تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - مطالب خندا تپه
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

نژاد های جهان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 18 خرداد 1394-10:06 ق.ظ

- نژاد زرد پوست:


یکی از دسته‌های بزرگ و عمده انسان‌هاست که خاستگاه آنها آسیای شرقی است.

 نژاد زرد به نژاد آسیایی و مونگولوید ، مشهور است.

 واژه ی  مونگولوید  رامی‌توان در فارسی نو به  مغول‌سان برگردانید.

 در فرهنگ عامه ایران ، این نژاد را چشم‌بادامی می‌خوانند.

ویژگی های فیزیکی نژاد زردپوست :

اندام مردمی که از نژاد زردند ، کوچک‌تر از اندام دیگر نژادهاست.

آنها تنی کم‌مو دارند و موهایشان نیز بیشتر لَخت است.

 ایشان دارای نیروی بدنی کمتری در سنجش با دیگر نژادها هستند ولی چابُکند.

شمار زیادی از مردم مغولسان دارای لکه بزرگی بر روی پوست خود هستند که در اصطلاح پزشکی لکه مغولی نامیده می‌شود.

گستره و پراکندگی نژاد زرد :


 همه آسیای شرقی را نژاد زرد در بر می‌گیرد. 

با تازش ترکان و مغولان به دیگر سرزمین ها پراکندگی آنها به آسیای غربی و اروپا هم کشید.

همچنین کوچ مردمانی که امروزه سرخ پوست خوانده می‌شوند در هزاران سال پیش به پراکندگی این نژاد در قاره ی آمریکا یاری رساند. 

برخی از آنان در سده‌های پیش حتی توانستند خود را به جزیره‌های دور دست دو اقیانوس  هند و  آرام برسانند. 

در آفریقا این نژاد تنها با آمیزش با سیاهان ماداگاسکار توانست رخنه کند.



- نژاد سپید (سفید پوست) :


سفیدپوست، واژه ای است برای مجموعه گروه‌هایی از انسان‌ها است که به عنوان استعاره‌ای از نژاد به کار می‌رود.

بسته به پیش زمیه ی جغرافیایی و تاریخی، تعریف «مردم سفیدپوست» متغیر است.

 سفید پوست بیشتر به مردم اروپایی تبار اطلاق می‌شود.

  این مفهوم با درجات متفاوت از رسمیت و سازگاری درونی در زمینه‌هایی گوناگون مانند جامعه شناسی،

 زیست شناسی، ژنتیک، پزشکی، زبان ،فرهنگ، حقوق و...به کار رفته است.

برخی بر این باورند که ریشه ی  انسان از آفریقا است .در آغاز همه انسان‌ها موی سیاه و چهره‌ای نسبتاً تیره داشته اند.

. پوست و موی مردم اروپا نیز در آغاز مانند دیگر مردم جهان تیره بود.

 یکی از نظریه‌ها برای توضیح سفید شدن پوست و زرد شدن رنگ مو در مردم شمال اروپا که در میان دانشمندان پذیرفته شده به این صورت است:

در شمال اروپا به خاطر روزهای کم آفتابی میزان ویتامین دی که به پوست انسان می‌رسد کم است. 

پیش از آغاز کشاورزی در این مناطق، بیشتر تغدیه مردمان این نواحی گوشت دام و ماهی بود و ویتامین دی موجود در گوشت و ماهی کمبود این ویتامین در آفتاب شمالی را جبران می‌کرد و پوست مردم هم‌چنان تیره بود.

پس از آغاز کشاورزی، مقدار مصرف غلات در اروپا زیاد و مصرف گوشت و ماهی کمتر شد، درنتیجه بدن ساکنان این نواحی برای جبران کمبود ویتامین دی به مرور ملانین کمتری تولید کرد و پوست خود را سفیدتر کرد تا بدین وسیله به سنتز یتامین دی دریافتی از خورشید کمک کند.

 بنابر این چند هزار سال پس از سکونت انسان در شمال اروپا به مرور پوست این ساکنان از تیره به سفید تغییر کرد.

علت این‌که رنگ موهای مردم زردپوست نواحی شمالی ازجمله اسکیموها هم‌چنان سیاه مانده‌است میزان مصرف بالای ماهی در غذای این مردمان است.


-  نژاد سیاه پوست : 


عبارت سیاه پوست در محاوره و فرهنگ عامه به گروهی گفته می‌شود که پوست آنها تیره است. 

بیشتر به ساکنان بومی آفریقا، و نیز به آمریکایی های آفریقایی تبار یا کانادایی‌های آفریقایی‌تبار سیاه پوست

 گفته می‌شود.

معمولاً از عبارت سیاه‌پوست در مقابل   سفیدپوست  استفاده می‌شود.

۲۰۰ سال پیش در آمریکا سیاه‌پوستان مرجع خودشان را آفریقا می‌دانستند ولی در آفریقا مردم بومی


 خودشان را برپایه قومیت‌ها و جامعه‌های هم‌زبان تقسیم‌بندی می‌کنند نه بر پایهٔ رنگ پوست.


 آفریقایی‌تبارها بعد از انتقال‌شان به آمریکا به علت اینکه از مناطق و قومیت‌های متفاوت بودند و در آمریکای

 شمالی زندگی می‌کردند . در نتیجه فرهنگ خاص خود را به وجود آوردند مانند  کلیسای سیاهان.


 آنها بیش‌تر بر اساس مرجع‌شان که همان آفریقا بود و رنگ پوست‌شان شناخته می‌شدند. 


در نتیجه نام قبیله و زبان‌بومی‌شان تأثیری در تقسیم‌بندی آنها در آمریکا نداشت و به همه آنها به صورت کلی

 سیاه‌پوست گفته می‌شد.


در مقابل در مناطق مورد استعمار اسپانیایی‌ها و فرانسوی‌ها آن‌ها را بر پایه قبیله و قومیت طبقه‌بندی کردند.


امروزه در ایالات متحده آمریکا افراد با رنگ پوست سیاه کم‌رنگ تا سیاه خیلی پُررنگ و آن‌هایی که آلبینیسم


 دارند، زندگی می‌کنند .


 چون اکثر آنها متولد آمریکا هستند، استفاده از واژه آفریقایی مشکل‌ساز است، در نتیجه همگی را آمریکایی

 آفریقایی تبار می‌نامند.



ایرانیان آفریقایی‌تبار گروهی ازمردم ایران هستند که اصالت   آفریقایی داشته و در طی قرن‌های مختلف


 به ایران وارد شده‌اند.این گروه از مردمان بیشتر در استان‌های جنوبی ایران به سر می‌برند.

در متون فارسی  مانند  قابوس نامه اثر عنصر المعالی قابوس پسر وشمگیر،  از بندگان حبشی (اتیوپی

 امروزی)  سخن به میان آمده که در بازارهای ایران فروخته می‌شدند.

 شمار زیادی از این مردم ، بازماندگان بردگانی هستند که توسط تازیان تاجر برده به خلیج فارس آورده می‌شدند.

همچنین در دوره‌های بعدی پرتغالی ها  در سواحل ایران ، دست به تجارت برده می‌زدند.

این  برده های سیاه پوست بیشتر ، پانتو زبان و متعلق به شرق  آفریقا و از کشورهای   تانزانیا به ویژه زنگبار، مالاوی و   موزانبیک  بوده‌اند.

در نهایت در سال ۱۸۴۸  محمد شاه قاجار  تحت فشار  بریتانیا فرمان لغو برده‌داری را صادر نمود.


- نژاد سرخ پوست :


به بومیان قاره ی آمریکا سُرخ‌پوست گفته می‌شود. این ها از نژاد زرذ هستند ولی پیش‌تر می‌پنداشتند که

 یک گروه نژادی جداگانه‌اند. 

کریستوف کلمب پنداشته بود که اینان  هندی اند، از این‌رو امروزه در بیشتر زبان‌های اروپایی ایشان را هندی

 می‌خوانند.

 گاهی در زبان فارسی هم ایشان را هندی‌های آمریکا می‌خوانند.

 آقای دکتر غلامحسین مصاحب در دایرهالمعاف فارسی آنان را «هندی‌شمردگان»،یعنی کسانی که هندی شمرده شده‌اند، می‌خواند.



جنگجویان سرخ‌پوست کمابیش نامهای برگرفته از خوی‌های جانوران دارند. 

نامهایی چون: 

 «گاو نشسته»،

 «اسب دیوانه» 

و «خرس ایستاده»

از نام‌هایی پرافتخار در تاریخ سرخ‌پوستان هستند.


ورود سرخ‌پوستان به قاره آمریکا را نزدیک به سی هزار سال پیش برآورد کرده‌اند. 


این اقوام در هنگام سرما و یخبندان از آسیا و از  تنگه ی برینگ  وارد قارهٔ نو شده‌اند. 


در کرانه‌های کالیفرنیا جایمانده‌های آتش روشن شده‌ای را یافتند که داده‌های  دانش باستان شناسی


نمایان کرد که این رویداد به ۲۵۰۰۰ سال پیش باز می‌گردد.


 زندگی مدرن و شهرنشینی در آمریکای باستان از حدود سالهای برابر با میلاد مسیح آغاز می‌شود و 


در سال 800 میلادی با تمدن مایا  به اوج شکوفایی خود می‌رسد.

   

درسال‌های پس از آن تمدن‌های دیگری مانند اولمک و  آزتک در آمریکای شمالی و تمدن اینکا در آمریکای جنوبی سال های درخشانی را بویژه در زمینه معماری و هنر تجربه می‌کنند.

با ورود اروپاییان در سال ۱۴۹۲ به دنیای تازه به رهبری  کریستوف کلمب نه تنها از دانش و تمدن اروپاییان

 چیزی به سرخ‌پوستان داده نشد بلکه درپی کشتارهای انجام شده تمدن‌های اینکا و آزتک کم‌کم رنگ باخت 


و به نابودی دچارشد.


 سرخ‌پوستان با ورود اروپاییان با بیماری های  همه‌گیر، نابودی فرهنگ و از دست رفتن خاک روبرو شدند.



نوع مطلب : تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   جهان  جهان  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  تپه باستانی کندر  تپه باستانی کندر  جعفر نقال  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  برداشت انگور  برداشت انگور  برداشت انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب سایكل توریست  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  دانلود مستند جعفر نقال  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری نویسنده  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه  بقعه  بقعه  بقعه پیر  سواستیکا  تاکستان قدیم  تاکستان قدیم  چلیپا  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه های تاکستان  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  عباداله شقاقی  خندا تپه  صلیب شکسته  تپه باستانی خندا  تپه باستانی خندا  پیر تاکستان  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  چهار شنبه  چهار شنبه  شب یلدا  شعبان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  چهارشنبه سوری 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شهریار

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 17 خرداد 1394-10:36 ق.ظ

محمد حسین تبریزی شاعر معاصر ایران  در میان سالی و پیری

نتیجه تصویری برای شهریار


 نتیجه تصویری برای شهریار


 محمدحسین بهجت تبریزی  متخلص به شهریار  شاعر  اهل آذربایجان شرقی بود و به زبان‌های ترکی و

 فارسی شعر سروده‌است.

او درتبریز به‌دنیا آمد و  در  همین شهر به خاک سپرده شد. 

وی در سرودن گونه های شعری  قصیده ، غزل ، رباعی ، مثنوی ، قطعه ، شعر نو مهارت داشت.


مهم‌ترین آثار:


- منظومه ی  سلام به حیدر بابا

- آمدی جانم به قربانت

-علی ای همای رحمت

-ای وای مادرم

-پیام به انیشتن


او بسال 1285خورشیدیدر شهر تبریز تولد شد. دوران کودکی را در روستای مادری‌ و روستای پدری‌اش سپری

 نمود. پدرش حاج میرآقا خشگنابی نام داشت که در تبریزوکیل بود. پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز،

 در سال1300 به تهران رفت و در مدرسه دارالفنون تا سال1303 و پس از آن در رشته ی پزشکی بیه ادامه ی

 تحصیل پرداخت.

 شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکترا به‌علت شکست عشقی و ناراحتی خیال و پیش‌آمدهای دیگر ترک

 تحصیل کرد.  او به‌سال1315در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد.

 


شهریار در دیوان سه جلدی خود با اشاره به اینکه تبریز خاستگاه زرتشت پیامبرایرانی است، مردم

 این دیار را از نژاد آریا می‌داند و نسبت به اشاعة سخنان تفرقه انگیز که بوی تهدید و تجزیه از

 آنها به مشام می‌آید، هشدار می‌دهد .


او خطاب به آذربایجان می‌گوید:


تو همایون مهد زرتشتی و فرزندان تو

پور ایرانند و پاک آئین نژاد آریان

اختلاف لهجه ملیت نزاید بهر کس

ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان

گر بدین منطق ترا گفتند ایرانی نه ایی

صبح را خواندند شام و آسمان را ریسمان


این قصیدت را که جوش خون ایرانیت است

گوهر افشان خواستم در پای ایران جوان

شهریارا تا بود از آب، آتش را گزند

باد خاک پاک ایران جوان مهدامان


نمونه‌ای از قصیده :

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند

در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا؟

در خزان هجر گل، ای بلبل طبع حزین

خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا؟

شهریارا بی‌حبیب خود نمی‌کردی سفر

این سفر راه قیامت می‌روی تنها چرا؟


نمونه‌ای ار غزل :

امشب ای ماه! به درد دل من تسکینی

آخر ای ماه، تو همدرد منِ مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می‌دانم

که تو از دوری خورشید، چه‌ها می‌بینی

...



شهریار شاعر غزل‌سراست و علاقه شدیدی به غزل‌ دارد و غزل تمام احساسات و عواطف انسان را         

می تواند  بیان كند. شهریار نیز مثل حافظ حرف‌هایش را با غزل‌هایش می زند. 

آنهایی كه به شعر سفید و نیمایی رو می‌آورند، فكر می‌كنند خواسته‌های درونشان را در قالب وزن و قافیه و

 ردیف نمی توانند بیان كنند. درنتیجه آزادگرایی می كنند و حرف دلشان را با شعر نیمایی بیان می‌كنند. 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اندرز داریوش بزرگ

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 14 خرداد 1394-03:27 ب.ظ

اینک که من از دنیا می روم، 25 کشور جزو امپراتوری ایران است.


 در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند.

 و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترام هستند . 

جانشین من ، خشایارشاه ، باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد.

راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و باور های آنان

 را محترم شمرد . 

اکنون که من از این دنیا می روم ، تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو 

می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. 

البته به خاطر داشته باش که تو باید به این حزانه بیفزایی ، نه این که از آن بکاهی ! 

من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده بودن این مقدار زر در خزانه آن است که

 هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان . 

مادرت،  آتوسا  بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن . 

ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم .

 من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم . 

چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال 

می ماند، بدون این که فاسد شود .
 
و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یا سه سال کشور در آن

 انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری

 خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما . 

به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی

 شود . 

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار.

 برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست . 

چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع

 نمایند، نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی. 

کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ، به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از

 نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی . 


اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند . 

ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی،

با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است 

مرتکبین فجایع را تنبیه کند . 

توصیه دیگر من به تو این است که:

 هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند .

بدون ترحم دروغگو را از خود بران. 

هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن.

 برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را

 خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت . 


افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند

 توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد

 و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله

 شکست خوردن تو را فراهم کنند . 

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که

 فهم و عقل آنها بیشتر شود .

هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد . 


همواره حامی کیش یزدان پرستی باش،
اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو

 پیروی نماید.

 پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد

 پیروی کند . 

بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من

 بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، 

اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی

 که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم ، پس مردم و خود تو نیز

 خواهی مرد. زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک

 خارکن . هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند،
 
اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو

  غلبه نخواهد کرد.

 اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا

 این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند. 

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، 

اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند،

 زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.
 

هرگز از آباد کردن دست برندار
 !

زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری ،کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت.

  قاعده این است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . 

در آباد کردن ، حفرکاریز ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده . 

عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت ، برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت . 

 عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد

 و تو عفو کنی،  ظلم کرده ای. زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای . 

بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضرند کردم تا این که

 بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام .

 اینک بروید و مرا تنها بگذارید !   زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است . 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سخنان دکتر مصدق

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 13 خرداد 1394-10:05 ق.ظ

 تصویر دکتر مصدق در جوانی و پیری

نتیجه تصویری برای مصدق


نتیجه تصویری برای مصدق


1- من ایرانی و مسلمانم و بر علیه هرچه ایرانیت و اسلامیت را تهدید کند تا زنده هستم مبارزه می کنم. 

2- تنها گناه من و گناه بسیار بزرگ من این استکه صنعت نفت ایران را ملی کردم و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیم ترین امپراطوری جهان را از این مملکت برچیدم.


3- حیات من و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سر فرازی میلیون ها ایرانی و نسل های متوالی این ملت کوچکترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آمد هیچ تاسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده ام .عمر من و شما و هر کس چند صباحی دیر نخواهد پائید. 


4-هیچ ملتی در سایه استبداد به جائی نرسید.


5-دیکتاتور شبیه پدری است که اولاد خود را از محیط عمل و کار دور کند و پس ازمرگ خود اولادی بی­ تجریه و بی­ عمل بگذارد. پس مدتی لازم است که اولاد او مستعد و مجرب کار شوند یا باید گفت که در جامعه افراد در حکم هیچ­اند و باید آنها را یک نفر اداره کند، این همان سلطنت استبدادی است .

6- مجلس برای چه خواستند و قانون اساسی برای چه نوشتند؟

 باید گفت که حکومت ملی است و تمام مردم باید غمخوار جامعه و در مقدرات آن شرکت نمایند در این صورت منجی و پیشوا مورد ندارد.


7-ما نمایندگان قبل از هر چیز باید به ایران نظر کنیم و منافع عموم را بر منافع شخصی خود ترجیح دهیم.

8- من خودم را برای مملکت می­ خواهم نه شاه و شاه را هم البته برای مملکت می­ خواهم.


9-شاه به موجب قانون اساسی مسئولیتی ندارد و به هیچ وجه من الوجوه در امور مملکتی حق دخالت ندارند.


10-ما باید همان سیاستی را پیروی کنیم که نیاکان ما می­کردند. اگر معلومات آنها به قدر ما نبود ایمانشان بیشتر از ما بود و به همین جهت توانستند که متجاوز از یک قرن مملکت را بین دو سیاست حفظ کنند و برای ما ذخایری بگذارند که امروز مورد توجه و نظر واقع شود.


11-من با دادن هر امتیاز از نظر اقتصادی و سیاسی مخالفم چون تفکیک مسائل سیاسی از

 اقتصادی مشکل است.


12-ملت ایران آرزومند «توازن سیاسی» است یعنی آن توازنی که در نفع ملت ایران باشد و آن


 «توازن منفی» است. 


13-ملت ایران هیچ وقت با «توازن مثبت» موافقت نمی­کند و از اولین روزی که من و ارد مجلس


 شدم با قرارداد مالی و هر عملیاتی که دولت­ های بعد از شهریور از نظر «توازن مثبت» نموده


 بودند،  مخالفت کردم و اعمال خائنانۀ آنها را به جامعه آشکار نمودم. 


14- از نظر «توازن مثبت» هرچه دول مجاور می­خواهند بدهند پر واضح است که دول مجاور


 بسیار خوشوقت می­شوند و دولت­ های خائن هم خوشوقتی آنها را برای خود سرمایه بزرگی


 قرار می­دهند و آن را به رخ ملت می­کشند ولی ملت می­داند که با این رویه طولی نخواهد


 کشید که هرچه دارد از دست بدهد.


15-هیچ کس نمی­تواند قضاوت ملت ایران را انکار کند ملت ایران به دولت­هائیکه به کشور خیانت


 نموده­اند به چشم بد می­نگرد و هر وقت بتواند خائنین را به چوبه دار می­زند. 



16- به عقیدۀ من توازن سیاسی وقتی در مملکت برقرار می­شود که «انتخابات آزاد» باشد.



16- «توازن منفی» آن نیست که هر دولتی هواخواهان خود را به مجلس بیاورد. 



17-«توازن منفی» آنست که در انتخابات دخالت نکنند،



 در قانون انتخابات تجدید نظر شود و نمایندگان حقیقی ملت که به مجلس رفتند «توازن


 سیاسی» برقرار شود و هر وقت که موازنۀ سیاسی برقرار شد رفع نگرانی نه از یکی بلکه از


 دول مجاور عموماً می­شود. 



18-ای کاش که دول مجاور از نظریات شخصی صرف نظر کنند و به خاطر عالم انسانیت با ما


 رفتاری جوانمردانه نمایند تا انتظار ایشان از رفاهیت و آسایش ما بهتر تامین شود.   



نوع مطلب : سرای من  ای سرای من  تپه های سگز آباد  امام زاده عبداله تاکستان  ساختمان میراث فرهنگی  مدرسه خیام شهرستان تاکستان  مدرسه خیام  عمارت بانک ملی تاکستان  عمارت بانک ملی  کاخ شاهی  بانک ملی  شهرستان تاکستان  آثار باستانی  آثار باستانی شهرستان تاکستان  رسم  کوزه شکستن  کله خاله  تاریخ ریشه ماست  ریشه  خور روز  چله شو  چارشمبه خاله  چهارشنبه خاتون  تپه شیزر  تپه ی باستانی شیزر  شعبان بابا اولادی  سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  آداب و رسوم  یلدا  جلد کتاب داستان های تات  داستان های تات  جشن انگور تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  گردونه مهر  تپه باستانی  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  دانلود مستند جعفر نقال  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شاهنامه ارزشمندترین اثرتاریخی و حماسی ایران زمین

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 10 خرداد 1394-12:30 ب.ظ

شاهنامه نه فقط بزرگ ترین و پر مایه ترین مجموعه شعر است که از عهد سامانی  و غزنویان به یادگار مانده است بلکه مهمترین سند عظمت زبان فارسی و بارزترین مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران قدیم و و گنجینه واژگان و ادبـیات فارسی است. سراینده ی توانای شاهنامه ، فردوسی بزرگ که ایران و ایرانی سخت مدیون تلاش های اوست ،در وطن دوستی سری پر شور داشت و به ایران، داستانهای کهن،  تاریخ و فرهنگ ، باور ها و جشن ها و آیین های  قدیم دیگر آن  عشق می ورزید. 

"شاهنامه"، حافظ راستین سنت های ملی و شناسنامه قوم ایرانی است.


 شاید بی وجود این اثر بزرگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آبا و اجدادی ما در طوفان حوادث تاریخی نابود می شد و اثری از آنها به جای نمی ماند. 


اهمیت شاهنامه فقط در جنبه ادبی و شاعرانه آن خلاصه نمی شود و پیش از آن که مجموعه ای از داستانهای منظوم باشد، تبارنامه ای است که بیت بیت و حرف به حرف آن ریشه در اعماق آرزوها و خواسته های جمعی، ملتی کهن دارد. 

شاهنامه، منظومه مفصلی است که حدوداً از شصت هزار بیت تشکیل شده است و دارای سه دوره اساطیری، پهلوانی، تاریخی است. 

فردوسی بر منابع بازمانده کهن، چنان کاخ رفیعی از سخن بنیان می نهد که به قول خودش باد و باران نمی تواند گزندی بدان برساند و گذشت سالیان بر آن تأثیری ندارد. 

در برخورد با قصه های شاهنامه و دیگر داستانهای اساطیری فقط به ظاهر داستانها نمی توان بسنده کرد. 
زبان قصه های اساطیری، زبانی آکنده از رمز و سمبل است و بی توجهی به معانی رمزی اساطیر، شکوه و غنای آنها را تا حد قصه های معمولی تنزل می دهد.

شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در هستی اند. جنگ کاوه و ضحاک ، کین خواهی منوچهر از سلم و تور، مرگ سیاوش به دسیسه سودابه و . . . همه حکایت از این نبرد و ستیز دارند. 

تفکر فردوسی و اندیشه حاکم بر شاهنامه همیشه مدافع خوبی ها در برابر ظلم و تباهی است. ایران که سرزمین آزادگان محسوب می شود همواره مورد آزار و اذیت همسایگانش قرار می گیرد. 
زیبایی و شکوه ایران، آن را در معرض مصیبت های گوناگون قرار می دهد و از همین رو پهلوانانش با تمام توان به دفاع از موجودیت این کشور و ارزش های عمیق انسانی مردمانش بر می خیزند و جان بر سر این کار می نهند. 

برخی از پهلوانان شاهنامه نمونه های متعالی انسانی هستند که عمر خویش را به تمامی در خدمت همنوعان خویش گذرانده است. پهلوانانی همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و توس از این دسته اند. 
شخصیت های دیگری نیز همچون ضحاک و سلم و تور وجودشان آکنده از شرارت و بدخویی و فساد است. 
آنها مأموران اهریمنند و قصد نابودی و فساد در امور جهان را دارند. 

قهرمانان شاهنامه با مرگ، ستیزی هماره دارند و این ستیز نه روی گردانی از مرگ است و نه پناه بردن به کنج عافیت، بلکه پهلوان در مواجهه و درگیری با خطرات بزرگ به جنگ مرگ می رود و در حقیقت، زندگی را از آغوش مرگ می دزدد. 

بیشتر داستانهای شاهنامه بی اعتباری دنیا را به یاد خواننده می آورد و او را به بیداری و درس گرفتن از روزگار می خواند ولی در همین حال آنجا که هنگام سخن عاشقانه می رسد فردوسی به سادگی و با شکوه و زیبایی موضوع را می پروراند. 

تصویرسازی در شعر فردوسی جایی بسیار مهم دارد. شاعر با تجسم حوادث و ماجراهای داستان در پیش چشم خواننده او را همراه با خود به متن حوادث می برد، گویی خواننده داستان را بر پرده سینما به تماشا نشسته است. 
تصویرسازی و تخیل در اثر فردوسی چنان محکم و متناسب است که حتی اغلب توصیفات طبیعی درباره طلوع، غروب، شب، روز و . . . در شعر او حالت و تصویری حماسی دارد و ظرافت و دقت حکیم توس در چنین نکاتی موجب هماهنگی جزئی ترین امور در شاهنامه با کلیت داستان ها شده است. 


موسیقی در شعر فردوسی از عناصر اصلی شعر محسوب می شود. انتخاب وزن متقارب که هجاهای بلند آن کمتر از هجاهای کوتاه است، موسیقی حماسی شاهنامه را چند برابر می کند. 

علاوه بر استفاده از وزن عروضی مناسب، فردوسی با به کارگیری قافیه های محکم و هم حروفی های پنهان و آشکار، انواع جناس ، سجع و آرایه های دیگر تأثیر موسیقایی شعر خود را تا حد ممکن افزایش می دهد. 
اغراق های استادانه، تشبیه های حسی و نمایش لحظه های طبیعت و زندگی از دیگر مشخصات مهم شعر فردوسی است. 

نخستین کتاب نثر فارسی کتاب  شاهنامه است  که به دستور و سرمایه "ابومنصور توسی" فراهم آمد،  و به همین دلیل به "شاهنامه ابومنصوری" شهرت دارد و تاریخ گذشته ایران به حساب می آید. اصل این کتاب از میان رفته و تنها مقدمه آن که حدود پانزده صفحه می شود در بعضی نسخه های خطی شاهنامه موجود است. 


افزون بر این شاهنامه، یک شاهنامه منثور دیگر به نام شاهنامه ابوالموید بلخی وجود داشته که گویا قبل از شاهنامه ابومنصوری تألیف یافته است، اما چون به کلی از میان رفته درباره آن نمی توان اظهارنظر کرد. 

پس از این دوره در قرن چهارم شاعری به نام دقیقی توسی به نظم در آوردن داستان های ملی ایران را شروع کرد. دقیقی زردشتی بود و در جوانی به شاعری پرداخت. او برخی از امیران چغانی و سامانی را مدح گفت و از آنها جوایز گرانبها دریافت کرد. دقیقی  به دستورنوح بن منصور سامانی مأموریت یافت تا شاهنامه ی ابومنصوری را که به نثر بود به نظم در آورد.
 او هزار بیت بیشتر از این شاهنامه را نسروده بود و هنوز جوان بود کهدرحدود 367 یا 369  ق. برابر با 356 یا 358 خ. 946 یا948 م. به دست نوکر خود کشته شدو بخش عظیمی از داستانهای شاهنامه ناسروده مانده بود. بنابراین فردوسی هشمهری دقیقی کار ناتمام او را دنبال کرد. 
کتاب خدای نامه  و دیگر متن های پهلوی و اوستایی و...از منابع شاهنامه هستند.

موضوع این شاهکار جاودان، تاریخ ایران قدیم از آغاز تمدن نژاد ایرانی تا انقراض حکومت ساسانیان به دست  تازیان (اعراب )است .


شاهنامه به سه دوره اساطیری ، پهلوانی ، تاریخی تقسیم میگردد.. 



دوره اساطیری :


این دوره از عهد کیومرث تا ظهور فریدون ادامه دارد. در این عهد از پادشاهانی مانند کیومرث، هوشنگ، تهمورث و جمشید سخن به میان می آید. تمدن ایرانی در این زمان تکوین می یابد.

 کشف آتش، جدا کرن آهن از سنگ و رشتن و بافتن و کشاورزی کردن و امثال آن در این دوره صورت می گیرد. 

در این عهدبیشتر  جنگ ها ، جنگ های داخلی است و جنگ با دیوان و سرکوب کردن آنها بزرگ ترین مشکل این عصر بوده است. 
برخی گفته اند:
 منظور از دیوان، بومیان فلات ایران بوده اند که با آریایی های مهاجم همواره جنگ و ستیز داشته اند.

در پایان این عهد، ضحاک دشمن پاکی و سمبل بدی به حکومت می نشیند، اما سرانجام پس از هزار سال فریدون به یاری کاوه آهنگر حمایت مردم او را از میان می برد و دوره جدید آغاز می شود. 


دوره پهلوانی :


دوره پهلوانی یا حماسی از پادشاهی فریدون شروع می شود. ایرج، منوچهر، نوذر، گرشاسب به ترتیب به پادشاهی می نشیند. جنگهای میان ایران و توران آغاز می شود. 

پادشاهی کیانی مانند: کیقباد، کیکاووس، کیخسرو و سپس لهراست و گشتاسب روی کار می آیند. در این عهد دلاورانی مانند: زال، رستم، گودرز، توس، بیژن، سهراب و ...ظهور می کنند. 

سیاوش پسر کیکاووس به دست افراسیاب کشته می شود و رستم به خونخواهی او به توران زمین می رود و انتقام خون سیاوش را از افراسیاب می گیرد. در زمان پادشاهی گشتاسب، اشو زرتشت پیامبر ایرانیان ظهور می کند و اسفندیار به دست رستم کشته می شود. 
مدتی پس از کشته شدن اسفندیار، رستم نیز به دست برادر خود، شغاد از بین می رود و سیستان به دست بهمن پسر اسفندیار با خاک یکسان می گردد، و با مرگ رستم دوره پهلوانی به پایان می رسد. 


دوره تاریخی :
 

این دوره با ظهور بهمن آغاز می شود و پس از بهمن، همای و سپس داراب و دارا پسر داراب به پادشاهی می رسند. در این زمان اسکندر مقدونی به ایران حمله می کند و دارا را که همان داریوش سوم است می کشد و به جای او بر تخت می نشیند. 

پس از اسکندر دوره پادشاهی اشکانیان در ابیاتی چند بیان می گردد و سپس ساسانیان روی کار می آیند و آن گاه حمله عرب پیش می آید و با شکست ایرانیان شاهنامه به پایان می رسد. 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داستان زد - تاتی تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 7 خرداد 1394-08:19 ق.ظ


داستان زد عبارتی نغز و شیواست که در عین کوتاهی پرمعنا و دل انگیز است .

داستان زد ،عصاره اندیشه و فرهنگ شفاهی ملتی است که از گذشته های دور سینه به سینه نقل شده و از نسلی به نسلی دیگر سپرده، شده و بسان سکه زرینی که در بازار دادوستد زمان از رواج نیفتاده باشد به ما رسیده است و میراثی بس گران بهاست.

«دکتر معین در فرهنگ فارسی ارسال المثل یا ضرب المثل را به مفهوم مثل زدن، مثل آوردن آورده است»[1] 

و استاد دهخدا در اثر جاوید خویش ضرب المثل را «داستان زدن، ارسال مثل کردن، مثل راندن، نادره و حکمت گفتن»[2] معنا نموده است.

«داستان زد یکی از صنایع معنوی کهن زبان پارسی است و مُرَخِّم داستان زدن می باشد که چون از زبان نویسنده، شاعر و یا خطیبی جاری گردد، زیبایی سخن چندین برابر می نماید»[3] 

چرا که:

هر چه از دل برآید، بر دل نشیند.

(از مجموعه امثال و حكم، آن قسمتی كه شعر گونه و آهنگین است می پسندیم و بدان توجه داریم اینگونه ترانه ها، كه از روابط اجتماعی و تجارب زندگی نشأت می گیرند)[4] [5]، مفاهیم اخلاقی گوناگونی را مستقیم و غیرمستقیم بیان می كنند، دارای وزن و شعر هستند- نیم مصراع مصراع دوبیتی قطعه از انواع آنست 

«مثل ها گاهـی ادبـی و هنرمندانه، گاهـی عامیانه و محاوره ای و گاهی مبهم و گاهی صریح اند، گاه مستهجن و گاهی دارای ادب و حرمت كلام هستند.

«مثل سه وصف مطلوب دارد: اختصار لفظ، صحت، حسن تشبیه»[6]

«مثل، جمله كوتاهی است كه از تجربه دراز تولد یافته است»[7]

«مثل، زاده فكر یك جمع و نادره گویی یك فرد است»[8]

در زبان پارسی، درباره ی داستان زد، پژوهشگران و اندیشمندان بزرگی چون علامه ی دهخدا در کتاب امثال و حکم، شادروان صادق هدایت در کتاب نیرنگستان، محمدعلی جما ل زاده که قالب داستان را برای بیان و حفظ ضرب المثل های ایرانی و عبارت های حکیمانه به کار گرفته است، و نیز امیرقلی امینی و ابوالقاسم انجوی شیرازی و ... با کوشش ها و تحقیقات ارزشمند خویش، آثار گران بهایی را ارایه داده اند.

 

 

در زبان تاتی نیز استاد علی عبدلی در کتاب فرهنگ تطبیقی تاتی، تالشی و آذری، مجموعه ای از داستان زدهای رایج در لهجه های مختلف تاتی را در بخش آخر کتاب آورده است، 

و نیز استاد علی پدرام در اثر ارزشمند خویش هزار ضرب المثل تاتی[9] را گردآوری نموده است که خود وی در این باره می نویسد: 

«من ازدیرباز به زبان مادری خود (زبان تاتی) عشق می ورزیدم و به ضرب المثلهایش که از نظر کیفی و کمی قابل توجه و تعمق می باشند، علاقه ی خاطر پیدا کرده بودم. 

مطالعه ی برخی از آثار در این زمینه، ذهن خفته و ناخوداگاه مرا بیدار کرد و برآنم داشت که درصدد گردآوری حدود هزار ضرب المثل تاتی برایم.»[10]  و آثار دیگر ...

داستان زد، ممکن است همانند زبان و دیگر پدیده های فرهنگی در طول مسیر پر فراز و نشیب تاریخ دستخوش تغییر و دگرگونی شده، واژه ها و عبارت هایی را از دیگر زبان ها وام گرفته و خود نیز به زبان های دیگر وام داده باشد. 

و نیز ممکن است ضرب المثلی را عینا به زبانی دیگر منتقل کرده باشد و یا از زبانی به عاریه گرفته باشد که قطعا ثبت و ضبط داستان زدهای تاتی به حفظ و نگهداری این گنجینه ی گران قدر یاری می رساند و امید که این مهم محقق گردد.

ساختـار داستان زد به این گونه اسـت که دو جمله را بـدون ادات تشبیه به یکدیگـر تشبیه می نمایند و مشبه به ضرب المثل است که در این صورت تشبیه، مرکب (تشبیه تمثیل) و مضمر است و مقصود از آن تاکید مشبه می باشد:

«غم عشق آمد و غم های دگر پاک ببرد

سوزنی باید کز پای برآرد خاری»[11]

بیشتر علمای بدیع ارسال مثل را با تمثیل یکی دانسته و تعریف واحدی برای این دو مفهوم آورده اند، حال آنکه چنین نیست و این دو مقوله غیر هم بوده و متفاوتند.

در تمثیل گوینده برای ثابت نمودن نظر غیر محسوس خود مثالی محسوس از خود می آورد و در واقع سعی می نماید با دلیل و برهان، ادعایش را استدلال نماید. مانند:

1- تمثیل در سبک عراقی:

«آن یکی پرسید اشتر را که هی

از کجا می آیی ای فرخنده پی

گفت از حمام گرم کوی تو

گفت خود پیداست از زانوی تو»[12]

2- تمثیل در سبک هندی:

«ز یاران کینه هرگز در دل یاران نمی ماند

  به روی آب جاری قطره ی باران نمی ماند»[13]

اما چنانکه پیش از این گفته شد، ضرب المثل به معنای مثل آوردن آمده است که تصویری در قالب عبارت یا بیتی از اندیشه ی شاعر، نویسنده، حکیم و حتی یک فرد عادی جوشیده و در دل ها می نشیند و سال ها و قرن های متمادی در میان عامه مردم دهان به دهان نقل می گردد تا در نزد عامه حکم و مقام و داستان زد یا ضرب المثل می گیرد و آنگاه گویندگان دیگر در سخن خود بدان استناد می جویند:

 «می توان گفت که تمثیل سخنی است از خود گوینده به عنوان برهان و استدلال جهت اثبات ادعای او که در زبان گویش نمی توان نام ضرب المثل بر آن نهاد، ولی ممکن است با گذشت زمان و انتقال از نسلی به نسل دیگر چنین عنوانی پیدا کند»[14]:

«از مکافات عمل غافل مشو

گندم از گندم بروید، جو ز جو»[15]

به بیانی دیگر :

«ارسال مثل یک نوع مصرف است اما تمثیل نوعی تولید است. ارسال مثل مصرف ضرب المثلی که از قبل وجود دارد، اما تمثیل فقط ذکر مثالی است برای اثبات یا استحکام یک اندیشه»[16]

گاهی سخن حکیمانه ای مانند:

«میازار موری که دانه کش است
 

    

که جان دارد و جان شیرین خوش است»[17]

که در هنگام سرایش در قرن چهارم هجری نه تمثیل است و نه ضرب المثل، اما حرف خوشایند عام گشته و بر سر زبان ها می افتد و به مرور زمان ارسال مثل می گردد، تا جایی که در قرن هفتم شیخ شیراز آن را به عاریت گرفته می فرماید:

«چنین گفت فردوسی پاک زاد

که رحمت بر آن تربت پاک باد

میازار موری که دانه کش است

که جان دارد و جان شیرین خوش است»[18]

در طول تاریخ، بشر پیوسته بر آن بوده است که اندیشه ها و ایده های خود را در انجمن های ادبی، فرهنگی و اجتماعی و ... و میدان های سیاسی در صحنه های نبرد به دیگران منتقل و گاهی تحمیل نماید.

 در این میان زبان بهترین وسیله برای رساندن بشر به این هدف، بوده است به ویژه زمانیکه با سخنان بزرگان و مثل ها و حکمت ها و ... آمیخته گردد، که در این صورت لطف و زیبایی و گیرایی سخن را دوچندان خواهد نمود و درست به همین خاطر است که ضرورت استفاده از ضرب المثل در ذهن و اندیشه بشر بارور شده و ابزاری بسیار سودمند برای بیان و فهمانیدن بهتر و ساده تر مکنونات قلبی می گردد.

دیگر بهره ای که از کاربرد داستان زد به دست می آید، اعجازی است که در ایجاز آن به وجود می آید، به گونه ای که گاه چنان است که کار یک کتاب را می کند و زمانی به اندازه ی ساعت ها سخنرانی خطیبی توانا بر دل ها اثر عاشقانه می بخشد. مانند:

شَر اَجوره بی شَر مِنِگرده، آدمِ بی شَر مِگَردِه»[19]

شهر با آجر شهر نمی شود، بلکه با آدم شهر می شود.

در این عبارت کوتاه دریایی از معناها و مفهوم ها بیان شده است، زیرا شرایط مدنیّت را وجود زمینه های علمی، فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و ... و به طور خلاصه انسان بودن عنوان شده که شرح و تفسیر آن کتابی را در بر خواهد گرفت.

 درباره ی زمینه ی پیدایش این داستان زد، گفته می شود زمانی که در احداث بناها و ساختمان ها خشت و گل جای خود را به آجر و سیمان داد، آنگاه که به «استاد علی محمد»[20] مرحوم گفته شد، تاکستان شهر شده و همه ساختمان ها را با آجر می سازند، عبارت مزبور را بیان کرد که امروزه به صورت ضرب المثل بر زبان ها جاری است.

زمینه ساز پیدایش ضرب المثل عامل های زیادی می تواند داشته باشد، نظیر عامل های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و ... 

نگارنده سعی می نماید برخی از داستان زدهای تاتی را به خوانندگان تقدیم نماید.



ادامه مطلب

نوع مطلب : پهلوان بابا اولادی  سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  آداب و رسوم  یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  الموت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گزارشی از تاریخ ایران - تاکستان ( سیادن )

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:سه شنبه 5 خرداد 1394-08:44 ق.ظ

آنچنان كه در كتیبه پئوتین گرایا نیز ذكر شده است نام قدیم تاكستان، سیادن بوده و به همراه ساوه از شهرهای آباد و مهم عصر هخامنشی بوده است .

این کتیبه در غرب کشور کشف شده و هم اکنون در موزه شهر وین پایتخت اتریش نگهداری می شود.


خوشبختانه این نام تا كنون حفظ شده، و هم اكنون نیز سیادن خوانده می شود.


 دربــاره وجه تسمیــه كلمه سیــادن  siyaden  نظریه های گوناگونی وجود دارد كه به برخی از مهم ترین آنها اشاره می شود:


1- «سیادن كه در برخی از نوشته ها بصورت سیاده یا سیاه دهان یا سیادهان یا سیادهن ثبت شده است از نام سنگی به نام «اَبی سی دین»[1] كه هزاران سال پیش و به روایتی در حدود 12000 سال پیش در این منطقه یافت و استخراج می شده است، گرفته شده و در طول زمان بصورت سیادِن درآمده است.»[2]


2- «در گذشته های دور قبیله ای مشهور به قوم سا از پیروان كیش بلقیس به عللی از كیش او دور شدند، و ... سیل به اقامتگاه آنها هجوم آورد و تمامی خانه و كاشانه ی آنها را ویران نمود و تمام مردمش را نابود كرد اما عده ای از آن قوم كه در نقاطی دیگر مسافر بودند از حادثه جان بدر بردند ولی از موطن خود آواره شدند و شكایت آوارگی خود را به نزد پادشاه وقت ایران بردند و به دستور وی در سرزمینی كه امروزه تاكستان نامیده می شود، ساكن شدند. آنها اسم قوم خود را بر این سرزمین نهادند و نام آبادی را كه بوجود آورده بودند ساده نامیدند كه در زمانهای بعدی به واسطه ی محله های بسیار كلمه جمع سادهان معروف شد و بعدها سیادهن خوانده شد.»[3]


3- «سیادِهِنْ بر وزن رودهن: سیادهِن ْبه دلیل وجود دشت های سرسبز و جنگل های فراوان آن به این نام خوانده شده است چرا كه از دور سایه سار جنگل های آن به سیاهی می نماید و سیادِهِنْ به معنی دماغــه و دهــانه ی سیاه و تنها یك شهــر در ایــران همانند سیادهن اسـت وآن رودهــِن می باشد.»[4]


4- در نقشه هایی كه قلمرو دولت ماد در قرن های نهم تا هفتم پیش از میلاد نشان می دهد (نقشه صفحه بعد) در محــدوده ی سرزمین تاكــستان امــروزی، نام چند دژ مهـم به چشــم می خورد مانند سیبار، ساپاردا آندارپاتی آنو،بیت ساگبت، بلیان، خارخار و ... كه امروزه اثری از آنها نیست اما ممكن است سیادن از سیبار و اسفرورین از ساپاردا گرفته شده باشد و در طی زمان به صورت كنونی درآمده باشد، كه از تخصص نگارنده بیرون است و شایسته است كارشناسان علم اِتِمالوژی و واژه شناسی در این باره پژوهش نمایند.


5- «بنا به دستور داریوش كبیر جهت ارتباط ملت ها و سهولت عبور و مرور و ارسال كالاها، در سراسركشور چاپارخانه ساخته شد و در هر چهار فرسنگی قرارگاههایی جهت استراحت و تعویض اسب ساخته شد و اگر آبادی نبود، بنایی به نام دژ می ساختند مانند میمون دژ، سپیددژ، دریدژ و كهن دژ و ... و متصدی آنرا دژبان یا دژدار می خواندند و چندین دژ به فرماندهی یك نفر به نام ساتراپ اداره می شد.

   چون دریدژ كه مركز اولیه تاكستان بوده در مسیر سه راه ایدژ، آدژ و قلعه دژ قرار داشته به همین خاطر به سه دژ موسوم گشته است. و در طول زمان به سه دژان معروف و پس از یورش اعراب و رایج شدن خط عربی به جای فارسی، حرف (ژ) منسوخ شده و بجایش حرف (ه) بكار رفت و سه دژان بصورت سه ده یا سه دهن یا سه دهان یا سیادهان و ... درآمده است»[5] 

این نظریه صحیح نیست زیرا در كتیبه پوئین گرایا[6] كه مربوط به دوره هخامنشیان است، نام قدیمی تاكستان را سیادن ثبت شده است. در این كتیبه درباره ی تاكستان (سیادِن پیشین) آمده است: «سیادِن و ساوه از شهرهای سرسبز شمال فلات ایران است»


6- برخی از كهنسالان و پیران منطقه، سیادن را به دیوی با دهانی سیاه (سیاه دهن) كه در این ناحیه زندگی می كرد، مربوط می دانند.

 این باور با توجه به اینكه ایرانیان باستان، دشمنان خود را دیو می خواندند شایان توجه و بررسی است.

 


 7- برخـی نیز می گویند كه در گذشته زنـــان منطقه جلـوی دهــان خـود را با پارچه سیاهـی،می گرفته اند كه به سیاه دهن مشهور شده اند و نام سیادن را با آن مربوط می دانند.

 این باور صحیح به نظر نمی رسد. چون این پوشش به باورهـای افراطی دوره صفویه و قاجاریــه مربـوط می شود و با توجه به سابقه تاریخی تاکستان، مردود است و در گذشته های دور نیز چنین پوششی در تاریخ ثبت نشده است.

 

                                                          - بر گرفته از کتاب تاریخ و فرهنگ تات



1- سنگ ابسیدین محور كهن ترین مبادلات تجاری و فرهنگی و تكنولوژی در قاره آسیا بوده و برای ساختن ابزار به كار می رفته است، معادن این سنگ در نقاطی از ایران مانند: تاكستان، ارومیه، ساوه و بصیران و در تركیه: اطراف دریاچه وان، حوزه مدیترانه، آناتولی مركزی قرار داشته است.

2- علی محمد علیخانی، جستاری در زبان وادبیات تاتی ص 141

3- شادروان حاج میرزا علی محمد طاهری از نخستین معلمان تاكستان، دست نوشته های وی در (خاطرات یك آموزگار)

4- پروفسور آساتوریان عضو هیئت علمی دانشگاه های ارمنستان

5- علی محمد، طاهری، بیوگرافی دربدژ، 1337

6-  كتیبه ی پوتین گرایا: این كتیبه مربوط به 2300 سال پیش یعنی امپراتوری بزرگ هخامنشی می باشد كه به زبان یونانی نوشته شده است و اینك در موزه شهر وین پایتخت كشور اتریش نگهداری می شود. این كتیبه به وسیله ی آقای ویلهم توماشك به انگلیسی ترجمه شده است.



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  تمدن های باستانی ایران  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه باستانی خندا  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  دانلود مستند موسیقی تاتی  نوازنده احسان طاهری  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   جهان  الموت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پوشاک مردم ایران در باستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 3 خرداد 1394-05:14 ب.ظ


 ویل دورانت  در کتاب تاریخ تمدن می نویسد:

«زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به

 آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی

 را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش هایی که در ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زن دیده

 نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد.»

 دائره المعارف لاروس :

 «تاریخ نشان می دهد که پوشش در فرس قدیم وجود داشته است».

در کیش «مازدیسنی» آمده است :

 زن خواهید و جفت گیرید و هم خوابه دیگری را نبینید و بر او منگرید و با او میامیزید.»

نوشته ها وکتیبه های  نشان می دهد که زنان در دوره های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها

 (هخامنشیان)، اشکانیان و سامانیان دارای پوشش  ایرانی بوده اند. 

- دوره مادها

در کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده:

«اصلی که باید در نظر داشت، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه های پیش از میلاد، پوشاک زنان

 دردوره مادها ضمن  کمی تفاوت با پوشاک مردان یکسان است.»

و نیز:

«مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می شوند. به نظر می

 رسد که زنان پوششی  روی سر خود گذارده اند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»

- دوره هخامنشیان

پارسی ها  از نظر لباس همانند مادها بودند. زیا مانند آنان از تیره آریایی بودند و بیشتر افسران و سربازان

 مادی در ارتش کورش بزرک و جانشینان او خدمت می کردند. افزون برآن روابط خویشاوندی میان مادها ،

 پارس ها و پارت ها وجود داشت و تازه ماندانا مادر کورش وپدربزرگش آستیاک و دیگران از مادها بودند.

در آثار برجای مانده آمده است:

«از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان

 پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که از

 پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن

 بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»

- دوره اشکانیان

در آثار گذشته : 

«لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است. پیراهن

 دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است.

 روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.»

در جای دیگر آمده است:

 «چادر زنان اشکانی به رنگ های شاد و ارغوانی و یا سفید بوده است. 

گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. 

این چادر به نحوی روی سر می افتاده که سرپوش(نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می

 پوشانیده است.»

در کتاب «پارتیان» نیز آمده است:

«زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو بر تن می کردند، با شنلی که بر سر افکنده می شد و نیز نقابی داشتند

 که معمولاً به پس سر می آویختند.»

دوره ساسانیان

 اردشیر پسر بابک سلسله ساسانیان را بنیان نهاد و دین زرتشت را دین رسمی کشور قرار داد.

 اوستا را ترجمه و آتشکده های ویران را بازسازی نمود.

 در مورد پوشاک زنان چنین آمده است: 

«چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.»

حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت که «حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلندسایربانوان ، تا پشت پا کشیده شده است.»


 منابع اسلامی چنین حکایت کنند که:

سه تن از دختران کسری، پادشاه ساسانی، را با ثروت فراوانی از اموال، برای عمر آوردند.

 شاهزادگان ایرانی را در برابر عمر در حالی که با پوشش ، خود را پوشانده بودند، ایستاندند.

خلیفه دستور داد، با آوازی بلند بر آنان فریاد کشند که:

 پوشش از چهره برگیرید تا تازیان آنها را ببینند و خریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند ! ؟

دوشیزگان ایرانی از برهنه کردن صورت خودداری کردند و مشت بر سینه نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند.

 خلیفه خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد، در حالیکه شاهزادگان ایرانی می گریستند.

حضرت علی(ع) به عمر فرمودند:در رفتارت مدارا کن.

از پیغمبر خدا(ص) شنیدم که می فرمود :

«بزرگ و شریف هر قومی را که خوار و فقیر شده، گرامی بدارید». 

عمر  آتش خشمش فرو نشست.

 سپس حضرت اضافه کرد: 

«با دختران ملوک نباید معامله دختران بازاری (کنیزان) کرد.» !؟

و.................................

اکنون  ای خردمند ، تو خود بخوان حدیث مجمل از این دفتر !



نوع مطلب : اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  تپه باستانی کندر  تپه باستانی کندر  جعفر نقال  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  احسان طاهرخانی نوازنده  احسان طاهرخانی نوازنده  قاسم طاهری نویسنده  پیر  بقعه پیر  بقعه پیر  حنفیه تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  امام زاده حنفیه  تپه خندا تاکستان  تاکستان امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  دانلود مستند موسیقی تاتی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  خندا تپه  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بهروز طاهری بیوگرافی  کارگردان بهروز طاهری  عباداله شقاقی  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری کارگردان  جعفر نقال مستند دانلود  چلیپا  گردونه مهر  گردونه مهر  گردونه مهر  تپه باستانی  تپه باستانی  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی مستند  مستند موسیقی تاتی  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  برداشت انگور  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  صلیب شکسته  سواستیکا  سواستیکا  سواستیکا  چلیپا گردونه مهر  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  دانلود فیلم جشن انگور  موقعیت تاکستان  موقعیت تاکستان  سایكل توریست جلد کتاب  خور روز  چله شو  چله شو  امام زاده عبداله تاکستان  امام زاده هفت صندوق تاکستان  امام زاده هفت صندوق تاکستان  امام زاده هفت صندوق تاکستان  مدرسه خیام شهرستان تاکستان  lnvsi odhl  عمارت بانک ملی تاکستان  عمارت بانک ملی تاکستان  کاخ شاهی  میل خرم آباد شهرستان تاکستان  ابراهیم آباد  ابراهیم آباد 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درفش کویانی (کاویانی)

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:سه شنبه 1 اردیبهشت 1394-09:48 ب.ظ

درفش کویانی (کاویانی):

نویسنده بر اساس آگاهی ها ، دانسته ها و اندریافت خود بر این باور است که این پرچم آنچنان که از نام آن بر می آید به دوره های بسیار قدیم ارتباط دارد.

این نشان دوره ی کهن تا پایان امپراتوری ساسانی را در بر می گیرد .واژه کوی(kavy) به معنای شاه است و کویانی یعنی شاهی ، شاهانه یا شاهانی .واین از آن جهت است که نماد حکومت ومردم یک سرزمین است.یعنی همان ایران سربلند وسرفراز،میهن گرانقدر و دوست داشتنی ایرانیان.

شمار سه(3) در فرهنگ باستان و در نزد ایرانیان زرتشتی گرامی و مقدس بوده است.به همین شوند این مفهوم در شمارگان رنگ های درفش کاویانی مشاهده می شود:

1-رنگ بنفش   2-رنگ سرخ   3- رنگ زرد 

این سه رنگ به نشان پندار نیک ،گفتار نیک،کردار نیک زرتشت سپنتمان پیامبرایرانی نیز میباشد.

رنگ بنفش به خاطرآنست که بالاتر از آن فرا بنفش است و این به مفهوم خداوند است که در آیین زرتشتی  اهورا مزدا  خوانده می شود.

رنگ سرخ به معنای میتراییسم است .یعنی همبستگی و پیوستگی .رنگ سرخ نماد  قدرت  ، جنگاوری ،دلیری و فداکاری تا پای جان انسان ها ست.

رنگ زرد نماد مهر و مهربانی خورشید فروزان بر زمینیان است که پرتوهای طلایی اش را بی هیچ چشم داشتی بر انسان ،حیوان و گیاهان ارزانی می نماید.

این سه رنگ به هم پیوستگی دارد.نخست خداوند بلند مرتبه و در پی آن انسان و دیگر موجودات و در نهایت خورشید فروزان که به فرمان ایزدی زمین و جاندارانش را گرمی می بخشد.

در نگاهی دقیق تر نشان راز آمیز گردونه مهر (چلیپا) که گاهی به نام صلیب شکسته نیز ازآن یاد شده است،دیده می شود.

در این نشان عدد 4 دیده می شود. چهار پرتو خورشید در چهار سوی  گیتی که در مرکز آن طرح گلی  قرار دارد که دارای 12 گلبرک است.

شمار چهارنیز در گذشته مقدس بوده است.چهار به نشان چهار آخشیج تشکیل دهنده ی گیتی است و یا چهار عنصری که حیات بدون آنها ناممکن است.

عدد 12 نیز تعداد ماه های سال را نشان می دهد. نماد خورشید با دایره ای کوچک و زرد رنگ در بالای این چهار آخشیج که در نماد گردونه مهر دیده می گردد ،طراحی شده است.

از آنچه که گفته شد ، چنین بر می آید که این نماد باستانی و زیبای ایرانی پیام زندگانی و حیات زمین و طبیعت را در بر دارد.بدین معنا که چهار آخشیج آب ، باد ، خاک ، آتش زیربنای حیات طبیعت و همه ی موجودات است و این چهارعنصر در پیوستگی خورشید فروزان است. زیرا که تارهای زرد و طلایی آن  ، انسان  ، جماد  ، گیاه  ، جاندار و همه ی هستی را در  12  ماه سال  ، نور ،  روشنی  و  گرمی می دهد. در نهایت اینکه  ، اینهمه در همکاری و همبستگی  یکدیگرند و در سایه ی اراده و خواست اهورا مزدا خداوند بخشنده و مهربان است. جای بسی شگفتی است که انسان خردورز و خردمند چند هزار سال گذشته ، چه سان و چه زیبا به این مهم پی برده است !

درفش کاویان، درفش کابیان، درفش کافیان، درفش کاوان، اختر کاویانی و علم فریدون ،  نام های دیگر این نماد کهن ا یرانی است .درفش اسطوره‌ای و تاریخی ایران زمین ، از عهد قدیم تا پایان امپراتوری ساسانی . برخی از مورخان ایرانی ارزش آنرا ، هزار هزار (یک میلیون) سکه ی طلا دانسته اند.

 درفش کاویانی پس ازیورش وحشیانه و بی رحمانه ی تازیان  به ایران زمین که با کشتار ،تجاوز ، ویرانی شهر ها و روستاها ،غارت و تاراج جان ، مال واموال و ناموس مردم  همراه بود ، به دست اعراب افتاد و از بین رفت. 

درفش کاویانی در اساطیر ایران، به قیام کاوه (کاوه ی آهنگر ) در برابر ستمگری های  ضحاک (ضحاک مار دوش ) اشاره می کند.  ضحاک ماردوش شاهی است که در اثر بی عدالتی و ستم هایش ،ابلیس شانه‌هایش را بوسه می‌زند و از جای بوسه‌ها مارهایی می‌رویند !

ضحاک برای اینکه زنده بماند باید روزانه مغز دو جوان را به مارها بدهد. کاوه آهنگر نیز کسی است که هفده فرزندش قربانی مارها شده‌است.

در این هنگام، کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش‌بند چرمی خود را بر سر چوبی می‌کند و آن را بالا می‌گیرد تا مردم گرد او آیند. سپس با کمک مردم، کاخ فرمانروای ضحاک خونخوار را در هم می‌کوبد و فریدون را بر تخت شاهی می‌نشاند.

فریدون ، نیز پس از آینکه به شاهی رسید. فرمان داد تا چرم پیش‌بند کاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش بیارایند و زر و گوهر به آن بیافزایند و آن را درفش شاهی خواند، و بدین شکل کلمه درفش کاویانی پدید آمد.

فردوسی در شاهنامه چنین می‌گوید:

فرو هشت ازو سرخ و زرد و بنفش
همی خواندش کاویانی درفش

بعدها نیز هر پادشاهی به آن گوهری می‌افزود تا در شب نیز درفش کاویان بیشتر بدرخشد. درفش کاویان نشان جمشید و نشان فریدون نیز نامیده می‌شد.

 محمد پسر جریر طبری مورخ نامدار و نابغه ی ایرانی در کتاب تاریخ ملت ها و شاهان(تاریخ الامم و الملوک) خود می نویسد:

 درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازای دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است، ۶۰ سانتی‌متر به حساب آوریم- تقریباً پنج متر عرض و هفت متر طول می‌شود.

مسعودی نیز به همین موضوع اشاره می‌کند.

ابن خلدون  گزارش می‌دهد که درفش کاویانی دارای ستاره‌ای بود و چنین اعتقادی وجود داشت که تا زمانی که کسی که این درفش را حمل می‌کند، شکست ناپذیر است. گفته می‌شود که علامت + که بر روی پرچم کاویانی بوده همان چلیپا یا یا گردونه ی مهر است که نماد و آیکون خورشیددر فرهنگ ایرانی و آیین مهر

بوده‌است

کاوه فرخ ، بیان می‌کند که بالاترین نشان دوره ساسانی درفش کاویانی است و تصویری بازسازی شده‌ای از درفش کاویان بر اساس شاهنامه ارایه می‌دهد.

به هنگام حمله اعراب به ایران، در جنگ  قادسیه ،درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را نزد عمر، خلیفه ی دوم مسلمانان، بردند، وی از بسیاری گوهرها، درها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود، دچار شگفتی شد.

  به نوشته ی علی بلعمی در تاریخ بلعمی ،  عمر  دستور داد تا گوهرهای آنرا بردارند و آنرا بسوزانند.


درفش کاویانی و ملی گرایی:  نشریه ملی گرایانه ی کاوه که به‌دست  سید حسن تقی زاده ،در جنگ جهانیِ اول چاپ می‌گردید

درفش کاویانی نقشی نمادین در بین جنبش های گوناگون با تفکرات ملی گرایانه ایران از آغاز اسلام تاکنون بازی کرده‌است.

یعقوب لیث صفاری  در هنگام قیام خود بر علیه عباسیان در شعری که از طرف او برای خلیفة عباسی ارسال شد، چنین نوشت:

«درفش کاویان  همراه من است و امیدوارم که زیر لوای آن بر ملتها حکومت کنم»

در دوران مدرن نیز ، درفش کاویانی نقشی نمادین در جنبشهای ملی گرایانه و سیاسی داشته و دارد.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انگور درختی دارویی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 26 اسفند 1392-01:34 ب.ظ

انگور درختی دارویی : انگور درختی است که  نه تنها تمامی قسمت های آن قابل استفاده است ،بلکه همه ی قسمت های آن استفاده ای دارویی دارد . خوب است بدانید که :
1-برگ مو :دارای ساکاروز  ،لوولز levulose ،اینوزیت  Inosote ،مواد نشاسته ای و تعدادی از اسید های آلی است .
2-دم خوشه انگور : دارای تانن 
، مواد رزینی ، تارتارات ،  پتاسیم  و  اسید های آلی است .
3-غوره :میوه سبز رنگ و نارس انگور است که مزه ای ترش دارد. غوره دارای اسیدهای آلی مانند اسید مالیک
، اسید فرمیک ، اسید سوکسینیک  Succinique Acid، اسید اگزالیک   Agzalic Acid، اسید گلوکولیک Glucolique Acid  و قند می باشد .
4-انگور رسیده و شیرین دارای ترکیبات زیر است :  آب  75 گرم   -  پروتئین 3/1گرم     -  مواد قندی 20 گرم   
گلسیم 12 میلی گرم    -   فسفر 4/. میلی گرم   -   آهن 4/. میلی گرم    -    سدیم 3میلی گرم   -  پتاسیم 175میلی گرم    -      ویتامین آ    100گرم  -           ویتامین ب1   5./.میلی گرم   -              ویتامین ب2   3 ./.میلی گرم  -  ویتامین ب3    3/. میلی گرم -----ویتامین ث  4میلی گرم
5- پوست انگور : دارای تانن ، تارتارات
، پتاسیم  ، اسید های آزاد و مواد معدنی می باشد .
6- هسته ی انگور :در هسته ی انگور مقداری روغن و تانن وجود دارد .روغن هسته انگور Grape LSeed Oil به رنگ زرد مایل به سبز است .این روغن بدون بو و دارای مزه ای خوشایند میباشد .روغن هسته دارای تری گلیسیرید ،اسید اولئیک ،اسید پالمتیک ،اسید لینولئیک ،اسید استئار و اسید آراشیک می باشد .

براساس پروژه تحقیقاتی اساتید و دانشجویان دانشگاه پیام نور گرمسار


نوع مطلب : تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  جهان  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  سایكل توریست جلد کتاب  اکبر رحمانی گردشگر  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  موسیقی تاتی  برداشت انگور  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  دانلود مستند جعفر نقال  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  نقاش احسان طاهری  بهروز طاهری بیوگرافی  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  احسان طاهرخانی نوازنده  قاسم طاهری نویسنده  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  بقعه پیر  حنفیه  حنفیه  امام زاده حنفیه  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  چلیپا  تپه های تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  صلیب شکسته  تاکستان قدیم  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  چهار شنبه  آداب و رسوم  آداب و رسوم  یلدا  پهلوان بابا اولادی  سوری  سوری  چهارشنبه بزرگ  چهارشنبه خاتون 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ماه های سال در گاهشماری ایرانی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 23 اسفند 1392-11:01 ق.ظ

ماه های سال در گاهشماری ایرانی : نام ماه های سال در گاهشماری ایرانی به زبان پهلوی است.هر ماه به نامی بسیار زیبا ومعنای خوشتر آراسته است.
فروردین :به معنی آغاز رویش وزایش رستنی ها
اردیبهشت:دراین ماه جهان همانند بهشت است زیرا خرم وسرسبز است. ارد+بهشت-------ارد=مانند
خرداد:دهنده وبخشنده  خورها=خوبیها
،خورش ها و روزی.دراین ماه مردمان از گندم ،جو ،میوه و...بهرمند می شوند.
تیر:تیغ آفتاب چون تیری برزمین فرود می آید و جو و گندم برداشت شده ومیان کشاورزان تقسیم می گردد.
مرداد:خاک بهره ها و میوه های را به کمال رسانیده وبه انسان تقدیم می کند.
شهریور:ریو دخل پادشاهان . زیرا در این ماه شاهان مالیات و خراج خویش را ازبرزگران می ستانند.
مهر:ماه مهربانی وشادی . مردمان به یکدیگر مهربانی کنند و هرچه از غله و میوه دارند
،بین هم تقسیم نموده وباهم می خورند
آبان: آب ها. زیرا باران و بارش های جوی زیاذت یابد و آب ها فزونی گیرد و مردم کشتزارها را آبیاری کنند.
آذر: ماه آتش
، آذر =آتش ، دراین ماه هوا سردگشته و مردم به آتش نیاز دارند.
دی :یعنی دیو
، ماه سختی و سرما و درشتی .زمین از خرمی ها به دور ماند.
بهمن: بهمان صورت
، بهمن ماه از نظر سردی و خشکی و خشونت چون دی است.
اسفند: از ریشه پهلوی اسپندارمذ
،اسفندارمذ  .اسفند در زبان پهلوی یعنی میوه. دراین ماه خرمی و سرسبزی آغاز گردد و میوه ها وگیاهان دمیدن گیرند.
برگرفته از کتاب (نوروزنامه )خیام نیشابوری دانشمند بزرگ ایرانی در ریاضی
،پزشکی ،ستاره شناسی، رباعی سرایی ،فلسفه و...


نوع مطلب : تپه شیزر  تپه ی باستانی شیزر  سوری  چهارشنبه سوری  چهار شنبه  آداب و رسوم  شب یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  ایران جهان  جهان  ایران  رودبار ؛ مراغی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

باغ های انگور تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 23 اسفند 1392-09:51 ق.ظ

باغ های انگور تاکستان : از گذشته های دور درشهرستان تاکستان به دلیل گستردگی باغ ها ،تنوع در نو ع وکیفیت انگورها،طرز کشت آن و پراکنندکی جغرافیایی تقسیم بندی هایی به نام پند یا بند صورت گرفته است.این کار به آن جهت بوده است که کشاورزان و باغداران به راحتی مسیر ومنطقه باغ یا کشتزار خویش را تشخیص دهند و یا در صورت نیاز به دیگران معرفی نمایند. افزون بر آن محصول به دست آمده را از نظر کمی ،کیفی و نوع آن مشخص نمایند.ونیز دسترسی به آب ،نوع خاک و....
برهمین اساس پند قرق :یعنی باغ های منطقه ی قرق -پنددلاور:یعنی باغ های منطقه دلاور و......
نامی ترین نواحی باغی تاکستان:
قرق ( qoroq ):منطقه ای از باغهای بسیار مرغوب تاکستان که در ناحیه جنوب باختری قرار دارد.درختان آن دربرابر سرما کمتر آسیب می بینند.انگور آن زردطلایی و بسیار خوش مزه است.
چمنون  (Chamanon ): چمن زار ها ،باغ های در مسیر قرق با انگور های خوش طعم که از قدیم به شکرپاره مشهور بوده است.
رویابار (Ruyabar ):رودبار ،درمسیر این باغ ها
،همواره رودی یا نهری در مسیر حرکت باغداران و چارپایان آنها جاری بوده است.
لرگه ( Loge ):نخستین باغ هادر ابتدای را ه اک .درگذشته ایل های لر در همین ناحیه اتراق داشته اند.
پسبند (Pasband ):پساز باغ های لرگه ورویابار وشرشرک قرار دارد و نواحی اطراف پل دوم جاده اک
شرشرک (Shorhsorak ):باغهایی بالاتر ازمنطقه رویابار
، آبشار کوچک یا نهری داشته که آب آن ازبلندی به پایین سرازیر می شده وصدای زیبای شرشر آن به گوش می رسیده است.
عسلک (Asalak ):عسل کوچک ب
،اغ هایی که در نواحی جنوبی تاکستان است .انگورهای دانه ریز آن چون عسل شیرین است.
چل قونبون ( Chel gombon ):چهل گنبدان:به منطقه مسکونی یا بنای تاریخی اشاره دارد که گنبد های زیادی دارد. امروز از آن بناها اثری نیست اما هنور هم این نام بخشی از باغها را معرفی میکند.
پند یایتخت :پایتخته رزون
  ( payetakhte Razonباغ هایی درابتدای جاده خرم ابادکه به باغ های پایتخت مشهور است.و ان به این سبب است که شاه عباس بزرک صفوی در یکی از سفرهای تفریحی خود مدتی دراین منطقه اردو زده و به شکار وتفریح پرداخته است .
و نیز باغهای منطقه ی : اکه را ( Ake ra )، دیارراه ( Dor Rah )، خرامباده را  ( Khorambade ra )، شرراه ( Shar rah )، ملک آلا ( Maleke ala )، اصغر حویه  (Asghare Hoyye )، دلاوربند  (Delaware band )کلی رزون  (Kalli Razon )، فنی رزون  (Feni Razon )، ا ل له جار ( alale Gar )(آلاله زار،لاله زار )  ،پنبه جارون (  Panbe Garon)(پنبه زار)، شش داغون ( SHesh Daghon )، سنگه زمین (Sange Zemin )، نرگه را ( Narge Raسرآسیا  (Sar Asia )، خندا دشت  GHanda Dasht )، تپی ور (Tappi Warجنگل حویه (Gangale Hoyye )، خربزه جالیزگاه (KHarboze Galizgah ) ، ده بند(Dah Band شاقلی زمین( SHagoli Zminخروش پند ( Kharosh Pandقنبر پند(Gambare Pand )، حسن پند(Hasane Pand )،  ( فتح اله پند  PandFatalla  )، روخونی سر( RoKHoni Sar )   ،لاتون (Latton) ، مرم شا تپه( Maram Sha Tappe)  ، سلکه تپه (زلکه تپه ) ( Solake Tappe -Zolake Tappe)  ،اکه چول ( Ake CHol) ، شورجه( Shorge) و ............



نوع مطلب : تپه شیزر  تپه ی باستانی شیزر  شعبان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  چهارشنبه سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  زبان تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه باستانی خندا  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  پیر  بقعه پیر  حنفیه  حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   ایران جهان  جهان  ایران  رودبار ؛ مراغی ها  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بازی های محلی تاتی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 5 اسفند 1392-10:24 ق.ظ


بازی های بومی و ملی :
 در فرهنگ وبستر بازی بر اساس نکته های زیر تعریف شده است :                   1- حرکت ، جنبش  ، فعالیت  
2- آزادی یا تعیین حدود برای حرکت و جنبش  
3-  حرکت در جهت تفریح  ، سرگرمی یا ورزش
بازی عبارت است از : مجموعه ی فعالیت های آزاد جسمی یا ذهنی که باعث پر کردن اوقات فراغت و بیکاری فرد می شود و انرژی زائد بدن را به مصرف می رساند و سبب نشاط و خشنودی می گردد.
بازی های بومی : فعالیت هایی که در ارتباط  با فرهنگ  هر قوم ،  نژاد و ناحیه ای خاص  سرچشمه گرفته  و رابطه ی بسیار نزدیک و تنگاتنگی با شیوه ی زندگی  ، آداب ورسوم  ، پندار  ، گفتار و کردار آنها دارد .
بازی های محلی : این بازی ها  ، فعالیت هایی است که در اصل ریشه در فرهنگ ملی دارد و در اثر سفرها یا مهاجرت ها و ...به جای جای ایران زمین رفته و از سوی مردم پذیرفته شده است .
از نظر فروبل frobel بازی وسیله ای مناسب برای سازندگی کودک و نوجوان  در بعدهای گوناگون است و از مهم ترین عامل های  ایجاد هماهنگی رشد و نمو در جنبه های جسمی ،عاطفی  ،ذهنی  ،اجتمایی و روانی   است.
ادوارد گروس Edward Gross معتقداست که : بازی جهت حفظ الگوی اجتمایی  ،موجودیت نظام اجتمایی و اهداف گروهی ضروری است .
در حال حاظر یکی از کابرد های بازی جنبه ی درمانی آن است . بازی افزون بر سرگرمی  ،موجب کاستن تنش های روانی و عاطفی می گردد و عصبانیت و تند مزاجی را تخلیه میکند و مفاهیم اساسی مورد نیاز برای ساخت ذهنی را می آموزد و در سال های درس و مدرسه نیز جنبه هایی دارد :
فیزیکی  ( مانند تناسب اندام  و................. )
ذهنی    (مانند کنجکاوی و ابراز شخصیت و...)
عاطفی (مانندهمکاری تعادل احساسات و.... )
باعنایت به  آثار بازی ها و نیز نکاتی بسیار دیگرارزش و اهمیت بازها بیش از گذشته روشن می گردد اما شور بختانه اولیای تعلیم وتربیت برخی کشور ها از توجه به این مهم غافل بوده و هیچ گونه برنامه ای برای بکارگیری و بهروری از آن ندارند.
بی شک نگارش علمی و موشکافانه این بازی ها و ثبت و احیای بازی های بومی و محلی وانتقال ان به نسل های آتی کاری بس مهم و در جهت حفظ میراث فرهنگی وملی است و می تواندادبیات شفاهی گذشته را  برای آیندگان به یادگار بگذارد و موجب گسترش و اجرای این بازی ها در جامعه شده و هدف های ارزشمند یاد شده را تامین نماید.
برخی از بازی های تاکستان :  دوری نییه doriniye، اختیله وازی axtile vazi ، هلنگه وازی holange vazi ، کرخا  وازی karxa vazi ،قیشه وازی giyse vazi ،تله وازی telle vazi ،چو وازی  cho vazi،لپره  lappare، فله وازی fele vazi ،لیس پس لیس  lis pas lis،چانقار  changar،الکه وازی alehe vazi ،آکش اوکش  akas okas،نشقرا بشقرا  nasgara besgara،خزلتمهxezelatme  الاملاچنگین چللا  alla molla changin challa، دارک darakو.......
برخی از بازی های  تات نشین های رود بار الموت و شهرستان :
حسابلی  hasabli،آغوز بازی agoz bazi ،سینو بازی  sino bazi،کرشکک karaskak ،سنگ چینک sang chinak ،قیش بازی  gis bazi،گل کای gol kay ،آکر دوکر aker doker ،الک دولک alak dolak، باخوس بچک baxos bchak ،چالتوکس chaltoks ،و....
و.........


نوع مطلب : تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  ادوارد گروس  فروبل  زبان تاتی  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  آداب و رسوم  شب یلدا  یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  زبان تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  گردونه مهر  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه باستانی خندا  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه  پیر  بقعه پیر  حنفیه  حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   ایران جهان  جهان  ایران 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ایران ای سرای من

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 11 دی 1392-12:11 ق.ظ





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

امام زاده عبداله شهرستان تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 9 دی 1392-09:26 ب.ظ

این بنا در نزدیکی  فارسجین شهرستان تاکستان قرار دارد  قسمت اصلی آن شامل یک 8 ضلعی است  که بر روی آن  قسمت گردنی گنبد به ارتفاع 3 متر  و محیط 45.18 متر ساخته شده است گردنه ی گنبد به شکل استوانه است  و بر روی آن گنبدی مخروطی شکل به ارتفاع 5.7 متر  قرار گرفته است  این بنا در کنار  شهر فارسجین است و آثار به جا مانده از قرن 6 هجری محسوبب می شود .







نوع مطلب : ساختمان میراث فرهنگی  ساختمان سرجنگل داری  مدرسه خیام شهرستان تاکستان  مدرسه خیام  میل خرم آباد  میل خرم آباد شهرستان تاکستان  ابراهیم آباد  سگز آباد  عمارت بانک ملی تاکستان  عمارت بانک ملی  کاخ شاهی  بانک ملی  عمارت بانک ملی  شهرستان تاکستان  آثار باستانی  آثار باستانی شهرستان تاکستان  رسم  تپه های  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی  میراث فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2