تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - مطالب بهروز طاهری بیوگرافی
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

قاجار

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:سه شنبه 12 آبان 1394-07:03 ق.ظ

قاجار ، نام دودمانی است که از ۱۷۹۴ تا ۱۹۲۵ م. /  1209 تا 1345 ق. /  1128تا 1173 خ.  بر ایران فرمان روایی کرد.

قاجارها  ، قبیله‌ای از ترکمان‌های منطقه استرآباد (گرگان) بودند.

ایشان تبار خود را به کسی به نام قاجار نویان می‌رساندند که از سرداران چنگیز بود.

نام این قبیله ریشه در عبارت آقاجر به معنای جنگجوی جنگل دارد.

در روایتی دیگر  واژه ی قاجار را بر گرفته از قچر یا قاچر  گرفته اند  که به معنای گریزان ،دونده  و جنگجوی دونده  آمده است.

پس از حمله مغول به ایران و میان رودان ، قاجارها نیز به همراه چند طایفه ترکمان و تاتار دیگر به شام کوچیدند.

هنگامی که تیمور گورکانی به این نقطه تاخت ، قاجارها و دیگر کوچندگان را به بند کشید و سرانجام آنها را به خانقاه صفوی در آذرآبادگان بخشید.

پس از آن قاجارها یکی از سازندگان سپاه قزلباش شدند.

در زمان محمد حسن خان قاجار وفرزندش ، آغا محمد خان قاجار این طایفه به دو قبیله اشاقه باش( پایین رود ) و یوخاری باش ( بالا ی رود) تقسیم شده بود و آقا محمد خان موفق گردید این دو قبیله را با هم متحد کرده و نیروی نظامی خود را استحکام بخشد.

به نقل از برخی منابع تاریخی ، مادربزرگ آغا محمد خان  ،بیوه شاه سلطان حسین صفوی بودکه در هنگام حمله محمود افغان به اصفهان از وی باردار بود .

بدلیل علاقه زیاد شاه سلطان حسین به وی، برای جلوگیری از اسارت او بدست افغانها، توسط سران قزلباش فراری داده شد . او بعد از قتل شاه سلطان حسین به زوجیت پدر بزرگ آقا محمد خان درآمد.

بنا به این روایت پدر آقا محمد خان، محمد حسن خان قاجار، در اصل فرزند شاه سلطان حسین صفوی بوده‌است و به همین دلیل ارتباط نزدیک و پایداری بین بازماندگان سلسله صفوی و شاهان دوره قاجاریه وجود داشته‌است !

ایران در زمان این سلسله با دنیای غرب آَشنا گردید.

اولین کارخانه‌های تولید انبوه، تولید الکتریسیته، چاپخانه، تلگراف، تلفن، چراغ برق، شهرسازی مدرن، راه سازی مدرن، خط آهن، سالن اپرا (که بعدا به سالن تعذیه تغییر کاربری داد)، مدارس فنی به روش مدرن      (  دارالفنون که به همت امیر کبیر تأسیس گردید)، و اعزام اولین گروه‌ها از دانشجویان ایرانی به اروپا جهت تحصیل در شاخه‌های طب و مهندسی در زمان این سلسله صورت پذیرفت.

بازسازی ارتش ایران با روش مشق و تجهیز آنها به سلاح های مدرن اروپایی نیز از زمان فتحعلی شاه قاجار - در قرار داد نظامی اش با ناپلئون امپراتور فرانسه آغاز شد.

در زمان این سلسه و بعد کشمکش بسیار بین شاهان قاجار و آزادی خواهان، سرانجام ایران دارای مجلس (پارلمان) شد و بخشی از قدرت شاه به مجلس واگذار گردید.

در زمان این سلسله حکومت های معتدد استانی بر مناطق مختلف سرزمین ایران با جنگ یا مصالحه از میان رفتند و جای خود را به سیستمی فدرالی با تبعیت از دولت مرکزی دادند و «کشور» ایران دوباره زیر یک پرچم شکل گرفت. رنگ ها و ترتیب آنها در پرچم کنونی ایران از زمان این سلسله بیادگار مانده‌است.

این سلسله سرانجام با کودتای نظامی رضاخان (رضا شاه) در سال ۱۹۲۱ قدرت را از دست داد بدون خونریزی قدرت را به حاکم جدید سپرد.

رضا شاه پس از به سلطنت رسیدن بسیاری از وزرا و سفرای دولت قاجاریه را که غالبا از وابستگان خاندان قاجار بودند، به استخدام درآورد که این ارتباط حرفه‌ای تا پایان سلطنت محمد رضا شاه (فرزند رضا شاه) نیز ادامه یافت.

شاهان قاجار :

1.آغا محمدخان قاجار

2.فتحعلی شاه

3.محمد شاه

4.ناصرالدین شاه

5.مظفرالدین شاه

6.محمدعلی شاه

7.احمد شاه

 

 آغا محمد خان:

آغامحمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار و او نیز فرزند فتحعلی خان فرزند شاهقلی خان فرزند جهانسوزخان بود.

مازندران و بارفروش (بابل امروزی) مرکز حکمرانی محمدحسن خان بود و فتحعلی خان حاکم گرگان و در استرآباد حکومت می‌کرد.

اینان شیعه مذهب بودند. نادرقلی خان (نادر شاه ) پس از کشتن فتح علی خان رقیب سرسخت خویش در خواجه ربیع طوس و با سعی و تلاش خویش به مقام شاهنشاهی رسید.

 قدرت یافتن دودمان قاجار به عهد صفوی و شاه عباس کبیر برمی‌گردد؛

ابتدا در شمال رود ارس ساکن بودند و در آن زمان بدلیل کمک‌های بزرگی که به دربار صفوی می‌نمودند، قدرت بیشتری یافتند .

سپس دسته‌ای از آنان در غرب استرآباد و در دشت گرگان سکنی گزیدند.

نادر شاه افشار در زمان حکومتش برای جلوگیری از به قدرت رسیدن محمد حسن خان که در هنگام قتل پدر ۱۲ سال بیش نداشت ، یوخاری‌باش‌ را که ساکنین بالادست رود گرگان بودند را به حکمرانی منسوب کرد تا بدین ترتیب با ایجاد شکاف و اختلاف میان طوایف قاجار نگران ناآرامی‌های داخلی نگردد و اشاقه‌باش‌ها زیر نظر حکومت ایشان گردند.

در همان ۶ سالگی برای اولین بار وارد میدان جنگ گردید؛

آن موقع برابر زمانی بود که نادر و فرزندانش به قتل رسیده بودند و شاهرخ علی رغم میل باطنی اش برای به دست گرفتن قدرت تلاش می‌کرد.

در آن جنگ مقابل قبیله یوخاری باش‌ها بسیار مردانه جنگید و همین باعث گردید تا فرماندهی بخشی از قشون با وی باشد ؟ ! ! !

پس از آن شاهرخ طرح دوستی با محمدحسن خان بست.

با همکاری حاکم طبس ابراهیم خان را برکنار شدو شاهرخ به سلطنت رسید.

هرچند اندکی پس از ان شاهرخ شاه به دست دشمنانش نابینا گشت .

آغا محمد خان در سن یازده سالگی ، بدلیل اینکه چهره جذابی داشت ،توسط خواجگان حرمسرای عادلشاه حاکم مشهد در حال معاشقه با دختر و یکی از همسران وی دیده شد.

بدستور عادلشاه که از بستگان نادر شاه بود (بروایتی برادرزاده نادر شاه بود) اخته گردید.


چندی بعد محمد حسن خان سپاهی مجهز و بانظم ترتیب داد و به جنگ با کریم خان زند پرداخت.

در جنگ های اولیه پیروزی با قجری‌ها گشت. اما در اثر اختلافات داخلی میان آنان محمدحسن خان شکست خورد و در حال عقب نشینی توسط برخی سرداران خود کشته شد.

پس از آن خواهرانش را به شیراز فرستادند و یکی از آنان به عقد کریم خان درآمد.

آغا محمد خان با همیاری حسینقلی خان پس از درگذشت پدرشان دست به جنگ‌های پارتیزانی زدند ولی این‌ها برای کریم خان چندان ویژه نبود تا آن که خراج آن سال استرآباد بدستور آقامحمدخان مورد سرقت واقع گشت.

همین امر سبب جنگ میان فرستادگان کریم خان زند و او شد که در نهایت دستگیر گشت و به تهران بردند و کریم خان همینکه فهمید او دیگر خواجه است و بر اساس فرهنگ آن زمان هیچ کس برای یک خواجه ارزشی قایل تمی باشد،امر کرد تا به تحصیل ذخیره آخرت بپردازد و از جاه طلبی دست بردارد.

پس از آن به شیراز منتقل شد و در اسارت به سر می‌برد. هرچند که به گفته بسیاری از مورخین (از جمله عضدالدوله برادرزاده آقامحمدخان)کریمخان با وی با احترام و محبت رفتار میکرد و او را پیران ویسه خطاب مینمود و در کارها با وی مشورت میکرد.

در همین زمان برادرآقامحمد خان ،حسینقلی خان جهانسوز در شمال ایران دست به یاغی گری زد. آقامحمدخان که می دانست از سوی کریم خان مواخذه خواهد شد از بیم جان خویش در حرم حضرت شاهچراغ بست نشست.

  کریم خان بوساطت اطرافیان خود او را مورد عفو قرار داد.

آقا محمد خان در ۱۳ صفر سال ۱۱۹۳  قمری (روز درگذشت کریم خان)، هنگامی که در باغ‌های اطراف شیراز به شکار مشغول بود، همینکه عمه‌اش او را از مرگ شاه زند آگاه ساخت، فرار کرد و به شتاب خود را به تهران رسانید و در ورامین مدعی سلطنت بر ایران گشت.

سپس به ساری و استرآباد رفت و با کمک سران اشاقه‌باش، براندازی زندیه و رسیدن به قدرت را طراحی نمود و ولایات گرگان و مازندران و گیلان را تحت حکمرانی خویش قرار داد.

وی در این زمان برای مطیع کردن برادران خود به جنگ با آنان پرداخت و حتی یکبار تا پای مرگ رفت ولی سرانجام در بندپی نجات یافت و به ساری آمد و تاج سلطنتی را که توسط زرگران ساری ساخته گشت را بر سر نهاد. پایتخت خود را ساری  برگزید و جشن نوروز را به دستور وی با تشریفات برگذار نمودند.

پس از تسخیر شمال ایران بر آذربایجان و کرمانشاهان نیز دست یافت.

سپاه قاجار در کرمانشاه از تجاوز به ناموس مردم نیز خودداری نکردند.

در آذربایجان نیز به قول نویسنده کتاب مآثر سلطانیه (عبدالرزاق دنبلی) شهر سراب را به یک حمله در آتش سوزانید.

این در حالی بود که ابوالفتح خان پسر کریم خان مایل به حکومت نبود و سرانجام عمویش بر مدعیان چیره گشت. ولی عمر حکمرانی زکی خان زند نیز کوناه بود و حکومت زندیه در جنگ و ستیز مبان شاهزادگان زند قرار گرفت.

  سرانجام لطف علی خان زند با همیاری حاج ایراهیم خان کلانتر شیرازی بر تخت سلطنت نشست.

آقا محمد خان که هیچگاه خاطرات تلخی را که از کریم خان بهمراه داشت، از یاد نمی‌برد، از آن زمان به مدت ۱۵ سال با لطفعلی خان زند که جوان بود و شجاع ، به جنگ و تعقیب و گریز پرداخت.

مهم‌ترین این نبردها، جنگ باباخان برادرزاده آقا محمدخان در سمیرم و محاصره شیراز و پس از آن محاصره طولانی کرمان در سال ۱۲۰۸  قمری است .

در این جنگ ها لطفعلی خان مقاومت زیادی از خود نشان داد اما وزیر وی حاج ابراهیم خان کلانتر بوی خیانت نمود و باعث پیروزی آقامحمدخان شد..

در اواخر تابستان همان سال قشون آقا محمد خان به کرمان نزدیک گشت.

همه مردم کرمان بر آن عقیده بودند که قشون شاه قاجار در سرمای زمستان کرمان دوام نخواهد آورد و سرانجام مجبور به ترک آن دیار خواهند شد .

برای همین هر شب بر بالای دیوار و برج های شهر  کرمان، مردم شعر می‌خواندند و فحش‌های رکیکی نسبت به شاه قجر خطاب می‌دادند و او را مورد تمسخر قرار می‌دادند .

این فحش‌ها خان قاجار را خشمگین تر کرد. وی روزها از ببرون دروازه شهر مردم را تهدید می‌کرد که در صورتی که به این کار ادامه دهند، حمله سختی به آن شهر خواهد کرد و دیگر مثل بار قبل نخواهد بود.

آقا محمد خان چنان به خشم آمد که پس از نفوذ به شهر که بر اثر خیانت تعدادی از نگهبانان روی داد،دستور داد که کوهی بلند از چشمان مردم کرمان پیش روی وی بسازند.

بدستور وی تمام مردان شهر کور شدند و بیست هزار جفت چشم بوسیله سپاه قاجار تقدیم خان شد.

سر پرسی سایکس این تعداد را هفتادهزار جفت می خواند.

همچنین آغامحمدخان سربازان خود را در تجاوز به زنان شهر آزاد گذاشت و جنایتی عظیم را رقم زد.

اموال مردم به تاراج برده شد و حتی کودکان نیز به اسارت گرفته شدند.

 لطفعلی خان زند به بم فرار کرد و قصد عزیمت به سیستان و بلوچستان را داشت ولی با خیانت حاکم بم دستگیر شد و در راین به فرستادگان آقامحمدخان تحویل داده شد و شاه قاجار او را به بدترین شکنجه‌ها عذاب داد.

تا بدانجا که پاهای لطفعلی خان را به یک سر طناب و سر دیگر را به اسبی بست و تا بخشی از مسیر کرمان به شیراز آن را بروی مسیر بیابانی و ماسه‌های داغ کشاند .

پس از آن در تهران به زندگی لطفعلی خان خاتمه داد و وعده خود به لطفعلی خان را عملی ساخت و سرانجام وی را در امامزاده زید تهران دفن کردند.

او پس از قتح کامل جنوب ایران در واقع مقر حکمرانی خویش را در تهران نهاد، در حالیکه پایتخت وی هنوز ساری بود؛او مهاجرین بسیاری را در آن شهر اسکان نهاد .

به امر وی کلیمیان مقیم تهران اجازه ساخت کنیسه و ارامنه نیز توانستند با آسودگی خاطر نسبت به تجدید بنای کلیساهای خود اقدام نمایند.

همچنین موبدکده و آتشکده برای زرتشتیان . پایگاه نظامی قوی در سواحل رود کن احداث نمود و دروازه‌های تهران خصوصا دروازه دولاب را مرمت کرد

سپس با سپاهی گسترده عازم قفقاز گشت تا حاکمان آنجا را مطیع خویش سازد.

در آنجا با مقاومت سرسختانه ابراهیم خلیل خان جوانشیر حاکم شوشی مواجه شد و سرانجام دست از محاصره این شهر برداشت و به تفلیس رفت.

هراکلیوس حاکم تفلیس شهر را رها کرده و گریخت.  آغامحمدخان دستور ویران کردن قسمتی از شهر و قتل عام مردم داد و باردیگر سربازان وی در این شهر بدستور او به تجاوز به ناموس مردم دست زدند.

تمام کلیساهای شهر ویران شد و روحانیون مسیحی دست بسته به رود ارس انداخته شدند.

در نهایت آغا محمد خان با پانزده هزار تن از دختران و حتی پسران شهر که آنان را به اسارت گرفته بود به تهران بازگشت. اینان برای سواستفاده جنسی و نیز برای بردگی به ثروتمندان فروخته شدند .

بعد ار آن به خراسان لشکر کشید و شاهرخ ، پسر نادر را که کور و پیر بود به همراه همه درباریانش به قتل رسانید تا انتقام کشتن فتحعلی‌خان را بگیرد.

خان قاجار برای افشای محل جواهراتی که نادر از هند آورده بود ، شاهرخ را به حدی شکنجه کرد که وی در زیر این شکنجه‌ها جان سپرد.

آغامحمدخان پس از کشف محل جواهرات نادر، آنان را روی سفره گسترد و از شدت عشق به طلا و جواهر، بر آنان غلتید.

 سپس لشکرکشی به بخارا را قصد نمود که خبردار شد از جانب روس‌ها دیگر خطری نیست.

برای همین حاکمان طرفدار روس آن دیار را سرکوب کرد و مرو را آزاد کرد و ازبکان را وادار به عقب نشینی نمود و بخارا را تحت الحمایه دولت ایران قرار داد و چون مردم آن دیار با وی مخالفتی نداشتند به آنان آزاری نرساند

. پس از آن به دستور وی گروهی را به منظور تعقیب نادرقلی  پسرشاهرخ به هرات فرستاد و پس از آن تا کابل پیش رفتند ولی نادرقلی در کوه‌های هیمالیا در افغانستان مکان خود را تغییر می‌داد. سرانجام از تعقیب وی دست برداشتند و بلخ را از حاکم کابل به بهای ۵۰۰ هزار سکه طلا خریداری نمودند؛

این کار آغا محمد خان چندین هدف را دنبال می‌کرد که مهم‌ترین و دراز مدت‌ترین آنها جلب حمایت حاکم کابل برای حمله به هندوستان بود و افغانستان را نیز تحت حمایت دولت ایران قرار داد.

او به ساری برگشت و در عمارت زمستانی خود واقع در پشت مسجد شاه غازی (که اکنون اثری از آن باقی نیست)، گنجینه‌های باقی‌مانده از دوران افشاریه - که نادر با خود از هند آورده بود و باعث ثروتمندی بسیاری از فرماندهان و نوادگان او شد ،را پنهان کرد.

در همین زمان قفقاز به اشغال روسیه در آمد. خان قاجار برای سرکوب آنان عازم قفقاز شد اما هنوز به آنجا نرسیده بود که تزار روس کشته شدو جانشین وی به سپاهیان خود دستور مراجعت داد.

آغامحمدخان که از این مسئله سخت شادمان گردیده بود، تصمیم گرفت که در قفقاز به تصرف شهر شوشی بپردازد که در حمله اول به دست وی نیفتاده بود.

شهر شوشی پس از مدتی مقاومت در اثر اختلافات داخلی تسلیم شد ولی در حالی که از فتح بدون خون ریزی شوشی در قراباغ آذربایجان ۳ روز بیشتر نمی‌گذشت ،در بامداد ۲۱ ذی‌الحجه، ۱۲۱۱قمری بدست صادق نهاوندی و دو تن از همدستانش به قتل رسید .

از آنجا که در آن زمان پیکر بزرگان را در عتبات عالیات بخاک می سپردند، وی را نیز به نجف اشرف بردند و در جوار آرامگاه امام اول شیعیان به خاک سپاردند.

در مورد علت مرگ وی گفته شده که خان قاجار به تعدادی از نوکران خود بدلیل یک نافرمانی جزئی قول داد که فردا اعدامشان خواهد کرد. اما در آن شب آزادشان گذاشت که آنان نیز بر وی حمله کرده و وی را کشتند .

آغا محمد خان، مردی میانه اندام در مدت عمر خویش به عرق النساء؛ رماتیس؛ فشار خون مبتلا بود و یک بار در سال ۱۲۰۵  قمری در سراب سکته کرد ولی با تجویز دکترها زنده ماند؛ گویند در جوانی نیز یک مورد وبا خفیف در او ظاهر گشت؛

رسم جنگ آوری را از پدر و رسم اقتصادی را از مادر فرا گرفت و در تمام عمر حتی یک لحظه سر از کتاب بر نداشت .به طوری که دشمنان وی پخش کردند که از بس که بیکار بود همیشه در حال مطالعه بود  ؟ !

در حالی که این چنین نیست و حتی در ستیزها کتاب خانه خویش را با خود می‌برد و در شب آخر نیز تا پاسی از شب مشغول شنیدن مندرجات کتاب از زبان کتاب خوانش بود.

آغا محمد خان پس از آشنایی با تاریخ ایران ، چنگیز و تیمور را بسیار پسندید و تصمیم گرفت که راه آنها را ادامه دهد.

وی عکس چنگیز خان مغول را در بالای تخت خود و عکس امیر تیمور گورکانی را در مقابل خود نصب کرده بود. او گفته بود که استبداد شومی را پایه ریزی خواهد کرد که نظیر نداشته باشد و هر طغیانی را به شدت سرکوب خواهد کرد و کوچکترین تجاوز به مقام سلطنت را بی رحمانه کیفر خواهد داد.

آغا محمد خان مردی رشید و مقتدر، شجاع و سیاس بود. اما در عین حال بسیار بی رحم و بی انصاف، خونریز و ستمکار بود.

در طول عمر خود حرفی نزد که به آن عمل نکند. تا کار به تدبیر بر می‌آمد دست به شمشیر نمی‌برد. پشتکار و جدیتی تمام داشت. بسیار خسیس و مال اندوز می‌بود و در فرمانروایی بی‌همتا بود.

برخی بر این باورند که وی به چند زبان زنده دنیا آشنایی داشت . او به ترکی، فارسی ، عربی تسلط کامل داشت و فرانسوی و روسی را توسط بازرگانان فرانسه و روسیه آموخت؛

وی فردی متعصب و خشک مذهب بود و با روحانیون دینی به نیکی رفتار میکرد. گویند قران را ازبر بود ،صاحب رساله و فتوا بود. حتی در جنگ روزه خویش را باز نمی کرد و....

شب ها علیرغم خستگی و کار زیاد نماز شبش فراموش نمی‌شد. علی رغم اخته بودن در حرمسرای وی زن هایی زیادی بودند و نام برجسته‌ترین آن‌ها مریم خانم و گلبانو خانم بود.

همچنین علاقه فراوانی به گنج و ثروت داشت ؛ وی در ۱۷ سالگی پدر خویش را از دست داد و پس از آن در شیراز با محدودیت فراوانی روبرو بود.

گویند : زمانی که آغا محمد خان قاجار شهر کرمان را در محاصره داشت سربازی که یکبار جان وی را نجات داده بود به او خیلی نگاه می کرد و گویا با نگاه خود می خواست که آن ماجرا را به یاد خان بیاورد.

آغا محمد خان نیز دستور داد تا چشم‌های او را در بیاورند ! !

نقل است : روزی اندکی بعد از تاجگذاری، آغا محمد خان قاجار آماده می‌شد که با فتحعلی خان از سربازان مازندرانی سان ببیند... ناگهان یکی از افسران حاضر، در برابر شاه تعظیم بلندی کرد ... و مدتی در گوشی با وی صحبت داشت...

پس از چند لحظه آغا محمد خان اظهار درد کرد و رنگ پریدگی مرده وار سیمایش مویّد اظهارش بود. یکی از وزیران را به مرخص کردن سربازان برگماشت زیرا که حال سان دیدن نداشت.

همین که مجلس خالی شد، تغییر حالت داد ولیعهد و نزدیکان حاضر را روانه اتاق های دیگر کرد و فرمانده قره چوخاها را خواست و دو ساعت تمام با وی گفتگو کرد...

در آن میان افسرانی را برای بازجویی به درون تالار می‌آوردند فتحعلی خان در دیوانخانه مجاور منتظر دستورهای عموی خود بود.

سرانجام برادر زاده را نزد خود خواند و گفت:

افسری که زیر گوشی با من صحبت می کرد یکی از رفیقان خود را متهم می‌کرد که قصد دارد شاه را بکشد...

من هم در این دو ساعت بازجویی دقیق کردم تا معلوم شد که مدعی با افسر متهم دشمنی شخصی داشته و اتهام را سراپا از خود ساخته است...

حالا پسر جان تو که روزی به پادشاهی خواهی رسید بگو ببینم به عقیده تو چه باید کرد؟

جوانک با شور ساده لوحانه‌ای گفت:

باید مفتری را تنبیه کرد و کسی را که به او بهتان بسته اند، پاداش داد.

آغامحمدخان گفت:

به این ترتیب تو دستوری می دادی که از نظر عدالت انسانی معقول و منطقی بود ولی فرمانی نبود که در شان پادشاه باشد. باز هم برو بیرون و منتظر دستور من باش...


ساعتی بعد فتحعلی خان را به تالاری که شاه در آنجا بود خواندند.

وی چیزی در آنجا دید که از نفرت و وحشت خون در رگ هایش بند آمد...

نعش چند افسر را در آنجا دید و در آن میان، مفتری، متهم و همه کسانی را که به عنوان گواه بازپرسی شده بودند، بازشناخت.

شاه گفت من دچار اشتباه شدم که دو طرف را رویاروی کردم.

روی اینگونه چیزها نباید بحث شود، زیرا که شایسته نیست در میان اطرافیان شاه ...کسانی آمد و شد داشته باشند که امکان شاه کشی به گوششان خورده است...

من برای جبران اشتباهی که کردم چاره‌ای نداشتم جز آنکه بدهم همه کسانی را که به هر عنوان، پایشان به این قضیه کشانیده شده بود، خفه کنند ! ! !



ادامه مطلب

نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  نوازنده احسان طاهری  قاسم طاهری  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  موسیقی  موسیقی تاتی  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  انگور  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  مستند موسیقی تاتی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نژاد های جهان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 18 خرداد 1394-10:06 ق.ظ

- نژاد زرد پوست:


یکی از دسته‌های بزرگ و عمده انسان‌هاست که خاستگاه آنها آسیای شرقی است.

 نژاد زرد به نژاد آسیایی و مونگولوید ، مشهور است.

 واژه ی  مونگولوید  رامی‌توان در فارسی نو به  مغول‌سان برگردانید.

 در فرهنگ عامه ایران ، این نژاد را چشم‌بادامی می‌خوانند.

ویژگی های فیزیکی نژاد زردپوست :

اندام مردمی که از نژاد زردند ، کوچک‌تر از اندام دیگر نژادهاست.

آنها تنی کم‌مو دارند و موهایشان نیز بیشتر لَخت است.

 ایشان دارای نیروی بدنی کمتری در سنجش با دیگر نژادها هستند ولی چابُکند.

شمار زیادی از مردم مغولسان دارای لکه بزرگی بر روی پوست خود هستند که در اصطلاح پزشکی لکه مغولی نامیده می‌شود.

گستره و پراکندگی نژاد زرد :


 همه آسیای شرقی را نژاد زرد در بر می‌گیرد. 

با تازش ترکان و مغولان به دیگر سرزمین ها پراکندگی آنها به آسیای غربی و اروپا هم کشید.

همچنین کوچ مردمانی که امروزه سرخ پوست خوانده می‌شوند در هزاران سال پیش به پراکندگی این نژاد در قاره ی آمریکا یاری رساند. 

برخی از آنان در سده‌های پیش حتی توانستند خود را به جزیره‌های دور دست دو اقیانوس  هند و  آرام برسانند. 

در آفریقا این نژاد تنها با آمیزش با سیاهان ماداگاسکار توانست رخنه کند.



- نژاد سپید (سفید پوست) :


سفیدپوست، واژه ای است برای مجموعه گروه‌هایی از انسان‌ها است که به عنوان استعاره‌ای از نژاد به کار می‌رود.

بسته به پیش زمیه ی جغرافیایی و تاریخی، تعریف «مردم سفیدپوست» متغیر است.

 سفید پوست بیشتر به مردم اروپایی تبار اطلاق می‌شود.

  این مفهوم با درجات متفاوت از رسمیت و سازگاری درونی در زمینه‌هایی گوناگون مانند جامعه شناسی،

 زیست شناسی، ژنتیک، پزشکی، زبان ،فرهنگ، حقوق و...به کار رفته است.

برخی بر این باورند که ریشه ی  انسان از آفریقا است .در آغاز همه انسان‌ها موی سیاه و چهره‌ای نسبتاً تیره داشته اند.

. پوست و موی مردم اروپا نیز در آغاز مانند دیگر مردم جهان تیره بود.

 یکی از نظریه‌ها برای توضیح سفید شدن پوست و زرد شدن رنگ مو در مردم شمال اروپا که در میان دانشمندان پذیرفته شده به این صورت است:

در شمال اروپا به خاطر روزهای کم آفتابی میزان ویتامین دی که به پوست انسان می‌رسد کم است. 

پیش از آغاز کشاورزی در این مناطق، بیشتر تغدیه مردمان این نواحی گوشت دام و ماهی بود و ویتامین دی موجود در گوشت و ماهی کمبود این ویتامین در آفتاب شمالی را جبران می‌کرد و پوست مردم هم‌چنان تیره بود.

پس از آغاز کشاورزی، مقدار مصرف غلات در اروپا زیاد و مصرف گوشت و ماهی کمتر شد، درنتیجه بدن ساکنان این نواحی برای جبران کمبود ویتامین دی به مرور ملانین کمتری تولید کرد و پوست خود را سفیدتر کرد تا بدین وسیله به سنتز یتامین دی دریافتی از خورشید کمک کند.

 بنابر این چند هزار سال پس از سکونت انسان در شمال اروپا به مرور پوست این ساکنان از تیره به سفید تغییر کرد.

علت این‌که رنگ موهای مردم زردپوست نواحی شمالی ازجمله اسکیموها هم‌چنان سیاه مانده‌است میزان مصرف بالای ماهی در غذای این مردمان است.


-  نژاد سیاه پوست : 


عبارت سیاه پوست در محاوره و فرهنگ عامه به گروهی گفته می‌شود که پوست آنها تیره است. 

بیشتر به ساکنان بومی آفریقا، و نیز به آمریکایی های آفریقایی تبار یا کانادایی‌های آفریقایی‌تبار سیاه پوست

 گفته می‌شود.

معمولاً از عبارت سیاه‌پوست در مقابل   سفیدپوست  استفاده می‌شود.

۲۰۰ سال پیش در آمریکا سیاه‌پوستان مرجع خودشان را آفریقا می‌دانستند ولی در آفریقا مردم بومی


 خودشان را برپایه قومیت‌ها و جامعه‌های هم‌زبان تقسیم‌بندی می‌کنند نه بر پایهٔ رنگ پوست.


 آفریقایی‌تبارها بعد از انتقال‌شان به آمریکا به علت اینکه از مناطق و قومیت‌های متفاوت بودند و در آمریکای

 شمالی زندگی می‌کردند . در نتیجه فرهنگ خاص خود را به وجود آوردند مانند  کلیسای سیاهان.


 آنها بیش‌تر بر اساس مرجع‌شان که همان آفریقا بود و رنگ پوست‌شان شناخته می‌شدند. 


در نتیجه نام قبیله و زبان‌بومی‌شان تأثیری در تقسیم‌بندی آنها در آمریکا نداشت و به همه آنها به صورت کلی

 سیاه‌پوست گفته می‌شد.


در مقابل در مناطق مورد استعمار اسپانیایی‌ها و فرانسوی‌ها آن‌ها را بر پایه قبیله و قومیت طبقه‌بندی کردند.


امروزه در ایالات متحده آمریکا افراد با رنگ پوست سیاه کم‌رنگ تا سیاه خیلی پُررنگ و آن‌هایی که آلبینیسم


 دارند، زندگی می‌کنند .


 چون اکثر آنها متولد آمریکا هستند، استفاده از واژه آفریقایی مشکل‌ساز است، در نتیجه همگی را آمریکایی

 آفریقایی تبار می‌نامند.



ایرانیان آفریقایی‌تبار گروهی ازمردم ایران هستند که اصالت   آفریقایی داشته و در طی قرن‌های مختلف


 به ایران وارد شده‌اند.این گروه از مردمان بیشتر در استان‌های جنوبی ایران به سر می‌برند.

در متون فارسی  مانند  قابوس نامه اثر عنصر المعالی قابوس پسر وشمگیر،  از بندگان حبشی (اتیوپی

 امروزی)  سخن به میان آمده که در بازارهای ایران فروخته می‌شدند.

 شمار زیادی از این مردم ، بازماندگان بردگانی هستند که توسط تازیان تاجر برده به خلیج فارس آورده می‌شدند.

همچنین در دوره‌های بعدی پرتغالی ها  در سواحل ایران ، دست به تجارت برده می‌زدند.

این  برده های سیاه پوست بیشتر ، پانتو زبان و متعلق به شرق  آفریقا و از کشورهای   تانزانیا به ویژه زنگبار، مالاوی و   موزانبیک  بوده‌اند.

در نهایت در سال ۱۸۴۸  محمد شاه قاجار  تحت فشار  بریتانیا فرمان لغو برده‌داری را صادر نمود.


- نژاد سرخ پوست :


به بومیان قاره ی آمریکا سُرخ‌پوست گفته می‌شود. این ها از نژاد زرذ هستند ولی پیش‌تر می‌پنداشتند که

 یک گروه نژادی جداگانه‌اند. 

کریستوف کلمب پنداشته بود که اینان  هندی اند، از این‌رو امروزه در بیشتر زبان‌های اروپایی ایشان را هندی

 می‌خوانند.

 گاهی در زبان فارسی هم ایشان را هندی‌های آمریکا می‌خوانند.

 آقای دکتر غلامحسین مصاحب در دایرهالمعاف فارسی آنان را «هندی‌شمردگان»،یعنی کسانی که هندی شمرده شده‌اند، می‌خواند.



جنگجویان سرخ‌پوست کمابیش نامهای برگرفته از خوی‌های جانوران دارند. 

نامهایی چون: 

 «گاو نشسته»،

 «اسب دیوانه» 

و «خرس ایستاده»

از نام‌هایی پرافتخار در تاریخ سرخ‌پوستان هستند.


ورود سرخ‌پوستان به قاره آمریکا را نزدیک به سی هزار سال پیش برآورد کرده‌اند. 


این اقوام در هنگام سرما و یخبندان از آسیا و از  تنگه ی برینگ  وارد قارهٔ نو شده‌اند. 


در کرانه‌های کالیفرنیا جایمانده‌های آتش روشن شده‌ای را یافتند که داده‌های  دانش باستان شناسی


نمایان کرد که این رویداد به ۲۵۰۰۰ سال پیش باز می‌گردد.


 زندگی مدرن و شهرنشینی در آمریکای باستان از حدود سالهای برابر با میلاد مسیح آغاز می‌شود و 


در سال 800 میلادی با تمدن مایا  به اوج شکوفایی خود می‌رسد.

   

درسال‌های پس از آن تمدن‌های دیگری مانند اولمک و  آزتک در آمریکای شمالی و تمدن اینکا در آمریکای جنوبی سال های درخشانی را بویژه در زمینه معماری و هنر تجربه می‌کنند.

با ورود اروپاییان در سال ۱۴۹۲ به دنیای تازه به رهبری  کریستوف کلمب نه تنها از دانش و تمدن اروپاییان

 چیزی به سرخ‌پوستان داده نشد بلکه درپی کشتارهای انجام شده تمدن‌های اینکا و آزتک کم‌کم رنگ باخت 


و به نابودی دچارشد.


 سرخ‌پوستان با ورود اروپاییان با بیماری های  همه‌گیر، نابودی فرهنگ و از دست رفتن خاک روبرو شدند.



نوع مطلب : تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   جهان  جهان  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  تپه باستانی کندر  تپه باستانی کندر  جعفر نقال  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  برداشت انگور  برداشت انگور  برداشت انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب سایكل توریست  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  دانلود مستند جعفر نقال  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری نویسنده  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه  بقعه  بقعه  بقعه پیر  سواستیکا  تاکستان قدیم  تاکستان قدیم  چلیپا  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه های تاکستان  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  عباداله شقاقی  خندا تپه  صلیب شکسته  تپه باستانی خندا  تپه باستانی خندا  پیر تاکستان  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  چهار شنبه  چهار شنبه  شب یلدا  شعبان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  چهارشنبه سوری 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اندرز داریوش بزرگ

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 14 خرداد 1394-03:27 ب.ظ

اینک که من از دنیا می روم، 25 کشور جزو امپراتوری ایران است.


 در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند.

 و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترام هستند . 

جانشین من ، خشایارشاه ، باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد.

راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و باور های آنان

 را محترم شمرد . 

اکنون که من از این دنیا می روم ، تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو 

می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. 

البته به خاطر داشته باش که تو باید به این حزانه بیفزایی ، نه این که از آن بکاهی ! 

من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده بودن این مقدار زر در خزانه آن است که

 هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان . 

مادرت،  آتوسا  بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن . 

ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم .

 من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم . 

چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال 

می ماند، بدون این که فاسد شود .
 
و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یا سه سال کشور در آن

 انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری

 خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما . 

به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی

 شود . 

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار.

 برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست . 

چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع

 نمایند، نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی. 

کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ، به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از

 نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی . 


اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند . 

ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی،

با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است 

مرتکبین فجایع را تنبیه کند . 

توصیه دیگر من به تو این است که:

 هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند .

بدون ترحم دروغگو را از خود بران. 

هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن.

 برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را

 خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت . 


افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند

 توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد

 و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله

 شکست خوردن تو را فراهم کنند . 

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که

 فهم و عقل آنها بیشتر شود .

هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد . 


همواره حامی کیش یزدان پرستی باش،
اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو

 پیروی نماید.

 پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد

 پیروی کند . 

بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من

 بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، 

اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی

 که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم ، پس مردم و خود تو نیز

 خواهی مرد. زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک

 خارکن . هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند،
 
اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو

  غلبه نخواهد کرد.

 اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا

 این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند. 

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، 

اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند،

 زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.
 

هرگز از آباد کردن دست برندار
 !

زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری ،کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت.

  قاعده این است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . 

در آباد کردن ، حفرکاریز ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده . 

عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت ، برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت . 

 عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد

 و تو عفو کنی،  ظلم کرده ای. زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای . 

بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضرند کردم تا این که

 بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام .

 اینک بروید و مرا تنها بگذارید !   زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است . 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فرزانه ی توس حکیم ابوالقاسم فردوسی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 10 خرداد 1394-12:30 ب.ظ


تصویر
فردوسی در سال 329 هجری  در تابران توس به دنیا آمد. پدرش از دهقانان توس بود و از نظر مادی دارای ثروت و موقعیت قابل توجهی بود.

فردوسی از همان ابتدای کار که به کسب علم و دانش پرداخت، به خواندن داستان هم علاقمند شد وبه ویژه به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می ورزید. شایدهمین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر به نظم در آوردن شاهنامه انداخت.  او  پس از یافتن دستمایه ی اصلیی داستانهای شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرد. 

فردوسی در سال 370 یا 371 به نظم در آوردن شاهنامه را آغاز کرد و در اوایل این کار هم خود فردوسی ثروت و دارایی قابل توجهی داشت و هم بعضی از بزرگان خراسان که به تاریخ باستان ایران علاقه داشتند او را یاری می کردند ولی به مرور زمان و پس از گذشت سال هایی، در حالی که فردوسی بیشتر شاهنامه را سروده بود دچار فقر و تنگدستی شد. 

 فردوسی سرودن شاهنامه را صرفاً به خاطر علاقه خودش و حتی سالها قبل از آن که سلطان محمود غزنوی سلطنت برسد، آغاز کرد؛ اما چون در طی این کار رفته رفته ثروت و جوانی را از دست داد، به فکر افتاد که آن را به نام پادشاهی بزرگ کند، به گمان اینکه سلطان  چنان که باید قدر او را خواهد شناخت !
پس شاهنامه را به نام او کرد و راه غزنین را در پیش گرفت. 

اما سلطان محمود که به مدایح و اشعار ستایش آمیز شاعران بیش از تاریخ و داستانهای پهلوانی علاقه داشت، قدر سخن فردوسی را ندانست و او را چنانکه شایسته اش بود تشویق نکرد! ؟

برخی گفته اند : 

 به سبب بدگوئی حسودان، فردوسی نزد محمود به بی دینی متهم شد !
 و از این رو سلطان به او بی اعتنائی کرد. 

برخی از شاعران دربار سلطان محمود به فردوسی حسد می بردند و داستانهای شاهنامه و پهلوانان قدیم ایران را در نظر سلطان محمود پست و ناچیز جلوه داده بودند. به همین خاطر سلطان محمود شاهنامه را بی ارزش دانست و از رستم به زشتی یاد کرد و بر فردوسی خشمگین شد و گفت: 

 "شاهنامه خود هیچ نیست مگر حدیث رستم، و اندر سپاه من هزار مرد چون رستم هست" !

گفته اند  :
 فردوسی از بی اعتنائی سلطان محمود بر آشفت و چندین بیت در هجو سلطان محمود گفت و سپس از ترس مجازات او غزنین را ترک کرد و چندی در شهرهائی چون هرات، ری و طبرستان متواری بود و از شهری به شهر دیگر می رفت تا آنکه سرانجام در زادگاه خود، طوس درگذشت. 

تاریخ وفاتش را برخی  411 قمری برابر با 399 خورشیدی و 1980 میلادی و برخی دیگر 416 ق. برابر با 403 خ.  1975 م.  نوشته اند. 

فردوسی را در شهر توس، در باغی که متعلق به خودش بود، به خاک سپردند. امروز آرامگاه او دیدارگاه عاشقان و میهن پرستان آگاه و خردمند ایرانی است .

تصویر


گفته اند :
 چند سال بعد، محمود به مناسبتی فردوسی را به یاد آورد و از رفتاری که با آن شاعر آزاده کرده بود پشیمان شد و به فکر جبران گذشته افتاد و فرمان داد تا ثروت فراوانی را برای او از غزنین به توس بفرستند و از او دلجوئی کنند.  روزی که هدیه سلطان را از غزنین به توس می آوردند، جنازه شاعر را ازتوس بیرون می بردند. 

از فردوسی تنها یک دختر به جا مانده بود، زیرا پسرش هم در حیات پدر فوت کرده بود و گفته شده است که دختر فردوسی هم این هدیه سلطان محمود را نپذیرفت و آن را پس فرستاد. 



نوع مطلب : قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  موسیقی  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جعفر نقال  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  جلد کتاب سایکل توریست  کارگردان بهروز طاهری  دانلود مستند جعفر نقال  دانلود مستند جعفر نقال  دانلود مستند جعفر نقال  برداشت انگور  برداشت انگور  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری نویسنده  الموت  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  دانلود مستند موسیقی تاتی  دانلود مستند موسیقی تاتی  نوازنده احسان طاهری  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داستان زد - تاتی تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 7 خرداد 1394-08:19 ق.ظ


داستان زد عبارتی نغز و شیواست که در عین کوتاهی پرمعنا و دل انگیز است .

داستان زد ،عصاره اندیشه و فرهنگ شفاهی ملتی است که از گذشته های دور سینه به سینه نقل شده و از نسلی به نسلی دیگر سپرده، شده و بسان سکه زرینی که در بازار دادوستد زمان از رواج نیفتاده باشد به ما رسیده است و میراثی بس گران بهاست.

«دکتر معین در فرهنگ فارسی ارسال المثل یا ضرب المثل را به مفهوم مثل زدن، مثل آوردن آورده است»[1] 

و استاد دهخدا در اثر جاوید خویش ضرب المثل را «داستان زدن، ارسال مثل کردن، مثل راندن، نادره و حکمت گفتن»[2] معنا نموده است.

«داستان زد یکی از صنایع معنوی کهن زبان پارسی است و مُرَخِّم داستان زدن می باشد که چون از زبان نویسنده، شاعر و یا خطیبی جاری گردد، زیبایی سخن چندین برابر می نماید»[3] 

چرا که:

هر چه از دل برآید، بر دل نشیند.

(از مجموعه امثال و حكم، آن قسمتی كه شعر گونه و آهنگین است می پسندیم و بدان توجه داریم اینگونه ترانه ها، كه از روابط اجتماعی و تجارب زندگی نشأت می گیرند)[4] [5]، مفاهیم اخلاقی گوناگونی را مستقیم و غیرمستقیم بیان می كنند، دارای وزن و شعر هستند- نیم مصراع مصراع دوبیتی قطعه از انواع آنست 

«مثل ها گاهـی ادبـی و هنرمندانه، گاهـی عامیانه و محاوره ای و گاهی مبهم و گاهی صریح اند، گاه مستهجن و گاهی دارای ادب و حرمت كلام هستند.

«مثل سه وصف مطلوب دارد: اختصار لفظ، صحت، حسن تشبیه»[6]

«مثل، جمله كوتاهی است كه از تجربه دراز تولد یافته است»[7]

«مثل، زاده فكر یك جمع و نادره گویی یك فرد است»[8]

در زبان پارسی، درباره ی داستان زد، پژوهشگران و اندیشمندان بزرگی چون علامه ی دهخدا در کتاب امثال و حکم، شادروان صادق هدایت در کتاب نیرنگستان، محمدعلی جما ل زاده که قالب داستان را برای بیان و حفظ ضرب المثل های ایرانی و عبارت های حکیمانه به کار گرفته است، و نیز امیرقلی امینی و ابوالقاسم انجوی شیرازی و ... با کوشش ها و تحقیقات ارزشمند خویش، آثار گران بهایی را ارایه داده اند.

 

 

در زبان تاتی نیز استاد علی عبدلی در کتاب فرهنگ تطبیقی تاتی، تالشی و آذری، مجموعه ای از داستان زدهای رایج در لهجه های مختلف تاتی را در بخش آخر کتاب آورده است، 

و نیز استاد علی پدرام در اثر ارزشمند خویش هزار ضرب المثل تاتی[9] را گردآوری نموده است که خود وی در این باره می نویسد: 

«من ازدیرباز به زبان مادری خود (زبان تاتی) عشق می ورزیدم و به ضرب المثلهایش که از نظر کیفی و کمی قابل توجه و تعمق می باشند، علاقه ی خاطر پیدا کرده بودم. 

مطالعه ی برخی از آثار در این زمینه، ذهن خفته و ناخوداگاه مرا بیدار کرد و برآنم داشت که درصدد گردآوری حدود هزار ضرب المثل تاتی برایم.»[10]  و آثار دیگر ...

داستان زد، ممکن است همانند زبان و دیگر پدیده های فرهنگی در طول مسیر پر فراز و نشیب تاریخ دستخوش تغییر و دگرگونی شده، واژه ها و عبارت هایی را از دیگر زبان ها وام گرفته و خود نیز به زبان های دیگر وام داده باشد. 

و نیز ممکن است ضرب المثلی را عینا به زبانی دیگر منتقل کرده باشد و یا از زبانی به عاریه گرفته باشد که قطعا ثبت و ضبط داستان زدهای تاتی به حفظ و نگهداری این گنجینه ی گران قدر یاری می رساند و امید که این مهم محقق گردد.

ساختـار داستان زد به این گونه اسـت که دو جمله را بـدون ادات تشبیه به یکدیگـر تشبیه می نمایند و مشبه به ضرب المثل است که در این صورت تشبیه، مرکب (تشبیه تمثیل) و مضمر است و مقصود از آن تاکید مشبه می باشد:

«غم عشق آمد و غم های دگر پاک ببرد

سوزنی باید کز پای برآرد خاری»[11]

بیشتر علمای بدیع ارسال مثل را با تمثیل یکی دانسته و تعریف واحدی برای این دو مفهوم آورده اند، حال آنکه چنین نیست و این دو مقوله غیر هم بوده و متفاوتند.

در تمثیل گوینده برای ثابت نمودن نظر غیر محسوس خود مثالی محسوس از خود می آورد و در واقع سعی می نماید با دلیل و برهان، ادعایش را استدلال نماید. مانند:

1- تمثیل در سبک عراقی:

«آن یکی پرسید اشتر را که هی

از کجا می آیی ای فرخنده پی

گفت از حمام گرم کوی تو

گفت خود پیداست از زانوی تو»[12]

2- تمثیل در سبک هندی:

«ز یاران کینه هرگز در دل یاران نمی ماند

  به روی آب جاری قطره ی باران نمی ماند»[13]

اما چنانکه پیش از این گفته شد، ضرب المثل به معنای مثل آوردن آمده است که تصویری در قالب عبارت یا بیتی از اندیشه ی شاعر، نویسنده، حکیم و حتی یک فرد عادی جوشیده و در دل ها می نشیند و سال ها و قرن های متمادی در میان عامه مردم دهان به دهان نقل می گردد تا در نزد عامه حکم و مقام و داستان زد یا ضرب المثل می گیرد و آنگاه گویندگان دیگر در سخن خود بدان استناد می جویند:

 «می توان گفت که تمثیل سخنی است از خود گوینده به عنوان برهان و استدلال جهت اثبات ادعای او که در زبان گویش نمی توان نام ضرب المثل بر آن نهاد، ولی ممکن است با گذشت زمان و انتقال از نسلی به نسل دیگر چنین عنوانی پیدا کند»[14]:

«از مکافات عمل غافل مشو

گندم از گندم بروید، جو ز جو»[15]

به بیانی دیگر :

«ارسال مثل یک نوع مصرف است اما تمثیل نوعی تولید است. ارسال مثل مصرف ضرب المثلی که از قبل وجود دارد، اما تمثیل فقط ذکر مثالی است برای اثبات یا استحکام یک اندیشه»[16]

گاهی سخن حکیمانه ای مانند:

«میازار موری که دانه کش است
 

    

که جان دارد و جان شیرین خوش است»[17]

که در هنگام سرایش در قرن چهارم هجری نه تمثیل است و نه ضرب المثل، اما حرف خوشایند عام گشته و بر سر زبان ها می افتد و به مرور زمان ارسال مثل می گردد، تا جایی که در قرن هفتم شیخ شیراز آن را به عاریت گرفته می فرماید:

«چنین گفت فردوسی پاک زاد

که رحمت بر آن تربت پاک باد

میازار موری که دانه کش است

که جان دارد و جان شیرین خوش است»[18]

در طول تاریخ، بشر پیوسته بر آن بوده است که اندیشه ها و ایده های خود را در انجمن های ادبی، فرهنگی و اجتماعی و ... و میدان های سیاسی در صحنه های نبرد به دیگران منتقل و گاهی تحمیل نماید.

 در این میان زبان بهترین وسیله برای رساندن بشر به این هدف، بوده است به ویژه زمانیکه با سخنان بزرگان و مثل ها و حکمت ها و ... آمیخته گردد، که در این صورت لطف و زیبایی و گیرایی سخن را دوچندان خواهد نمود و درست به همین خاطر است که ضرورت استفاده از ضرب المثل در ذهن و اندیشه بشر بارور شده و ابزاری بسیار سودمند برای بیان و فهمانیدن بهتر و ساده تر مکنونات قلبی می گردد.

دیگر بهره ای که از کاربرد داستان زد به دست می آید، اعجازی است که در ایجاز آن به وجود می آید، به گونه ای که گاه چنان است که کار یک کتاب را می کند و زمانی به اندازه ی ساعت ها سخنرانی خطیبی توانا بر دل ها اثر عاشقانه می بخشد. مانند:

شَر اَجوره بی شَر مِنِگرده، آدمِ بی شَر مِگَردِه»[19]

شهر با آجر شهر نمی شود، بلکه با آدم شهر می شود.

در این عبارت کوتاه دریایی از معناها و مفهوم ها بیان شده است، زیرا شرایط مدنیّت را وجود زمینه های علمی، فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و ... و به طور خلاصه انسان بودن عنوان شده که شرح و تفسیر آن کتابی را در بر خواهد گرفت.

 درباره ی زمینه ی پیدایش این داستان زد، گفته می شود زمانی که در احداث بناها و ساختمان ها خشت و گل جای خود را به آجر و سیمان داد، آنگاه که به «استاد علی محمد»[20] مرحوم گفته شد، تاکستان شهر شده و همه ساختمان ها را با آجر می سازند، عبارت مزبور را بیان کرد که امروزه به صورت ضرب المثل بر زبان ها جاری است.

زمینه ساز پیدایش ضرب المثل عامل های زیادی می تواند داشته باشد، نظیر عامل های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و ... 

نگارنده سعی می نماید برخی از داستان زدهای تاتی را به خوانندگان تقدیم نماید.



ادامه مطلب

نوع مطلب : پهلوان بابا اولادی  سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  آداب و رسوم  یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  الموت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گزارشی از تاریخ ایران - تاکستان ( سیادن )

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:سه شنبه 5 خرداد 1394-08:44 ق.ظ

آنچنان كه در كتیبه پئوتین گرایا نیز ذكر شده است نام قدیم تاكستان، سیادن بوده و به همراه ساوه از شهرهای آباد و مهم عصر هخامنشی بوده است .

این کتیبه در غرب کشور کشف شده و هم اکنون در موزه شهر وین پایتخت اتریش نگهداری می شود.


خوشبختانه این نام تا كنون حفظ شده، و هم اكنون نیز سیادن خوانده می شود.


 دربــاره وجه تسمیــه كلمه سیــادن  siyaden  نظریه های گوناگونی وجود دارد كه به برخی از مهم ترین آنها اشاره می شود:


1- «سیادن كه در برخی از نوشته ها بصورت سیاده یا سیاه دهان یا سیادهان یا سیادهن ثبت شده است از نام سنگی به نام «اَبی سی دین»[1] كه هزاران سال پیش و به روایتی در حدود 12000 سال پیش در این منطقه یافت و استخراج می شده است، گرفته شده و در طول زمان بصورت سیادِن درآمده است.»[2]


2- «در گذشته های دور قبیله ای مشهور به قوم سا از پیروان كیش بلقیس به عللی از كیش او دور شدند، و ... سیل به اقامتگاه آنها هجوم آورد و تمامی خانه و كاشانه ی آنها را ویران نمود و تمام مردمش را نابود كرد اما عده ای از آن قوم كه در نقاطی دیگر مسافر بودند از حادثه جان بدر بردند ولی از موطن خود آواره شدند و شكایت آوارگی خود را به نزد پادشاه وقت ایران بردند و به دستور وی در سرزمینی كه امروزه تاكستان نامیده می شود، ساكن شدند. آنها اسم قوم خود را بر این سرزمین نهادند و نام آبادی را كه بوجود آورده بودند ساده نامیدند كه در زمانهای بعدی به واسطه ی محله های بسیار كلمه جمع سادهان معروف شد و بعدها سیادهن خوانده شد.»[3]


3- «سیادِهِنْ بر وزن رودهن: سیادهِن ْبه دلیل وجود دشت های سرسبز و جنگل های فراوان آن به این نام خوانده شده است چرا كه از دور سایه سار جنگل های آن به سیاهی می نماید و سیادِهِنْ به معنی دماغــه و دهــانه ی سیاه و تنها یك شهــر در ایــران همانند سیادهن اسـت وآن رودهــِن می باشد.»[4]


4- در نقشه هایی كه قلمرو دولت ماد در قرن های نهم تا هفتم پیش از میلاد نشان می دهد (نقشه صفحه بعد) در محــدوده ی سرزمین تاكــستان امــروزی، نام چند دژ مهـم به چشــم می خورد مانند سیبار، ساپاردا آندارپاتی آنو،بیت ساگبت، بلیان، خارخار و ... كه امروزه اثری از آنها نیست اما ممكن است سیادن از سیبار و اسفرورین از ساپاردا گرفته شده باشد و در طی زمان به صورت كنونی درآمده باشد، كه از تخصص نگارنده بیرون است و شایسته است كارشناسان علم اِتِمالوژی و واژه شناسی در این باره پژوهش نمایند.


5- «بنا به دستور داریوش كبیر جهت ارتباط ملت ها و سهولت عبور و مرور و ارسال كالاها، در سراسركشور چاپارخانه ساخته شد و در هر چهار فرسنگی قرارگاههایی جهت استراحت و تعویض اسب ساخته شد و اگر آبادی نبود، بنایی به نام دژ می ساختند مانند میمون دژ، سپیددژ، دریدژ و كهن دژ و ... و متصدی آنرا دژبان یا دژدار می خواندند و چندین دژ به فرماندهی یك نفر به نام ساتراپ اداره می شد.

   چون دریدژ كه مركز اولیه تاكستان بوده در مسیر سه راه ایدژ، آدژ و قلعه دژ قرار داشته به همین خاطر به سه دژ موسوم گشته است. و در طول زمان به سه دژان معروف و پس از یورش اعراب و رایج شدن خط عربی به جای فارسی، حرف (ژ) منسوخ شده و بجایش حرف (ه) بكار رفت و سه دژان بصورت سه ده یا سه دهن یا سه دهان یا سیادهان و ... درآمده است»[5] 

این نظریه صحیح نیست زیرا در كتیبه پوئین گرایا[6] كه مربوط به دوره هخامنشیان است، نام قدیمی تاكستان را سیادن ثبت شده است. در این كتیبه درباره ی تاكستان (سیادِن پیشین) آمده است: «سیادِن و ساوه از شهرهای سرسبز شمال فلات ایران است»


6- برخی از كهنسالان و پیران منطقه، سیادن را به دیوی با دهانی سیاه (سیاه دهن) كه در این ناحیه زندگی می كرد، مربوط می دانند.

 این باور با توجه به اینكه ایرانیان باستان، دشمنان خود را دیو می خواندند شایان توجه و بررسی است.

 


 7- برخـی نیز می گویند كه در گذشته زنـــان منطقه جلـوی دهــان خـود را با پارچه سیاهـی،می گرفته اند كه به سیاه دهن مشهور شده اند و نام سیادن را با آن مربوط می دانند.

 این باور صحیح به نظر نمی رسد. چون این پوشش به باورهـای افراطی دوره صفویه و قاجاریــه مربـوط می شود و با توجه به سابقه تاریخی تاکستان، مردود است و در گذشته های دور نیز چنین پوششی در تاریخ ثبت نشده است.

 

                                                          - بر گرفته از کتاب تاریخ و فرهنگ تات



1- سنگ ابسیدین محور كهن ترین مبادلات تجاری و فرهنگی و تكنولوژی در قاره آسیا بوده و برای ساختن ابزار به كار می رفته است، معادن این سنگ در نقاطی از ایران مانند: تاكستان، ارومیه، ساوه و بصیران و در تركیه: اطراف دریاچه وان، حوزه مدیترانه، آناتولی مركزی قرار داشته است.

2- علی محمد علیخانی، جستاری در زبان وادبیات تاتی ص 141

3- شادروان حاج میرزا علی محمد طاهری از نخستین معلمان تاكستان، دست نوشته های وی در (خاطرات یك آموزگار)

4- پروفسور آساتوریان عضو هیئت علمی دانشگاه های ارمنستان

5- علی محمد، طاهری، بیوگرافی دربدژ، 1337

6-  كتیبه ی پوتین گرایا: این كتیبه مربوط به 2300 سال پیش یعنی امپراتوری بزرگ هخامنشی می باشد كه به زبان یونانی نوشته شده است و اینك در موزه شهر وین پایتخت كشور اتریش نگهداری می شود. این كتیبه به وسیله ی آقای ویلهم توماشك به انگلیسی ترجمه شده است.



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  تمدن های باستانی ایران  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه باستانی خندا  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  دانلود مستند موسیقی تاتی  نوازنده احسان طاهری  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   جهان  الموت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پوشاک مردم ایران در باستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 3 خرداد 1394-05:14 ب.ظ


 ویل دورانت  در کتاب تاریخ تمدن می نویسد:

«زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به

 آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی

 را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش هایی که در ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زن دیده

 نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد.»

 دائره المعارف لاروس :

 «تاریخ نشان می دهد که پوشش در فرس قدیم وجود داشته است».

در کیش «مازدیسنی» آمده است :

 زن خواهید و جفت گیرید و هم خوابه دیگری را نبینید و بر او منگرید و با او میامیزید.»

نوشته ها وکتیبه های  نشان می دهد که زنان در دوره های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها

 (هخامنشیان)، اشکانیان و سامانیان دارای پوشش  ایرانی بوده اند. 

- دوره مادها

در کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده:

«اصلی که باید در نظر داشت، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه های پیش از میلاد، پوشاک زنان

 دردوره مادها ضمن  کمی تفاوت با پوشاک مردان یکسان است.»

و نیز:

«مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می شوند. به نظر می

 رسد که زنان پوششی  روی سر خود گذارده اند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»

- دوره هخامنشیان

پارسی ها  از نظر لباس همانند مادها بودند. زیا مانند آنان از تیره آریایی بودند و بیشتر افسران و سربازان

 مادی در ارتش کورش بزرک و جانشینان او خدمت می کردند. افزون برآن روابط خویشاوندی میان مادها ،

 پارس ها و پارت ها وجود داشت و تازه ماندانا مادر کورش وپدربزرگش آستیاک و دیگران از مادها بودند.

در آثار برجای مانده آمده است:

«از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان

 پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که از

 پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن

 بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»

- دوره اشکانیان

در آثار گذشته : 

«لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است. پیراهن

 دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است.

 روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.»

در جای دیگر آمده است:

 «چادر زنان اشکانی به رنگ های شاد و ارغوانی و یا سفید بوده است. 

گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. 

این چادر به نحوی روی سر می افتاده که سرپوش(نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می

 پوشانیده است.»

در کتاب «پارتیان» نیز آمده است:

«زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو بر تن می کردند، با شنلی که بر سر افکنده می شد و نیز نقابی داشتند

 که معمولاً به پس سر می آویختند.»

دوره ساسانیان

 اردشیر پسر بابک سلسله ساسانیان را بنیان نهاد و دین زرتشت را دین رسمی کشور قرار داد.

 اوستا را ترجمه و آتشکده های ویران را بازسازی نمود.

 در مورد پوشاک زنان چنین آمده است: 

«چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.»

حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت که «حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلندسایربانوان ، تا پشت پا کشیده شده است.»


 منابع اسلامی چنین حکایت کنند که:

سه تن از دختران کسری، پادشاه ساسانی، را با ثروت فراوانی از اموال، برای عمر آوردند.

 شاهزادگان ایرانی را در برابر عمر در حالی که با پوشش ، خود را پوشانده بودند، ایستاندند.

خلیفه دستور داد، با آوازی بلند بر آنان فریاد کشند که:

 پوشش از چهره برگیرید تا تازیان آنها را ببینند و خریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند ! ؟

دوشیزگان ایرانی از برهنه کردن صورت خودداری کردند و مشت بر سینه نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند.

 خلیفه خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد، در حالیکه شاهزادگان ایرانی می گریستند.

حضرت علی(ع) به عمر فرمودند:در رفتارت مدارا کن.

از پیغمبر خدا(ص) شنیدم که می فرمود :

«بزرگ و شریف هر قومی را که خوار و فقیر شده، گرامی بدارید». 

عمر  آتش خشمش فرو نشست.

 سپس حضرت اضافه کرد: 

«با دختران ملوک نباید معامله دختران بازاری (کنیزان) کرد.» !؟

و.................................

اکنون  ای خردمند ، تو خود بخوان حدیث مجمل از این دفتر !



نوع مطلب : اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  تپه باستانی کندر  تپه باستانی کندر  جعفر نقال  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  احسان طاهرخانی نوازنده  احسان طاهرخانی نوازنده  قاسم طاهری نویسنده  پیر  بقعه پیر  بقعه پیر  حنفیه تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  امام زاده حنفیه  تپه خندا تاکستان  تاکستان امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  دانلود مستند موسیقی تاتی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  خندا تپه  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بهروز طاهری بیوگرافی  کارگردان بهروز طاهری  عباداله شقاقی  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری کارگردان  جعفر نقال مستند دانلود  چلیپا  گردونه مهر  گردونه مهر  گردونه مهر  تپه باستانی  تپه باستانی  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی مستند  مستند موسیقی تاتی  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  برداشت انگور  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  صلیب شکسته  سواستیکا  سواستیکا  سواستیکا  چلیپا گردونه مهر  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  دانلود فیلم جشن انگور  موقعیت تاکستان  موقعیت تاکستان  سایكل توریست جلد کتاب  خور روز  چله شو  چله شو  امام زاده عبداله تاکستان  امام زاده هفت صندوق تاکستان  امام زاده هفت صندوق تاکستان  امام زاده هفت صندوق تاکستان  مدرسه خیام شهرستان تاکستان  lnvsi odhl  عمارت بانک ملی تاکستان  عمارت بانک ملی تاکستان  کاخ شاهی  میل خرم آباد شهرستان تاکستان  ابراهیم آباد  ابراهیم آباد 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نژاد ها و زبان ها ی ایران

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:شنبه 2 خرداد 1394-09:23 ب.ظ

پیش از ورود و استقرار آریایی ها،‌ نژادهای بومی ای در ایران زندگی می كردند. از جمله این نژادها می توان به نژادهای مدیترانه ای، ‌استرالیایی،‌ نگرویی و حامی اشاره كرد.

 اقوام عیلامی،‌ كاسی،‌ لولویی،‌ كادوسی و تپوری از اقوام مربوط به این نژادها بودند. 

ورود اقوام بیگانه مانند اقوام هند و اروپایی،‌ سامی،‌ عبری،‌ تورانی،‌ گرجی و چركسی ، (تازی ، عربی) ، مغول و ترکمان موجب افزایش تعداد نژادها در ایران شد.

 

در حال حاضر علاوه بر اقوامی كه به زبان فارسی ( فارسی نو با لهجه های یزدی ،کرمانی،تهرانی ،مشهدی،و....)صحبت می كنند، گروه های نژادی دیگر از نظر زبانی كه به آن تكلم می كنند به شش دسته تقسیم می شوند:

 ترکمانان :

 این مردمان بیشتر در شمال استان خراسان و شرق استان مازندران زندگی می كنند و از نظر شكل ظاهری شبیه به مردم چین و مغولستان هستند و در واقع از بقایای مهاجمانی كه پیش از این به ایران حمله كرده اند،‌ هستند.

تركمنان علاوه بر اقامتگاه های دایمی دارای خیمه هایی هستند كه هنگام كوچ برپا می كنند. طوایف مهم تركمنان شامل كوكلان و یموت (شامل تیره های جعفربای و اتابای) می شوند.

ترک زبانان :

ین مردمان در بیشتر نقاط ایران پراكنده اند و بیشتر در منطقه آذربایجان زندگی می كنند. 

بیشتر ترک زبان ها ایرانی و از نژاد سفید ،جوگندمی و سبزه هستند،اما به دلیل سلطه ی قبایل ترک درایران و ارتباط با آنها و... زبان آنان از آذری پهلوی به  تركی تغییر یافته است. آنان از شاخه های اصیل آریایی هستند كه در طول تاریخ بر اثر آمیزش با تركان عثمانی، ترکان مغول ، جغتایی، آلتایی و غز و تیره های گرجی و قفقازی تغییرات زیادی در زبان آنها ایجاد شده است.


 ایلات ترك زبان :

قشقایی ،‌ ایل سون (شاهسون) ،‌ ارسبارانی و خلخالی.

 برخی قشقایی ها را از طوایف مغول و برخی از طوایف قدیمی آسیای صغیر (خلج) می دانند. اجداد قشقایی ها در ابتدا در قفقاز زندگی می كرده اند.

تیره های مهم قشقایی عبارت است از: كشكولی ،‌ دره شولی و شش بلوكی هستند. 

قشقایی ها در فارس سكونت دارند.

ایلات خمسه كه در این ناحیه زندگی می كنند اینانلو،‌ بهارلو و نفر هستند.


 

کرد  ها :

نژاد كرد كه تعداد آنها حدود پنج میلیون نفر تخمین زده می شود در ایران،‌ عراق، ، سوریه ،تركیه و قفقاز زندگی می كنند.

 در ایران بزرگ ترین مركز تمركز كردها اردلان است كه شامل آذربایجان غربی و كردستان است.

 زبان کردی به همراه زبان تاتی ، باز مانده ی  زبان مادی است كه  از تیره هند و اروپایی  منشعب می شود.

طوایف كرد عبارتند از:  مكری ،‌ گوران ،‌ كلهر ،‌ سنجابی ،‌ قبادی ، زعفرانلو ، شادلو


لرها :

لرها در غرب رشته كوه های زاگرس و جنوب كردستان زندگی می كنند .

طوایف مهم لر عبارتند از: سگوند،‌ ممسنی،‌ لك، عشایر كهكیلویه و بویراحمد و بختیاری ها.

بختیاری ها ایلات كوچ كننده ای هستند كه از نظر تعداد افراد كوچ کننده در ایران مقام اول را دارا هستند.  بختیاری ها به دو ایل بزرگ هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم می شوند.

 همچنین به چند تیره مانند دوركی، باباوی، راكی،‌ بختیاری وند، دنیاران، بانكی و ... تقسیم می شوند. 

 

عرب زبانان :

 عرب زبانان در خوزستان و ساحل و جزیره های خلیج فارس ساكنند.

اینان بر اثر مجاورت با كشورهای همسایه ی عرب زبان، پیوندهای نژادی و زبانی با آنان دارند.

 از ایلات عرب می توان به بنی طرف، بنی كعب، آل خمیس،‌ آل حمیر،‌ آل كثیر، صابیان،‌ بنی صالح و بنی تمیم اشاره كرد.


بلوچ ها :

اگرچه بیشتر بلوچ ها در بلوچستان ساكن هستند،‌ اما تعدادی از آنها نیز در سیستان، كرمان و كشور پاكستان زندگی می كنند.

بلوچ ها به شیوه های مختلف امرار معاش می كنند.

 طوایف مهم بلوچ عبارتند از:

یاراحمدزایی ، میرعبدی  ، نارویی ، ریگی ، مارانی  ،  مرادانی. 

آنان ازباز مانده های بلوچ های باستانی براهویی هستند كه با ورود آریایی ها، به جنوب شرقی ایران رانده شدند.

به دلیل ناکافی بودن ،این نوشتار ،شایسته است ،خوانندگان گرامی به توضیح کوتاه زیر توجه نمایند:

افزون برمردمانی که به زبان ها ی یاد شده سخن میرانند ، مردمان دیگری هستند، که دارای سابقه سکونت کهن تر و زبانی بسیار قدیمی به درازای تاریخ ایران زمین دارند،و به زبان های دیگری ، چون تاتی (مادی) ،گیلکی ،مازنی ،تالشی، مراغی و ... سخن می گویند.

 زبان های یاد شده، در این تقسیم بندی  به دلیل نزدیکی آوایی و واژگانی به فارسی نو ،در گروه زبان فارسی منظور شده اند.

اما از نظر قدمت تاریخی و داشتن واژه های اصیل وکهن و نیز شاخصه های دانش زبان شناسی ، زبان های اخیر جزو زبان های باستان و در گروه مادی  قرار می گیرند.



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  واژه ی سیادن - سیادنیج  روستای خروزان  قرقسین  روستای قرقسین  سوری  چهارشنبه سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  صلیب شکسته  سواستیکا  چلیپا گردونه مهر  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  جعفر نقال مستند دانلود  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  سایكل توریست  مراسم برداشت انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  ایران  الموت  رودبار ؛ مراغی ها  استان آذر بایجان شرقی  انگور - کریم خان زند  انگور - کریم خان زند  کتیبه ی پئوتین گرایا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گزارشی از تاریخ ایران - همدان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 1 خرداد 1394-05:39 ب.ظ


- اَمَدانه یا آمادی نخستین نام این شهر است که در کتیبه‌های آشوری پیلسر آمده‌است.

-  هگ  مک  تانا  ،هگمتانه یا هنگمتانه که به معنی محل تجمع می‌باشد. واژه ی  هنگ  به معنی جا -  متا به معنی تجمع. 

- به زبان یونانی  اکباتان  و  در زبان پارسی  هگمتانه است.

- اپیفانیا در زمان سلوکیان و به افتخار آنتیوخوس اپیفانس چهارم، این شهر اپیفالیا نامیده‌شد.


  - اخمثا  نام  این شهر  در کتاب تورات  اخمثا نوشته‌شده‌است.

اخمثا، یعنی  شهر دوستی و مکان دوستی ، زیرا شاهان ایران در تابستان ،دوستان خود را به این شهر دعوت

 می‌کردند.


- آکسایا  برخی از مورخان بر این باورند که نام این شهر پیش از مادها آکسایا بوده است.

این واژه در فرهنگ آشوریبه صورت  کار-کاسی  یعنی شهر  کاسیان ،کاسی ها آمده  است.

 این شهر در پی تشکیل اولین نهادهای اداری-سیاسی در کشور، و به سبب ضرورت وجود سکونت‌گاهی جهت استقرار نهادهای مذکور و کارگزاران آن، توسط دیااکو بنیانگذار شاهنشاهی ماد، نخستین داوری(قاضی) کهبه پادشاهی رسید، ساخته شد.
  با آنکه مشهور است اکباتان یا هگمتانه در محل همدان کنونی بوده‌است،برخی معتقدند که همدان کنونی، اکباتانی که هرودوت
مورخ یونانی ،گفته‌است، نیست. بلکه شهر همدان همان اَمَدانه یا آمادی است که نام آن در کتیبه تیگلت پیلسر یکم آمده‌است. تاریخ احداث آن به بیش از (۱۱۰۰ سال پیش از میلاد) برمی‌گردد.

پولیبیوس مورخ یونانی ( ۲۰۴-۱۳۲ پیش از میلاد) بدون اینکه خود شهر هگمتانه را دیده‌باشد، می‌نویسد:

در دامنه کوه الوند شهر هگمتانه با قلعه و ارک مستحکم و عجیب و حیرت‌آور قرار گرفته، قصر شاهی درون آخرین قلعه آن استوار گردیده‌است. چوب‌هایی که در کاخ به مصرف رسیده پوشیده از زر و سیم و درها و ستون‌ها و رواق‌ها با هزاران گونه کنده‌کاری‌ها و نقش و نگارها آراسته شده، یک تیر عاری از زیور و یک دیوار بی‌پیرایه در آن کاخ یافت نمی‌شود. حتی کاشی‌هایی که زینت بخش ازاره‌ها و دیوارهای درونی قصر است با پوششی از آب و نقره سیم‌اندود گشته‌است.

مادها  قصری به نام قصر هفت حصار  در آن ساختند، همچون قصر عجایب هفتگانه بابل. پادشاهان آن دیااکو ،فرورتیش، هووخشتره و اژی دهاک . این اوج شکوه هگمتانه بود که به پرجمعیت‌ترین و پررونق‌ترین شهر دنیای زمان خود تبدیل شده‌بود.

بخت النصر  پادشاه بابل و سازندهباغ های معلق بابل، با حمله به همدان سبب ویرانی شهر و همچنین قصر هفت‌حصار شد. بعدها داریوش بزرگ هخامنشی شهر را مرمت کرد.

 همدان در دوره ی هخامنشیان  پایتخت تابستانی و ضرابخانه هخامنشیان بوده است

  در سال ۳۳۰ قبل از میلاد شهر همدان به دست اسکند مقدونی  ویران و به دلیل موقعیت استراتژیک آن، تبدیل به مقر نظامی او گردید. در اوخر دوره سلوکی شهر همدان محل تلاقی و برخورد متعدد آنان با اشکانیان بود. با حمله  اینکشورگشای مقدونی آخرین بازمانده دولت پارس ، داریوش سوم، از مقابل اسکندر گریخت . اسکندر به شوش و تخت جمشید دست یافت.

در بازگشت در همدان پیروزی خود را جشن گرفت. کشتاری وحشیانه و بی‌رحمانه به‌وسیله یونانیان در همدان بوجود آمد.

 همدان در دوره اشکانیان پایتخت تابستانی بود.

این شهر در دوره ساسانیان نیز پایتخت تابستانی شاهان و درباریان بود.


 پس از جنگ نهاوند (۲۳ق /۶۴۴ م)حکمران ایرانی شهر همدان با تازیان صلح کرد، ولی این صلح دوامی نیافت !

جنگی درگرفت و شهر به قهر گشوده شد و بعضی از تازیان در آنجا ساکن شدند و از جمله آنان (بنوسلمه) ریاست شهر را یافت.

همدان را در سده ی چهارم شهری بازسازی شده وصف کرده‌اند که چهار دروازه با حصارها و سه بازار و خیابان‌های وسیع داشته و مسجد جامع بر شالوده یک بنای قدیمی (آتشکده) ساخته شده بود.

-  لشکرکشی مردآویز ( مردآویج) زیاری به همدان به بهانه انتقام کشته شدن خواهرزاده‌اش به دست مردم همدان،در برخی از نوشته ها آمده است.و اینکه قتل عام دو روزه‌ای  در آن شهر به راه انداخت، وگفته های غلو آمیز و متناقض دیگر،که تنها برای تخریب چهره وشخصیت این دلاور ایرانی ساخته وپرداخته شده است !
  مردآویز خواهرزاده خود ابوالکرادیس !  به تصرف همدان
گسیل داشت. حکومت همدان از طرف خلیفه به ابو عبداله محمدبن خلف واگذار شده بود و او عده‌ای از لشکریان خلیفه را در اختیار داشت. در نبردی که میان این دو نیرو درگرفت مردم همدان به سبب ناخرسندی از سپاه گیل و دیلم به یاری عامل خلیفه شتافتند !

در نتیجه سپاه مرداویج شکست خورد و خواهرزاده او همراه چهارهزار تن دیگر به قتل رسیدند. پس از کشته شدن ابوالکرادیس بازماندهٔ سپاه نزد مرداویج بازگشتند. مردآویج در سال ۳۱۹ هجری برای انتقام از مردم ری با سپاهی عازم همدان شد !؟  و آن‌جا را به تصرف درآورد و گروه بی‌شماری را به سبب کمک به نماینده خلیفه کشت.

بنابه روایت مسعودی ، در نخستین روز نبرد در حدود چهل هزار مرد کشته شدند. کشتار سه روز به درازا کشید و شهر نیز تاراج گشت. مرداویج پس از گشوده شدن شهر، خون مردم را مباح کرد و به زنان‌شان دست یازید و هر که را در شهر بود نابود کرد.

پس از این کشتار سپاه مردآویج دست از قتل‌وعام مردم برداشت و اجازه داد تا بزرگان و محترمین شهر نزد مردآویج بروند به امید آنکه میانجیگری کنند و از کشتار بیشتر جلوگیری نمایند.

بدین ترتیب مردم در مصلای شهر حاضر شدند در پی این نیرنگ مردآویج به سربازانش دستور داد تا همه را از دم تیغ بگذرانند. فریاد این بیداد به بغداد رسید ومقتدر، خلیفه عباسی در سال ۳۱۹ هجری/۹۳۱ میلادی سپاهی به فرماندهی هارون بن غریب به جنگ مرداویج فرستاد، ولی این سپاهیان در محلی میان قزوین و همدان،درغرب تاکستان امروزو شرق گردنه ی آوج شکست خوردند.

پس از آن فاجعه در سال (۳۴۵ ق/ ۹۵۶ م) شهر بر اثر زلزله خسارت دید و بعد از آن تا سال (۳۵۱ ق /۹۶۲م) کشمکش‌های مذهبی جان بسیاری از مردم را گرفت.

  - از میانه های قرن سوم ریاست شهر به عهده سادات حسنی افتادکه اندکی پیشتربه این شهر کوچیده بودند.این خانواده های عرب به علویان مشهور شدند.  سپس علاء‌الدوله‌های همدان حدود چهار قرن این مقام(ریاست شهر) را بطور موروثی داشتند.

بیشتر تاریخ‌نگاران اتفاق نظر  دارند که ابوالقاسم بطحایی علوی سر دودمان علویان همدان است. او به همراه گروهی از علویان از تبرستان به همدان مهاجرت کردند و برای علویان همدان شالوده‌ای محکم ریختند.

محمد بطحایی پس از مهاجرت محیط را در همدان مناسب یافت و به سرعت قدرت و مکنتی برای علویان همدان فراهم نمود و به جبران خساراتی که علویان در حاشیه دریای مازندران ازسامانیان (۲۶۱۳۸۹) وآل زیار(۳۱۶۲۳۴) دیده بودند، پرداخت.

علویان طبرستان پس از ۶۴ سال قدرتمندی در ناحیه طبرستان عاقبت‌ تار و مار شده و در گوشه و کنار فلات ایران پراکنده گردیدند. اما در همدان اقبال با آنان یار گردید.

آل بویه از نیمه‌های قرن چهارم هجری تا دهه ی آغازین قرن پنجم همدان در دست آل بویه قرار داشت. این شهر در آن زمان نیز اهمیت خودش را حفظ کرده‌بود به طوری که برخی از افراد سلسله ی آل بویه مقر و پایتخت خویش را در همدان قرار داده بودند.

بوعلی سینا در این زمان در همدان مستقر شد و وزارت شمس الدوله دیلمی را پذیرفتبدیع الزمان همدانی نیز در سال ۳۵۸ هجری قمری در زمان آل بویه در همدان متولد شد.

سپس خاندان کاکویه آن را تصرف کردند و ترکمانان  غز آنجا را در سال ۴۲۰ قمری تاراج نمودند.



ادامه مطلب

نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  انگور - کریم خان زند  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  واژه ی سیادن - سیادنیج  کتیبه ی پئوتین گرایا  جشن انگور  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  ادوارد گروس  وبستر  بازی های بومی  بازی های ملی  زبان تاتی  ریشه ی واژه ی تات  پراگندکی تات درجهان  پراكندگی تات در ایران  TAT  sinzam  سینزم  سیزده به در  بازی های نوروزی  نقد کتاب آوای تات  نقد کتاب تاریخ و فرهنگ تات  عمارت بانک ملی تاکستان  عمارت بانک ملی  بانک ملی  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  آداب و رسوم  شب یلدا  داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  زبان تاکستان  موقعیت تاکستان  تپه های تاکستان  امام زاده حنفیه  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  الموت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پا زیریک قدیمی ترین فرش جهان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 5 اردیبهشت 1393-11:41 ق.ظ

فرش پازیریک:

براساس گفته ی کارشناسان و پژوهشگران ،فرش پازیریک یکی از قدیمی ترین فرش های جهان است .
در طراحی و بافت این فرش ، نقش های هندسی،نقش های گل و گیاه،تصویر حیوانات افسانه ای و خیالی ،تصویر شکار و شکار چی و انسان های سوار بر اسب و پیاده ،بکار رفته است.
این فرش در جریان یک حفاری در کشور روسیه از درون یک گور قدیمی به دست آمده است.
گفتنی است که پژوهشگران بر اساس نشانه ها و شواهد موجود بر این باورند که فرش پازیریک در دوره ی هخامنشیان  و به دست توانمند هنرمندان ایران باستان بافته شده است.



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  جهان  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  سایكل توریست جلد کتاب  اکبر رحمانی گردشگر  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  موسیقی تاتی  برداشت انگور  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  جعفر نقال مستند دانلود  موسیقی  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  نقاش احسان طاهری  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  موسیقی تاتی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

استان خراسان جنوبی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 20 فروردین 1393-08:56 ب.ظ

خراسان جنوبی

این استان در قدیم قهستان نام داشته. قهستان به معنی كوهستان می باشد. كتیبه (كا چنگال خوسف) تایید می كند كه این ولایت در زمان اشكانیان دارای استقلال اداری بوده است این سرزمین بدلیل هوای گرم از دیرباز سبب جلب اعراب شده و مكان امنی برای آنها بوده است مدتی اسماعیلیه بر این سرزمین حكومت داشته اند در زمان صفویه امرای عرب تبار خریمه و شیبانی بیرجند را بعنوان مركز قدرت خود انتخاب كردند نادرشاه نیز چندین خانواده از اعراب خوزستان را به این منطقه كوچاند از آثار باستانی این دیار می توان از كارونسراها- قلعه ها- آب انبارها- بندها و سدهای قدیمی- ارگ بیرجند- مساجد و حسینیه های قدیمی و نیز سنگ نگاره لاخ مزار نام برد. بعلت شرایط نامساعد طبیعی(كمی باران و گرما) كشاورزی بسیار ضعیف می باشد عمده محصول زراعی گندم- جو- زعفران- چغندر- پنبه- حبوبات- میوه و پسته می باشد. صنایع آن كارخانه قند- سیمان- موادغذایی-  صابون سازی- آجر سفال- لاستیك اتومبیل- لوازم خانگی و  ... از معادن آن مس- گرانیت- پنبه نسوز و طلا را می توان نام برد.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هتل 4 ستاره ی بغدادی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 14 فروردین 1393-09:44 ق.ظ

هتل 4  ستاره ی بغدادی baghdadi Grand Hotel:
هتل رستوران بغدادی با ظرفیت 200 تن درسرتاسر روزهای سال آماده ی ارایه خدمات و سرویس دهی به میهمانان گرانقدر ایران زمین می باشد و خوراک های اصیل وخوشمزه ایرانی سرو می نماید.
هتل بغدادی دارای دو تالاربزرگ به ظرفیت 600 تن آماده ی پذیرایی از میهمانی های بزرگ چون جشن عروسی ،مراسم عقد و ....است .
بخش اقامتی هتل دارای 62 اتاق، 10 سوئیت رویال،دو رستوران ایرانی و فرانسوی،کافی شاپ،کافی نت،سالن کنفرانس،لابی بزرگ و رستوران سنتی،استخر،سونا،جکوزی،زمین تنیس و....است.


هتل بغدادی بزرگترین و مدرن ترین هتل رستوران شهرستان تاکستان است.



نوع مطلب : شعبان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  چهارشنبه سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  یلدا  داستان های تات  داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  زبان تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه باستانی  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  پیر  بقعه پیر  حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  دانلود مستند موسیقی تاتی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  جهان  استان اذربایجان غربی  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ترانه های ملی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 28 اسفند 1392-07:24 ب.ظ

ترانه های ملی:
ترانه های ملی از جلوه های ذوقی و آفرینش های ادبی  قوم های ایرانی است .این ترانه ها زاییده اندیشه و ذوق هزاران انسانی است که دراین آب و خاک فراز و نشیب های تاریخی را در طی قرن های متمادی دیده وشنیده اند و غم ها و شادی های آنها در جلوه هایی خیال انگیز و گاه بی مانند هنری باز تاب یافته است.
 در ایران زمین ، بررسی و تحقیق پیرامون ترانه های ملی سابقه ی چندانی ندارد و بیش از یک قرن نیست.این ترانه ها در تذکره ها و دیوان ها جایی نداشته و ذهن تاریخی نسل ها و سینه های مردم گنجینه  ی ضبط و نگهداری و انتقال آنها بوده است.
سروده های آهنگین که در حوزه فولکلور وارد شده  ، جزو ترانه های ملی است.استاد بهار این شعر را شعر ملی کهن  و صادق هدایت نویسنده و مترجم و داستان نویس زبر دست و صاحب شاهکار بوف کور آنرا اوسانه نام نهاده است.
از تجربه بزرگان معاصر در شعر فولکلوریک،برای نخستین بار می توان استاد بهارنام برد که شعر بزک نمیر بهار میاد را سرود.پش از وی استاد احمد شاملو  منظومه ی پریا و قصه ی دخترای ننه دریا را سرود که از شاهکار های اوست.در شهرستان تاکستان نیز می توان به اشعار فولکلوریک علی پدرام بانام آوای تات ،  شَادروان محمد حسین طاهری و منظومه آهای وارون و ....اشاره کرد.



نوع مطلب : تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  جهان  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  سایكل توریست جلد کتاب  اکبر رحمانی گردشگر  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  موسیقی تاتی  برداشت انگور  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  جعفر نقال مستند دانلود  موسیقی  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نویسنده قاسم طاهری  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  دانلود مستند موسیقی تاتی  پیر  بقعه پیر  بقعه پیر  حنفیه تاکستان  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه باستانی  میرزا عباد اله شقاقی  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا گردونه مهر  گردونه مهر  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  سواستیکا  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  زبان تاکستان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انگور درختی دارویی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 26 اسفند 1392-12:34 ب.ظ

انگور درختی دارویی : انگور درختی است که  نه تنها تمامی قسمت های آن قابل استفاده است ،بلکه همه ی قسمت های آن استفاده ای دارویی دارد . خوب است بدانید که :
1-برگ مو :دارای ساکاروز  ،لوولز levulose ،اینوزیت  Inosote ،مواد نشاسته ای و تعدادی از اسید های آلی است .
2-دم خوشه انگور : دارای تانن 
، مواد رزینی ، تارتارات ،  پتاسیم  و  اسید های آلی است .
3-غوره :میوه سبز رنگ و نارس انگور است که مزه ای ترش دارد. غوره دارای اسیدهای آلی مانند اسید مالیک
، اسید فرمیک ، اسید سوکسینیک  Succinique Acid، اسید اگزالیک   Agzalic Acid، اسید گلوکولیک Glucolique Acid  و قند می باشد .
4-انگور رسیده و شیرین دارای ترکیبات زیر است :  آب  75 گرم   -  پروتئین 3/1گرم     -  مواد قندی 20 گرم   
گلسیم 12 میلی گرم    -   فسفر 4/. میلی گرم   -   آهن 4/. میلی گرم    -    سدیم 3میلی گرم   -  پتاسیم 175میلی گرم    -      ویتامین آ    100گرم  -           ویتامین ب1   5./.میلی گرم   -              ویتامین ب2   3 ./.میلی گرم  -  ویتامین ب3    3/. میلی گرم -----ویتامین ث  4میلی گرم
5- پوست انگور : دارای تانن ، تارتارات
، پتاسیم  ، اسید های آزاد و مواد معدنی می باشد .
6- هسته ی انگور :در هسته ی انگور مقداری روغن و تانن وجود دارد .روغن هسته انگور Grape LSeed Oil به رنگ زرد مایل به سبز است .این روغن بدون بو و دارای مزه ای خوشایند میباشد .روغن هسته دارای تری گلیسیرید ،اسید اولئیک ،اسید پالمتیک ،اسید لینولئیک ،اسید استئار و اسید آراشیک می باشد .

براساس پروژه تحقیقاتی اساتید و دانشجویان دانشگاه پیام نور گرمسار


نوع مطلب : تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  جهان  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  سایكل توریست جلد کتاب  اکبر رحمانی گردشگر  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  موسیقی تاتی  برداشت انگور  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  دانلود مستند جعفر نقال  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  نقاش احسان طاهری  بهروز طاهری بیوگرافی  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  احسان طاهرخانی نوازنده  قاسم طاهری نویسنده  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  بقعه پیر  حنفیه  حنفیه  امام زاده حنفیه  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  چلیپا  تپه های تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  صلیب شکسته  تاکستان قدیم  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  چهار شنبه  آداب و رسوم  آداب و رسوم  یلدا  پهلوان بابا اولادی  سوری  سوری  چهارشنبه بزرگ  چهارشنبه خاتون 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انگور - کریم خان زند

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 26 اسفند 1392-12:01 ب.ظ

انواع انگور در دوره ی کریم خان زند :
نامی ترین انگور های ایران زمین در دوره زندیه عبارت است از :
شاهانی ( Shahani ) ، یاقوتی ( Yaghoti )  ، بیدانه قرمز ( Bidane ghermez )  ، شصت عروس سیاه و سرخابی  ، (  SHaste arose Siya wa Sorkhabi ) ، خلیلی (  xalili )  ، بیدانه سفید ( Bidane Sefid ) ، فخری  ( Faxri )  ، ریش بابا  ( Rish Baba   ) ، عسکری  ( Asgari  ) ، الغی سیاه و سفید ( Ologi Siya wa Sefid )  ، شیرازی ( Shirazi  )  ، رازقی  (  Razegi   ) ، نباتی ( Nabati  ) ، مثقالی  ( Mesgali  ) ، مادربچه ( Madar Bache )  و......
                                                                                                                                                           برای آگاهی بیشتر به کتاب  رستم التواریخ  مراجعه کنید


نوع مطلب : تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  جهان  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  سایكل توریست جلد کتاب  اکبر رحمانی گردشگر  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  موسیقی تاتی  برداشت انگور  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  جعفر نقال مستند دانلود  موسیقی  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نویسنده قاسم طاهری  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  دانلود مستند موسیقی تاتی  پیر  بقعه پیر  بقعه پیر  حنفیه تاکستان  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه باستانی  میرزا عباد اله شقاقی  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا گردونه مهر  گردونه مهر  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  سواستیکا  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  زبان تاکستان  یلدا  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  چهار شنبه  شب یلدا  شعبان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  چهارشنبه سوری 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2