و تأسف برانگیز را آورده است که در آن پاسبانی نادان او را  به جرم دزدیدن لحافی کهنه جلب می کند، اما علی میردریکوندی اظهار می دارد که لحاف مذکور متعلق به خود اوست که در ازای خرید کتابی قصد فروش آن را داشته است. 

قاسم باستانی در مقاله ایی دیگر اینگونه زندگی و مرگ گونگادین را شرح می دهد:
«ژولیده ای ژنده پوش و تهی دستی برهنه پای و سر،در سال 1337 به بروجرد آمد و تا پنجم آذر 1343 که دعوت حق را لبیک گفت قریب به هفت سال با رنج بسیار در این دیار بزیست و با سختی مُرد. نام او علی میردریکوندی بود و زادگاهش قریه ی دادآباد. این قریه بین خرّم آباد و دزفول واقع شده است. مدفن او قبرستان شهدا و این قبرستان بین امامزاده جعفر و مصلای بروجرد است،                                           آن مرحوم را با نام سید عباس و مجهول الهویه به خاک سپردند، شهرتش به این نام تذکر و ترنم دایمی وی در هنگام شب به ذکر شریف یا حضرت عباس بوده است و نوای جانسوز او هنوز در گوش دل طنین انداز است.... اندامی لاغر و چهره ی سیاه و محاسنی انبوه داشت. قامتش به سان مشاعر و افکارش موزون و معتدل بود و ... و با اینکه مسکن و استراحت گاهی نداشت و شبها در زوایای مساجد و گورستانها به سر می برد. هیچ وقت از مطالعه و تفکر غافل نبود و همواره کتاب می خواند و سیر آفاق و انفس می کرد... با این همه فقر و تهیدستی و تحمل رنج همواره شاکر بود و در این مصائب صابر، هیچگاه ناشکیبایی نشان نداد و ناسزایی از او شنیده نشد. در عالم تسلیم و رضا خیمه برافراخته بود، او را مصداق الفقر فخری باید دانست».

توضیح : در حال حاضر سیمای لرستان مستندی در خصوص زندگی این نابغه گمنام در دست تولید دارد. 







ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

امام زاده هفت صندوق تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 9 دی 1392-09:27 ب.ظ

این بنا  در نزدیکی گورستان  روستایی به همین نام  از بخش ضیاآباد  شهرستان تاکستان قرار دارد بنا شکل مستطیل دارد و دارای حرمی مربع شکل است  که در جلوی آن ایون ورودی  در کنار دو فضای کوچک جنبی   در نمای شرقی و غربی آن قاب بندی و چهار تاقی مشاهده می شود  و ضلع شمالی آن سه تاق نما دارد  گنبد بنا دو پوش  و بدون کاشی کاری و ببه وسیله های تیر های چوبی مهار شده است تزیینات بنا در داخل شامل رنگ آمیزی  بندی  و در خارج به صورت طرح های ساده آجری کاری در میدان تاق نما ها و ورودی فضا های جنبی نمایان است   این بنا از آثار دوره ی صفویه می باشد 






نوع مطلب : ابراهیم آباد  سگز آباد  عمارت بانک ملی تاکستان  عمارت بانک ملی  کاخ شاهی  بانک ملی  عمارت بانک ملی  شهرستان تاکستان  آثار باستانی  آثار باستانی شهرستان تاکستان  رسم  ساختمان میراث فرهنگی  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری  ساختمان سرجنگل داری 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2