تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - مطالب TAT
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

برمکیان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 24 تیر 1394-07:30 ق.ظ


برمکیان،خانواده ی  گرانقدر  ایرانی  بودند که در آغازعصر عباسی متصدی کارهای مهم دولت شده و به درجه و منصب های عالی از امارت و وزارت راه یافته اند.

نسبت این خانواده به برمک نام است که گویند در بلخ می زیسته و ریاست بتکده ی نوبهار و حکومت بلخ را داشته و در پایان  امویان به اسلام گرویده است .

  برخی گفته اند که برمک لقب کلیه رییسان بتکده ی  نوبهار بوده و آخرین برمک که خاندان برمکیان بدو منسوب است نامش جعفر بوده است .

مشاهیر این خانواده :

1- خالدبن برمک 163 یا 166 هَ .ق

2-  یحیی بن خالد درگذشته 190

و دو پسر یحیی :

3- فضل  زادروز 147 درگذشته 193

4- جعفر زایش 149 درگذشته 187

 هستند که همگی به گذشت ،بخشش، دانش ، ادب و ویژگی های نیک گفتاری و رفتاری شهره ونامور بوده اند.

خالد از فرماندهان سپاه ابومسلم خراسانی بود که پس از زوال  بنی امیه، بخدمت ابوالعباس سفاح پیوست و سمت وزارت یافت .

یحیی پسر خالد ، مربی و حامی هارون الرشید بود.

در زمان هارون قدرت و نفوذی زیادی داشت. برقراری و بزرگی دولت عباسی در آغاز امر نتیجه ی حسن تدبیر و لطف سیاست وی و دو پسرش فضل و جعفر بوده است .

هارون الرشید بر شوکت و عظمت این خانواده رشک برد و در سال 187 به شرحی که مشهور است آن خانواده ی نبیل را قلع و قمع کرد.

  ابوالفرج ، عبدالرحمن بن علی بن جوزی  ، درگذشته 597 ق . در شرح حال این خاندان ، تاریخی مستقل  به نام اخبارالبرامکه تدوین نموده است.



بَرمَکیان یا فرزندان برمک از واژه سانسکریت پاراماکا प्रमुख،  است که در واژه ی تازی به صورت برمک درآمده است.

برمکیان از خاندان‌های ایرانی بودند که در دستگاه خلافت عباسی به قدرت فراوان رسیدند. برخی دیگرتبار ایشان  را به گردانندگان بودایی معبدنوبهار دربلخ می‌رسانند.

نام آورترین این خاندان خالد و فرزندش یحیی بودند که در سده هشتم میلادی در شهر بغداد اعتبار بسیار یافته بودند. ترجمه بخش بسیار مهمی از آثار ایرانی و حتی یونانی به عربی  مرهون کوشش‌های برمکیان بود.

پدر خالد برمکی که برمک نام داشته، پزشکی زبردست بوده و فرزند بیمار عبدالملک پسرمروان، خلیفه اموی را درمان نموده بود.

پایه گذاری قدرت برمکیان به دست خالدصورت پذیرفت. وی که در سال‌های قیام خراسانیان علیه امویان، با عنوان فرماندهی در ارتش ابو مسلم خدمت می‌کرد پس از پیروزی، به تشکیلات عباسیان وارد شد و به سرعت نمو یافت و پس از مدتی، وزارت و تصدی دیوان خراج سفاح را برعهده گرفت و البته طرف مشورت منصورعباسی در بنا نهادن شهر بغداد هم بود.

اوج اقتدار خاندان برمک با انتخاب یحیی پسر خالد به کتابت و وزارت هارون در سال ۱۶۲ آغاز شد. در سال ۱۶۹ و به هنگامی که مهدی عباسی، هارون را به فرمانروایی تمامی سرزمین‌های غربی قلمرو خویش برگزید، تمام امور این منطقه در دستان یحیی قرار گرفت.

البته این یحیی بود که از استعفای هارون از جانشینی خلیفه به سود فرزند هادی، خلیفه عباسی، جلوگیری کرد و تا انجا بر این امر پای فشرد که در سال ۱۷۰ هارون را بر تخت خلافت نشاند.

یکی از دلایل کشتار برمیکیان رشک و حسد خلیفه،جانشینان وی و کسان فروتر از آنها بوده‌است.

خلیفه که از قدرت برمیکان هراسناک شده بود، تحت تاثیر بدگویی‌های اطرافیان قرار گرفته و دستور به کشتار برمکیان می‌دهد.

تمام مشاغل مهم دولتی در دست اطرافیان یحیی بود و همیشه بیست وپنج نفر از برمکیان مهمترین مشاغل لشکری و کشوری را بعهده داشتند.

شاهان دیگر کشورها برای آنها هدایایی می‌فرستادند و احترامی که برای آنها قایل بودند برای خلیفه معمول نمی‌داشتند و این موجب تحقیر هارون می‌گردید.

اقتدار برمکیان در واقع نمایش قدرت و نفوذ عنصر ایرانی در دستگاه عباسی بود . این چیزی نبود که اعراب و شخص خلیفه آن را بر تابند.

اشراف عرب و شخص خلیفه که از واگذاردن تمام قدرت به برمکیان پشیمان گشته بود ازآنان بیمناک و برای مقابله با این نفوذ، دست به کار شدند و در صدد محو آنان بر امدند.

  یعقوبی از تدارک چهارساله هارون برای انجام کودتایش علیه خاندان برمکی سخن می‌گوید.

از اشراف عرب نیز فضل بن ربیع و اسماعیل بن صبیح ، در این توطئه نقش اصلی را ایفا نمودند و با بدگویی‌های مداوم و دسیسه چینی‌های مکرر بر ضد برمکیان، زمینه‌های روانی لازم را برای سرنگونی آنان فراهم ساختند.

بنا به روایتی فضل بن ربیع افرادی از خدمتکاران درون منزل جعفر برمکی را به عنوان جاسوس به خدمت خود در آورده بود و از طریق انان به گرداوری خبر از کار برمکیان می‌پرداخت.

در کنار علت اصلی که همان درگیری دیرینه دو عنصر ایرانی و عرب بود،

دو اتهام بزرگ برای نابودی برمکیان به انان نسبت داده شد.

نخست پیوند انان با زندیقان و دوستیشان با ملحدان

و دیگری گرایش انان به سوی علویان،

  البته آزاد سازی یحیی بن عبدالله علوی که شورش او در طبرستان مدتها خواب را از چشمان هارون ربوده بود به دست جعفر بن یحیی برمکی، بهانه و دستاویز لازم را برای هارون فراهم ساخت تا از فرصت سود جسته و بهره کافی برد .

 بدین ترتیب بود که در سال ۱۸۷ با برگرفتن سر جعفر، تصفیه برمکیان اغاز شد و برای همیشه آنان از مدیریت اداری ، نظامی ، سیاسی خلافت عباسی بر کنار زده شدند.

مسعودی در کتاب  مروج الذهب  ماجرای قتل جعفر را چنین بیان می‌کند:

خلیفه پس از آنکه روز را در عیش و عشرت به پایان رسانید. خواجه خود یاسر را احضار و به او گفت حالا می روی نزد جعفر و در هر وضعیتی که باشد سر او را می بری و برای من می‌آوری.

یاسر که فوق العاده متعجب شده بود، از انجام ماموریت طفره رفت ولی در برابر دستور موکد هارون برای انجام ماموریت رفت و جعفر را دید که بزمی آراسته، وی را خواند و دستور خلیفه را اعلام کرد.

جعفر گفت خلیفه شوخی کرده‌است ولی یاسر قبول نکرد. گفت شاید مست بوده، یاسر باز هم قبول نکرد.

جعفر به یاسر گفت به پاس محبت هائی که بتو کرده‌ام بازگرد و به خلیفه بگو امرش را اجرا کردی اگر متاثر شد جان مرا خریده‌ای و اگر تاثری نیافت فردا امرش را اجرا کن.

یاسر گفت این کاری غیرممکن است !

جعفر گفت من بهمراه تو میآیم و می‌ایستم که جواب خلیفه را بشنوم.  یاسر پذیرفته و بر آن شیوه عمل کرد.

هارون برآشفت و بوی گفت سربریده جعفر را بیاور.  چون سر جعفر را پیش خلیفه نهادند.    خطاب به سر جعفر گلایه‌های بسیار کرد .

سپس دستور داد سر یاسر را نیز بزنند ! زیرا نمی‌تواند سر قاتل جعفر را ببیند.

همان شب هارون تمامی خدمتکاران جعفر را نیز کشت و صبح به نماز رفت !؟

هارون دستور داد، خانه‌های برمکیان ، یاران و بستگان آنها محاصره کنند. هیچ کس موفق به فرار نشد و اموال برمکیان توقیف شد.

 
خلفای عباسی  ،موالی، ایرانیان را از نزدیكان خود به حساب آوردند و جایگاه بزرگی در حكومت به آنان واگذار كردند.
 به این ترتیب وزیران و والیان را از بین آنان برگزیدند كه در نتیجه آن ایرانیان به اندیشه بلند پروازی افتادند تا شاید دوباره دوران كسری را زنده كنند.


هم زمان با اعتلای تدریجی خاندان برمك، مقام وزارت در دستگاه خلافت نیز اهمیت ویژه ‏ای پیدا كرد . زیرا قسمتی از قدرت اجرایی  بزرگ فرماندار عصر ساسانی را شامل می شد.
خالد بن برمك، بعد از واقعه كشته شدن ابوسلمه خلال ، مدت ها متولی دیوان جند و دیوان خراج خلیفه بود و همچنین در ولایات ایران به عنوان حاكم خلیفه اشتغال به كار داشت، کمکم به آنچه كه شغل وزارت خوانده می ‏شد، اعتباری خاص بخشید.
با آن كه در  روایت های مربوط به عهد هارون اجداد آنها  گبر  خوانده شده ‏اند و حتی معبد نوبهار بلخ كه اجداد برمك با نام عمومی برمك، برگرفته  از ریشه سنسكریت به معنی مهتر و رئیس یا  پرنگ  از ریشه زبان پهلوی  متولی آن بوده ‏اند، و به قولی معبد بودایی
شمار می‏ رفته است، هیكل مجوس و معبد زرتشت پنداشته ‏اند.

گفته شده كه جد یا پدر خالد، ظاهراً از آیین بودایی به اسلام گرویده است كه به احتمال قوی اعتراضی كه نیزک ترخان درگذشته
در 92 ق ، 710 م. به سبب ترك آیین اجداد بر جد خالد كرده،به احتمال زیاد همین ترك آیین بودایی بوده است كه در آن زمان در بین طوایف ترك، هیاطله طخارستان و سغد نیز رایج بوده است !؟

این كه بعضی از شاعران هجاگوی،برمکیان را به مجوس بودن منسوب كرده‏ اند، و همچنین رأی خالد در باب منع خلیفه از تخریب ایوان كسری که در نیز حمایت از مجوسیت تلقی شده ، از آن روست كه خالد و اجدادش به سبب انتساب به بلخ، ایرانی به حساب می ‏آمدند و به خاطر همین اصل ایرانی بودن، اعراب بغداد تمام اجداد  برمك  را گبر خوانده‏ اند.
به هر حال با آن كه احوال گذشته اجداد خالد نامعلوم است و  اخباری هم كه درباره پدر و جدش نقل شده خالی از تناقض و مبالغه به نظر نمی‏ آید، چنین فهمیده  می‏ شود كه خالد و برادرانش،سلیمان
و حسن، مسلمان بوده اند .
خالد خود از سرداران ابومسلم به حساب می‏ آمد و  در راه پیشرفت عباسیان جان فشانی های فراوانی كرده بود، توسط دو خلیفه عباسی سفاح و منصور، به وزارت برگزیده و مصدر كارهای مهم شد.
 فرزند خالد، یحیی، كه مردی اندیشمند و با تجربه بود، در دستگاه مهدی اعتبار زیادی پیدا كرد كه در لشكركشی هارون به بیزانس نیز شركت كرد.
 او همچنان بعد از مهدی، در فراهم آوردن خلافت هارون، نقش قابل ملاحظه ‏ای ایفا كرد.

هارون نیز وزارت خویش را كه یحیی به مدت هفده سال 170 - 187 ق. ، 786 - 803 م.  با قدرت و كفایت تمام در دست داشت، بدو تفویض نمود. پسرانش؛ جعفر و فضل نیز از همان اوایل كار در تصدی امر وزارت و امور مربوط به دیوان جند و خراج با او كمك می‏ كردند، مشاغل عمده دیگری نیز به فضل و جعفر واگذار می ‏شد كه این امر نشان از اعتماد فوق العاده خلیفه، نسبت به آن ها بود.


 در پایان یك سفر حج كه خلیفه به بغداد بازگشت، به طور غیر مترقبه ‏ای به این قدرت عاری از خلل پایان داد كه به این ترتیب سقوط برامكه همچون اعتلاءشان حیرت برانگیز شد.
هارون اندكی بعد از مراجعت از حج، حكم به قتل جعفر داد و بلافاصله بعد از آن فضل و برادرانش را هم توقیف كرد.
یحیی را نیز بازداشت نمود و اموالشان را مصادره كرد كه در نهایت، تمام برامكه جز محمد
برادر یحیی به شدت و خشونت تمام سركوب شدند.
این عقوبت سخت و سقوط ناگهانی به قدری سریع و بی مقدمه اتفاق افتاد كه فهم اسرار و شناخت اسباب آن برای تاریخ هنوز به صورت معمایی باقی مانده است.

 پیدا است كه برای چنین واقعه‏ ای نباید از یك عامل واحد سخن گفت:
- ثروت فوق العاده برمكیان،
- توجه و تكریم قابل ملاحظه عام در حق آنان
- علاقه ‏ی برمكیان در جلب عناصر شعوبی
-شوق برمكیان در نشر برخی آثار ایرانی،مانند كتاب كلیله و دمنه

 از جمله عواملی بودند كه در سرنگونی این طایفه نقش به سزایی داشتند.

 افزون بر این
- سیاست بالنسبه ملایم آنان در معامله با علویان
 
-  تحریك و سعایت مخالفانی همچون فضل بن ربیع در حق برمكیان، در ایجاد ناخرسندی خلیفه و در تحریك رشك و حرصش بر دارایی های برمكیان بی اثر نبوده است.


در هر حال، سقوط برمكیان، مانع از ادامه و استمرار نفوذ فرهنگ ایرانی در حكومت عباسی نشد و همین نفوذ تدریجی كه از عهد ابومسلم با دولت عباسیان پیوند یافته بود، عنصر مؤثر و زنده‏ایی به شمار می‏ آمد كه ایران پس از اسلام را برای بازگشت به تعادلی كه نهضت هایی همچون بابك و مازیار هم كه نتوانستند به اعاده آن كمك كنند، آماده سازد.


نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  کتیبه ی پئوتین گرایا  جشن انگور  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  فروبل  وبستر  بازی های بومی  بازی های ملی  زبان تاتی  ریشه ی واژه ی تات  پراگندکی تات درجهان  پراكندگی تات در ایران  TAT  sinzam  سینزم  سیزده به در  نقد  نقد کتاب آوای تات  نقد کتاب تاریخ و فرهنگ تات  زوز  مراسم  مراسم شب عید  مراسم روز عید  قاره کوچک  قاره  تحویل سال  سال  تحویل  زیاران  شهرستان  رودبار   رودبار شهرستان  نوروز در فرهنگ تات  علی میر دریک وندی  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  جشن انگور  انگور  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  انگور - کریم خان زند  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  بازی های محلی  بازی های محلی  بازی های محلی  شب  روستای زیاران  روستای زیاران 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گزارشی از تاریخ ایران - همدان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 1 خرداد 1394-04:39 ب.ظ


- اَمَدانه یا آمادی نخستین نام این شهر است که در کتیبه‌های آشوری پیلسر آمده‌است.

-  هگ  مک  تانا  ،هگمتانه یا هنگمتانه که به معنی محل تجمع می‌باشد. واژه ی  هنگ  به معنی جا -  متا به معنی تجمع. 

- به زبان یونانی  اکباتان  و  در زبان پارسی  هگمتانه است.

- اپیفانیا در زمان سلوکیان و به افتخار آنتیوخوس اپیفانس چهارم، این شهر اپیفالیا نامیده‌شد.


  - اخمثا  نام  این شهر  در کتاب تورات  اخمثا نوشته‌شده‌است.

اخمثا، یعنی  شهر دوستی و مکان دوستی ، زیرا شاهان ایران در تابستان ،دوستان خود را به این شهر دعوت

 می‌کردند.


- آکسایا  برخی از مورخان بر این باورند که نام این شهر پیش از مادها آکسایا بوده است.

این واژه در فرهنگ آشوریبه صورت  کار-کاسی  یعنی شهر  کاسیان ،کاسی ها آمده  است.

 این شهر در پی تشکیل اولین نهادهای اداری-سیاسی در کشور، و به سبب ضرورت وجود سکونت‌گاهی جهت استقرار نهادهای مذکور و کارگزاران آن، توسط دیااکو بنیانگذار شاهنشاهی ماد، نخستین داوری(قاضی) کهبه پادشاهی رسید، ساخته شد.
  با آنکه مشهور است اکباتان یا هگمتانه در محل همدان کنونی بوده‌است،برخی معتقدند که همدان کنونی، اکباتانی که هرودوت
مورخ یونانی ،گفته‌است، نیست. بلکه شهر همدان همان اَمَدانه یا آمادی است که نام آن در کتیبه تیگلت پیلسر یکم آمده‌است. تاریخ احداث آن به بیش از (۱۱۰۰ سال پیش از میلاد) برمی‌گردد.

پولیبیوس مورخ یونانی ( ۲۰۴-۱۳۲ پیش از میلاد) بدون اینکه خود شهر هگمتانه را دیده‌باشد، می‌نویسد:

در دامنه کوه الوند شهر هگمتانه با قلعه و ارک مستحکم و عجیب و حیرت‌آور قرار گرفته، قصر شاهی درون آخرین قلعه آن استوار گردیده‌است. چوب‌هایی که در کاخ به مصرف رسیده پوشیده از زر و سیم و درها و ستون‌ها و رواق‌ها با هزاران گونه کنده‌کاری‌ها و نقش و نگارها آراسته شده، یک تیر عاری از زیور و یک دیوار بی‌پیرایه در آن کاخ یافت نمی‌شود. حتی کاشی‌هایی که زینت بخش ازاره‌ها و دیوارهای درونی قصر است با پوششی از آب و نقره سیم‌اندود گشته‌است.

مادها  قصری به نام قصر هفت حصار  در آن ساختند، همچون قصر عجایب هفتگانه بابل. پادشاهان آن دیااکو ،فرورتیش، هووخشتره و اژی دهاک . این اوج شکوه هگمتانه بود که به پرجمعیت‌ترین و پررونق‌ترین شهر دنیای زمان خود تبدیل شده‌بود.

بخت النصر  پادشاه بابل و سازندهباغ های معلق بابل، با حمله به همدان سبب ویرانی شهر و همچنین قصر هفت‌حصار شد. بعدها داریوش بزرگ هخامنشی شهر را مرمت کرد.

 همدان در دوره ی هخامنشیان  پایتخت تابستانی و ضرابخانه هخامنشیان بوده است

  در سال ۳۳۰ قبل از میلاد شهر همدان به دست اسکند مقدونی  ویران و به دلیل موقعیت استراتژیک آن، تبدیل به مقر نظامی او گردید. در اوخر دوره سلوکی شهر همدان محل تلاقی و برخورد متعدد آنان با اشکانیان بود. با حمله  اینکشورگشای مقدونی آخرین بازمانده دولت پارس ، داریوش سوم، از مقابل اسکندر گریخت . اسکندر به شوش و تخت جمشید دست یافت.

در بازگشت در همدان پیروزی خود را جشن گرفت. کشتاری وحشیانه و بی‌رحمانه به‌وسیله یونانیان در همدان بوجود آمد.

 همدان در دوره اشکانیان پایتخت تابستانی بود.

این شهر در دوره ساسانیان نیز پایتخت تابستانی شاهان و درباریان بود.


 پس از جنگ نهاوند (۲۳ق /۶۴۴ م)حکمران ایرانی شهر همدان با تازیان صلح کرد، ولی این صلح دوامی نیافت !

جنگی درگرفت و شهر به قهر گشوده شد و بعضی از تازیان در آنجا ساکن شدند و از جمله آنان (بنوسلمه) ریاست شهر را یافت.

همدان را در سده ی چهارم شهری بازسازی شده وصف کرده‌اند که چهار دروازه با حصارها و سه بازار و خیابان‌های وسیع داشته و مسجد جامع بر شالوده یک بنای قدیمی (آتشکده) ساخته شده بود.

-  لشکرکشی مردآویز ( مردآویج) زیاری به همدان به بهانه انتقام کشته شدن خواهرزاده‌اش به دست مردم همدان،در برخی از نوشته ها آمده است.و اینکه قتل عام دو روزه‌ای  در آن شهر به راه انداخت، وگفته های غلو آمیز و متناقض دیگر،که تنها برای تخریب چهره وشخصیت این دلاور ایرانی ساخته وپرداخته شده است !
  مردآویز خواهرزاده خود ابوالکرادیس !  به تصرف همدان
گسیل داشت. حکومت همدان از طرف خلیفه به ابو عبداله محمدبن خلف واگذار شده بود و او عده‌ای از لشکریان خلیفه را در اختیار داشت. در نبردی که میان این دو نیرو درگرفت مردم همدان به سبب ناخرسندی از سپاه گیل و دیلم به یاری عامل خلیفه شتافتند !

در نتیجه سپاه مرداویج شکست خورد و خواهرزاده او همراه چهارهزار تن دیگر به قتل رسیدند. پس از کشته شدن ابوالکرادیس بازماندهٔ سپاه نزد مرداویج بازگشتند. مردآویج در سال ۳۱۹ هجری برای انتقام از مردم ری با سپاهی عازم همدان شد !؟  و آن‌جا را به تصرف درآورد و گروه بی‌شماری را به سبب کمک به نماینده خلیفه کشت.

بنابه روایت مسعودی ، در نخستین روز نبرد در حدود چهل هزار مرد کشته شدند. کشتار سه روز به درازا کشید و شهر نیز تاراج گشت. مرداویج پس از گشوده شدن شهر، خون مردم را مباح کرد و به زنان‌شان دست یازید و هر که را در شهر بود نابود کرد.

پس از این کشتار سپاه مردآویج دست از قتل‌وعام مردم برداشت و اجازه داد تا بزرگان و محترمین شهر نزد مردآویج بروند به امید آنکه میانجیگری کنند و از کشتار بیشتر جلوگیری نمایند.

بدین ترتیب مردم در مصلای شهر حاضر شدند در پی این نیرنگ مردآویج به سربازانش دستور داد تا همه را از دم تیغ بگذرانند. فریاد این بیداد به بغداد رسید ومقتدر، خلیفه عباسی در سال ۳۱۹ هجری/۹۳۱ میلادی سپاهی به فرماندهی هارون بن غریب به جنگ مرداویج فرستاد، ولی این سپاهیان در محلی میان قزوین و همدان،درغرب تاکستان امروزو شرق گردنه ی آوج شکست خوردند.

پس از آن فاجعه در سال (۳۴۵ ق/ ۹۵۶ م) شهر بر اثر زلزله خسارت دید و بعد از آن تا سال (۳۵۱ ق /۹۶۲م) کشمکش‌های مذهبی جان بسیاری از مردم را گرفت.

  - از میانه های قرن سوم ریاست شهر به عهده سادات حسنی افتادکه اندکی پیشتربه این شهر کوچیده بودند.این خانواده های عرب به علویان مشهور شدند.  سپس علاء‌الدوله‌های همدان حدود چهار قرن این مقام(ریاست شهر) را بطور موروثی داشتند.

بیشتر تاریخ‌نگاران اتفاق نظر  دارند که ابوالقاسم بطحایی علوی سر دودمان علویان همدان است. او به همراه گروهی از علویان از تبرستان به همدان مهاجرت کردند و برای علویان همدان شالوده‌ای محکم ریختند.

محمد بطحایی پس از مهاجرت محیط را در همدان مناسب یافت و به سرعت قدرت و مکنتی برای علویان همدان فراهم نمود و به جبران خساراتی که علویان در حاشیه دریای مازندران ازسامانیان (۲۶۱۳۸۹) وآل زیار(۳۱۶۲۳۴) دیده بودند، پرداخت.

علویان طبرستان پس از ۶۴ سال قدرتمندی در ناحیه طبرستان عاقبت‌ تار و مار شده و در گوشه و کنار فلات ایران پراکنده گردیدند. اما در همدان اقبال با آنان یار گردید.

آل بویه از نیمه‌های قرن چهارم هجری تا دهه ی آغازین قرن پنجم همدان در دست آل بویه قرار داشت. این شهر در آن زمان نیز اهمیت خودش را حفظ کرده‌بود به طوری که برخی از افراد سلسله ی آل بویه مقر و پایتخت خویش را در همدان قرار داده بودند.

بوعلی سینا در این زمان در همدان مستقر شد و وزارت شمس الدوله دیلمی را پذیرفتبدیع الزمان همدانی نیز در سال ۳۵۸ هجری قمری در زمان آل بویه در همدان متولد شد.

سپس خاندان کاکویه آن را تصرف کردند و ترکمانان  غز آنجا را در سال ۴۲۰ قمری تاراج نمودند.



ادامه مطلب

نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  انگور - کریم خان زند  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  واژه ی سیادن - سیادنیج  کتیبه ی پئوتین گرایا  جشن انگور  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  ادوارد گروس  وبستر  بازی های بومی  بازی های ملی  زبان تاتی  ریشه ی واژه ی تات  پراگندکی تات درجهان  پراكندگی تات در ایران  TAT  sinzam  سینزم  سیزده به در  بازی های نوروزی  نقد کتاب آوای تات  نقد کتاب تاریخ و فرهنگ تات  عمارت بانک ملی تاکستان  عمارت بانک ملی  بانک ملی  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  آداب و رسوم  شب یلدا  داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  زبان تاکستان  موقعیت تاکستان  تپه های تاکستان  امام زاده حنفیه  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  الموت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ترانه های تاتی - تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394-04:53 ب.ظ

تاتی یک زبان است، زیرا کسی که اهل زبان نیست، برای گویش بدان، چاره ای جز آموزش ندارد. سخن بر سر ادبیات شفاهی تات است و نقد و بررسی آن .

جنبه های ادبی، زبانی، فکری، زیباشناسی و ... همان ادبیاتی که همه تات با آن آشنایی دیرینه دارند و آن را مونس تنهایی خود می دانند و با هم می خوانند :

اَزمون تَ دَس خاکایمون *

جالیز ون (کالیکون)، پستکایمون (پوستکایمون) *

سرمون بِزَند سَنگِ سر*

اِی کِمچیه خِمن بُومه *

خِمنون آدا چا *

چا چوما را وُویاش آدا *

وُویامون آدا دِرختِ *

درخت چوما را ولگش آدا *

ولگمون آدا بِزه *

بزه چوما را شیرش آدا *

شیرمون آدا قری ننه *

قری ننه چوما را گیردِیاش دِبست *

گیردیامون آدا مِلّا،

مِلّا چوما را دوویاش بیه و ...


من و تو، یار صمیمی و به هم وابسته ایم،

چون وابستگی پوست میوه (نوعی میوه از دسته خربزه) با خود میوه که تنها کارد یا چاقو ما را از هم جدا می کند،

سر خود را بر سنگی زدیم

و خون از سر ما بر روی سنگ ریخت،

آن خون را به چاه دادیم

 چاه به ما آب داد

و آب را به درخت دادیم

و درخت به ما برگ داد،

برگ را به بُز دادیم

و بز به ما شیر داد

و شیر را به پیرزن خانه (مادربزرگ) دادیم

و او برای ما نان پخت

و این نان را به ملای محل دادیم

و او برای ما دعا کرد و ...

در ادیبات شفاهی تات ترانه هایی به یک وزن و آهنگ داریم که بیشتر دو رکنی بوده و از نظر نوع هجا کاملا مطابق با یکدیگر نیستند و می توان گفت از وزن عروضی درست و قافیه سالم، برخوردار نیستند.

این ترانه ها قالبی چون دوبیتی دارند و از چهار مصراع تشکیل شده اند و قافیه در مصراع اول و دوم و چهارم اجباری و در مصراع سوم اختیاری است .

اما دوبیتی وزن مشخصی دارد و سه رکنی است. شامل مفاعلین مفاعیل (فعولن). البته دوبیتی یا فهلویات نیز در ابتدا از وزن عروضی درستی برخوردار نبوده و بعدها وزن منسجمی یافته اند.

مانند:

دِرَختون لاقَه لاقَه                                                             لاقاش پُرا چاقالِه


       اَی چَروا چَرا فِره                                                              چروای بِرون آغالِه

در این ترانه ها صداقت، یکدلی، سادگی اندیشه و سلاست زبان جلوه آشکار دارد.

این ترانه زبان حال عاشق است در ابراز عشق به معشوق:

جاجِیمِم باشِی لُوبون                                                         فَرِیکَه پَیَ گُوردِمُوم


        فَرِیکَه دَه وُنَیا                                                                 جا فِرِی پَیَ گُوردِمُوم

- جاجیم را بر لب بام افکنده ام و به دنبال مرغ خانگی می گردم.

جستجوی این مرغ بهانه ای بیش نیست، زیرا که من به دنبال آن پسر می گردم.

حَیاطِ بُونِ غُرغُریِ                                                           خَبَر مُورِجُورِ حُوری


       اِی تَوَقّوی اَز دِرِم                                                            دِل بوگوستیَرِم بُوری


این ترانه ها دارای احساسی ژرف است و از سر اخلاص، به اندازه ای که عاشق حاضر نیست معشوق را از خواب بیدار نماید .زیرا که لباس گرمی همراه ندارد و ممکن است دچار سرماخوردگی شود.

و نیز گاهی معشوق به کار کشاورزی و مزرعه داری مشغول است و با مرکب (قاطر و ...) گندم به خرمن می آورد، مورد ترحم عاشق است و عاشق بر قاطر نفرین می کند، زیرا کار آفتاب صورت او را سوزانده است و کار مداوم فرصت چاق کردن چپق را از او سلب نموده است:

آفِرَه کتیل گشِ                                                                  جِی رایون سَتَم کَشِ

حَرّومابِه کو قاطر                                                                مِنَرذِ چُپُق بِکَشِ

**


 قُربون بِشِم جاخاوی                                          دِلِمهِ بَرمِنا پابی 

  کمَرِیَ نِدِرِی                                                      مِتَرسِمِه ناچاقابِی                                    


  آنچه که در این ترانه ها بسیار جالب می نماید، ماهیت و جنس عاشق و معشوق است.

در این ترانه ها عاشق جنس مؤنث است و معشوق جنس مذکر، و این در ادبیات شفاهی اگر بی نظیر نباشد، کم نظیر است.

این ویژگی زبان تاتی در ادبیات شفاهی فرانسه نیز به چشم می خورد، و در آن جا نیز، جنس عاشق، مؤنث و جنس معشوق مذکر است.

در این ترانه ها عاشق به وصف معشوق می پردازد و داشته ها و زیبایی و ارزشهای او را وصف می کند، و خود را خوار و ذلیل او می داند و آرزوی آن دارد که طوق بندگی معشوق را بر گردن خویش بیاویزد.

به همین دلیل، این ترانه ها سراینده ای زن داشته اند و احساس موجود و نگاه متمرکز در این ترانه ها احساس و نگاهی زنانه و لطیف است. عاشق ابراز می کند، آرزوی وصال معشوق را دارد، اما افسوس که وصالی در کار نیست.

عدم وصال دو دلداده و عشق پاک موجود در این ترانه ها، عشق را آسمانی و شبیه به عشق عذری می کند و این نکته ای بس قابل تأمل است.

آرِ سَرَیّ گَندِم                                                                  خاکِ فَلَکِ سَر بَندِم

چِیَین دِلِمه بَرا                                                                  جا فِرِی جُشمون دِبَندِم

بر سر آسیاب دستی، مُشتی گندم ریخته ام و سرگرم آرد کردن آن هستم.

خاک بر سر این فلک عذار و دون که عزیزان را نابود می کند، و از این دنیا می برد.

چگونه قلبم راضی گردد و دل سپارم که چشمان او را پس از مرگ بر این دنیا ببندم


- در تمام این ترانه ها مورد خطاب پسر (فره) است و معشوق.

این سروده ها ترسیم کننده جامعه ای روستایی و کشاورزی هستند و سراینده برای معنی آفـرینی از ابــزار موجـود در جامعه خــود استفـاده می کند .


مانند: آلات کشاورزی کتیل (katil) جاجیم  ، جَنجَل janjal ، آرَه   سنگی ثابت در زیر، سنگی متحرک در رو با دسته ای چوبی برای چرخش سنگ رویی.                                                  


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نژاد ها و زبان ها ی ایران

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:شنبه 2 خرداد 1394-08:23 ب.ظ

پیش از ورود و استقرار آریایی ها،‌ نژادهای بومی ای در ایران زندگی می كردند. از جمله این نژادها می توان به نژادهای مدیترانه ای، ‌استرالیایی،‌ نگرویی و حامی اشاره كرد.

 اقوام عیلامی،‌ كاسی،‌ لولویی،‌ كادوسی و تپوری از اقوام مربوط به این نژادها بودند. 

ورود اقوام بیگانه مانند اقوام هند و اروپایی،‌ سامی،‌ عبری،‌ تورانی،‌ گرجی و چركسی ، (تازی ، عربی) ، مغول و ترکمان موجب افزایش تعداد نژادها در ایران شد.

 

در حال حاضر علاوه بر اقوامی كه به زبان فارسی ( فارسی نو با لهجه های یزدی ،کرمانی،تهرانی ،مشهدی،و....)صحبت می كنند، گروه های نژادی دیگر از نظر زبانی كه به آن تكلم می كنند به شش دسته تقسیم می شوند:

 ترکمانان :

 این مردمان بیشتر در شمال استان خراسان و شرق استان مازندران زندگی می كنند و از نظر شكل ظاهری شبیه به مردم چین و مغولستان هستند و در واقع از بقایای مهاجمانی كه پیش از این به ایران حمله كرده اند،‌ هستند.

تركمنان علاوه بر اقامتگاه های دایمی دارای خیمه هایی هستند كه هنگام كوچ برپا می كنند. طوایف مهم تركمنان شامل كوكلان و یموت (شامل تیره های جعفربای و اتابای) می شوند.

ترک زبانان :

ین مردمان در بیشتر نقاط ایران پراكنده اند و بیشتر در منطقه آذربایجان زندگی می كنند. 

بیشتر ترک زبان ها ایرانی و از نژاد سفید ،جوگندمی و سبزه هستند،اما به دلیل سلطه ی قبایل ترک درایران و ارتباط با آنها و... زبان آنان از آذری پهلوی به  تركی تغییر یافته است. آنان از شاخه های اصیل آریایی هستند كه در طول تاریخ بر اثر آمیزش با تركان عثمانی، ترکان مغول ، جغتایی، آلتایی و غز و تیره های گرجی و قفقازی تغییرات زیادی در زبان آنها ایجاد شده است.


 ایلات ترك زبان :

قشقایی ،‌ ایل سون (شاهسون) ،‌ ارسبارانی و خلخالی.

 برخی قشقایی ها را از طوایف مغول و برخی از طوایف قدیمی آسیای صغیر (خلج) می دانند. اجداد قشقایی ها در ابتدا در قفقاز زندگی می كرده اند.

تیره های مهم قشقایی عبارت است از: كشكولی ،‌ دره شولی و شش بلوكی هستند. 

قشقایی ها در فارس سكونت دارند.

ایلات خمسه كه در این ناحیه زندگی می كنند اینانلو،‌ بهارلو و نفر هستند.


 

کرد  ها :

نژاد كرد كه تعداد آنها حدود پنج میلیون نفر تخمین زده می شود در ایران،‌ عراق، ، سوریه ،تركیه و قفقاز زندگی می كنند.

 در ایران بزرگ ترین مركز تمركز كردها اردلان است كه شامل آذربایجان غربی و كردستان است.

 زبان کردی به همراه زبان تاتی ، باز مانده ی  زبان مادی است كه  از تیره هند و اروپایی  منشعب می شود.

طوایف كرد عبارتند از:  مكری ،‌ گوران ،‌ كلهر ،‌ سنجابی ،‌ قبادی ، زعفرانلو ، شادلو


لرها :

لرها در غرب رشته كوه های زاگرس و جنوب كردستان زندگی می كنند .

طوایف مهم لر عبارتند از: سگوند،‌ ممسنی،‌ لك، عشایر كهكیلویه و بویراحمد و بختیاری ها.

بختیاری ها ایلات كوچ كننده ای هستند كه از نظر تعداد افراد كوچ کننده در ایران مقام اول را دارا هستند.  بختیاری ها به دو ایل بزرگ هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم می شوند.

 همچنین به چند تیره مانند دوركی، باباوی، راكی،‌ بختیاری وند، دنیاران، بانكی و ... تقسیم می شوند. 

 

عرب زبانان :

 عرب زبانان در خوزستان و ساحل و جزیره های خلیج فارس ساكنند.

اینان بر اثر مجاورت با كشورهای همسایه ی عرب زبان، پیوندهای نژادی و زبانی با آنان دارند.

 از ایلات عرب می توان به بنی طرف، بنی كعب، آل خمیس،‌ آل حمیر،‌ آل كثیر، صابیان،‌ بنی صالح و بنی تمیم اشاره كرد.


بلوچ ها :

اگرچه بیشتر بلوچ ها در بلوچستان ساكن هستند،‌ اما تعدادی از آنها نیز در سیستان، كرمان و كشور پاكستان زندگی می كنند.

بلوچ ها به شیوه های مختلف امرار معاش می كنند.

 طوایف مهم بلوچ عبارتند از:

یاراحمدزایی ، میرعبدی  ، نارویی ، ریگی ، مارانی  ،  مرادانی. 

آنان ازباز مانده های بلوچ های باستانی براهویی هستند كه با ورود آریایی ها، به جنوب شرقی ایران رانده شدند.

به دلیل ناکافی بودن ،این نوشتار ،شایسته است ،خوانندگان گرامی به توضیح کوتاه زیر توجه نمایند:

افزون برمردمانی که به زبان ها ی یاد شده سخن میرانند ، مردمان دیگری هستند، که دارای سابقه سکونت کهن تر و زبانی بسیار قدیمی به درازای تاریخ ایران زمین دارند،و به زبان های دیگری ، چون تاتی (مادی) ،گیلکی ،مازنی ،تالشی، مراغی و ... سخن می گویند.

 زبان های یاد شده، در این تقسیم بندی  به دلیل نزدیکی آوایی و واژگانی به فارسی نو ،در گروه زبان فارسی منظور شده اند.

اما از نظر قدمت تاریخی و داشتن واژه های اصیل وکهن و نیز شاخصه های دانش زبان شناسی ، زبان های اخیر جزو زبان های باستان و در گروه مادی  قرار می گیرند.



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  واژه ی سیادن - سیادنیج  روستای خروزان  قرقسین  روستای قرقسین  سوری  چهارشنبه سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  صلیب شکسته  سواستیکا  چلیپا گردونه مهر  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  جعفر نقال مستند دانلود  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  سایكل توریست  مراسم برداشت انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  ایران  الموت  رودبار ؛ مراغی ها  استان آذر بایجان شرقی  انگور - کریم خان زند  انگور - کریم خان زند  کتیبه ی پئوتین گرایا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درفش کویانی (کاویانی)

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:سه شنبه 1 اردیبهشت 1394-08:48 ب.ظ

درفش کویانی (کاویانی):

نویسنده بر اساس آگاهی ها ، دانسته ها و اندریافت خود بر این باور است که این پرچم آنچنان که از نام آن بر می آید به دوره های بسیار قدیم ارتباط دارد.

این نشان دوره ی کهن تا پایان امپراتوری ساسانی را در بر می گیرد .واژه کوی(kavy) به معنای شاه است و کویانی یعنی شاهی ، شاهانه یا شاهانی .واین از آن جهت است که نماد حکومت ومردم یک سرزمین است.یعنی همان ایران سربلند وسرفراز،میهن گرانقدر و دوست داشتنی ایرانیان.

شمار سه(3) در فرهنگ باستان و در نزد ایرانیان زرتشتی گرامی و مقدس بوده است.به همین شوند این مفهوم در شمارگان رنگ های درفش کاویانی مشاهده می شود:

1-رنگ بنفش   2-رنگ سرخ   3- رنگ زرد 

این سه رنگ به نشان پندار نیک ،گفتار نیک،کردار نیک زرتشت سپنتمان پیامبرایرانی نیز میباشد.

رنگ بنفش به خاطرآنست که بالاتر از آن فرا بنفش است و این به مفهوم خداوند است که در آیین زرتشتی  اهورا مزدا  خوانده می شود.

رنگ سرخ به معنای میتراییسم است .یعنی همبستگی و پیوستگی .رنگ سرخ نماد  قدرت  ، جنگاوری ،دلیری و فداکاری تا پای جان انسان ها ست.

رنگ زرد نماد مهر و مهربانی خورشید فروزان بر زمینیان است که پرتوهای طلایی اش را بی هیچ چشم داشتی بر انسان ،حیوان و گیاهان ارزانی می نماید.

این سه رنگ به هم پیوستگی دارد.نخست خداوند بلند مرتبه و در پی آن انسان و دیگر موجودات و در نهایت خورشید فروزان که به فرمان ایزدی زمین و جاندارانش را گرمی می بخشد.

در نگاهی دقیق تر نشان راز آمیز گردونه مهر (چلیپا) که گاهی به نام صلیب شکسته نیز ازآن یاد شده است،دیده می شود.

در این نشان عدد 4 دیده می شود. چهار پرتو خورشید در چهار سوی  گیتی که در مرکز آن طرح گلی  قرار دارد که دارای 12 گلبرک است.

شمار چهارنیز در گذشته مقدس بوده است.چهار به نشان چهار آخشیج تشکیل دهنده ی گیتی است و یا چهار عنصری که حیات بدون آنها ناممکن است.

عدد 12 نیز تعداد ماه های سال را نشان می دهد. نماد خورشید با دایره ای کوچک و زرد رنگ در بالای این چهار آخشیج که در نماد گردونه مهر دیده می گردد ،طراحی شده است.

از آنچه که گفته شد ، چنین بر می آید که این نماد باستانی و زیبای ایرانی پیام زندگانی و حیات زمین و طبیعت را در بر دارد.بدین معنا که چهار آخشیج آب ، باد ، خاک ، آتش زیربنای حیات طبیعت و همه ی موجودات است و این چهارعنصر در پیوستگی خورشید فروزان است. زیرا که تارهای زرد و طلایی آن  ، انسان  ، جماد  ، گیاه  ، جاندار و همه ی هستی را در  12  ماه سال  ، نور ،  روشنی  و  گرمی می دهد. در نهایت اینکه  ، اینهمه در همکاری و همبستگی  یکدیگرند و در سایه ی اراده و خواست اهورا مزدا خداوند بخشنده و مهربان است. جای بسی شگفتی است که انسان خردورز و خردمند چند هزار سال گذشته ، چه سان و چه زیبا به این مهم پی برده است !

درفش کاویان، درفش کابیان، درفش کافیان، درفش کاوان، اختر کاویانی و علم فریدون ،  نام های دیگر این نماد کهن ا یرانی است .درفش اسطوره‌ای و تاریخی ایران زمین ، از عهد قدیم تا پایان امپراتوری ساسانی . برخی از مورخان ایرانی ارزش آنرا ، هزار هزار (یک میلیون) سکه ی طلا دانسته اند.

 درفش کاویانی پس ازیورش وحشیانه و بی رحمانه ی تازیان  به ایران زمین که با کشتار ،تجاوز ، ویرانی شهر ها و روستاها ،غارت و تاراج جان ، مال واموال و ناموس مردم  همراه بود ، به دست اعراب افتاد و از بین رفت. 

درفش کاویانی در اساطیر ایران، به قیام کاوه (کاوه ی آهنگر ) در برابر ستمگری های  ضحاک (ضحاک مار دوش ) اشاره می کند.  ضحاک ماردوش شاهی است که در اثر بی عدالتی و ستم هایش ،ابلیس شانه‌هایش را بوسه می‌زند و از جای بوسه‌ها مارهایی می‌رویند !

ضحاک برای اینکه زنده بماند باید روزانه مغز دو جوان را به مارها بدهد. کاوه آهنگر نیز کسی است که هفده فرزندش قربانی مارها شده‌است.

در این هنگام، کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش‌بند چرمی خود را بر سر چوبی می‌کند و آن را بالا می‌گیرد تا مردم گرد او آیند. سپس با کمک مردم، کاخ فرمانروای ضحاک خونخوار را در هم می‌کوبد و فریدون را بر تخت شاهی می‌نشاند.

فریدون ، نیز پس از آینکه به شاهی رسید. فرمان داد تا چرم پیش‌بند کاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش بیارایند و زر و گوهر به آن بیافزایند و آن را درفش شاهی خواند، و بدین شکل کلمه درفش کاویانی پدید آمد.

فردوسی در شاهنامه چنین می‌گوید:

فرو هشت ازو سرخ و زرد و بنفش
همی خواندش کاویانی درفش

بعدها نیز هر پادشاهی به آن گوهری می‌افزود تا در شب نیز درفش کاویان بیشتر بدرخشد. درفش کاویان نشان جمشید و نشان فریدون نیز نامیده می‌شد.

 محمد پسر جریر طبری مورخ نامدار و نابغه ی ایرانی در کتاب تاریخ ملت ها و شاهان(تاریخ الامم و الملوک) خود می نویسد:

 درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازای دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است، ۶۰ سانتی‌متر به حساب آوریم- تقریباً پنج متر عرض و هفت متر طول می‌شود.

مسعودی نیز به همین موضوع اشاره می‌کند.

ابن خلدون  گزارش می‌دهد که درفش کاویانی دارای ستاره‌ای بود و چنین اعتقادی وجود داشت که تا زمانی که کسی که این درفش را حمل می‌کند، شکست ناپذیر است. گفته می‌شود که علامت + که بر روی پرچم کاویانی بوده همان چلیپا یا یا گردونه ی مهر است که نماد و آیکون خورشیددر فرهنگ ایرانی و آیین مهر

بوده‌است

کاوه فرخ ، بیان می‌کند که بالاترین نشان دوره ساسانی درفش کاویانی است و تصویری بازسازی شده‌ای از درفش کاویان بر اساس شاهنامه ارایه می‌دهد.

به هنگام حمله اعراب به ایران، در جنگ  قادسیه ،درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را نزد عمر، خلیفه ی دوم مسلمانان، بردند، وی از بسیاری گوهرها، درها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود، دچار شگفتی شد.

  به نوشته ی علی بلعمی در تاریخ بلعمی ،  عمر  دستور داد تا گوهرهای آنرا بردارند و آنرا بسوزانند.


درفش کاویانی و ملی گرایی:  نشریه ملی گرایانه ی کاوه که به‌دست  سید حسن تقی زاده ،در جنگ جهانیِ اول چاپ می‌گردید

درفش کاویانی نقشی نمادین در بین جنبش های گوناگون با تفکرات ملی گرایانه ایران از آغاز اسلام تاکنون بازی کرده‌است.

یعقوب لیث صفاری  در هنگام قیام خود بر علیه عباسیان در شعری که از طرف او برای خلیفة عباسی ارسال شد، چنین نوشت:

«درفش کاویان  همراه من است و امیدوارم که زیر لوای آن بر ملتها حکومت کنم»

در دوران مدرن نیز ، درفش کاویانی نقشی نمادین در جنبشهای ملی گرایانه و سیاسی داشته و دارد.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طولانی ترین امپراتوری در ایران باستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 16 آذر 1393-08:28 ب.ظ

  • شاهنشاهی اشکانی، بلند مدت ترین حکومت تاریخ ایران محسوب می شود.

     اشکانیان (۲۵۰ پ. م ۲۲۴ م.) که از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طایفه های وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای حدود باختر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. 

    این امپراتوری در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس توسعه یافت. 

    حکومت اشکانی در اثر اختلافات داخلی و جنگ‌های خارجی در مدت پنج قرن در شرق و غرب به تدریج ضعیف شد و  سر انجام به دست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید.

    اشکانیان به یاری و پشتیبانی بزرگانی که مانند خود آن‌ها از تیرهٔ ایرانی شمالی داهه بودند، با سربازگیری و لشکرکشی، نخست بر بخش پارت چیره شدند و پس از آن به گشودن سراسر ایران پرداختندو دولت ایرانی تازه‌ای به میان آوردند و باز هم آداب و آیین هخامنشی و ایرانی را رواج دادند. 

    به عقیده یوزف ولسکی، ارشک (اشک) در سالهای ۲۳۸/۲۳۹ پیش از میلاد و در زمان پادشاهی سلوکوس دوم کالینیکوس به پارت یورش برد و بر آندراگوراس پیروز شد، سپس بر هیرکانی (گرگان) تاخت و آنجا را تسخیر نمود و شالوده‌های دستگاه اشکانی و پادشاهی پارت‌ها را پی ریزی نمود.

    وی در آساک واقع در استاونه(آستوئن) در بخش شمالی قلمرو پارت که نِسا هم در آن بود تاجگذاری کرد.                          سلوکوس دوم برای باز پس گیری سرزمینهای از دست رفته پادشاهی سلوکی دست به لشکر کشی به بخش‌های شمال شرقی ایران زد، در تلاش برای دست یافتن به این هدف با دیودوتوس یکم شاه یونانی - بلخی پیمان یگانگی بست اما با مرگ دیودوتوس یکم و تغییر سیاست جانشین او، دیودوتوس دوم، با اشک یکم متحد شد، سلوکوس دوم تنها ماند.                                             اشک یکم به روش استپ نشینان به درون استپ ها پس نشست تا شاید در دشت های هموار آنجا از سواره نظامش بهتر بهره گیرد و سپس وارد نبرد شد. نتیجه نبرد پیروزی اشک یکم بود. از آن پس پارت‌ها این روز را به عنوان روز استقلال جشن گرفتند.                                                                                                                                                                      اشک دوم پس از پدر در سال ۲۱۷ پیش از میلاد بر تخت پادشاهی نشست و روند گسترش قلمرو اشکانی را ادامه داد، وی اکباتان را نیز به قلمرو اشکانی افزود. در واکنش به این امر آنتیوخوس سوم پس از در هم شکستن شورش ساتراپ های باختر ایران رهسپار خاور شد و....

  • پس از فتح ایران به دست اسکندر مقدونی و مرگ او، ایران به سلوکوس سردار مقدونی رسید؛ نخستین برخورد او با همسایگان ایران در مرزهای جنوب شرقی روی داد که نتیجه آن واگذاری بخش خاوری ایران به چاندراگوپتا پادشاه هند از سلسله مائوریا بود.                                                                                                                                                                در حدود ۲۸۱ پیش از میلاد اقوام بربر (به گفته منابع یونانی) به شمال شرقی ایران یورش بردند و شماری از شهرها از جمله چند مهاجرنشین یونانی را ویران ساختند.                                                                                                               آنتیوخوس یکم پس از دفع این یورشها شمار مهاجرنشینان یونانی را افزایش داد و مرگیان را به صورت سنگر و بارویی درآورد، همچنین دو لشکر کشی به مرزهای شمال شرقی ایران انجام داد،                                                                                   یکی دریایی به فرماندهی پاتروکلس در امتداد کرانه‌های خاوری دریای مازندران و دیگری زمینی به فرماندهی دموداماس به آن سوی سیردریا (سیحون) که به تأسیس دو استان آنتیوکیس و سلوکیس انجامید.                                                                  در ۲۵۰ پیش از میلاد آندراگوراس شَهرَب پارت و دیودوتوس شَهرَب (ساتراپی) باکتریا (بلخ) اعلام استقلال نمودند؛ دیودوتوس خود را شاه خواند و قلمرو یونانی - بلخی را تأسیس نمود.

  • قدرت نخست از غرب و جنوب‌غربی به سوی شمال کشور، جابجا شد و مردم آن‌جا (شمال‌شرق) صفات ایرانی را پاک‌تر نگه داشته بودند. بنابر این دولت اشکانی با وجود رنگ یونانی اندکی که داشت، از دیدگاه ایرانی بودن حتا پاک‌تر از دولت هخامنشی بود.

  • اختلافات خانوادگی ، عدم تمرکز آن را مخاطره آمیزتر می‌کرد و مخالفت موبدان زرتشتی که سیاست تسامح و اغماض دینی  اشکانیان را به نظر مخالفت می‌دیدند ، از عوامل انحطاط دولت اشکانیان شد .

  • در عهد اشکانی جنگ‌های ایران و روم آغاز شد.                                                                                                 حاصل عمده فرمانروایی اشکانیان :  رهایی کشورایران از سلطهٔ همه جانبهٔ یونانی                                                            نابودی اندیشه های ضد میهن پرستی وضد ایران گرائی                                                                                                   حفظ تمدن ایران از تهاجم ویرانگر طوایف مرزهای شرقی                                                                                       حفظ تمامیت ایران در مقابل تجاوز خزنده روم به جانب شرق                                                                                           

  • نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پَرثَوَه آمده‌است که به زبان پارتی پهلوی گفته می‌شود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می‌توان خواند.                                                                  ایالت پارتی‌ها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای مازندران و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود می‌شد.                                                                                                              قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای مازندران می‌زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند.

  • از به تخت نشستن ارشک اول (248 پ م) تا سرنگونی اردوان چهارم به دست اردشیر پابکان (226 ب م)، اشکانیان به مدت 476 سال به تمام یا قسمتی از ایران فعلی و سرزمینهای پهناور دیگری در حاشیه فلات ایران حکومت کردند.                           



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  انگور  انگور درختی دارویی  انگور - کریم خان زند  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  کتیبه ی پئوتین گرایا  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  فروبل  وبستر  بازی های بومی  بازی های محلی  زبان تاتی  ریشه ی واژه ی تات  پراگندکی تات درجهان  TAT  تات  سینزم  سیزده به در  بازی های نوروزی  نقد کتاب آوای تات  نقد کتاب تاریخ و فرهنگ تات  شب  زوز  عید  مراسم شب عید  قاره کوچک  کوچک  قاره  سال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  باشگل  حیاط وحش  حیاط وحش  حیاط وحش  ساختمان میراث فرهنگی  میل خرم آباد شهرستان تاکستان  ابراهیم آباد  ابراهیم آباد  تپه های  تمدن های باستانی ایران  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  مستند موسیقی تاتی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کتیبه ی داریوش بزرگ

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 5 اردیبهشت 1393-10:01 ق.ظ

داریوش بزرگ از پادشاهان نامی هخامنشی ،کشور ایران و ایرانیان را به خداوند بزرگ می سپارد واز او در کشورداری یاری می جوید و آرزو می کند که خداوند ایران را از شر و بدی دشمن (یعنی نادانی وحماقت ،گرگ وخائنی که در شکل میش ودوست درآمده است و بر ریشه های درخت تنومند وطن تبر میزند،سپاهیان دشمن که قصد اشغال وطن دارند)،ازخشک سالی و ازدروغ نگه دارد...

داریوش بزرگ در یکی از کتیبه های بر جای مانده از دوره هخامنشیان چنین میگوید :

=  اهوره مزدا با خدایان خاندان سلطنتی مرا یاری کناد!
    این کشور را اهوره مزدا از دشمن ،از خشک سالی، از دروغ محفوظ دارد.
    به این کشور نیاید نه دشمن ،نه خشک سالی ،نه دروغ.
    این را برکتی از اهوره مزدا با خدایان خاندان سلطنتی در خواست می کنم.
    این را به من برکتی اهوره مزدا با خدایان سلطنتی بدهاد!   =


نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  نو روز  روستای خیارج  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

استان کرمانشاه

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 21 فروردین 1393-08:13 ب.ظ

كرمانشاه

اقوام گوتی یا كاسی در حدود 6 هزار سال پیش در این منطقه سكنی گزیدند. در كتب جغرافی اسلامی از آن بنام فرماشین یا قرماسین یاد شده است. در حمله هلاكو به بغداد آسیب فراوان دید. در دوره صفویه بارها مورد هجوم عثمانی ها قرار گرفت. مردم مسلمان (شیعه و سنی) و به زبانهای كردی و فارسی تكلم می كنند. این استان بعلت داشتن هوای مناسب خاك حاصلخیز- آب فراوان- دشتهای وسیع و دره های طولانی دارای سابقه طولانی در كشاورزی بوده است. محصولات آن غلات عمدتا دیم- حبوبات علوفه- دانه های روغنی-  صیفی سبزی و میوه هایی از قبیل گردو- بادام- انجیر- انار- سیب- گلابی- مركبات و خرما می باشد. دامداری استان زبانزد خاص و عام می باشد. و روغن كرمانشاهی معروفیت بسیاری دارد. صنایع آن عبارتست از سیمان- قند- بافندگی- صنایع شیمیایی و تصفیه نفت- طاق كسری- طاق بستان- تخت شیرین و نقشهای بیستون در كرمانشاه حجاری شیخ خان- اطاق فرهاد-  كاخ ساسانی در قصر شیرین و  غار گاوات در پاوه از آثار باستانی استان بشمار می روند.




نوع مطلب : بازی های محلی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی  بازی های ملی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ماه های سال در گاهشماری ایرانی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 23 اسفند 1392-10:01 ق.ظ

ماه های سال در گاهشماری ایرانی : نام ماه های سال در گاهشماری ایرانی به زبان پهلوی است.هر ماه به نامی بسیار زیبا ومعنای خوشتر آراسته است.
فروردین :به معنی آغاز رویش وزایش رستنی ها
اردیبهشت:دراین ماه جهان همانند بهشت است زیرا خرم وسرسبز است. ارد+بهشت-------ارد=مانند
خرداد:دهنده وبخشنده  خورها=خوبیها
،خورش ها و روزی.دراین ماه مردمان از گندم ،جو ،میوه و...بهرمند می شوند.
تیر:تیغ آفتاب چون تیری برزمین فرود می آید و جو و گندم برداشت شده ومیان کشاورزان تقسیم می گردد.
مرداد:خاک بهره ها و میوه های را به کمال رسانیده وبه انسان تقدیم می کند.
شهریور:ریو دخل پادشاهان . زیرا در این ماه شاهان مالیات و خراج خویش را ازبرزگران می ستانند.
مهر:ماه مهربانی وشادی . مردمان به یکدیگر مهربانی کنند و هرچه از غله و میوه دارند
،بین هم تقسیم نموده وباهم می خورند
آبان: آب ها. زیرا باران و بارش های جوی زیاذت یابد و آب ها فزونی گیرد و مردم کشتزارها را آبیاری کنند.
آذر: ماه آتش
، آذر =آتش ، دراین ماه هوا سردگشته و مردم به آتش نیاز دارند.
دی :یعنی دیو
، ماه سختی و سرما و درشتی .زمین از خرمی ها به دور ماند.
بهمن: بهمان صورت
، بهمن ماه از نظر سردی و خشکی و خشونت چون دی است.
اسفند: از ریشه پهلوی اسپندارمذ
،اسفندارمذ  .اسفند در زبان پهلوی یعنی میوه. دراین ماه خرمی و سرسبزی آغاز گردد و میوه ها وگیاهان دمیدن گیرند.
برگرفته از کتاب (نوروزنامه )خیام نیشابوری دانشمند بزرگ ایرانی در ریاضی
،پزشکی ،ستاره شناسی، رباعی سرایی ،فلسفه و...


نوع مطلب : تپه شیزر  تپه ی باستانی شیزر  سوری  چهارشنبه سوری  چهار شنبه  آداب و رسوم  شب یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  ایران جهان  جهان  ایران  رودبار ؛ مراغی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جمعیت زبانی تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 8 اسفند 1392-11:47 ق.ظ

جمعیت زبانی تاکستان :در شهرستان تاکستان طایفه ی بزرگ رحمانی وطاهرخانی بیشترین جمعیت شهر را تشکیل می  دهند . افزون بر آنها  فامیل شقاقی ،شقاقی مقدم ،ایزدی ،ایزدیان ،آذری ،آذزکیش ،صمدی ،بابااولادی ،اسدی ،سلیمانی ،محمدزاده ،گل بابا ،رحمانی راد ،رحمانی فرد ،رحمانی پور ،پور رحمانی ،عظیمی ،طاهری ،طاهریان ،طاهریها ،طاهرپوران و....زندگی می کنند که به زبان شیرین تاتی سخن می گویند.
از دیگر طایفه ها
،می توان به ترکاشوند ،کریمی ،حقیقت منش ،راد ،ابراهیمی ،جمالی ،جدلی ،کرمی ،جلیلی ،جلیلوند ،کاکاوند،قاسمی،هدایتی و ....اشاره کرد.
بشتر مهاجران از شهر ها و روستا های استان های ترک نشین کشور و یا روستاها و بخش های شهرستان تاکستان و نیز از استانهای کرد نشین چون کردستان و کرمانشاه می باشند و این علاوه بر مهاجرت هایی است که در دوره شاه عباس بزرگ
صفوی،نادرشاه افشار،کریم خان زند و رضاشاه پهلوی صورت گرفته است .تعداد اندکی از مهاجرت ها نیز مربوط به استان های شمالی کشور چون مازندران ،گیلان ،گلستان و...می باشد.
شمار اندکی از ملیت های گوناگون مانند مهاجران عراقی
،کارشناسان و فنی کاران  کشور های غربی یا شرقی در این شهر زندگی می کنند و در گارگاه ها و شرکت های تولیدی سرگرم کار و فعالیت هستند.
زبان رایج در  تاکستان  زبان تاتی  و فارسی است و برخی از مردم علاوه بر آن بر زبان کردی یا ترکی نیزتسلط دارند. بیشتر مردم ترک
، کرد ،گیلک  و تبری زبان تاتی را به خوبی می فهمند و به این زبان سخن می رانند.
بر اثر روند آگاهی رسانی رسانه ای و همگون سازی ناشی از آن و نیز وجود دانشگا ه های آزاد  و پیام نور و .....و شهرک های صنعتی  زبان تاتی دستخوش  دگرگونی های فزاینده ای  شده است .
و......




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بازی های محلی تاتی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 5 اسفند 1392-09:24 ق.ظ


بازی های بومی و ملی :
 در فرهنگ وبستر بازی بر اساس نکته های زیر تعریف شده است :                   1- حرکت ، جنبش  ، فعالیت  
2- آزادی یا تعیین حدود برای حرکت و جنبش  
3-  حرکت در جهت تفریح  ، سرگرمی یا ورزش
بازی عبارت است از : مجموعه ی فعالیت های آزاد جسمی یا ذهنی که باعث پر کردن اوقات فراغت و بیکاری فرد می شود و انرژی زائد بدن را به مصرف می رساند و سبب نشاط و خشنودی می گردد.
بازی های بومی : فعالیت هایی که در ارتباط  با فرهنگ  هر قوم ،  نژاد و ناحیه ای خاص  سرچشمه گرفته  و رابطه ی بسیار نزدیک و تنگاتنگی با شیوه ی زندگی  ، آداب ورسوم  ، پندار  ، گفتار و کردار آنها دارد .
بازی های محلی : این بازی ها  ، فعالیت هایی است که در اصل ریشه در فرهنگ ملی دارد و در اثر سفرها یا مهاجرت ها و ...به جای جای ایران زمین رفته و از سوی مردم پذیرفته شده است .
از نظر فروبل frobel بازی وسیله ای مناسب برای سازندگی کودک و نوجوان  در بعدهای گوناگون است و از مهم ترین عامل های  ایجاد هماهنگی رشد و نمو در جنبه های جسمی ،عاطفی  ،ذهنی  ،اجتمایی و روانی   است.
ادوارد گروس Edward Gross معتقداست که : بازی جهت حفظ الگوی اجتمایی  ،موجودیت نظام اجتمایی و اهداف گروهی ضروری است .
در حال حاظر یکی از کابرد های بازی جنبه ی درمانی آن است . بازی افزون بر سرگرمی  ،موجب کاستن تنش های روانی و عاطفی می گردد و عصبانیت و تند مزاجی را تخلیه میکند و مفاهیم اساسی مورد نیاز برای ساخت ذهنی را می آموزد و در سال های درس و مدرسه نیز جنبه هایی دارد :
فیزیکی  ( مانند تناسب اندام  و................. )
ذهنی    (مانند کنجکاوی و ابراز شخصیت و...)
عاطفی (مانندهمکاری تعادل احساسات و.... )
باعنایت به  آثار بازی ها و نیز نکاتی بسیار دیگرارزش و اهمیت بازها بیش از گذشته روشن می گردد اما شور بختانه اولیای تعلیم وتربیت برخی کشور ها از توجه به این مهم غافل بوده و هیچ گونه برنامه ای برای بکارگیری و بهروری از آن ندارند.
بی شک نگارش علمی و موشکافانه این بازی ها و ثبت و احیای بازی های بومی و محلی وانتقال ان به نسل های آتی کاری بس مهم و در جهت حفظ میراث فرهنگی وملی است و می تواندادبیات شفاهی گذشته را  برای آیندگان به یادگار بگذارد و موجب گسترش و اجرای این بازی ها در جامعه شده و هدف های ارزشمند یاد شده را تامین نماید.
برخی از بازی های تاکستان :  دوری نییه doriniye، اختیله وازی axtile vazi ، هلنگه وازی holange vazi ، کرخا  وازی karxa vazi ،قیشه وازی giyse vazi ،تله وازی telle vazi ،چو وازی  cho vazi،لپره  lappare، فله وازی fele vazi ،لیس پس لیس  lis pas lis،چانقار  changar،الکه وازی alehe vazi ،آکش اوکش  akas okas،نشقرا بشقرا  nasgara besgara،خزلتمهxezelatme  الاملاچنگین چللا  alla molla changin challa، دارک darakو.......
برخی از بازی های  تات نشین های رود بار الموت و شهرستان :
حسابلی  hasabli،آغوز بازی agoz bazi ،سینو بازی  sino bazi،کرشکک karaskak ،سنگ چینک sang chinak ،قیش بازی  gis bazi،گل کای gol kay ،آکر دوکر aker doker ،الک دولک alak dolak، باخوس بچک baxos bchak ،چالتوکس chaltoks ،و....
و.........


نوع مطلب : تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  ادوارد گروس  فروبل  زبان تاتی  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  آداب و رسوم  شب یلدا  یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  زبان تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  گردونه مهر  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه باستانی خندا  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه  پیر  بقعه پیر  حنفیه  حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   ایران جهان  جهان  ایران 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زبان تاتی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 4 اسفند 1392-08:09 ب.ظ

زبان  تاتی : زبان یکی از ویژگیهای مهم انسان است که محصول زندگی اجتمایی او بوده و هر جا که انسان ها زیسته اند،وجود زبان هم اجتناب ناپذیربوده است .زبان دریچه ای است رو به جهان ،انسان از طریق زبان با دیگران ارتباط برقرار می کند و ذر بستر کاربرد زبان خود را بیان می کند.
زبان تاتی از گروه زبان های شمال غربی و از ریشه زبان مادی است . زبان مادی نیز از گروه زبان های هندوایرانی و آنهم از گروه زبانهای هندو اروپایی است . 

زبان تاتی که در سرزمینی که میان رود ارس درشمال و سمنان و سنگسر درخاور و حدود ساوه و همدان و تاکستان در جنوب و غرب گسترده است با یکدیگر رابطه ی قوی دارند و بیشتر آنها را می توان در یک گروه بشمار آورد.
پروفسور هنینگ در این باره می نویسد: زبان تاتی به لهجه ی تاکستانی از جهتی با سمنانی و از جهتی با تالشی شبیه است.برخی گمان برده اند که لهجه ی زازا که لهجه ای از زبان کردی است و شباهت و نزدیکی زیادی با زبان تاتی وتالشی دارد ،از لهجه های مردم کوه نشین دیلم بوده و بعدها به غرب رفته است.بنابراین می توان هرزنی ،گرنیکانی ،خلخالی ،تالشی ،زازا ،تاکستانی و سمنانی را یک رشته از زبان ها و لهجه های پیوسته شمرد که از طرفی با لهجه های دیگر سواحل دریای کاسپین و از سویی دیگر با لهجه هی مرکزی اتباط می یافته است.
دکتر احسان یارشاطردر باره زبان تاتی مینویسد:از آنجا که زبان تاتی در محدوده ی سرزمین ماد    قدیم قرار دارد و قواعد صوتی و دستوری آنها نیز منافاتی با آنچه که از زبان مادی می دانیم ،ندارد.بجا خواهد بود که این زبان را به جای تاتی که ظاهرا ترک ها مصطلح کرده اند زبان مادی بخوانیم.
 م . دیاکونوف در کتاب تاریخ ماد می نویسد : مادها قومی بوده اند آریایی ساکن شمال و باختر ایران و تاکستان (سیادن siyaden) از نظر جغرافیایی ناحیه ای بزرگ و وسیعی بوده که در عصر مادها در مرکز ماد بزرگ (سفلی ) قرار داشته است .
بنابر این می توان گفت که مادها که هرودت مورخ یونانی از آنها یاد می کند و طایفه های مشهور آنها را بر می شمارد ،دراین ناحیه  سکونت داشته اند و به زبانی سخن می گفته اند که امروز به زبان تاتی مشهور است . 
عباس طاهری در باره زبان تاتی تاکستان می نویسد : تاتی تاکستان یکی از گویش های بسیار قدیمی و پیشینه دار است . این امر با توجه به پیشینه تاریخی این گویش و نز دیکی ساختمان نحوی و آوایی آن با زبان های کهن ایرانی مانند پهلوی و فارسی باستان و مادی قابل اثبات می باشد .
و....................
برای آگاهی بیشتر به  :  کتاب  تاریخ  و  فرهنگ  تات ( بهمن رحمانی )
                                بررسی گویش تاتی تاکستان(عباس طاهری)
                                زبان ها و لهجه های ایرانی ( ایران کلباسی)  و...... مراجعه کنید.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ریشه ی واژه ی تات

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:شنبه 3 اسفند 1392-10:16 ب.ظ

در مورد ریشه ی واژه ی تات چند نظریه وجود دارد :

1- تات پسوندی است که ریشه در زبان فارسی باستان  و اوستایی دارد . مانند :هئورتات ،امرتات ،اوپرتات
ارشتات ،و......درکتاب اوستا واژه ی تات در همه ی آنهاپسوندی است که کاربرد مستقل ندارد.
2-تات یعنی ایرانی  ،آریایی نژاد  ،فارسی زبان  ،دانشمند  ،صاحب کتاب  ،غیر عرب  ،غیرترک.این نام در نزد همه ی ترکان مهاجم در مورد ایرانیان بکار می رفته است.
3-تات از واژه ی تائوت که به رود ارتیش اطلاق می شد  ،گرفته شده است.
4-تات واژه ای ترکی است که در آغاز ترکان در مورد مردم غیر ترک بکار می بردند ،که معنی خارجی و غیر ترک داشت .بعدها به ایرانیان زیر سلطه ترکان اطلاق می شد. در دوره صفویه به تمام مردم ایرانی اصیل در برابر ترکان قزلباش تات گفته شد.پس از آن زبان های شمال غربی ایران را زبان تاتی و مردمی که به این زبان سخن می راندند  ، را تات خواندند.

5-تات از نام طایفه ای در زمان ساسانیان  به نام  بویوتات boyotat  گرفته شده است .
6- تات واژه ای چینی است . واژه ی چینی تاتان به مهاجمان غارتگر اطلاق میشد. بعدها مغول ها  این واژه را در مورد ایرانیان بکار بردند.
7-تات از ریشه دائیتیا  daitia رود مقدسی در ایران باستان گرفته شده است.
8-شاید تات نام شخصی بوده و امروز نام طایفه ای است .مانند : روس (روسیه) ،عثمان (امپراتوری عثمانی)   و.......
9-به احتمال تات از واژه ی گات نام اولین پادشاه ایرانی پیش از ماد ها که شاید زرتشت پیامبر یا شخص دیگری باشد  ،گرفته شده است و با گذشت زمان گات به تات  تبدیل شده است.
و............           
                      برای آگاهی بیشتر به  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  مراجعه کنید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نژاد تات در جهان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 30 بهمن 1392-11:50 ب.ظ


 نژاد تات  در جهان :

از آن جایی كه آریایی ها  در گذشته های دور به ایران هند ، اروپا و ....  كوچیده اند می توان رد پای فرهنگ و زبان مادی ( تاتی ) پارتی و پارسی را افزون بر ایران در جای جای  این كره خاكی مشاهده كرد 

 شاید همسایگی با مردم و قوم های دیگر و گذشت زمان و چگونگی آب و هوا و  جغرافیا و دولت ها و ..... 

 دگرگونی هایی در زبان و فرهنگ آنان ایجاد نموده باشند اما همچنان  اصل و تبار خود را در واژه ها و فرهنگ فریاد می زنند .

دیگر این كه گستردگی  قلمرو امپراتوری های ایران باستان در قاره آسیا و اروپا  و  نیز سال های حضور  حكمرانان و افسران ایرانی در كنار خانواده  و گروه های ایرانی در سرزمین های دور و  نزدیك ایران باستان تاثیر های شگرفی را  به وجود آورده است و ......

-  سرزمین جاوید ایران  ،  در تمامی ایالت ها (استان ها ) ی شمالی ،جنوبی ، خاوری و باختری  

 - کشور  هندوستان ،  در  شهر بمبیی و و نواحی پیرامون و..... 

  كشور پاكستان ، چندین شهر و روستا و ایالت كشمیر 

 قفقاز ،  داغستان ، شیروان و استان كریمه در  ساحل دریای سیاه 

 كشور افغانستان

جمهوری ارمنستان 

 جمهوری تاجیكستان

 جمهوری آذربایجان ، نیم جزیره آبشوران ، در منطقه باكو ، در نواحی خیزی و .....

سییه زن  ، دو چی  ، قوبا ، شماخی ، اسماعیلی ، قره داغ ، قوبوستان ، مرزه ، باكو ، لاهیج ، 

ملحم (‌زادگاه شاعر نامی تات خاقانی شروانی )  ، دربند ، ماهاچ ، كاتیاكو ، تبرسران ، قوناقكند ، قیزل قازما ،‌عروس كش ،‌داغقوشچی  ، خیزی ، بالا خانی ، سوراخانی ، آبشرون ، آق دره  ، شكی ، گنجه ، زنگه زور ، تگ واز ، نو آدی  ، جلقان  ، روكال ، مقاتیر ، كماخ ، زیدیان ، حمیدی ، متاعی ، بیل حدی ، بلو تین ، قد یال ، قبا ‌،‌حوز ، قوشون لو ، برمك ، شش پاره ،‌و ...

و.......

برای آگاهی بیشتر به       کتاب تاریخ و فرهنگ تات      مراجعه کنید


 



نوع مطلب : نژاد تات  پراگندکی تات درجهان  پراكندگی تات در ایران  TAT  تات  sinzam  سینزم  سیزده به در  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  جهان  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پراكندگی تات TAT در ایران

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 30 بهمن 1392-10:23 ب.ظ

پراكندگی تات TAT در ایران :

- تاكستان و تات های پیرامون : اسفرورین ، شال ، خوزنین ، خیارج ، دانسفهان ، خروزان ، ابراهیم آباد ، سگز آباد  و ....

-زیاران  و رودبار الموت  با هشتاد و چهار روستا  : مینو دشت ، زوارك ، معلم كلایه و......

-  رودبار شهرستان با صد و شش روستا :  بهرام آباد ، رجایی دشت ، دست گرد و.......

- مراغی ها  : هلا رود ،  اسبه مرد ،‌ابیرك ، انگور ازوج ،  دیكین ، درك ، دوره چاك  ، زنا سوج ، سوته كش  ، سپوهین ، علی آباد  كش آباد  ، گرما رود بالا ، گرما رود پایین ، موشقین ،‌ وشته ،‌ورتابان  ، هریف ، و ....

اشتهارد و نواحی پیرامون

 طالقان و هشتاد و چهار روستای آن و دماوند  و ............

- مازندران شرقی و گرگان  و تالش و استر آباد ( نیمه شرقی گرگان  ) و ......

- سیاه كل ، رحمت آباد  انبوه  ( انبو )  ، رستم آباد ، اسكولك ، رودبار قصران ، پر كوه ، ماسوله  ، حومه رودبار ، خورگام ، فاراب  و ...

- سنگ سر و سمنان و نواحی پیرامون

-منطقه  مورچه خورت ( مورچه خوران) اصفهان  و .......

-خراسان ( رضوی ، شمالی ، جنوبی ) : بجنورد  ، شهرستان جاجرم ، جلگه شوغان ،منطقه چهارده سن خواست ، روستای جربت  ، دو برجه ، جوشقان  ، راز ، كیفان  ، محمود آباد ، كرف ، خراشا ،‌اندقان 

 سنخواست ،  و ......

- زنجان  ، خویین ، در شصت كیلومتری زنجان ، طارم اولیا ، نو كیان  ، سیا و رود ، هزار رود ، جمال آباد ، باكلو ، كله سری ، شا وا ،  چرزه ، سفید كمر ، جیش آباد ، و .......................

-  بخش شاهرود ، خلخال  ،  اسكستان ، اسبو ، درو ، كلور ، شال ، دیزی ، كرین ، لرد ، گندم آباد ،گیلوان ،‌ كهل ، طارم دشت ، كرن ، گلو زان ، علاالدین ، كاغذ كنان ، و ...............

_ بخش خورش رستم ، كجل ،‌كرنق و ....

-استان اردبیل و سیزده روستای آن : گلین تپه در مرند ، زنوز ، حسنو ، قره چول و ................


_آذربایجان شرقی: هرزند ، دیزمار ، كرینگان ،‌كلیبر ، گلین قیه ، ارس باران ،  ملك ، نیستان ، كلاسور ، خوینه رود و ...........

_ رودبار ، عمارلو ، بخش خور گام ، ، بره سر  ناش ،  اسطلخ كوه ،‌ چیچال ، لیاول بالا

-چلوان سر  ، قو شلانه  ،  سهپستانك ، گرزنه چاك ،  كشكش ،‌ لال ده ، لیاول پایین  ، بخش فاراب جیرنده ، انبوه  ، كلیشم خرم كوه ،  خرم كوه ، ویه ،  ناوه ، لایه ، نو ده ،‌یكونوم و........

بخش وسیعی از آبیك ، پشگل دره ، كوه پایه ،‌صمغ آباد ، تیخور ،  تو داران ،‌آق چری ، خوزنان ، آتانك  ، جزمه ، دارا سر ، كهوان ،‌ كزلك ، میان كوه ، ابراهیم آباد و ............

 استان مركزی( اراك) ، شهرستان اراك  ، وفس ، گور چان ، چهر قان  ، عیسی آباد  ، اماران  ،‌چراغان  ، تفرش ، و ...............

-روستا های  آسته مال ، آشتبین ، مرداناغام ،‌ احمد آباد  در كناره رودخانه ارس  ،  ارزین ،‌خوینه ، دمیر جی ، مزگر ،  در نزدیكی  دیزمار شرقی  و ................

برای آگاهی بیشتر به     كتاب تاریخ و فرهنگ تات      مراجه كنید .



نوع مطلب : نژاد تات  پراگندکی تات درجهان  sinzam  سینزم  سیزده به در  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  جهان  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس  ادوارد گروس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2