تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - مطالب تپه باستانی
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

گلبرون : محله های قدیم تاکستان (سیادن پیشین )

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:شنبه 28 آذر 1394-07:05 ق.ظ

شهرکهن و تاریخی تاکستان در طی روزگاران پر فراز و نشیب خود ،با نام سیادن ، رویدادهای تلخی و شیرینی بر خود دیده است .در این میان آنچه که از گذشته باقی مانده است ،چون کوچه ها ،محله ها ،بقعه ی پیر ،تپه های باستانی خوله کو،خندا،قرق ،اک ،...و قلعه ی دختر، حمام و مسجد عباسی ،ساختمان شاهی ،ساختمان مدرسه ی خیام و... یاد آور تاریخ و فرهنگ این دیار در گذشته است.
دراین گفتار:
 به بیان  نام محله های قدیم با ذکرمعنا و ریشه های تاریخی آن و بیان ویژگی های دیگر می پردازیم.

تاکستان :

 تاک : درخت مو ،انگور +ستان : پسوند مکان،
تاکستان = باغ انگور ،شهر انگور، شهری کهن در 180 کیلومتری شمال غرب پایتخت ایران ،تهران

سیادن :

 سیادن ، سیاده ، ساده ، سیادهان ، سیادهن بر وزن رودهن و بومهن ،سه دهان دگرگون شده ی سه دژان ،سرزمینی که در عصر ماد ها در میانه و مسیر سه دژ ، کهن دژ ،دریدژ ،ایدژ
قرارداشته است.

قاراباغی را :

قراباغی: روستای قره باغ +را : راهی که به آبادی قره باغ میرسد.
 راه ،جاده ای قدیمی که از میدان تاریخ در کنار بنای پیر آغاز شده و از آسیا را گذشته وبه سوی شمال وشمال غربی امتداد می یابد و پس از گذشتن ازکنار سلاخ خانه قدیم و اداره آب کنونی و خط راه آهن(زیر گذر کنونی)بسوی میدان و بلوار بهشتی فعلی ادامه یافته و به جاده قدیم زنجان (رجایی فعلی )می پیوندد. این جاده پس از گذشتن ازجاده کمربندی و نیز اتوبان بهسوی شمال غربی ادامه یافنه و به روستای شینین و قره باغ و....می رسد.در قدیم مسافران  ازهمین جاده به زنجان و...می رسیدند.

خنداق:

خندا، خنداب ،دگرگون شده ی کندک +آب ،کانلی که در گذشته در مسیر هجوم دشمن میکندند و آب در آن جاری می کردند.
 نام محله ای قدیمی در ناحیه جنوب غربی تاکستان امروز، و نیز نام تپ های باستانی در جنوب شرقی تاکستان و نیز نام امامزادهای در همان حوالی

آسیارا :

آسیا : آسیا ، آسیاب +را :راه ،راهی که به آسیاب میرسد. در این جاده چند آسیاب  آبی مشهور قرار داشت که مردم گندم یا جوی خود را در آنجا به آرد تبدیل میکردند.

اکه را :

 اک +ه+را :راه اک ،راهی که از میدان قدیم بسوی جنوب ادامه می یابد و به روستای اک می رسد.
دراین مسیر جاده دیگری  از جلوی مسجد چهارباغ اندکی به سمت غرب رفته و پس از گذشتن از کنار آرامگاه قدیم وجدید به سوی جنوب ادامه می یابدو به روستای اک و قرقسین  سپس به محمود آباد و شارین، اسفرورین ،شال ، خوزنین ، خیارج ،دانسفهان ،ابراهیم آباد ،سگزآباد،بویین،ساوه ،سه راه سلفچگان ،اصفهان ،شیراز میرسد.

خرامباده را :

 خرامباد : خرم آباد + را :راه ، راهی که از جنوب تاکستان ،حوالی سردارجنگل آغاز وبه سوی روستای خرم آباد ادامه می یابد و پس از گذشتن از رود ها و نهر ها و باغ ها و کشتزار های گوناگون ،از جنوب تپه باستانی خندا بسوی روستای دیال آباد و احمدآباد،سعید آباد،ارداق ،شاهین تپه و...ادامه مییابد.

تپی سر :

 تپی+سر =سر تپه،نام محلی قدیمی که روی تپه ی باستانی خله کو قرار داشت.
تپه ی خله کو در زمینی لوزی شکل در جنوب تاکستان و در محدوده ی خیابان سینمادرشمال ،میان قدیم و خیابان رنگرزان و مسجد رنگرزان درخاور ،رود خانه ی ابهر رود،میدان تاریخ و بنای پیردر جنوب ،میدان تختی و خیابان تاریخ در باختر قرار دارد.

دویار را:

دویار را =دویار+را : یا بقول قدیمی ها دویالورا :راهی که به آبادی دیال آباد می رسد . نام محله ای قدیمی در ناحیه ی جنوب خاوری تاکستان که ازجنوب خاوری تپه خله کو آغاز و تا چند کیلومتر ادامه دارد. انتهای این جاده که روزگای جاده شاه خوانده می شد به دیال آباد و احمد آباد و ارداق  شاهین تپه و...ودر نهایت ابراهیم آباد و سگزآباد می رسد.یک شعبه از ابهر رود در محله دویاررا جاری و باغ ها و کشتزار ها را آبیاری می کرده است.

شر را:

شر را: شر+را=شهر+راه ،راه شهر ،راهی که بسوی ری،قزوین ، تهران  ادامه می یافته است. نام محله ای قدیمی در جنوب شرق تاکستان .یک شعبه از ابهر رود، دراین ناحیه جریان داشته است.

 قلی پرون :

 قلی + پرون = جلوی قلعه  ، محله ای که در روبری قلعه ای قدیمی قرارداشت.

پرون قله:

 پرون + قله =پروین + قلعه  ، قلعه ی پروین یکی از آثار قدیمی تاکستان است که شور بختانه به دلیل عوامل طبیعی و رویداد های غیر طبیعی ،امروز اثری از آن بنا دیده نمی شود .تنها تپه ای که بعدها حمام و مسجد دینی بک ،شهره به دینی سلطان ، حاکم تاکستان در دوره دوره قاجا ر بر روی آن بنا شد،باقی مانده و خاطرات غبار گرفته کهن سالان  که یاد آور این قلعه است.

سردار جنگل:

 نام محله است که از سوی جنوبی تپه باستانی خله کو آغاز و از تلاقی با چند محله قدیمی ،چون دره محله ، اکه را ،ترکی دره  بسوی خراباده را : راه  خرم آباد ادامه می یابد .

دره محله :

دره +محله :محله ای که نسبت به محله های دیگر در سطح پایین تری قرار داشت و سایر محله نسبت به آن در سطح بالاتری دیده می شدند به همین خاط بآن محله ی دره یا همان دره محله می گفتند . این محل نیز در سوی جنوب خاوری تپه خله کو دارد . از ابتدای محله سردار جنگل اغاز و درموازات محله دویاررا ،  بسوی خاور تاکستان ادامه می یابد.

ترکی دره :

ترکی +دره =دره ترکی ،محله ای که  در سطح پایین تری ، نسبت به سایر محلات قرار دارد.   دره ای که گروهی از ترک های مهاجر از تبریز در آن جا ساکن شدند ، به همین خاطر به ان ترکی دره می گفتند.

سنگل :

سنگل = سنگر ، محله ای  که  در ناحیه ی شمالی تپه خله کو  قرار دارد و بسوی شما ل تاکستان ادامه می یابد تا مسیر خط راه آهن سراسری که در دوره رضا شاه پهلوی ،از باختر به خاور کشیده شده است.

شاعباسی گرمو :

 شا + عباسی +گرمو = گرمابه شاه عباس بزرگ صفوی که به دستور او  بر روی تپه ی باستانی خله کو  بنا شده بود و تا یکی دو دهه پیش دایر بود .امابجای ترمیم و بازسازی تخریب گردید... !!!

شاعباسی مچد:

 شا +عباسی + مچد = مزگت ،مسجد شاه عباس صفوی که به دستور او بر بلندای تپه ی خله کو ساخته شد. این بنا  در یکی دو دهه اخیر بجای ترمیم و باز سازی ویران شد... !؟؟                   بجای ان بنا  مسجد دیگری ساخته شد که به هیچ وجه ارزش تاریخی بنای پیشین را ندارد.

بنای پیر تاکستان :

کنه پیر:کهنه پیر ،پیر کهن ،بنای کهن  و تاریخی که در ناحیه ی جنوب باختری شهر تاکستان و جاده موسوم به آسیا را قرار دارد. گفته می شود این بنا به جهت معماری و استحکام بنا به دوره سلجوقی متعلق است اما شواهدی در دست است که بنا را دست کم به دوره ساسانیان مربوط می سازد. از جمله سفال های  بدست آمده در حفاری های هیات باستان شناسی آلمانی ، و گروه روسی و ... و نشان راز امیز گردونه مهر یا همان چلیپا  و ثبت بنا در قرن ها ی 1 ،2 ،3 ، 4 ، 5 ، 6 ،7  و شو اهد دیگر .  انچه که مورد پذیرش است انست که این بنا  در دوره های سلجوقی ،صفوی ، پهلوی مورد مرمت و باز سازی قرا گرفته است .

تازه پیر :

بنای دیگری در  جنوب باختری پیر کهن ،وجود دارد که عمر چندانی ندارد اما به جهت نزدیکی به پیر کهن  و به حرمت نام آن از سوی مردم به تازه پیر شهرت یافته است . پیر جدید آرامگاه است.

رنگه رزون مچد:

رنگ +ه+رز+ون +مچد = مسجد رنگرزان  یامسجد صباغان که عربی شده رنگرزان است . شاید نامی دیگر هم یافته باشد. این مسجد به نام بانی آن حاج حیدر رحمانی شهره به حاج حیدر رنگرز و جدش علی اکبر رنگ رز مشهور است .زیرا که ایشان در کا رنگرزی بوده اند. مردم شهر، علیرغم تغییرات نام از سوی سیاسیون و دیگر عوامل شهری و دولتی ، هنوز  هم  این مسجد را به نام  مسچد رنگرزان می شناسند.
ای کاش برخی بدانند که تاریخ و فرهنگ مورد پذیرش مردم را نمی توان تغییر داد و این کاری بیهوده است .و...

دمون: میدان قدیمی و مرکزی شهر که در ناحیه  جنوبی جنوبی قرارد دارد. زمانی که رو ستای کوچکی بود،به ان دمون می گفتند .یعنی میانه و مرکز ابادی . این نام هنوز باقی است.

سینما خیاون :

  خیابان سینما ،در این خیابان و خیابانی در سوی خاوری تپه ی باستانی خله که با میدانی قدیمی اما کوچک به هم پیوند می یابند، چند ساختمان سینما وجود داشت.
نخستین سینما :
 در محل پاساژ سه ستاره کنونی قرارداشت. در کنار این سینما آسیابی هم فعالیت می کرد.اکنون از هیچ کدام ار آنها خبری نیست .
سینمای دوم:
 در  نبش کوچه ی موسوم به ارژنگ قرا داشت .ساختمان عکاسی ارژنگ نیز به مدیریت آقای
مهدوی  در اغاز همین کوچه که به بالای تپه خله کو و حمام ومسجد شاه عباس صفوی راه داشت ، درست روبروی سینما قرار داشت. این سینما در دو طبقه و سقف شیروانی داشت  و من نخستین فیلم  دوره نوجوانیم را در این سینما دیدم . یادش بخیر چه صفایی داشت . فیلم هیولا باشرکت رضا بیک ایمانوردی و...
 این ساختمان با تغییرات اندکی به فروشگاه عرضه مبل و...تبدیل شده است.
سینما سوم :
 سینما آریا ،ساختمان این سینما در ضلع جنوبی خیابان سینما و شمال تپه باستانی ،در نزدیکی درمانگاه شیروخورشید و نرسیده به میدان تختی کنونی قرار داشت. این سینما تا سال ها پس از انقلاب 57 دایر بود و مالک ان فردی به نام چنگیز بود که سینما دار مشهوری بود و افزون بر این سینما ،مدیریت سینمای قزوین و یکی و دو سینما در تهران را بر عهده داشت.
با تغیرر مالکیت به نام فردی به نام خسرو رحمانی که پیشتر در کار بوتیک ولباس بود، این سینما مدتی به کار ادامه داد اما چند سال بعد،به دلایل چندی ، سینما تعطیل و به شخص دیگری واگذار شد.در نهایت فرد آخر آقای جعفر طاهرخانی،از وابسته های نظام کنونی،  در ساختمان تغییر کار بری داد و  آنرا در صنف های گوناگون به اجاره سپرد.
بدین ترتیب این موسسه ی فرهنگی که می توانست در زمینه های گوناگون در رشد و توسعه فرهنگی و آگاهی بخشی جوانان و نوجوانان و... موثر باشد و اوقات فرغت  جوانان را پر کند ،در برابر سکوت و بی توجهی مسوولان  به کلی تعطیل و از میان رفت !!!


جادی سر :

سر جاده ،نام محله ای بوده است .تمام خانه ها و ساختمان های این ناحیه را جادی سر میگفتند.نخستین جاده شهر که ازغرب به شرق کشیده شده بود.

 راسر ،رامسر :

را+سر ، رام +سر : سر راه ، سر راه من ،سر خیابان ،نام شهری در شمال به همین معنا و مفهوم.

خط سر :

 سر خط ،سر خط راه آهن ، بالای راه آهن ، به ناحیه مسکونی بالای راه آهن نیز گفته می شد.

خط بخ  ، خط جیر :

 بیخ خط،زیر راه آهن ،پایین تر از راه آهن ،و نیز نام منطقه ی مسکونی

کنه یخه چاله :یخچال کهنه و قدیمی ،این یخچال در شمال جاده ی تهران زنجان،بالاتر از شرکت سیلوی تاکستان و در نزدیکی شرکت دانه تاک قرار داشت و با آب کاریز خدایاری پر می شد و مردم ازیخ آن در فصل گرما بهره برداری می کردند.

تازه یخه چاله : یخچال تازه ،این یخچال در خیابان یخچال ،فلاحی جنوبی امروز ،مقبل مسجد و در محل دبیرتان دخترانه ی فعلی قرار داشت که با دستور رضا شاه وبا تلاش کارگران محلی وسرپرستی تعدادی از نیروهای ژاندارمری وقت ساخته شده بود.درهای ژرف که از طریق چندین پله به درون آن راه داشت و اطراف آنرا دیوارهای بلند احاطه کرده بود.این یخچال نیز با آب کاریز خدایاری مشروب می شد.نویسند خود در ایام کودکی شاهد حضور مردم در فصل گرما در این ناحیه و خرید یخ از سوی مردم بوده است.

رزه را :

راه رز ، راهی که باغ ها ی انگور می رسد. کنایه از راه بسیار نزدیک نیز می باشد.

جادی آ دیم:

آن سوی جاده ،آن طرف خیابان

جادی ام دیم :

این سوی جاده ،این ور خیابان

گلبر :

گله+بر،آستان در،جلوی در ورودی ،کوچه ،گذر ،محل آمدو شد مردم

دمبر :

دم +بر ،دم در ،آستانه ی در ،جلوی در خانه

ترون را:

راه تهران ،جاده ای که بسوی ری وتهران می رود

زنگون را : 

راه زنگان ،راه زنجان ،جاده قدیم تاکستان به زنجان

همدون را:

راه همدان ،جاده همدان ،جاده قدیم سیادن به هگ مک تانا (هگمتانه)



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اندرز داریوش بزرگ

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 14 خرداد 1394-03:27 ب.ظ

اینک که من از دنیا می روم، 25 کشور جزو امپراتوری ایران است.


 در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند.

 و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترام هستند . 

جانشین من ، خشایارشاه ، باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد.

راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و باور های آنان

 را محترم شمرد . 

اکنون که من از این دنیا می روم ، تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو 

می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. 

البته به خاطر داشته باش که تو باید به این حزانه بیفزایی ، نه این که از آن بکاهی ! 

من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده بودن این مقدار زر در خزانه آن است که

 هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان . 

مادرت،  آتوسا  بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن . 

ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم .

 من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم . 

چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال 

می ماند، بدون این که فاسد شود .
 
و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یا سه سال کشور در آن

 انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری

 خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما . 

به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی

 شود . 

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار.

 برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست . 

چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع

 نمایند، نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی. 

کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ، به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از

 نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی . 


اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند . 

ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی،

با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است 

مرتکبین فجایع را تنبیه کند . 

توصیه دیگر من به تو این است که:

 هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند .

بدون ترحم دروغگو را از خود بران. 

هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن.

 برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را

 خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت . 


افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند

 توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد

 و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله

 شکست خوردن تو را فراهم کنند . 

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که

 فهم و عقل آنها بیشتر شود .

هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد . 


همواره حامی کیش یزدان پرستی باش،
اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو

 پیروی نماید.

 پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد

 پیروی کند . 

بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من

 بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، 

اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی

 که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم ، پس مردم و خود تو نیز

 خواهی مرد. زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک

 خارکن . هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند،
 
اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو

  غلبه نخواهد کرد.

 اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا

 این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند. 

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، 

اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند،

 زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.
 

هرگز از آباد کردن دست برندار
 !

زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری ،کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت.

  قاعده این است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . 

در آباد کردن ، حفرکاریز ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده . 

عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت ، برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت . 

 عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد

 و تو عفو کنی،  ظلم کرده ای. زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای . 

بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضرند کردم تا این که

 بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام .

 اینک بروید و مرا تنها بگذارید !   زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است . 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سخنان دکتر مصدق

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 13 خرداد 1394-10:05 ق.ظ

 تصویر دکتر مصدق در جوانی و پیری

نتیجه تصویری برای مصدق


نتیجه تصویری برای مصدق


1- من ایرانی و مسلمانم و بر علیه هرچه ایرانیت و اسلامیت را تهدید کند تا زنده هستم مبارزه می کنم. 

2- تنها گناه من و گناه بسیار بزرگ من این استکه صنعت نفت ایران را ملی کردم و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیم ترین امپراطوری جهان را از این مملکت برچیدم.


3- حیات من و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سر فرازی میلیون ها ایرانی و نسل های متوالی این ملت کوچکترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آمد هیچ تاسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده ام .عمر من و شما و هر کس چند صباحی دیر نخواهد پائید. 


4-هیچ ملتی در سایه استبداد به جائی نرسید.


5-دیکتاتور شبیه پدری است که اولاد خود را از محیط عمل و کار دور کند و پس ازمرگ خود اولادی بی­ تجریه و بی­ عمل بگذارد. پس مدتی لازم است که اولاد او مستعد و مجرب کار شوند یا باید گفت که در جامعه افراد در حکم هیچ­اند و باید آنها را یک نفر اداره کند، این همان سلطنت استبدادی است .

6- مجلس برای چه خواستند و قانون اساسی برای چه نوشتند؟

 باید گفت که حکومت ملی است و تمام مردم باید غمخوار جامعه و در مقدرات آن شرکت نمایند در این صورت منجی و پیشوا مورد ندارد.


7-ما نمایندگان قبل از هر چیز باید به ایران نظر کنیم و منافع عموم را بر منافع شخصی خود ترجیح دهیم.

8- من خودم را برای مملکت می­ خواهم نه شاه و شاه را هم البته برای مملکت می­ خواهم.


9-شاه به موجب قانون اساسی مسئولیتی ندارد و به هیچ وجه من الوجوه در امور مملکتی حق دخالت ندارند.


10-ما باید همان سیاستی را پیروی کنیم که نیاکان ما می­کردند. اگر معلومات آنها به قدر ما نبود ایمانشان بیشتر از ما بود و به همین جهت توانستند که متجاوز از یک قرن مملکت را بین دو سیاست حفظ کنند و برای ما ذخایری بگذارند که امروز مورد توجه و نظر واقع شود.


11-من با دادن هر امتیاز از نظر اقتصادی و سیاسی مخالفم چون تفکیک مسائل سیاسی از

 اقتصادی مشکل است.


12-ملت ایران آرزومند «توازن سیاسی» است یعنی آن توازنی که در نفع ملت ایران باشد و آن


 «توازن منفی» است. 


13-ملت ایران هیچ وقت با «توازن مثبت» موافقت نمی­کند و از اولین روزی که من و ارد مجلس


 شدم با قرارداد مالی و هر عملیاتی که دولت­ های بعد از شهریور از نظر «توازن مثبت» نموده


 بودند،  مخالفت کردم و اعمال خائنانۀ آنها را به جامعه آشکار نمودم. 


14- از نظر «توازن مثبت» هرچه دول مجاور می­خواهند بدهند پر واضح است که دول مجاور


 بسیار خوشوقت می­شوند و دولت­ های خائن هم خوشوقتی آنها را برای خود سرمایه بزرگی


 قرار می­دهند و آن را به رخ ملت می­کشند ولی ملت می­داند که با این رویه طولی نخواهد


 کشید که هرچه دارد از دست بدهد.


15-هیچ کس نمی­تواند قضاوت ملت ایران را انکار کند ملت ایران به دولت­هائیکه به کشور خیانت


 نموده­اند به چشم بد می­نگرد و هر وقت بتواند خائنین را به چوبه دار می­زند. 



16- به عقیدۀ من توازن سیاسی وقتی در مملکت برقرار می­شود که «انتخابات آزاد» باشد.



16- «توازن منفی» آن نیست که هر دولتی هواخواهان خود را به مجلس بیاورد. 



17-«توازن منفی» آنست که در انتخابات دخالت نکنند،



 در قانون انتخابات تجدید نظر شود و نمایندگان حقیقی ملت که به مجلس رفتند «توازن


 سیاسی» برقرار شود و هر وقت که موازنۀ سیاسی برقرار شد رفع نگرانی نه از یکی بلکه از


 دول مجاور عموماً می­شود. 



18-ای کاش که دول مجاور از نظریات شخصی صرف نظر کنند و به خاطر عالم انسانیت با ما


 رفتاری جوانمردانه نمایند تا انتظار ایشان از رفاهیت و آسایش ما بهتر تامین شود.   



نوع مطلب : سرای من  ای سرای من  تپه های سگز آباد  امام زاده عبداله تاکستان  ساختمان میراث فرهنگی  مدرسه خیام شهرستان تاکستان  مدرسه خیام  عمارت بانک ملی تاکستان  عمارت بانک ملی  کاخ شاهی  بانک ملی  شهرستان تاکستان  آثار باستانی  آثار باستانی شهرستان تاکستان  رسم  کوزه شکستن  کله خاله  تاریخ ریشه ماست  ریشه  خور روز  چله شو  چارشمبه خاله  چهارشنبه خاتون  تپه شیزر  تپه ی باستانی شیزر  شعبان بابا اولادی  سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  آداب و رسوم  یلدا  جلد کتاب داستان های تات  داستان های تات  جشن انگور تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  گردونه مهر  تپه باستانی  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  دانلود مستند جعفر نقال  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شاهنامه ارزشمندترین اثرتاریخی و حماسی ایران زمین

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 10 خرداد 1394-12:30 ب.ظ

شاهنامه نه فقط بزرگ ترین و پر مایه ترین مجموعه شعر است که از عهد سامانی  و غزنویان به یادگار مانده است بلکه مهمترین سند عظمت زبان فارسی و بارزترین مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران قدیم و و گنجینه واژگان و ادبـیات فارسی است. سراینده ی توانای شاهنامه ، فردوسی بزرگ که ایران و ایرانی سخت مدیون تلاش های اوست ،در وطن دوستی سری پر شور داشت و به ایران، داستانهای کهن،  تاریخ و فرهنگ ، باور ها و جشن ها و آیین های  قدیم دیگر آن  عشق می ورزید. 

"شاهنامه"، حافظ راستین سنت های ملی و شناسنامه قوم ایرانی است.


 شاید بی وجود این اثر بزرگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آبا و اجدادی ما در طوفان حوادث تاریخی نابود می شد و اثری از آنها به جای نمی ماند. 


اهمیت شاهنامه فقط در جنبه ادبی و شاعرانه آن خلاصه نمی شود و پیش از آن که مجموعه ای از داستانهای منظوم باشد، تبارنامه ای است که بیت بیت و حرف به حرف آن ریشه در اعماق آرزوها و خواسته های جمعی، ملتی کهن دارد. 

شاهنامه، منظومه مفصلی است که حدوداً از شصت هزار بیت تشکیل شده است و دارای سه دوره اساطیری، پهلوانی، تاریخی است. 

فردوسی بر منابع بازمانده کهن، چنان کاخ رفیعی از سخن بنیان می نهد که به قول خودش باد و باران نمی تواند گزندی بدان برساند و گذشت سالیان بر آن تأثیری ندارد. 

در برخورد با قصه های شاهنامه و دیگر داستانهای اساطیری فقط به ظاهر داستانها نمی توان بسنده کرد. 
زبان قصه های اساطیری، زبانی آکنده از رمز و سمبل است و بی توجهی به معانی رمزی اساطیر، شکوه و غنای آنها را تا حد قصه های معمولی تنزل می دهد.

شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در هستی اند. جنگ کاوه و ضحاک ، کین خواهی منوچهر از سلم و تور، مرگ سیاوش به دسیسه سودابه و . . . همه حکایت از این نبرد و ستیز دارند. 

تفکر فردوسی و اندیشه حاکم بر شاهنامه همیشه مدافع خوبی ها در برابر ظلم و تباهی است. ایران که سرزمین آزادگان محسوب می شود همواره مورد آزار و اذیت همسایگانش قرار می گیرد. 
زیبایی و شکوه ایران، آن را در معرض مصیبت های گوناگون قرار می دهد و از همین رو پهلوانانش با تمام توان به دفاع از موجودیت این کشور و ارزش های عمیق انسانی مردمانش بر می خیزند و جان بر سر این کار می نهند. 

برخی از پهلوانان شاهنامه نمونه های متعالی انسانی هستند که عمر خویش را به تمامی در خدمت همنوعان خویش گذرانده است. پهلوانانی همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و توس از این دسته اند. 
شخصیت های دیگری نیز همچون ضحاک و سلم و تور وجودشان آکنده از شرارت و بدخویی و فساد است. 
آنها مأموران اهریمنند و قصد نابودی و فساد در امور جهان را دارند. 

قهرمانان شاهنامه با مرگ، ستیزی هماره دارند و این ستیز نه روی گردانی از مرگ است و نه پناه بردن به کنج عافیت، بلکه پهلوان در مواجهه و درگیری با خطرات بزرگ به جنگ مرگ می رود و در حقیقت، زندگی را از آغوش مرگ می دزدد. 

بیشتر داستانهای شاهنامه بی اعتباری دنیا را به یاد خواننده می آورد و او را به بیداری و درس گرفتن از روزگار می خواند ولی در همین حال آنجا که هنگام سخن عاشقانه می رسد فردوسی به سادگی و با شکوه و زیبایی موضوع را می پروراند. 

تصویرسازی در شعر فردوسی جایی بسیار مهم دارد. شاعر با تجسم حوادث و ماجراهای داستان در پیش چشم خواننده او را همراه با خود به متن حوادث می برد، گویی خواننده داستان را بر پرده سینما به تماشا نشسته است. 
تصویرسازی و تخیل در اثر فردوسی چنان محکم و متناسب است که حتی اغلب توصیفات طبیعی درباره طلوع، غروب، شب، روز و . . . در شعر او حالت و تصویری حماسی دارد و ظرافت و دقت حکیم توس در چنین نکاتی موجب هماهنگی جزئی ترین امور در شاهنامه با کلیت داستان ها شده است. 


موسیقی در شعر فردوسی از عناصر اصلی شعر محسوب می شود. انتخاب وزن متقارب که هجاهای بلند آن کمتر از هجاهای کوتاه است، موسیقی حماسی شاهنامه را چند برابر می کند. 

علاوه بر استفاده از وزن عروضی مناسب، فردوسی با به کارگیری قافیه های محکم و هم حروفی های پنهان و آشکار، انواع جناس ، سجع و آرایه های دیگر تأثیر موسیقایی شعر خود را تا حد ممکن افزایش می دهد. 
اغراق های استادانه، تشبیه های حسی و نمایش لحظه های طبیعت و زندگی از دیگر مشخصات مهم شعر فردوسی است. 

نخستین کتاب نثر فارسی کتاب  شاهنامه است  که به دستور و سرمایه "ابومنصور توسی" فراهم آمد،  و به همین دلیل به "شاهنامه ابومنصوری" شهرت دارد و تاریخ گذشته ایران به حساب می آید. اصل این کتاب از میان رفته و تنها مقدمه آن که حدود پانزده صفحه می شود در بعضی نسخه های خطی شاهنامه موجود است. 


افزون بر این شاهنامه، یک شاهنامه منثور دیگر به نام شاهنامه ابوالموید بلخی وجود داشته که گویا قبل از شاهنامه ابومنصوری تألیف یافته است، اما چون به کلی از میان رفته درباره آن نمی توان اظهارنظر کرد. 

پس از این دوره در قرن چهارم شاعری به نام دقیقی توسی به نظم در آوردن داستان های ملی ایران را شروع کرد. دقیقی زردشتی بود و در جوانی به شاعری پرداخت. او برخی از امیران چغانی و سامانی را مدح گفت و از آنها جوایز گرانبها دریافت کرد. دقیقی  به دستورنوح بن منصور سامانی مأموریت یافت تا شاهنامه ی ابومنصوری را که به نثر بود به نظم در آورد.
 او هزار بیت بیشتر از این شاهنامه را نسروده بود و هنوز جوان بود کهدرحدود 367 یا 369  ق. برابر با 356 یا 358 خ. 946 یا948 م. به دست نوکر خود کشته شدو بخش عظیمی از داستانهای شاهنامه ناسروده مانده بود. بنابراین فردوسی هشمهری دقیقی کار ناتمام او را دنبال کرد. 
کتاب خدای نامه  و دیگر متن های پهلوی و اوستایی و...از منابع شاهنامه هستند.

موضوع این شاهکار جاودان، تاریخ ایران قدیم از آغاز تمدن نژاد ایرانی تا انقراض حکومت ساسانیان به دست  تازیان (اعراب )است .


شاهنامه به سه دوره اساطیری ، پهلوانی ، تاریخی تقسیم میگردد.. 



دوره اساطیری :


این دوره از عهد کیومرث تا ظهور فریدون ادامه دارد. در این عهد از پادشاهانی مانند کیومرث، هوشنگ، تهمورث و جمشید سخن به میان می آید. تمدن ایرانی در این زمان تکوین می یابد.

 کشف آتش، جدا کرن آهن از سنگ و رشتن و بافتن و کشاورزی کردن و امثال آن در این دوره صورت می گیرد. 

در این عهدبیشتر  جنگ ها ، جنگ های داخلی است و جنگ با دیوان و سرکوب کردن آنها بزرگ ترین مشکل این عصر بوده است. 
برخی گفته اند:
 منظور از دیوان، بومیان فلات ایران بوده اند که با آریایی های مهاجم همواره جنگ و ستیز داشته اند.

در پایان این عهد، ضحاک دشمن پاکی و سمبل بدی به حکومت می نشیند، اما سرانجام پس از هزار سال فریدون به یاری کاوه آهنگر حمایت مردم او را از میان می برد و دوره جدید آغاز می شود. 


دوره پهلوانی :


دوره پهلوانی یا حماسی از پادشاهی فریدون شروع می شود. ایرج، منوچهر، نوذر، گرشاسب به ترتیب به پادشاهی می نشیند. جنگهای میان ایران و توران آغاز می شود. 

پادشاهی کیانی مانند: کیقباد، کیکاووس، کیخسرو و سپس لهراست و گشتاسب روی کار می آیند. در این عهد دلاورانی مانند: زال، رستم، گودرز، توس، بیژن، سهراب و ...ظهور می کنند. 

سیاوش پسر کیکاووس به دست افراسیاب کشته می شود و رستم به خونخواهی او به توران زمین می رود و انتقام خون سیاوش را از افراسیاب می گیرد. در زمان پادشاهی گشتاسب، اشو زرتشت پیامبر ایرانیان ظهور می کند و اسفندیار به دست رستم کشته می شود. 
مدتی پس از کشته شدن اسفندیار، رستم نیز به دست برادر خود، شغاد از بین می رود و سیستان به دست بهمن پسر اسفندیار با خاک یکسان می گردد، و با مرگ رستم دوره پهلوانی به پایان می رسد. 


دوره تاریخی :
 

این دوره با ظهور بهمن آغاز می شود و پس از بهمن، همای و سپس داراب و دارا پسر داراب به پادشاهی می رسند. در این زمان اسکندر مقدونی به ایران حمله می کند و دارا را که همان داریوش سوم است می کشد و به جای او بر تخت می نشیند. 

پس از اسکندر دوره پادشاهی اشکانیان در ابیاتی چند بیان می گردد و سپس ساسانیان روی کار می آیند و آن گاه حمله عرب پیش می آید و با شکست ایرانیان شاهنامه به پایان می رسد. 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داستان زد - تاتی تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 7 خرداد 1394-08:19 ق.ظ


داستان زد عبارتی نغز و شیواست که در عین کوتاهی پرمعنا و دل انگیز است .

داستان زد ،عصاره اندیشه و فرهنگ شفاهی ملتی است که از گذشته های دور سینه به سینه نقل شده و از نسلی به نسلی دیگر سپرده، شده و بسان سکه زرینی که در بازار دادوستد زمان از رواج نیفتاده باشد به ما رسیده است و میراثی بس گران بهاست.

«دکتر معین در فرهنگ فارسی ارسال المثل یا ضرب المثل را به مفهوم مثل زدن، مثل آوردن آورده است»[1] 

و استاد دهخدا در اثر جاوید خویش ضرب المثل را «داستان زدن، ارسال مثل کردن، مثل راندن، نادره و حکمت گفتن»[2] معنا نموده است.

«داستان زد یکی از صنایع معنوی کهن زبان پارسی است و مُرَخِّم داستان زدن می باشد که چون از زبان نویسنده، شاعر و یا خطیبی جاری گردد، زیبایی سخن چندین برابر می نماید»[3] 

چرا که:

هر چه از دل برآید، بر دل نشیند.

(از مجموعه امثال و حكم، آن قسمتی كه شعر گونه و آهنگین است می پسندیم و بدان توجه داریم اینگونه ترانه ها، كه از روابط اجتماعی و تجارب زندگی نشأت می گیرند)[4] [5]، مفاهیم اخلاقی گوناگونی را مستقیم و غیرمستقیم بیان می كنند، دارای وزن و شعر هستند- نیم مصراع مصراع دوبیتی قطعه از انواع آنست 

«مثل ها گاهـی ادبـی و هنرمندانه، گاهـی عامیانه و محاوره ای و گاهی مبهم و گاهی صریح اند، گاه مستهجن و گاهی دارای ادب و حرمت كلام هستند.

«مثل سه وصف مطلوب دارد: اختصار لفظ، صحت، حسن تشبیه»[6]

«مثل، جمله كوتاهی است كه از تجربه دراز تولد یافته است»[7]

«مثل، زاده فكر یك جمع و نادره گویی یك فرد است»[8]

در زبان پارسی، درباره ی داستان زد، پژوهشگران و اندیشمندان بزرگی چون علامه ی دهخدا در کتاب امثال و حکم، شادروان صادق هدایت در کتاب نیرنگستان، محمدعلی جما ل زاده که قالب داستان را برای بیان و حفظ ضرب المثل های ایرانی و عبارت های حکیمانه به کار گرفته است، و نیز امیرقلی امینی و ابوالقاسم انجوی شیرازی و ... با کوشش ها و تحقیقات ارزشمند خویش، آثار گران بهایی را ارایه داده اند.

 

 

در زبان تاتی نیز استاد علی عبدلی در کتاب فرهنگ تطبیقی تاتی، تالشی و آذری، مجموعه ای از داستان زدهای رایج در لهجه های مختلف تاتی را در بخش آخر کتاب آورده است، 

و نیز استاد علی پدرام در اثر ارزشمند خویش هزار ضرب المثل تاتی[9] را گردآوری نموده است که خود وی در این باره می نویسد: 

«من ازدیرباز به زبان مادری خود (زبان تاتی) عشق می ورزیدم و به ضرب المثلهایش که از نظر کیفی و کمی قابل توجه و تعمق می باشند، علاقه ی خاطر پیدا کرده بودم. 

مطالعه ی برخی از آثار در این زمینه، ذهن خفته و ناخوداگاه مرا بیدار کرد و برآنم داشت که درصدد گردآوری حدود هزار ضرب المثل تاتی برایم.»[10]  و آثار دیگر ...

داستان زد، ممکن است همانند زبان و دیگر پدیده های فرهنگی در طول مسیر پر فراز و نشیب تاریخ دستخوش تغییر و دگرگونی شده، واژه ها و عبارت هایی را از دیگر زبان ها وام گرفته و خود نیز به زبان های دیگر وام داده باشد. 

و نیز ممکن است ضرب المثلی را عینا به زبانی دیگر منتقل کرده باشد و یا از زبانی به عاریه گرفته باشد که قطعا ثبت و ضبط داستان زدهای تاتی به حفظ و نگهداری این گنجینه ی گران قدر یاری می رساند و امید که این مهم محقق گردد.

ساختـار داستان زد به این گونه اسـت که دو جمله را بـدون ادات تشبیه به یکدیگـر تشبیه می نمایند و مشبه به ضرب المثل است که در این صورت تشبیه، مرکب (تشبیه تمثیل) و مضمر است و مقصود از آن تاکید مشبه می باشد:

«غم عشق آمد و غم های دگر پاک ببرد

سوزنی باید کز پای برآرد خاری»[11]

بیشتر علمای بدیع ارسال مثل را با تمثیل یکی دانسته و تعریف واحدی برای این دو مفهوم آورده اند، حال آنکه چنین نیست و این دو مقوله غیر هم بوده و متفاوتند.

در تمثیل گوینده برای ثابت نمودن نظر غیر محسوس خود مثالی محسوس از خود می آورد و در واقع سعی می نماید با دلیل و برهان، ادعایش را استدلال نماید. مانند:

1- تمثیل در سبک عراقی:

«آن یکی پرسید اشتر را که هی

از کجا می آیی ای فرخنده پی

گفت از حمام گرم کوی تو

گفت خود پیداست از زانوی تو»[12]

2- تمثیل در سبک هندی:

«ز یاران کینه هرگز در دل یاران نمی ماند

  به روی آب جاری قطره ی باران نمی ماند»[13]

اما چنانکه پیش از این گفته شد، ضرب المثل به معنای مثل آوردن آمده است که تصویری در قالب عبارت یا بیتی از اندیشه ی شاعر، نویسنده، حکیم و حتی یک فرد عادی جوشیده و در دل ها می نشیند و سال ها و قرن های متمادی در میان عامه مردم دهان به دهان نقل می گردد تا در نزد عامه حکم و مقام و داستان زد یا ضرب المثل می گیرد و آنگاه گویندگان دیگر در سخن خود بدان استناد می جویند:

 «می توان گفت که تمثیل سخنی است از خود گوینده به عنوان برهان و استدلال جهت اثبات ادعای او که در زبان گویش نمی توان نام ضرب المثل بر آن نهاد، ولی ممکن است با گذشت زمان و انتقال از نسلی به نسل دیگر چنین عنوانی پیدا کند»[14]:

«از مکافات عمل غافل مشو

گندم از گندم بروید، جو ز جو»[15]

به بیانی دیگر :

«ارسال مثل یک نوع مصرف است اما تمثیل نوعی تولید است. ارسال مثل مصرف ضرب المثلی که از قبل وجود دارد، اما تمثیل فقط ذکر مثالی است برای اثبات یا استحکام یک اندیشه»[16]

گاهی سخن حکیمانه ای مانند:

«میازار موری که دانه کش است
 

    

که جان دارد و جان شیرین خوش است»[17]

که در هنگام سرایش در قرن چهارم هجری نه تمثیل است و نه ضرب المثل، اما حرف خوشایند عام گشته و بر سر زبان ها می افتد و به مرور زمان ارسال مثل می گردد، تا جایی که در قرن هفتم شیخ شیراز آن را به عاریت گرفته می فرماید:

«چنین گفت فردوسی پاک زاد

که رحمت بر آن تربت پاک باد

میازار موری که دانه کش است

که جان دارد و جان شیرین خوش است»[18]

در طول تاریخ، بشر پیوسته بر آن بوده است که اندیشه ها و ایده های خود را در انجمن های ادبی، فرهنگی و اجتماعی و ... و میدان های سیاسی در صحنه های نبرد به دیگران منتقل و گاهی تحمیل نماید.

 در این میان زبان بهترین وسیله برای رساندن بشر به این هدف، بوده است به ویژه زمانیکه با سخنان بزرگان و مثل ها و حکمت ها و ... آمیخته گردد، که در این صورت لطف و زیبایی و گیرایی سخن را دوچندان خواهد نمود و درست به همین خاطر است که ضرورت استفاده از ضرب المثل در ذهن و اندیشه بشر بارور شده و ابزاری بسیار سودمند برای بیان و فهمانیدن بهتر و ساده تر مکنونات قلبی می گردد.

دیگر بهره ای که از کاربرد داستان زد به دست می آید، اعجازی است که در ایجاز آن به وجود می آید، به گونه ای که گاه چنان است که کار یک کتاب را می کند و زمانی به اندازه ی ساعت ها سخنرانی خطیبی توانا بر دل ها اثر عاشقانه می بخشد. مانند:

شَر اَجوره بی شَر مِنِگرده، آدمِ بی شَر مِگَردِه»[19]

شهر با آجر شهر نمی شود، بلکه با آدم شهر می شود.

در این عبارت کوتاه دریایی از معناها و مفهوم ها بیان شده است، زیرا شرایط مدنیّت را وجود زمینه های علمی، فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و ... و به طور خلاصه انسان بودن عنوان شده که شرح و تفسیر آن کتابی را در بر خواهد گرفت.

 درباره ی زمینه ی پیدایش این داستان زد، گفته می شود زمانی که در احداث بناها و ساختمان ها خشت و گل جای خود را به آجر و سیمان داد، آنگاه که به «استاد علی محمد»[20] مرحوم گفته شد، تاکستان شهر شده و همه ساختمان ها را با آجر می سازند، عبارت مزبور را بیان کرد که امروزه به صورت ضرب المثل بر زبان ها جاری است.

زمینه ساز پیدایش ضرب المثل عامل های زیادی می تواند داشته باشد، نظیر عامل های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و ... 

نگارنده سعی می نماید برخی از داستان زدهای تاتی را به خوانندگان تقدیم نماید.



ادامه مطلب

نوع مطلب : پهلوان بابا اولادی  سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  آداب و رسوم  یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  الموت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیین مردم ایران - تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 6 خرداد 1394-08:11 ق.ظ


(مذهب ایران در پیش از تاریخ خورشیدپرستی بـوده است چون همه چیـز را از خورشیـد می دانستند.)

[1] فکر پرستیدن خورشید از طرف ایرانیان از مظاهر نبوغ آنان بوده است، چرا که هر چه در زمین است از خورشید بوجود آمده است و در کره ی زمین چیزی نمی توان یافت که از خورشید نباشد، بنابراین هر گاه یک جامعه  بدوی خورشید را بپرستد نباید بر او ایراد گرفت.

«رود دوم از پادشاهـان زن در ایــران باستان مبتکــر اندیشــه ی خداپرستی بوده اسـت. او می گوید همه باید از مرد اطاعت نمایند و ...»[2]

«واژه ی مرد، مرت، مزد، مردا، مزدا، سوزدا، موزدا و ... در زبان پارسی نو به معنای خداوند است و همه از واژه نخستین مرد گرفته شده است»[3]

«در هزاره پنجم یا چهارم پیش از میلاد مسیح، در دوره پهلوانی سَم (سام)، ایرانیان دریافتند که خورشید با همه ی قدرتی که دارد، خدا نیست، بلکه او هم مثل موجودات دیگر، آفریده و مخلوق است پس آفریدگاری وجود دارد که همه چیز از جمله خورشید آفریده ی اوست.»[4]

«نخسین مرتبه اندیشه ی شناسایی خدا و توحید در ایران بوجود آمد»[5]

بعدها مصر و هند، فکر یکتاپرستی را از ایران اقتباس کردند. 

در خبر است که ایران پیش از مادها، پادشاهی به نام گات داشته اما به درستی روشن نیست که این گات همان زرتشت پیامبر ایرانی است که گات ها را سروده و تا امروز بر جای مانده و یا شخص دیگری است.

یک دانشمند برجسته ی ایران شناس و استاد دانشگاه هاروارد[6] در سال 1345 خورشیدی به ایران آمد و کوشید تا زمان سلطنت گات یا زرتشت را روشن نماید.

 تخمین او 6 هزار سال تا 600 سال پیش از میلاد می باشد. وی تصدیق می نماید که در پیامبری زرتشت تردیدی وجود ندارد و او چون ابراهیم و سلیمان و ... هم پیامبر بوده و هم پادشاه.

در کتاب اوستا آمده است که در شهر رغه[7] (ری) خود زرتشت[8] رئیس ایالت بوده، هم رئیس کاهنان[9] بوده و هم رئیس حکومت بوده است. 

سرزمین قبیله ی مغان در ابتدا رغه (ری) بوده، اما بعدها متصرفات و املاک و اراضی متعلق به معابد زرتشتی پدید آمد. ظاهرا در نقاط دیگر از جمله آتورپاتن[10] نیز کلنی های مغان تاسیس شد.

«در دوره امپراتوری ساسانی دین رسمی کشور زردشتی[11]» و کتاب مقدس ایرانیان اوستا بوده است.

 «در سال 610 میلادی مصادف با دهمین سال سلطنت خسروپرویز پادشاه ساسانی، حضرت محمدبن عبدالله (ص) به پیامبری مبعوث شد و مردم را به توحید دعوت کرد.[12]»

«پیامبر در سال 628 میلادی نامه ای را توسط پیکی به نام عبدالله بن حذافه سلمی برای پادشاه ایران فرستاد و او را به اسلام دعوت نمود.گویند خسروپرویز دستور داد تا نامه را به پهلوی ساسانی ترجمه کنند و همینکه ترجمه نخست آنرا خواندند برآشفت و پرسید چرا نام محمد مقدم بر نام ما آمده است و بدون اینکه بقیه ی نامه را ترجمه کنند، نامه را پاره کرد و پیک را بیرون کرد و ...»[13]

«در سال 634 میلادی یزدگرد سوم آخرین شهریار دودمان جلیل و نجیب ساسانی به سلطنت رسید و یا بر تخت امپراطوری آشفته قرار گرفت»[14] 

«در زمان وی عمربن خطاب خلیفه اعراب مسلمان، مصمم به تسخیر کشور بی شیرازه ایران شد و لشکری به سرداری سعدبن ابی وقاص به سوی ایران گسیل داشت. در سال 14 یا 16 هجری جنگ سختی بین سپاه ایران و اعراب در قادسیه روی داد»[15] 

در این نبرد ایرانیان به دلایلـی چند از جمله آشفتگی داخلی ایــران، و اینکه ایرانیان یا نمی جنگیدند و یا جانانه نمی جنگیدند و ... شکست خوردند و رستم فرخ زاد فرمانده ی کل سپاه ایران کشته شد و درفش کاویانی که هفت متر در پنج متر بود و همه از سنگ های قیمتی و جواهرات گرانبها مزین شده بود به دست اعراب افتاد. 

پس از جنگ قادسیه، اعراب پیش می آمدند، شهر مدائن (تیسفون) پایتخت ساسانیان را اشغال نمودند و سربازان عرب آنجا را غارت کردند و همه چیز را به تاراج بردند و طاق کسری را خراب کردند و ...)[16]

«سرانجام در جنگ جلولا و جنگ نهاوند به سال 21 هـ قوای متشکله ایران از هم پاشیده شد و کشور باستانی ایران مورد تاخت و تاز اعراب قرار گرفت و ... 

پس از فتح نهاوند، شهرهای همدان، تاکستان، قزوین، اصفهان، قم، کاشان، کرمان، گرگان، طبرستان، قومس، ری، آذربایجان یک به یک تسخیر شدند. 

ایــرانیان پس از شکست در مقاومت های محلی گـروه گـروه به مذهب اسـلام می پیوستند تا از این راه از تجاوز و تعدی به جان و مال و ناموس خود جلوگیری کرده باشند .

 تنها حکومت دیلم (دیلمان) که قسمت هایی از استان کنونی چون الموت جزء آن بود، حدود سه قرن با تازیان جنگیدند و ...»[17] 

«در دوران حکومت عمر یورش اعراب به ایران آغاز می گردد و گروه های مهاجم در طی سال های گوناگون نواحی مختلف را یکی پس از دیگری اشغال و تصرف می نمایند. 

دو سال پس از تصرف مراغه، در سال 24 هـ . ق قزوین توسط براء بن عازب و سربازانش و نیز شهر و روستاهای واقع در جلگه ی تاکستان بوسیله ی عروه بن زید خل طایی تصرف گردید و نیز دیگر نواحی استان»[18]



ادامه مطلب

نوع مطلب : عمارت بانک ملی  کاخ شاهی  بانک ملی  عمارت بانک ملی  آثار باستانی  آثار باستانی شهرستان تاکستان  تاکنه بشکستن  کوزه شکستن  کوزه  کله خاله  ریشه  خور روز  چارشمبه خاله  خاتون  چهارشنبه خاتون  تپه ی باستانی شیزر  شعبان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  سوری  چهارشنبه بزرگ  آداب و رسوم  شب یلدا  یلدا  جلد کتاب داستان های تات  داستان های تات  جشن انگور تاکستان  زبان تاکستان  موقعیت تاکستان  صلیب شکسته  تپه های تاکستان  تپه باستانی  میرزا عباد اله شقاقی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نویسنده قاسم طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  سایكل توریست جلد کتاب  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جعفر نقال  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   ایران جهان  ایران  الموت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گزارشی از تاریخ ایران - تاکستان ( سیادن )

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:سه شنبه 5 خرداد 1394-08:44 ق.ظ

آنچنان كه در كتیبه پئوتین گرایا نیز ذكر شده است نام قدیم تاكستان، سیادن بوده و به همراه ساوه از شهرهای آباد و مهم عصر هخامنشی بوده است .

این کتیبه در غرب کشور کشف شده و هم اکنون در موزه شهر وین پایتخت اتریش نگهداری می شود.


خوشبختانه این نام تا كنون حفظ شده، و هم اكنون نیز سیادن خوانده می شود.


 دربــاره وجه تسمیــه كلمه سیــادن  siyaden  نظریه های گوناگونی وجود دارد كه به برخی از مهم ترین آنها اشاره می شود:


1- «سیادن كه در برخی از نوشته ها بصورت سیاده یا سیاه دهان یا سیادهان یا سیادهن ثبت شده است از نام سنگی به نام «اَبی سی دین»[1] كه هزاران سال پیش و به روایتی در حدود 12000 سال پیش در این منطقه یافت و استخراج می شده است، گرفته شده و در طول زمان بصورت سیادِن درآمده است.»[2]


2- «در گذشته های دور قبیله ای مشهور به قوم سا از پیروان كیش بلقیس به عللی از كیش او دور شدند، و ... سیل به اقامتگاه آنها هجوم آورد و تمامی خانه و كاشانه ی آنها را ویران نمود و تمام مردمش را نابود كرد اما عده ای از آن قوم كه در نقاطی دیگر مسافر بودند از حادثه جان بدر بردند ولی از موطن خود آواره شدند و شكایت آوارگی خود را به نزد پادشاه وقت ایران بردند و به دستور وی در سرزمینی كه امروزه تاكستان نامیده می شود، ساكن شدند. آنها اسم قوم خود را بر این سرزمین نهادند و نام آبادی را كه بوجود آورده بودند ساده نامیدند كه در زمانهای بعدی به واسطه ی محله های بسیار كلمه جمع سادهان معروف شد و بعدها سیادهن خوانده شد.»[3]


3- «سیادِهِنْ بر وزن رودهن: سیادهِن ْبه دلیل وجود دشت های سرسبز و جنگل های فراوان آن به این نام خوانده شده است چرا كه از دور سایه سار جنگل های آن به سیاهی می نماید و سیادِهِنْ به معنی دماغــه و دهــانه ی سیاه و تنها یك شهــر در ایــران همانند سیادهن اسـت وآن رودهــِن می باشد.»[4]


4- در نقشه هایی كه قلمرو دولت ماد در قرن های نهم تا هفتم پیش از میلاد نشان می دهد (نقشه صفحه بعد) در محــدوده ی سرزمین تاكــستان امــروزی، نام چند دژ مهـم به چشــم می خورد مانند سیبار، ساپاردا آندارپاتی آنو،بیت ساگبت، بلیان، خارخار و ... كه امروزه اثری از آنها نیست اما ممكن است سیادن از سیبار و اسفرورین از ساپاردا گرفته شده باشد و در طی زمان به صورت كنونی درآمده باشد، كه از تخصص نگارنده بیرون است و شایسته است كارشناسان علم اِتِمالوژی و واژه شناسی در این باره پژوهش نمایند.


5- «بنا به دستور داریوش كبیر جهت ارتباط ملت ها و سهولت عبور و مرور و ارسال كالاها، در سراسركشور چاپارخانه ساخته شد و در هر چهار فرسنگی قرارگاههایی جهت استراحت و تعویض اسب ساخته شد و اگر آبادی نبود، بنایی به نام دژ می ساختند مانند میمون دژ، سپیددژ، دریدژ و كهن دژ و ... و متصدی آنرا دژبان یا دژدار می خواندند و چندین دژ به فرماندهی یك نفر به نام ساتراپ اداره می شد.

   چون دریدژ كه مركز اولیه تاكستان بوده در مسیر سه راه ایدژ، آدژ و قلعه دژ قرار داشته به همین خاطر به سه دژ موسوم گشته است. و در طول زمان به سه دژان معروف و پس از یورش اعراب و رایج شدن خط عربی به جای فارسی، حرف (ژ) منسوخ شده و بجایش حرف (ه) بكار رفت و سه دژان بصورت سه ده یا سه دهن یا سه دهان یا سیادهان و ... درآمده است»[5] 

این نظریه صحیح نیست زیرا در كتیبه پوئین گرایا[6] كه مربوط به دوره هخامنشیان است، نام قدیمی تاكستان را سیادن ثبت شده است. در این كتیبه درباره ی تاكستان (سیادِن پیشین) آمده است: «سیادِن و ساوه از شهرهای سرسبز شمال فلات ایران است»


6- برخی از كهنسالان و پیران منطقه، سیادن را به دیوی با دهانی سیاه (سیاه دهن) كه در این ناحیه زندگی می كرد، مربوط می دانند.

 این باور با توجه به اینكه ایرانیان باستان، دشمنان خود را دیو می خواندند شایان توجه و بررسی است.

 


 7- برخـی نیز می گویند كه در گذشته زنـــان منطقه جلـوی دهــان خـود را با پارچه سیاهـی،می گرفته اند كه به سیاه دهن مشهور شده اند و نام سیادن را با آن مربوط می دانند.

 این باور صحیح به نظر نمی رسد. چون این پوشش به باورهـای افراطی دوره صفویه و قاجاریــه مربـوط می شود و با توجه به سابقه تاریخی تاکستان، مردود است و در گذشته های دور نیز چنین پوششی در تاریخ ثبت نشده است.

 

                                                          - بر گرفته از کتاب تاریخ و فرهنگ تات



1- سنگ ابسیدین محور كهن ترین مبادلات تجاری و فرهنگی و تكنولوژی در قاره آسیا بوده و برای ساختن ابزار به كار می رفته است، معادن این سنگ در نقاطی از ایران مانند: تاكستان، ارومیه، ساوه و بصیران و در تركیه: اطراف دریاچه وان، حوزه مدیترانه، آناتولی مركزی قرار داشته است.

2- علی محمد علیخانی، جستاری در زبان وادبیات تاتی ص 141

3- شادروان حاج میرزا علی محمد طاهری از نخستین معلمان تاكستان، دست نوشته های وی در (خاطرات یك آموزگار)

4- پروفسور آساتوریان عضو هیئت علمی دانشگاه های ارمنستان

5- علی محمد، طاهری، بیوگرافی دربدژ، 1337

6-  كتیبه ی پوتین گرایا: این كتیبه مربوط به 2300 سال پیش یعنی امپراتوری بزرگ هخامنشی می باشد كه به زبان یونانی نوشته شده است و اینك در موزه شهر وین پایتخت كشور اتریش نگهداری می شود. این كتیبه به وسیله ی آقای ویلهم توماشك به انگلیسی ترجمه شده است.



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  تمدن های باستانی ایران  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه باستانی خندا  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  دانلود مستند موسیقی تاتی  نوازنده احسان طاهری  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   جهان  الموت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پوشاک مردم ایران در باستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 3 خرداد 1394-05:14 ب.ظ


 ویل دورانت  در کتاب تاریخ تمدن می نویسد:

«زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به

 آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی

 را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش هایی که در ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زن دیده

 نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد.»

 دائره المعارف لاروس :

 «تاریخ نشان می دهد که پوشش در فرس قدیم وجود داشته است».

در کیش «مازدیسنی» آمده است :

 زن خواهید و جفت گیرید و هم خوابه دیگری را نبینید و بر او منگرید و با او میامیزید.»

نوشته ها وکتیبه های  نشان می دهد که زنان در دوره های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها

 (هخامنشیان)، اشکانیان و سامانیان دارای پوشش  ایرانی بوده اند. 

- دوره مادها

در کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده:

«اصلی که باید در نظر داشت، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه های پیش از میلاد، پوشاک زنان

 دردوره مادها ضمن  کمی تفاوت با پوشاک مردان یکسان است.»

و نیز:

«مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می شوند. به نظر می

 رسد که زنان پوششی  روی سر خود گذارده اند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»

- دوره هخامنشیان

پارسی ها  از نظر لباس همانند مادها بودند. زیا مانند آنان از تیره آریایی بودند و بیشتر افسران و سربازان

 مادی در ارتش کورش بزرک و جانشینان او خدمت می کردند. افزون برآن روابط خویشاوندی میان مادها ،

 پارس ها و پارت ها وجود داشت و تازه ماندانا مادر کورش وپدربزرگش آستیاک و دیگران از مادها بودند.

در آثار برجای مانده آمده است:

«از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان

 پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که از

 پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن

 بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»

- دوره اشکانیان

در آثار گذشته : 

«لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است. پیراهن

 دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است.

 روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.»

در جای دیگر آمده است:

 «چادر زنان اشکانی به رنگ های شاد و ارغوانی و یا سفید بوده است. 

گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. 

این چادر به نحوی روی سر می افتاده که سرپوش(نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می

 پوشانیده است.»

در کتاب «پارتیان» نیز آمده است:

«زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو بر تن می کردند، با شنلی که بر سر افکنده می شد و نیز نقابی داشتند

 که معمولاً به پس سر می آویختند.»

دوره ساسانیان

 اردشیر پسر بابک سلسله ساسانیان را بنیان نهاد و دین زرتشت را دین رسمی کشور قرار داد.

 اوستا را ترجمه و آتشکده های ویران را بازسازی نمود.

 در مورد پوشاک زنان چنین آمده است: 

«چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.»

حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت که «حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلندسایربانوان ، تا پشت پا کشیده شده است.»


 منابع اسلامی چنین حکایت کنند که:

سه تن از دختران کسری، پادشاه ساسانی، را با ثروت فراوانی از اموال، برای عمر آوردند.

 شاهزادگان ایرانی را در برابر عمر در حالی که با پوشش ، خود را پوشانده بودند، ایستاندند.

خلیفه دستور داد، با آوازی بلند بر آنان فریاد کشند که:

 پوشش از چهره برگیرید تا تازیان آنها را ببینند و خریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند ! ؟

دوشیزگان ایرانی از برهنه کردن صورت خودداری کردند و مشت بر سینه نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند.

 خلیفه خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد، در حالیکه شاهزادگان ایرانی می گریستند.

حضرت علی(ع) به عمر فرمودند:در رفتارت مدارا کن.

از پیغمبر خدا(ص) شنیدم که می فرمود :

«بزرگ و شریف هر قومی را که خوار و فقیر شده، گرامی بدارید». 

عمر  آتش خشمش فرو نشست.

 سپس حضرت اضافه کرد: 

«با دختران ملوک نباید معامله دختران بازاری (کنیزان) کرد.» !؟

و.................................

اکنون  ای خردمند ، تو خود بخوان حدیث مجمل از این دفتر !



نوع مطلب : اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  تپه باستانی کندر  تپه باستانی کندر  جعفر نقال  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  احسان طاهرخانی نوازنده  احسان طاهرخانی نوازنده  قاسم طاهری نویسنده  پیر  بقعه پیر  بقعه پیر  حنفیه تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  امام زاده حنفیه  تپه خندا تاکستان  تاکستان امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  دانلود مستند موسیقی تاتی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  خندا تپه  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بهروز طاهری بیوگرافی  کارگردان بهروز طاهری  عباداله شقاقی  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری کارگردان  جعفر نقال مستند دانلود  چلیپا  گردونه مهر  گردونه مهر  گردونه مهر  تپه باستانی  تپه باستانی  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی مستند  مستند موسیقی تاتی  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  برداشت انگور  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  صلیب شکسته  سواستیکا  سواستیکا  سواستیکا  چلیپا گردونه مهر  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  دانلود فیلم جشن انگور  موقعیت تاکستان  موقعیت تاکستان  سایكل توریست جلد کتاب  خور روز  چله شو  چله شو  امام زاده عبداله تاکستان  امام زاده هفت صندوق تاکستان  امام زاده هفت صندوق تاکستان  امام زاده هفت صندوق تاکستان  مدرسه خیام شهرستان تاکستان  lnvsi odhl  عمارت بانک ملی تاکستان  عمارت بانک ملی تاکستان  کاخ شاهی  میل خرم آباد شهرستان تاکستان  ابراهیم آباد  ابراهیم آباد 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گویش تاتی تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394-05:48 ب.ظ


«تاتی تاكستان یكی از گویش های بسیار قدیمی و پیشینه دار است. این امر با توجه به پیشینه تاریخی این گویش و نزدیكی ساختمان نحوی و آوایی آن با زبان های كهن ایرانی مانند پهلوی و فارسی باستان و مادی، قابل اثبات می باشد.»


«گویش تاتی تاكستان كه خود، لهجه های متعددی چون اشتهاردی، رامندی، چال (شالی) و غیر اینها را دارد، از گروه شمالی زبانهای غربی است»از این نظر با زبانهای فارسی باستان و مادی و فارسی میانه و پهلوی كه متعلق به دسته غربی می باشد، در پیوند است.


پروفسور هنینگ درباره ی زبان های باستانی آذربایجان می نویسد:

«لهجه ی تاکستانی از جهتی با سمنانی و از جهتی با تالشی شبیه است. بعضی گمان کرده اند که لهجه ی زازا که لهجه ای از زبان کردی است و شبیه تاتی و تالشی می باشد از لهجه های مردم کوه نشین دیلم بوده و بعداً به مغرب رفته است. بنابراین می توان هرزنی، گرنیکانی، خلخالی، تالشی، زازا، تاکستانی و سمنانی را یک رشته از زبان ها و لهجه های پیوسته شمرد که از طرفی با لهجه های دیگر سواحل دریای خزر و از سویی دیگر با لهجه های مرکزی ایران ارتباط می یافته است».

(دیگر اینكه زبانهای ایرانی دوره باستان تماما تركیبی (تصریفی)  synthetic    بوده اند) و كم كم حالت تركیبی خود را از دست داده، به صورت تحلیلی    analytic   درآمده اند، لیكن   تاتی تاكستان   هنوز به صورت یك زبان كاملا تحلیلی درنیامده است، زیرا اسم و صفت و ضمیر، برخی از حالتهای هفت یا هشتگانه را حفظ كرده، دارای جنس مذكر یا مؤنث نیز می باشند.

«مادها، قومی بوده اند، آریایی، ساكن شمال و مغرب ایران و تاكستان از نظر جغرافیایی ناحیه ای بوده كه در مركز ماد سفلی قرار داشته است.»

بنابراین می توان گفت كه مادها كه «هرودوت مورخ یونانی آنها را به شش طایفه پوز، پارتاسن، استروخات، بودین،آریزانت و مغ تقسیم كرده است»در این ناحیه سكونت داشته اند و به زبانی تكلم می كرده اند كه امروزه به زبان تاتی، مشهور است.

«واژه های  [speak] سگ»، [zan] «دانستن» و [asp] «اسپ» كه هـر سـه مـــادی هستنـد   در تـاكستـان بــه صـورت ] [aspe و ] asbe [ «سـگ» و ] bÖzÖn [ «دانـــا»،] bÖzÖnastan [  «دانستن» و] [asp و] [asb «اسب» بكار می روند .»



                                                                                                   برگرفته از کتاب:    تاریخ و فرهنگ تات



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  تپه باستانی خندا  تپه باستانی خندا  تپه باستانی خندا  تپه باستانی خندا  تپه باستانی خندا  تپه باستانی خندا  تپه باستانی خندا  حنفیه تاکستان  حنفیه تاکستان  حنفیه تاکستان  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری کارگردان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سخن بزرگان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:سه شنبه 15 اردیبهشت 1394-04:47 ب.ظ

اشو زرتشت پیامبر ایران باستان:

1- 
اینک در آغاز با دستانی برآورده،ترا نماز می گزارم و خواستار بهروزی و رامشم.
2-
پروردگارا از تو یاری می جویم، همان یاری که دوستی از دوستش انتظار دارد.
3-پندار نیک،گفتار نیک،کردار نیک،خوشبختی هردو جهان رادر پی دارد.

کورش هخامنشی:

1-آیین های گذشته خود راگرامی شمارید.
2-پاس قانون را بر خود بایسته شمارید.
3-دو رویی و دشمنی مایه ی فرومایگی استو بیدادگری و کینه توزی شوند نابودی دودمان ها.

داریوش هخامنشی:

1-هرگزدوستان و ندیمان خود را به کارهای مهم مملکتی نگمار.زیرا اگر ستم کنندو اموال مردم به ناروا بگیرند،نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوستند.
2-هرگز دروغگو و چاپلوس را به خود راه مده .چون هردوی آنها آفت هستند.
3-امر آموزش را ادامه بده ،بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا فهم و خرد آنها فزونی یابد.

بزرگمهر وزیر دانشمند انوشیروان دادگر ساسانی و مخترع تخته نرد :

تنها در سختی هاست که دوست و دشمن خود را نشان میدهند .



فردوسی : چو ایران نباشد،تن من مباد                بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

خیام     :  اسرار ازل را نه تو دانی و نه من           وین سر و معما نه تو خوانی و نه من
        
            هست از پس پرده گفتگوی من و تو        چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من
 
مولوی :صاحبدلی به مدرسه آمد زخانقاه             بشکست عهد صحبت اهل طریق را

          گفتم: میان عالم و عابد چه فرق بود            که زان میان برگزیدی این فریق را

         گفت:آن گلیم خویش به در می برد زموج        وین جهد میکند تا بگیرد غریق را

حافظ شیرازی: آسایش دو گیتی ،تفسیر این دو حرف است     بادشمنان مدارا،با دوستان مروت


سعدی شیرازی: 1-  هرکه را زر در ترازوست ،  زور در بازوست .
 
                      2-عالمی را که گفت باشد بس              هرچه گویدنگیرد اندر کس



دیل گارنگی :     به هم نخندید، با هم بخندید !  / با دیگران بخند نه بر دیگران !

ارسطو       : تنها قطبنمای کشتی زندگی مهر و محبت است.

وینستون چرچیل:  هرگز از مخالفت ها نهراسید زیراکه بادکنک را باد مخالف بالا می برد !

ویلیام شکسپیر:  1- فروتنی و تواضع نردبان بزرگی و بلندی است .

                      2-سخن گفتن کافی نیست ،بلکه باید راست گفت.

                      3-نه گفتن ما به آری گفتنمان معنا می دهد.

     کانت        : چنان باش که به هرکس بگویی مثل من رفتار کن !

   مک لوهان  :  صاحب نظریه ی دهکده ی جهانی و نامی به اندیشه ی پیشرفته تر از زمان


1- خوشبختی بر سه چیز استوار است : خواب ، فرامو شی ، امید

2- این مهم نیست که ،که می گوید ، بلکه مهم آنست که چه می گوید !


داستان زد آلمانی : 

 وقتی که روباه موعظه می کند ، مواظب مرغ و خروسهایتان باشید!


آدلا استیونسون   : 

مهم چقدر زیستن است نه چند سال زیستن !


ای.فری من       : 

 کسی که هنگام خراب شدن کاری لبخند می زند ، احتمالا کسی را یافته است که تقصیر را به گردن او بیندازد .

برنارد روسن پیر:

 حقیقت، آزادی و آزادگی عبارتست از پذیرش مسئولیت شخصی در پیشگاه وجدان و قلب !

لقمان حکیم:

 زیانکارترین عیب ها، عیب خود نادیدن است .

لدنی استیولنس:

 تنها گنجی که به جستجو کردنش می ارزد،هدف است.

موریس مترلینگ :

خوشبختی بر پایه سه ستون است: فرامش کردن تلخی های گذشته ،غنیمت شمردن حال،امیدوار بودن به آینده

بالزاک : 

 تلف کردن زمان گران بها ترین هزینه هاست.

شارل دو مونتسکو :

انسانی که نتواند  باور ،اندیشه و احساس خویش را برای دیگری بازگو کند ،موجود زنده به شمار نمی رود !

بهمن رحمانی (نویسنده) :

1-آهنگ صدا هرچه ملایم و مطبوع باشد،سخن موثرتر و دلنشین تر خواهد بود.

2-برخی خوب سخن می گویند،برخی سخن خوب میگویند; آموزگار خوب آنست که هم خوب سخن بگوید ، و هم سخن خوب بگوید.

3-آینده در دستان توست ، اگرخود را باور داشته باشی و برای دستیابی به هدف ها و آرزوهای دست یافتنیت،بکوشی .



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انوشیروان دادگر ساسانی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 6 آذر 1393-07:41 ب.ظ


انوشیروان دادگر ساسانی:


در زمان فرمانروایی انوشیروان  ، دانش و هنر درمحدودهی مرز های ایران امروز و سراسر قلمرو امپراتوری ساسانی به نهایت شکوه و عظمت خود رسیده بود. دوره شاهنشاهی او به همراه دوره فرمانروایی نواده اش ، خسرو دوم (خسرو پرویز) به عنوان دومین دوره طلایی امپراطوری ساسانیان شناخته میشود.

مورخان شرقی انوشیروان را بزرگترین شاه ایران قدیم دانسته اند . شاید شاهانی مانند کوروش و داریوش بزرگ از خاطرها فراموش شده بودند، و یا آنان آگاهی های اندکی از پادشاهان بزرگ هخامنشی داشته اند . ولی حالا که آشنایی با تاریخ ایران باستان به سبب پژوهش های گسترده ی بزرگان دانش تاریخ وسایر رشته های مربوط به آن چون دیرینه شناسی و آثار نویافته از کاوش های باستان شناسی و شرح وباز خوانی کتببه ها و سایر نوشته های کهن و ...بسیار بیشتراز گذشته شده است ، نمی توان انوشیروان را دارای این مقام دانست . اما بی تردید او بزرگترین پادشاه ساسانی بوده است.

دانش تاریخ گواه آنست است که انوشیروان ویژگی های یک  سرداردلاور و کارآزموده را به همراه ویژگی های پادشاهی و مملکت داری باهم به همراه دارد. او پادشاهی است دادگر و ودر عین حال سخت گیر و سخت کوش،  مردی دلاور ،جنگاور و بسیار کاردان و مدیر ، سرداری تیز هوش ،در کارها بسیار دقیق و سیاست  مداری خبره و بی رقیب است و این همه درگفتار و رفتار او هویداست.

براهل تردید بایسته است که آثار دانشمندان و بزرگانی چون محمد جریر تبری،حسن پیرنیا، هرتز فلد،ماژیران موله، عنصر المعالی و.... در کتاب هایی مانند: تاریخ طبری ،تاریخ ده هزارساله ایران،سرزمین جاوید ، قابوسنامه  ، تایخ یقوبی ، ابن خلدون ، بلاذری و...... مراجعه کنند تا به یقین برسند و  ازبطلان بافته های برخی آگاهی یابند.


اوج قدرت و عظمت امپراتوری ساسانی :

شکست دادن امپراتوری های روم و دریافت  غرامت از آنها .

دولت هیاطله را برای همیشه از صفحه روزگار نابود کردند .

زرد پوستان ترک (از طایفه های مغول )موسوم به خزرهای شمالی تنبیه شدند .

سایر ترک های  آن سوی جیهون از یکه تازی ودست درازی به سایر نواحی دست برداشته و به جای خود نشستند .

حبشی ها (سیاه پوستان اتیوپی ) را از یمن راندند و این سرزمین دست نشانده ایران گردید .

رنسان و دگرگونی های این دوره ، در امور داخلی ایران ،روح جدیدی به کالبد ایران دمید و  ایران و ایرانی به بالندگی و رشد رسید و افزون بر دانش های ایرانی با دانش های یونان و روم نیز آشنا شد.

شاید بتوان گفت که انوشیروان آخرین ستاره ای بود که در افق ایران باستان درخشید .زیرا که ایران ایرانی بعد از افول او ،به واسطه ی  اشتباه کاری ها  و خبط های جانشینان او ، و  دیگر  عوامل با سرعت  هرچه تمام تر رو به زوال و انحطاط رفت و دیری نگذشت که دولت اردشیر پابکان منقرض گردید . ....

و  برای ایران تاریخ جدیدی شروع شد !


شخصی که به انوشیروان در اصلاح و باز سازی کارهای کشور بزرگ ایران در دوره ساسانی، کمک های گران بهایی کرده است، همان بزرگ مهر(بوزرجمهر )  وزیر توانمند ، کاردان  ، دانشمند بزرگ دانش ریاضی و مخترع بازی تخته نرد است .

بزرگ مهر در آغاز آموز گار  هرمز پسر انوشیروان بود. زمانی که  شاه دانایی و لیاقت وی  را مشاهده کرد ، او را به مقام وزارت برگزید. در باره ی  خردورزی  و کفایت این وزیزتوانا حکایت های زیاد گفته  و نوشته است که در این مختصر نمی گنجد  اما شایسته خوانش و بررسی است .


انوشیروان

درباره دانش و هنرپروری انوشیروان

انوشیروان دادگر دارای شخصیتی بسیار هنر دوست و دانش پرور بوده است و عقاید و باور های  مخالفان خود را تا جایی که به امنیت کشور لطمه وارد نمی کرد، تحمل می نمود.

به فرمان او کتاب اوستا در یک مجموعه منظم جمع آوری شد و آنچه امروزه از اوستا باقی مانده، دست آورد کوشش های انوشیروان است.

همچنین کتاب ارزشمند بیدپای هندی یا همان کلیله و دمنه به دستور کسری به ایران آورده شد و به زبان فارسی پهلوی ترجمه شد.

در مقدمه شاهنامه ابومنصوری در این باره آمده است: “از کسری انوشیروان چیزی مانده است که از هیچ پادشاه نمانده است (یعنی کلیله).”‌

بازی شطرنج نیز به فرمان او از هند به ایران آورده شد و رواج یافت.

دانشگاه پزشکی گندی شاپور در زمان او ساخته شد .

می توان این دانشگاه را  نخستین دانشگاه پزشکی جهان با ساختار مدرن دانست .

در زمان کسری کتابخانه ی  دانشگاه گندی شاپور بزرگترین کتابخانه جهان محسوب می شد.


در دوره پادشاهی خسرو انوشیروان، امپراتور روم جوستینیان که یک مسیحی متعصب بود، آکادمی آتن که آخرین پایگاه تدریس آیین های غیر مسیحی در روم بود را بست و اساتید مکتب افلاطونی نو که هفت نفر بودند به ایران و دربار ساسانیان پناه آوردند و با پیشواز گرم کسری روبرو شدند.

در دربار کسری، هفتاد تن از بزرگترین دانشمندان آنروز ایران و جهان حضور داشتند که او را در امور مختلف کشورداری یاری می نمودند.

انوشیروان

اصلاحات کسری

کسری انوشیروان سیستم مالیاتی کشور را اصلاح نمود .

قانون مدونی برای اخذ مالیات بر اساس میزان داراییهای اشخاص وضع نمود .

تا درآمد پایداری برای دولت فراهم شود و هم به طبقات کم درآمد فشاری وارد نیاید.

او طبقه دهقان یا همان خرده مالکان را تقویت نمود

 برخی مسولیت های لشکری را نیز به دهقانان سپرد تا  پشتوانه محکمی برای ارتش پدید آید و از قدرت گرفتن بیش از حد اشراف جلوگیری شود.

کسری اموال و دارایی هایی را که در دوران فتنه مزدکیان از طبقات مختلف مردم گرفته شده بود را به آنان باز گرداند و کشور را از هرج و مرج رهایی بخشید.

او کشور را به چهار بخش تقسیم کرد و اداره امور نظامی هر بخش را به یک اسپهبد سپرد .

لقب ایران اسپهبد را از میان برداشت تا تمرکز قدرت نظامی در دست یک نفر نباشد.

خسرو ارتش ایران را ساماندهی نمود و یک ارتش حرفه ای و بسیار با دیسیپلین که سربازان آن حقوق منظم دریافت می کردند تشکیل داد. 

ارتش ایران در زمان انوشیروان از نظر نظم و تشکیلات بسیار پیشرفته تر از ارتش روم بود.

در دوره شاهنشاهی ساسانیان و بخصوص دوره انوشیروان، بازرگانی در نهایت رونق خود بود و ایران قطب اقتصادی جهان محسوب میشد.

استفاده از پول یکسان در کشور و نوعی بانکداری نیز رواج داشت، بطوریکه واژه چک از زبان فارسی به زبان های اروپایی رفته است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ساکنان بومی فلات ایران

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 11 مهر 1393-11:21 ق.ظ

ساکنان بومی فلات ایران :                                                                                                               باستان شناسان بر اساس آثار برجای مانده از گذشته های دور ازقبیل ظرف ها ،ابزارها، بناها و...بر این باورند که فلات ایران از دیر باز سکونتگاه قوم هایی بوده که دوره های گوناگون زندگی را در طول سده های مختلف سپری نموده اند. دوره ی غارشینی و استفاده از ابزار چوبی و سنگی ، دوره کوچ نشینی ،  دوره کشاورزی وسکونت در آبادی ها و شهرها و در پی آن تولید غذا ، ایجاط تجارت و روابط بازرگانی با سایر همسایگان و....         
 برخی از قوم های بومی ایران زمین :    
 کاسی :                                                                                                                               در هزاره سوم پیش از میلاد زندگی می کردند.شغل بیشتر آنها دامداری بود و برابر کتیبه های آشوری مکان زیست آنها در کار کاسی یعنی شهر کاسی ها بوده است . گفتنی است که کار کاسی نام پیشین هگ مک تانا(همدان امروزی) می باشد. احتمال میرود محل زندگی این قوم پیش از زاگرس ناحیه ی جنوبی در یای کاسپین بوده است .واژ ه ی کاسپین در تمامی نقشه های جغرافیایی قدیم اروپایی و نیز شهر کاشان (کاشی -کاسی) و ...این باور را تایید می نماید. سرانجام دولت ایلامی به قدرت کاسی ها پایان داد.
 مانایی:                                                                                                                          درهزاره نخست پیش از میلاد ،در ناحیه ی آذربایجان کنونی و از راه دامداری و کشاورزی روزگار می گذارانیدند. آنان نخستین انجمن را در برابر آشور بوجود آوردند. مانا یی ها از دوستان و هم پیمانان ماد بودند.آثارشان در  زیویه در 54کیلومتری جنوب خاوری شهر سقز ،حسنلو در 9 کیلومتری شمال خاوری شهر نقده ، قلایچی  در حومه ی شهر بوکان .   
  لولوبی :                                                                                                                              در هزاره دوم پیش ازمیلاد دربخش وسیعی از بالای رود دیاله تا دریاچه ی چیچست (ارومیه امروزی) از راه دامداری زندگی می کردند .سال های دراز به نبرد با میان درود پرداختند. 
   گوتی :                                                                                                                                در هزاره دوم پیش از میلاد می زیستند و از را دامداری روزگاز می گذرانیدند .گوتی ها در کنار لولوبی ها و در ناحیه ی آذربایجان و کردستان سکونت داشتند و سالها با میان درود نبرد کردند.                    و.................................                             



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

استان بوشهر

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:سه شنبه 19 فروردین 1393-08:46 ب.ظ

بوشهر

در ایام بسیار دور بوشهر دهكده ای به نام لیان بوده است و شهر رام اردشیر كه خرابه های آن اكنون بنام ریشهر است در چند  كیلومتری آن قرار داشته. نادر و زندیه بر اهمیت بوشهر افزودند. كشاورزی استان بعلت نبود زمین مناسب و آب محدود بوده  و  غلات صیفی- علوفه- تنباكو- كنجد- خرما و مقداری مركبات از محصولات كشاورزی آن بشمار میروند. شغل بیشتر مردم ماهیگیری است. وجود نیروگاه عظیم اتمی و صنایع دریایی و نیز معادن عظیم گاز پالایشگاه گاز معادن نفت- قیر از جمله توانایی های این استان می باشد. از آثار باستانی استان می توان خرابه های ریشهر- كاروانسرا و بازار مشیر الملك در برازجان- دخمه های جزیره خارك- تل ارامنه-  مدرسه سعادت- كلیسای ارامنه- مسجد جامع در بوشهر را نام برد.



نوع مطلب : جلد کتاب داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تاکستان امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  سایكل توریست جلد کتاب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هتل 4 ستاره ی بغدادی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 14 فروردین 1393-09:44 ق.ظ

هتل 4  ستاره ی بغدادی baghdadi Grand Hotel:
هتل رستوران بغدادی با ظرفیت 200 تن درسرتاسر روزهای سال آماده ی ارایه خدمات و سرویس دهی به میهمانان گرانقدر ایران زمین می باشد و خوراک های اصیل وخوشمزه ایرانی سرو می نماید.
هتل بغدادی دارای دو تالاربزرگ به ظرفیت 600 تن آماده ی پذیرایی از میهمانی های بزرگ چون جشن عروسی ،مراسم عقد و ....است .
بخش اقامتی هتل دارای 62 اتاق، 10 سوئیت رویال،دو رستوران ایرانی و فرانسوی،کافی شاپ،کافی نت،سالن کنفرانس،لابی بزرگ و رستوران سنتی،استخر،سونا،جکوزی،زمین تنیس و....است.


هتل بغدادی بزرگترین و مدرن ترین هتل رستوران شهرستان تاکستان است.



نوع مطلب : شعبان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  چهارشنبه سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  یلدا  داستان های تات  داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  زبان تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه باستانی  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  پیر  بقعه پیر  حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  دانلود مستند موسیقی تاتی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  جهان  استان اذربایجان غربی  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ترانه های ملی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 28 اسفند 1392-07:24 ب.ظ

ترانه های ملی:
ترانه های ملی از جلوه های ذوقی و آفرینش های ادبی  قوم های ایرانی است .این ترانه ها زاییده اندیشه و ذوق هزاران انسانی است که دراین آب و خاک فراز و نشیب های تاریخی را در طی قرن های متمادی دیده وشنیده اند و غم ها و شادی های آنها در جلوه هایی خیال انگیز و گاه بی مانند هنری باز تاب یافته است.
 در ایران زمین ، بررسی و تحقیق پیرامون ترانه های ملی سابقه ی چندانی ندارد و بیش از یک قرن نیست.این ترانه ها در تذکره ها و دیوان ها جایی نداشته و ذهن تاریخی نسل ها و سینه های مردم گنجینه  ی ضبط و نگهداری و انتقال آنها بوده است.
سروده های آهنگین که در حوزه فولکلور وارد شده  ، جزو ترانه های ملی است.استاد بهار این شعر را شعر ملی کهن  و صادق هدایت نویسنده و مترجم و داستان نویس زبر دست و صاحب شاهکار بوف کور آنرا اوسانه نام نهاده است.
از تجربه بزرگان معاصر در شعر فولکلوریک،برای نخستین بار می توان استاد بهارنام برد که شعر بزک نمیر بهار میاد را سرود.پش از وی استاد احمد شاملو  منظومه ی پریا و قصه ی دخترای ننه دریا را سرود که از شاهکار های اوست.در شهرستان تاکستان نیز می توان به اشعار فولکلوریک علی پدرام بانام آوای تات ،  شَادروان محمد حسین طاهری و منظومه آهای وارون و ....اشاره کرد.



نوع مطلب : تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  جهان  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  سایكل توریست جلد کتاب  اکبر رحمانی گردشگر  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  موسیقی تاتی  برداشت انگور  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  جعفر نقال مستند دانلود  موسیقی  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نویسنده قاسم طاهری  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  دانلود مستند موسیقی تاتی  پیر  بقعه پیر  بقعه پیر  حنفیه تاکستان  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه باستانی  میرزا عباد اله شقاقی  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا گردونه مهر  گردونه مهر  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  سواستیکا  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  زبان تاکستان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3