تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - مطالب شب
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

برمکیان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 24 تیر 1394-07:30 ق.ظ


برمکیان،خانواده ی  گرانقدر  ایرانی  بودند که در آغازعصر عباسی متصدی کارهای مهم دولت شده و به درجه و منصب های عالی از امارت و وزارت راه یافته اند.

نسبت این خانواده به برمک نام است که گویند در بلخ می زیسته و ریاست بتکده ی نوبهار و حکومت بلخ را داشته و در پایان  امویان به اسلام گرویده است .

  برخی گفته اند که برمک لقب کلیه رییسان بتکده ی  نوبهار بوده و آخرین برمک که خاندان برمکیان بدو منسوب است نامش جعفر بوده است .

مشاهیر این خانواده :

1- خالدبن برمک 163 یا 166 هَ .ق

2-  یحیی بن خالد درگذشته 190

و دو پسر یحیی :

3- فضل  زادروز 147 درگذشته 193

4- جعفر زایش 149 درگذشته 187

 هستند که همگی به گذشت ،بخشش، دانش ، ادب و ویژگی های نیک گفتاری و رفتاری شهره ونامور بوده اند.

خالد از فرماندهان سپاه ابومسلم خراسانی بود که پس از زوال  بنی امیه، بخدمت ابوالعباس سفاح پیوست و سمت وزارت یافت .

یحیی پسر خالد ، مربی و حامی هارون الرشید بود.

در زمان هارون قدرت و نفوذی زیادی داشت. برقراری و بزرگی دولت عباسی در آغاز امر نتیجه ی حسن تدبیر و لطف سیاست وی و دو پسرش فضل و جعفر بوده است .

هارون الرشید بر شوکت و عظمت این خانواده رشک برد و در سال 187 به شرحی که مشهور است آن خانواده ی نبیل را قلع و قمع کرد.

  ابوالفرج ، عبدالرحمن بن علی بن جوزی  ، درگذشته 597 ق . در شرح حال این خاندان ، تاریخی مستقل  به نام اخبارالبرامکه تدوین نموده است.



بَرمَکیان یا فرزندان برمک از واژه سانسکریت پاراماکا प्रमुख،  است که در واژه ی تازی به صورت برمک درآمده است.

برمکیان از خاندان‌های ایرانی بودند که در دستگاه خلافت عباسی به قدرت فراوان رسیدند. برخی دیگرتبار ایشان  را به گردانندگان بودایی معبدنوبهار دربلخ می‌رسانند.

نام آورترین این خاندان خالد و فرزندش یحیی بودند که در سده هشتم میلادی در شهر بغداد اعتبار بسیار یافته بودند. ترجمه بخش بسیار مهمی از آثار ایرانی و حتی یونانی به عربی  مرهون کوشش‌های برمکیان بود.

پدر خالد برمکی که برمک نام داشته، پزشکی زبردست بوده و فرزند بیمار عبدالملک پسرمروان، خلیفه اموی را درمان نموده بود.

پایه گذاری قدرت برمکیان به دست خالدصورت پذیرفت. وی که در سال‌های قیام خراسانیان علیه امویان، با عنوان فرماندهی در ارتش ابو مسلم خدمت می‌کرد پس از پیروزی، به تشکیلات عباسیان وارد شد و به سرعت نمو یافت و پس از مدتی، وزارت و تصدی دیوان خراج سفاح را برعهده گرفت و البته طرف مشورت منصورعباسی در بنا نهادن شهر بغداد هم بود.

اوج اقتدار خاندان برمک با انتخاب یحیی پسر خالد به کتابت و وزارت هارون در سال ۱۶۲ آغاز شد. در سال ۱۶۹ و به هنگامی که مهدی عباسی، هارون را به فرمانروایی تمامی سرزمین‌های غربی قلمرو خویش برگزید، تمام امور این منطقه در دستان یحیی قرار گرفت.

البته این یحیی بود که از استعفای هارون از جانشینی خلیفه به سود فرزند هادی، خلیفه عباسی، جلوگیری کرد و تا انجا بر این امر پای فشرد که در سال ۱۷۰ هارون را بر تخت خلافت نشاند.

یکی از دلایل کشتار برمیکیان رشک و حسد خلیفه،جانشینان وی و کسان فروتر از آنها بوده‌است.

خلیفه که از قدرت برمیکان هراسناک شده بود، تحت تاثیر بدگویی‌های اطرافیان قرار گرفته و دستور به کشتار برمکیان می‌دهد.

تمام مشاغل مهم دولتی در دست اطرافیان یحیی بود و همیشه بیست وپنج نفر از برمکیان مهمترین مشاغل لشکری و کشوری را بعهده داشتند.

شاهان دیگر کشورها برای آنها هدایایی می‌فرستادند و احترامی که برای آنها قایل بودند برای خلیفه معمول نمی‌داشتند و این موجب تحقیر هارون می‌گردید.

اقتدار برمکیان در واقع نمایش قدرت و نفوذ عنصر ایرانی در دستگاه عباسی بود . این چیزی نبود که اعراب و شخص خلیفه آن را بر تابند.

اشراف عرب و شخص خلیفه که از واگذاردن تمام قدرت به برمکیان پشیمان گشته بود ازآنان بیمناک و برای مقابله با این نفوذ، دست به کار شدند و در صدد محو آنان بر امدند.

  یعقوبی از تدارک چهارساله هارون برای انجام کودتایش علیه خاندان برمکی سخن می‌گوید.

از اشراف عرب نیز فضل بن ربیع و اسماعیل بن صبیح ، در این توطئه نقش اصلی را ایفا نمودند و با بدگویی‌های مداوم و دسیسه چینی‌های مکرر بر ضد برمکیان، زمینه‌های روانی لازم را برای سرنگونی آنان فراهم ساختند.

بنا به روایتی فضل بن ربیع افرادی از خدمتکاران درون منزل جعفر برمکی را به عنوان جاسوس به خدمت خود در آورده بود و از طریق انان به گرداوری خبر از کار برمکیان می‌پرداخت.

در کنار علت اصلی که همان درگیری دیرینه دو عنصر ایرانی و عرب بود،

دو اتهام بزرگ برای نابودی برمکیان به انان نسبت داده شد.

نخست پیوند انان با زندیقان و دوستیشان با ملحدان

و دیگری گرایش انان به سوی علویان،

  البته آزاد سازی یحیی بن عبدالله علوی که شورش او در طبرستان مدتها خواب را از چشمان هارون ربوده بود به دست جعفر بن یحیی برمکی، بهانه و دستاویز لازم را برای هارون فراهم ساخت تا از فرصت سود جسته و بهره کافی برد .

 بدین ترتیب بود که در سال ۱۸۷ با برگرفتن سر جعفر، تصفیه برمکیان اغاز شد و برای همیشه آنان از مدیریت اداری ، نظامی ، سیاسی خلافت عباسی بر کنار زده شدند.

مسعودی در کتاب  مروج الذهب  ماجرای قتل جعفر را چنین بیان می‌کند:

خلیفه پس از آنکه روز را در عیش و عشرت به پایان رسانید. خواجه خود یاسر را احضار و به او گفت حالا می روی نزد جعفر و در هر وضعیتی که باشد سر او را می بری و برای من می‌آوری.

یاسر که فوق العاده متعجب شده بود، از انجام ماموریت طفره رفت ولی در برابر دستور موکد هارون برای انجام ماموریت رفت و جعفر را دید که بزمی آراسته، وی را خواند و دستور خلیفه را اعلام کرد.

جعفر گفت خلیفه شوخی کرده‌است ولی یاسر قبول نکرد. گفت شاید مست بوده، یاسر باز هم قبول نکرد.

جعفر به یاسر گفت به پاس محبت هائی که بتو کرده‌ام بازگرد و به خلیفه بگو امرش را اجرا کردی اگر متاثر شد جان مرا خریده‌ای و اگر تاثری نیافت فردا امرش را اجرا کن.

یاسر گفت این کاری غیرممکن است !

جعفر گفت من بهمراه تو میآیم و می‌ایستم که جواب خلیفه را بشنوم.  یاسر پذیرفته و بر آن شیوه عمل کرد.

هارون برآشفت و بوی گفت سربریده جعفر را بیاور.  چون سر جعفر را پیش خلیفه نهادند.    خطاب به سر جعفر گلایه‌های بسیار کرد .

سپس دستور داد سر یاسر را نیز بزنند ! زیرا نمی‌تواند سر قاتل جعفر را ببیند.

همان شب هارون تمامی خدمتکاران جعفر را نیز کشت و صبح به نماز رفت !؟

هارون دستور داد، خانه‌های برمکیان ، یاران و بستگان آنها محاصره کنند. هیچ کس موفق به فرار نشد و اموال برمکیان توقیف شد.

 
خلفای عباسی  ،موالی، ایرانیان را از نزدیكان خود به حساب آوردند و جایگاه بزرگی در حكومت به آنان واگذار كردند.
 به این ترتیب وزیران و والیان را از بین آنان برگزیدند كه در نتیجه آن ایرانیان به اندیشه بلند پروازی افتادند تا شاید دوباره دوران كسری را زنده كنند.


هم زمان با اعتلای تدریجی خاندان برمك، مقام وزارت در دستگاه خلافت نیز اهمیت ویژه ‏ای پیدا كرد . زیرا قسمتی از قدرت اجرایی  بزرگ فرماندار عصر ساسانی را شامل می شد.
خالد بن برمك، بعد از واقعه كشته شدن ابوسلمه خلال ، مدت ها متولی دیوان جند و دیوان خراج خلیفه بود و همچنین در ولایات ایران به عنوان حاكم خلیفه اشتغال به كار داشت، کمکم به آنچه كه شغل وزارت خوانده می ‏شد، اعتباری خاص بخشید.
با آن كه در  روایت های مربوط به عهد هارون اجداد آنها  گبر  خوانده شده ‏اند و حتی معبد نوبهار بلخ كه اجداد برمك با نام عمومی برمك، برگرفته  از ریشه سنسكریت به معنی مهتر و رئیس یا  پرنگ  از ریشه زبان پهلوی  متولی آن بوده ‏اند، و به قولی معبد بودایی
شمار می‏ رفته است، هیكل مجوس و معبد زرتشت پنداشته ‏اند.

گفته شده كه جد یا پدر خالد، ظاهراً از آیین بودایی به اسلام گرویده است كه به احتمال قوی اعتراضی كه نیزک ترخان درگذشته
در 92 ق ، 710 م. به سبب ترك آیین اجداد بر جد خالد كرده،به احتمال زیاد همین ترك آیین بودایی بوده است كه در آن زمان در بین طوایف ترك، هیاطله طخارستان و سغد نیز رایج بوده است !؟

این كه بعضی از شاعران هجاگوی،برمکیان را به مجوس بودن منسوب كرده‏ اند، و همچنین رأی خالد در باب منع خلیفه از تخریب ایوان كسری که در نیز حمایت از مجوسیت تلقی شده ، از آن روست كه خالد و اجدادش به سبب انتساب به بلخ، ایرانی به حساب می ‏آمدند و به خاطر همین اصل ایرانی بودن، اعراب بغداد تمام اجداد  برمك  را گبر خوانده‏ اند.
به هر حال با آن كه احوال گذشته اجداد خالد نامعلوم است و  اخباری هم كه درباره پدر و جدش نقل شده خالی از تناقض و مبالغه به نظر نمی‏ آید، چنین فهمیده  می‏ شود كه خالد و برادرانش،سلیمان
و حسن، مسلمان بوده اند .
خالد خود از سرداران ابومسلم به حساب می‏ آمد و  در راه پیشرفت عباسیان جان فشانی های فراوانی كرده بود، توسط دو خلیفه عباسی سفاح و منصور، به وزارت برگزیده و مصدر كارهای مهم شد.
 فرزند خالد، یحیی، كه مردی اندیشمند و با تجربه بود، در دستگاه مهدی اعتبار زیادی پیدا كرد كه در لشكركشی هارون به بیزانس نیز شركت كرد.
 او همچنان بعد از مهدی، در فراهم آوردن خلافت هارون، نقش قابل ملاحظه ‏ای ایفا كرد.

هارون نیز وزارت خویش را كه یحیی به مدت هفده سال 170 - 187 ق. ، 786 - 803 م.  با قدرت و كفایت تمام در دست داشت، بدو تفویض نمود. پسرانش؛ جعفر و فضل نیز از همان اوایل كار در تصدی امر وزارت و امور مربوط به دیوان جند و خراج با او كمك می‏ كردند، مشاغل عمده دیگری نیز به فضل و جعفر واگذار می ‏شد كه این امر نشان از اعتماد فوق العاده خلیفه، نسبت به آن ها بود.


 در پایان یك سفر حج كه خلیفه به بغداد بازگشت، به طور غیر مترقبه ‏ای به این قدرت عاری از خلل پایان داد كه به این ترتیب سقوط برامكه همچون اعتلاءشان حیرت برانگیز شد.
هارون اندكی بعد از مراجعت از حج، حكم به قتل جعفر داد و بلافاصله بعد از آن فضل و برادرانش را هم توقیف كرد.
یحیی را نیز بازداشت نمود و اموالشان را مصادره كرد كه در نهایت، تمام برامكه جز محمد
برادر یحیی به شدت و خشونت تمام سركوب شدند.
این عقوبت سخت و سقوط ناگهانی به قدری سریع و بی مقدمه اتفاق افتاد كه فهم اسرار و شناخت اسباب آن برای تاریخ هنوز به صورت معمایی باقی مانده است.

 پیدا است كه برای چنین واقعه‏ ای نباید از یك عامل واحد سخن گفت:
- ثروت فوق العاده برمكیان،
- توجه و تكریم قابل ملاحظه عام در حق آنان
- علاقه ‏ی برمكیان در جلب عناصر شعوبی
-شوق برمكیان در نشر برخی آثار ایرانی،مانند كتاب كلیله و دمنه

 از جمله عواملی بودند كه در سرنگونی این طایفه نقش به سزایی داشتند.

 افزون بر این
- سیاست بالنسبه ملایم آنان در معامله با علویان
 
-  تحریك و سعایت مخالفانی همچون فضل بن ربیع در حق برمكیان، در ایجاد ناخرسندی خلیفه و در تحریك رشك و حرصش بر دارایی های برمكیان بی اثر نبوده است.


در هر حال، سقوط برمكیان، مانع از ادامه و استمرار نفوذ فرهنگ ایرانی در حكومت عباسی نشد و همین نفوذ تدریجی كه از عهد ابومسلم با دولت عباسیان پیوند یافته بود، عنصر مؤثر و زنده‏ایی به شمار می‏ آمد كه ایران پس از اسلام را برای بازگشت به تعادلی كه نهضت هایی همچون بابك و مازیار هم كه نتوانستند به اعاده آن كمك كنند، آماده سازد.


نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  کتیبه ی پئوتین گرایا  جشن انگور  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  فروبل  وبستر  بازی های بومی  بازی های ملی  زبان تاتی  ریشه ی واژه ی تات  پراگندکی تات درجهان  پراكندگی تات در ایران  TAT  sinzam  سینزم  سیزده به در  نقد  نقد کتاب آوای تات  نقد کتاب تاریخ و فرهنگ تات  زوز  مراسم  مراسم شب عید  مراسم روز عید  قاره کوچک  قاره  تحویل سال  سال  تحویل  زیاران  شهرستان  رودبار   رودبار شهرستان  نوروز در فرهنگ تات  علی میر دریک وندی  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  جشن انگور  انگور  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  انگور - کریم خان زند  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  بازی های محلی  بازی های محلی  بازی های محلی  شب  روستای زیاران  روستای زیاران 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ترانه های تاتی - تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394-04:53 ب.ظ

تاتی یک زبان است، زیرا کسی که اهل زبان نیست، برای گویش بدان، چاره ای جز آموزش ندارد. سخن بر سر ادبیات شفاهی تات است و نقد و بررسی آن .

جنبه های ادبی، زبانی، فکری، زیباشناسی و ... همان ادبیاتی که همه تات با آن آشنایی دیرینه دارند و آن را مونس تنهایی خود می دانند و با هم می خوانند :

اَزمون تَ دَس خاکایمون *

جالیز ون (کالیکون)، پستکایمون (پوستکایمون) *

سرمون بِزَند سَنگِ سر*

اِی کِمچیه خِمن بُومه *

خِمنون آدا چا *

چا چوما را وُویاش آدا *

وُویامون آدا دِرختِ *

درخت چوما را ولگش آدا *

ولگمون آدا بِزه *

بزه چوما را شیرش آدا *

شیرمون آدا قری ننه *

قری ننه چوما را گیردِیاش دِبست *

گیردیامون آدا مِلّا،

مِلّا چوما را دوویاش بیه و ...


من و تو، یار صمیمی و به هم وابسته ایم،

چون وابستگی پوست میوه (نوعی میوه از دسته خربزه) با خود میوه که تنها کارد یا چاقو ما را از هم جدا می کند،

سر خود را بر سنگی زدیم

و خون از سر ما بر روی سنگ ریخت،

آن خون را به چاه دادیم

 چاه به ما آب داد

و آب را به درخت دادیم

و درخت به ما برگ داد،

برگ را به بُز دادیم

و بز به ما شیر داد

و شیر را به پیرزن خانه (مادربزرگ) دادیم

و او برای ما نان پخت

و این نان را به ملای محل دادیم

و او برای ما دعا کرد و ...

در ادیبات شفاهی تات ترانه هایی به یک وزن و آهنگ داریم که بیشتر دو رکنی بوده و از نظر نوع هجا کاملا مطابق با یکدیگر نیستند و می توان گفت از وزن عروضی درست و قافیه سالم، برخوردار نیستند.

این ترانه ها قالبی چون دوبیتی دارند و از چهار مصراع تشکیل شده اند و قافیه در مصراع اول و دوم و چهارم اجباری و در مصراع سوم اختیاری است .

اما دوبیتی وزن مشخصی دارد و سه رکنی است. شامل مفاعلین مفاعیل (فعولن). البته دوبیتی یا فهلویات نیز در ابتدا از وزن عروضی درستی برخوردار نبوده و بعدها وزن منسجمی یافته اند.

مانند:

دِرَختون لاقَه لاقَه                                                             لاقاش پُرا چاقالِه


       اَی چَروا چَرا فِره                                                              چروای بِرون آغالِه

در این ترانه ها صداقت، یکدلی، سادگی اندیشه و سلاست زبان جلوه آشکار دارد.

این ترانه زبان حال عاشق است در ابراز عشق به معشوق:

جاجِیمِم باشِی لُوبون                                                         فَرِیکَه پَیَ گُوردِمُوم


        فَرِیکَه دَه وُنَیا                                                                 جا فِرِی پَیَ گُوردِمُوم

- جاجیم را بر لب بام افکنده ام و به دنبال مرغ خانگی می گردم.

جستجوی این مرغ بهانه ای بیش نیست، زیرا که من به دنبال آن پسر می گردم.

حَیاطِ بُونِ غُرغُریِ                                                           خَبَر مُورِجُورِ حُوری


       اِی تَوَقّوی اَز دِرِم                                                            دِل بوگوستیَرِم بُوری


این ترانه ها دارای احساسی ژرف است و از سر اخلاص، به اندازه ای که عاشق حاضر نیست معشوق را از خواب بیدار نماید .زیرا که لباس گرمی همراه ندارد و ممکن است دچار سرماخوردگی شود.

و نیز گاهی معشوق به کار کشاورزی و مزرعه داری مشغول است و با مرکب (قاطر و ...) گندم به خرمن می آورد، مورد ترحم عاشق است و عاشق بر قاطر نفرین می کند، زیرا کار آفتاب صورت او را سوزانده است و کار مداوم فرصت چاق کردن چپق را از او سلب نموده است:

آفِرَه کتیل گشِ                                                                  جِی رایون سَتَم کَشِ

حَرّومابِه کو قاطر                                                                مِنَرذِ چُپُق بِکَشِ

**


 قُربون بِشِم جاخاوی                                          دِلِمهِ بَرمِنا پابی 

  کمَرِیَ نِدِرِی                                                      مِتَرسِمِه ناچاقابِی                                    


  آنچه که در این ترانه ها بسیار جالب می نماید، ماهیت و جنس عاشق و معشوق است.

در این ترانه ها عاشق جنس مؤنث است و معشوق جنس مذکر، و این در ادبیات شفاهی اگر بی نظیر نباشد، کم نظیر است.

این ویژگی زبان تاتی در ادبیات شفاهی فرانسه نیز به چشم می خورد، و در آن جا نیز، جنس عاشق، مؤنث و جنس معشوق مذکر است.

در این ترانه ها عاشق به وصف معشوق می پردازد و داشته ها و زیبایی و ارزشهای او را وصف می کند، و خود را خوار و ذلیل او می داند و آرزوی آن دارد که طوق بندگی معشوق را بر گردن خویش بیاویزد.

به همین دلیل، این ترانه ها سراینده ای زن داشته اند و احساس موجود و نگاه متمرکز در این ترانه ها احساس و نگاهی زنانه و لطیف است. عاشق ابراز می کند، آرزوی وصال معشوق را دارد، اما افسوس که وصالی در کار نیست.

عدم وصال دو دلداده و عشق پاک موجود در این ترانه ها، عشق را آسمانی و شبیه به عشق عذری می کند و این نکته ای بس قابل تأمل است.

آرِ سَرَیّ گَندِم                                                                  خاکِ فَلَکِ سَر بَندِم

چِیَین دِلِمه بَرا                                                                  جا فِرِی جُشمون دِبَندِم

بر سر آسیاب دستی، مُشتی گندم ریخته ام و سرگرم آرد کردن آن هستم.

خاک بر سر این فلک عذار و دون که عزیزان را نابود می کند، و از این دنیا می برد.

چگونه قلبم راضی گردد و دل سپارم که چشمان او را پس از مرگ بر این دنیا ببندم


- در تمام این ترانه ها مورد خطاب پسر (فره) است و معشوق.

این سروده ها ترسیم کننده جامعه ای روستایی و کشاورزی هستند و سراینده برای معنی آفـرینی از ابــزار موجـود در جامعه خــود استفـاده می کند .


مانند: آلات کشاورزی کتیل (katil) جاجیم  ، جَنجَل janjal ، آرَه   سنگی ثابت در زیر، سنگی متحرک در رو با دسته ای چوبی برای چرخش سنگ رویی.                                                  


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نژاد ها و زبان ها ی ایران

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:شنبه 2 خرداد 1394-08:23 ب.ظ

پیش از ورود و استقرار آریایی ها،‌ نژادهای بومی ای در ایران زندگی می كردند. از جمله این نژادها می توان به نژادهای مدیترانه ای، ‌استرالیایی،‌ نگرویی و حامی اشاره كرد.

 اقوام عیلامی،‌ كاسی،‌ لولویی،‌ كادوسی و تپوری از اقوام مربوط به این نژادها بودند. 

ورود اقوام بیگانه مانند اقوام هند و اروپایی،‌ سامی،‌ عبری،‌ تورانی،‌ گرجی و چركسی ، (تازی ، عربی) ، مغول و ترکمان موجب افزایش تعداد نژادها در ایران شد.

 

در حال حاضر علاوه بر اقوامی كه به زبان فارسی ( فارسی نو با لهجه های یزدی ،کرمانی،تهرانی ،مشهدی،و....)صحبت می كنند، گروه های نژادی دیگر از نظر زبانی كه به آن تكلم می كنند به شش دسته تقسیم می شوند:

 ترکمانان :

 این مردمان بیشتر در شمال استان خراسان و شرق استان مازندران زندگی می كنند و از نظر شكل ظاهری شبیه به مردم چین و مغولستان هستند و در واقع از بقایای مهاجمانی كه پیش از این به ایران حمله كرده اند،‌ هستند.

تركمنان علاوه بر اقامتگاه های دایمی دارای خیمه هایی هستند كه هنگام كوچ برپا می كنند. طوایف مهم تركمنان شامل كوكلان و یموت (شامل تیره های جعفربای و اتابای) می شوند.

ترک زبانان :

ین مردمان در بیشتر نقاط ایران پراكنده اند و بیشتر در منطقه آذربایجان زندگی می كنند. 

بیشتر ترک زبان ها ایرانی و از نژاد سفید ،جوگندمی و سبزه هستند،اما به دلیل سلطه ی قبایل ترک درایران و ارتباط با آنها و... زبان آنان از آذری پهلوی به  تركی تغییر یافته است. آنان از شاخه های اصیل آریایی هستند كه در طول تاریخ بر اثر آمیزش با تركان عثمانی، ترکان مغول ، جغتایی، آلتایی و غز و تیره های گرجی و قفقازی تغییرات زیادی در زبان آنها ایجاد شده است.


 ایلات ترك زبان :

قشقایی ،‌ ایل سون (شاهسون) ،‌ ارسبارانی و خلخالی.

 برخی قشقایی ها را از طوایف مغول و برخی از طوایف قدیمی آسیای صغیر (خلج) می دانند. اجداد قشقایی ها در ابتدا در قفقاز زندگی می كرده اند.

تیره های مهم قشقایی عبارت است از: كشكولی ،‌ دره شولی و شش بلوكی هستند. 

قشقایی ها در فارس سكونت دارند.

ایلات خمسه كه در این ناحیه زندگی می كنند اینانلو،‌ بهارلو و نفر هستند.


 

کرد  ها :

نژاد كرد كه تعداد آنها حدود پنج میلیون نفر تخمین زده می شود در ایران،‌ عراق، ، سوریه ،تركیه و قفقاز زندگی می كنند.

 در ایران بزرگ ترین مركز تمركز كردها اردلان است كه شامل آذربایجان غربی و كردستان است.

 زبان کردی به همراه زبان تاتی ، باز مانده ی  زبان مادی است كه  از تیره هند و اروپایی  منشعب می شود.

طوایف كرد عبارتند از:  مكری ،‌ گوران ،‌ كلهر ،‌ سنجابی ،‌ قبادی ، زعفرانلو ، شادلو


لرها :

لرها در غرب رشته كوه های زاگرس و جنوب كردستان زندگی می كنند .

طوایف مهم لر عبارتند از: سگوند،‌ ممسنی،‌ لك، عشایر كهكیلویه و بویراحمد و بختیاری ها.

بختیاری ها ایلات كوچ كننده ای هستند كه از نظر تعداد افراد كوچ کننده در ایران مقام اول را دارا هستند.  بختیاری ها به دو ایل بزرگ هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم می شوند.

 همچنین به چند تیره مانند دوركی، باباوی، راكی،‌ بختیاری وند، دنیاران، بانكی و ... تقسیم می شوند. 

 

عرب زبانان :

 عرب زبانان در خوزستان و ساحل و جزیره های خلیج فارس ساكنند.

اینان بر اثر مجاورت با كشورهای همسایه ی عرب زبان، پیوندهای نژادی و زبانی با آنان دارند.

 از ایلات عرب می توان به بنی طرف، بنی كعب، آل خمیس،‌ آل حمیر،‌ آل كثیر، صابیان،‌ بنی صالح و بنی تمیم اشاره كرد.


بلوچ ها :

اگرچه بیشتر بلوچ ها در بلوچستان ساكن هستند،‌ اما تعدادی از آنها نیز در سیستان، كرمان و كشور پاكستان زندگی می كنند.

بلوچ ها به شیوه های مختلف امرار معاش می كنند.

 طوایف مهم بلوچ عبارتند از:

یاراحمدزایی ، میرعبدی  ، نارویی ، ریگی ، مارانی  ،  مرادانی. 

آنان ازباز مانده های بلوچ های باستانی براهویی هستند كه با ورود آریایی ها، به جنوب شرقی ایران رانده شدند.

به دلیل ناکافی بودن ،این نوشتار ،شایسته است ،خوانندگان گرامی به توضیح کوتاه زیر توجه نمایند:

افزون برمردمانی که به زبان ها ی یاد شده سخن میرانند ، مردمان دیگری هستند، که دارای سابقه سکونت کهن تر و زبانی بسیار قدیمی به درازای تاریخ ایران زمین دارند،و به زبان های دیگری ، چون تاتی (مادی) ،گیلکی ،مازنی ،تالشی، مراغی و ... سخن می گویند.

 زبان های یاد شده، در این تقسیم بندی  به دلیل نزدیکی آوایی و واژگانی به فارسی نو ،در گروه زبان فارسی منظور شده اند.

اما از نظر قدمت تاریخی و داشتن واژه های اصیل وکهن و نیز شاخصه های دانش زبان شناسی ، زبان های اخیر جزو زبان های باستان و در گروه مادی  قرار می گیرند.



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  واژه ی سیادن - سیادنیج  روستای خروزان  قرقسین  روستای قرقسین  سوری  چهارشنبه سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  صلیب شکسته  سواستیکا  چلیپا گردونه مهر  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  جعفر نقال مستند دانلود  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  سایكل توریست  مراسم برداشت انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  ایران  الموت  رودبار ؛ مراغی ها  استان آذر بایجان شرقی  انگور - کریم خان زند  انگور - کریم خان زند  کتیبه ی پئوتین گرایا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طولانی ترین امپراتوری در ایران باستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 16 آذر 1393-08:28 ب.ظ

  • شاهنشاهی اشکانی، بلند مدت ترین حکومت تاریخ ایران محسوب می شود.

     اشکانیان (۲۵۰ پ. م ۲۲۴ م.) که از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طایفه های وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای حدود باختر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. 

    این امپراتوری در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس توسعه یافت. 

    حکومت اشکانی در اثر اختلافات داخلی و جنگ‌های خارجی در مدت پنج قرن در شرق و غرب به تدریج ضعیف شد و  سر انجام به دست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید.

    اشکانیان به یاری و پشتیبانی بزرگانی که مانند خود آن‌ها از تیرهٔ ایرانی شمالی داهه بودند، با سربازگیری و لشکرکشی، نخست بر بخش پارت چیره شدند و پس از آن به گشودن سراسر ایران پرداختندو دولت ایرانی تازه‌ای به میان آوردند و باز هم آداب و آیین هخامنشی و ایرانی را رواج دادند. 

    به عقیده یوزف ولسکی، ارشک (اشک) در سالهای ۲۳۸/۲۳۹ پیش از میلاد و در زمان پادشاهی سلوکوس دوم کالینیکوس به پارت یورش برد و بر آندراگوراس پیروز شد، سپس بر هیرکانی (گرگان) تاخت و آنجا را تسخیر نمود و شالوده‌های دستگاه اشکانی و پادشاهی پارت‌ها را پی ریزی نمود.

    وی در آساک واقع در استاونه(آستوئن) در بخش شمالی قلمرو پارت که نِسا هم در آن بود تاجگذاری کرد.                          سلوکوس دوم برای باز پس گیری سرزمینهای از دست رفته پادشاهی سلوکی دست به لشکر کشی به بخش‌های شمال شرقی ایران زد، در تلاش برای دست یافتن به این هدف با دیودوتوس یکم شاه یونانی - بلخی پیمان یگانگی بست اما با مرگ دیودوتوس یکم و تغییر سیاست جانشین او، دیودوتوس دوم، با اشک یکم متحد شد، سلوکوس دوم تنها ماند.                                             اشک یکم به روش استپ نشینان به درون استپ ها پس نشست تا شاید در دشت های هموار آنجا از سواره نظامش بهتر بهره گیرد و سپس وارد نبرد شد. نتیجه نبرد پیروزی اشک یکم بود. از آن پس پارت‌ها این روز را به عنوان روز استقلال جشن گرفتند.                                                                                                                                                                      اشک دوم پس از پدر در سال ۲۱۷ پیش از میلاد بر تخت پادشاهی نشست و روند گسترش قلمرو اشکانی را ادامه داد، وی اکباتان را نیز به قلمرو اشکانی افزود. در واکنش به این امر آنتیوخوس سوم پس از در هم شکستن شورش ساتراپ های باختر ایران رهسپار خاور شد و....

  • پس از فتح ایران به دست اسکندر مقدونی و مرگ او، ایران به سلوکوس سردار مقدونی رسید؛ نخستین برخورد او با همسایگان ایران در مرزهای جنوب شرقی روی داد که نتیجه آن واگذاری بخش خاوری ایران به چاندراگوپتا پادشاه هند از سلسله مائوریا بود.                                                                                                                                                                در حدود ۲۸۱ پیش از میلاد اقوام بربر (به گفته منابع یونانی) به شمال شرقی ایران یورش بردند و شماری از شهرها از جمله چند مهاجرنشین یونانی را ویران ساختند.                                                                                                               آنتیوخوس یکم پس از دفع این یورشها شمار مهاجرنشینان یونانی را افزایش داد و مرگیان را به صورت سنگر و بارویی درآورد، همچنین دو لشکر کشی به مرزهای شمال شرقی ایران انجام داد،                                                                                   یکی دریایی به فرماندهی پاتروکلس در امتداد کرانه‌های خاوری دریای مازندران و دیگری زمینی به فرماندهی دموداماس به آن سوی سیردریا (سیحون) که به تأسیس دو استان آنتیوکیس و سلوکیس انجامید.                                                                  در ۲۵۰ پیش از میلاد آندراگوراس شَهرَب پارت و دیودوتوس شَهرَب (ساتراپی) باکتریا (بلخ) اعلام استقلال نمودند؛ دیودوتوس خود را شاه خواند و قلمرو یونانی - بلخی را تأسیس نمود.

  • قدرت نخست از غرب و جنوب‌غربی به سوی شمال کشور، جابجا شد و مردم آن‌جا (شمال‌شرق) صفات ایرانی را پاک‌تر نگه داشته بودند. بنابر این دولت اشکانی با وجود رنگ یونانی اندکی که داشت، از دیدگاه ایرانی بودن حتا پاک‌تر از دولت هخامنشی بود.

  • اختلافات خانوادگی ، عدم تمرکز آن را مخاطره آمیزتر می‌کرد و مخالفت موبدان زرتشتی که سیاست تسامح و اغماض دینی  اشکانیان را به نظر مخالفت می‌دیدند ، از عوامل انحطاط دولت اشکانیان شد .

  • در عهد اشکانی جنگ‌های ایران و روم آغاز شد.                                                                                                 حاصل عمده فرمانروایی اشکانیان :  رهایی کشورایران از سلطهٔ همه جانبهٔ یونانی                                                            نابودی اندیشه های ضد میهن پرستی وضد ایران گرائی                                                                                                   حفظ تمدن ایران از تهاجم ویرانگر طوایف مرزهای شرقی                                                                                       حفظ تمامیت ایران در مقابل تجاوز خزنده روم به جانب شرق                                                                                           

  • نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پَرثَوَه آمده‌است که به زبان پارتی پهلوی گفته می‌شود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می‌توان خواند.                                                                  ایالت پارتی‌ها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای مازندران و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود می‌شد.                                                                                                              قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای مازندران می‌زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند.

  • از به تخت نشستن ارشک اول (248 پ م) تا سرنگونی اردوان چهارم به دست اردشیر پابکان (226 ب م)، اشکانیان به مدت 476 سال به تمام یا قسمتی از ایران فعلی و سرزمینهای پهناور دیگری در حاشیه فلات ایران حکومت کردند.                           



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  انگور  انگور درختی دارویی  انگور - کریم خان زند  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  کتیبه ی پئوتین گرایا  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  فروبل  وبستر  بازی های بومی  بازی های محلی  زبان تاتی  ریشه ی واژه ی تات  پراگندکی تات درجهان  TAT  تات  سینزم  سیزده به در  بازی های نوروزی  نقد کتاب آوای تات  نقد کتاب تاریخ و فرهنگ تات  شب  زوز  عید  مراسم شب عید  قاره کوچک  کوچک  قاره  سال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  باشگل  حیاط وحش  حیاط وحش  حیاط وحش  ساختمان میراث فرهنگی  میل خرم آباد شهرستان تاکستان  ابراهیم آباد  ابراهیم آباد  تپه های  تمدن های باستانی ایران  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  مستند موسیقی تاتی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سلسله های پادشاهی ایران باستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393-09:46 ق.ظ

  
ماد          آغاز قرن هشتم-550ق.م    بنیان گذار:دیااکو      شهریاربزرگ: هوخشتره     

هخامنشی     559-330 ق.م            بنیانگذار:کورش بزرگ      شهریاربزرگ: داریوش بزرگ 

سلوکیان     330-129 ق.م        بنیانگذار:سلوکوس یکم

اشکانیان     256ق.م-224م بنیانگذار : اشک یکم   شهریاربزرگ:مهردادیکم،مهرداد دوم،ارد(اشک13)

ساسانیان    224م-652م     بنیانگذار: اردشیر بابکان  شهریاربزرک:شاپوریکم،شاپور دوم،انوشیروان دادگر






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ماه های سال در گاهشماری ایرانی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 23 اسفند 1392-10:01 ق.ظ

ماه های سال در گاهشماری ایرانی : نام ماه های سال در گاهشماری ایرانی به زبان پهلوی است.هر ماه به نامی بسیار زیبا ومعنای خوشتر آراسته است.
فروردین :به معنی آغاز رویش وزایش رستنی ها
اردیبهشت:دراین ماه جهان همانند بهشت است زیرا خرم وسرسبز است. ارد+بهشت-------ارد=مانند
خرداد:دهنده وبخشنده  خورها=خوبیها
،خورش ها و روزی.دراین ماه مردمان از گندم ،جو ،میوه و...بهرمند می شوند.
تیر:تیغ آفتاب چون تیری برزمین فرود می آید و جو و گندم برداشت شده ومیان کشاورزان تقسیم می گردد.
مرداد:خاک بهره ها و میوه های را به کمال رسانیده وبه انسان تقدیم می کند.
شهریور:ریو دخل پادشاهان . زیرا در این ماه شاهان مالیات و خراج خویش را ازبرزگران می ستانند.
مهر:ماه مهربانی وشادی . مردمان به یکدیگر مهربانی کنند و هرچه از غله و میوه دارند
،بین هم تقسیم نموده وباهم می خورند
آبان: آب ها. زیرا باران و بارش های جوی زیاذت یابد و آب ها فزونی گیرد و مردم کشتزارها را آبیاری کنند.
آذر: ماه آتش
، آذر =آتش ، دراین ماه هوا سردگشته و مردم به آتش نیاز دارند.
دی :یعنی دیو
، ماه سختی و سرما و درشتی .زمین از خرمی ها به دور ماند.
بهمن: بهمان صورت
، بهمن ماه از نظر سردی و خشکی و خشونت چون دی است.
اسفند: از ریشه پهلوی اسپندارمذ
،اسفندارمذ  .اسفند در زبان پهلوی یعنی میوه. دراین ماه خرمی و سرسبزی آغاز گردد و میوه ها وگیاهان دمیدن گیرند.
برگرفته از کتاب (نوروزنامه )خیام نیشابوری دانشمند بزرگ ایرانی در ریاضی
،پزشکی ،ستاره شناسی، رباعی سرایی ،فلسفه و...


نوع مطلب : تپه شیزر  تپه ی باستانی شیزر  سوری  چهارشنبه سوری  چهار شنبه  آداب و رسوم  شب یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  ایران جهان  جهان  ایران  رودبار ؛ مراغی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

باغ های انگور تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 23 اسفند 1392-08:51 ق.ظ

باغ های انگور تاکستان : از گذشته های دور درشهرستان تاکستان به دلیل گستردگی باغ ها ،تنوع در نو ع وکیفیت انگورها،طرز کشت آن و پراکنندکی جغرافیایی تقسیم بندی هایی به نام پند یا بند صورت گرفته است.این کار به آن جهت بوده است که کشاورزان و باغداران به راحتی مسیر ومنطقه باغ یا کشتزار خویش را تشخیص دهند و یا در صورت نیاز به دیگران معرفی نمایند. افزون بر آن محصول به دست آمده را از نظر کمی ،کیفی و نوع آن مشخص نمایند.ونیز دسترسی به آب ،نوع خاک و....
برهمین اساس پند قرق :یعنی باغ های منطقه ی قرق -پنددلاور:یعنی باغ های منطقه دلاور و......
نامی ترین نواحی باغی تاکستان:
قرق ( qoroq ):منطقه ای از باغهای بسیار مرغوب تاکستان که در ناحیه جنوب باختری قرار دارد.درختان آن دربرابر سرما کمتر آسیب می بینند.انگور آن زردطلایی و بسیار خوش مزه است.
چمنون  (Chamanon ): چمن زار ها ،باغ های در مسیر قرق با انگور های خوش طعم که از قدیم به شکرپاره مشهور بوده است.
رویابار (Ruyabar ):رودبار ،درمسیر این باغ ها
،همواره رودی یا نهری در مسیر حرکت باغداران و چارپایان آنها جاری بوده است.
لرگه ( Loge ):نخستین باغ هادر ابتدای را ه اک .درگذشته ایل های لر در همین ناحیه اتراق داشته اند.
پسبند (Pasband ):پساز باغ های لرگه ورویابار وشرشرک قرار دارد و نواحی اطراف پل دوم جاده اک
شرشرک (Shorhsorak ):باغهایی بالاتر ازمنطقه رویابار
، آبشار کوچک یا نهری داشته که آب آن ازبلندی به پایین سرازیر می شده وصدای زیبای شرشر آن به گوش می رسیده است.
عسلک (Asalak ):عسل کوچک ب
،اغ هایی که در نواحی جنوبی تاکستان است .انگورهای دانه ریز آن چون عسل شیرین است.
چل قونبون ( Chel gombon ):چهل گنبدان:به منطقه مسکونی یا بنای تاریخی اشاره دارد که گنبد های زیادی دارد. امروز از آن بناها اثری نیست اما هنور هم این نام بخشی از باغها را معرفی میکند.
پند یایتخت :پایتخته رزون
  ( payetakhte Razonباغ هایی درابتدای جاده خرم ابادکه به باغ های پایتخت مشهور است.و ان به این سبب است که شاه عباس بزرک صفوی در یکی از سفرهای تفریحی خود مدتی دراین منطقه اردو زده و به شکار وتفریح پرداخته است .
و نیز باغهای منطقه ی : اکه را ( Ake ra )، دیارراه ( Dor Rah )، خرامباده را  ( Khorambade ra )، شرراه ( Shar rah )، ملک آلا ( Maleke ala )، اصغر حویه  (Asghare Hoyye )، دلاوربند  (Delaware band )کلی رزون  (Kalli Razon )، فنی رزون  (Feni Razon )، ا ل له جار ( alale Gar )(آلاله زار،لاله زار )  ،پنبه جارون (  Panbe Garon)(پنبه زار)، شش داغون ( SHesh Daghon )، سنگه زمین (Sange Zemin )، نرگه را ( Narge Raسرآسیا  (Sar Asia )، خندا دشت  GHanda Dasht )، تپی ور (Tappi Warجنگل حویه (Gangale Hoyye )، خربزه جالیزگاه (KHarboze Galizgah ) ، ده بند(Dah Band شاقلی زمین( SHagoli Zminخروش پند ( Kharosh Pandقنبر پند(Gambare Pand )، حسن پند(Hasane Pand )،  ( فتح اله پند  PandFatalla  )، روخونی سر( RoKHoni Sar )   ،لاتون (Latton) ، مرم شا تپه( Maram Sha Tappe)  ، سلکه تپه (زلکه تپه ) ( Solake Tappe -Zolake Tappe)  ،اکه چول ( Ake CHol) ، شورجه( Shorge) و ............



نوع مطلب : تپه شیزر  تپه ی باستانی شیزر  شعبان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  چهارشنبه سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  زبان تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه باستانی خندا  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  پیر  بقعه پیر  حنفیه  حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   ایران جهان  جهان  ایران  رودبار ؛ مراغی ها  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

واژه ی سیادن - سیادنیج

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:شنبه 17 اسفند 1392-08:00 ق.ظ

واژه ی سیادن - سیادنیج : نام کهن و تاریخی تاکستان ، (سیادن ) است .این نام در برخی از نوشته ها بصورت ساده ،سیاده،سادهان ،سیادهن ،سیادهان ثبت شده است. هنوز هم چون گذشته های دور از سوی مردمان این شهرستان و شهرها و آبادی های اطراف این شهر  سیادن و اهالی و ساکنان این سرزمین سیادنیج خوانده می شوند.اما نسل امروز با واژه ی تاکستان آشناست.
در باره واژه سیادن ایده ها و نظریه های زیادی وجود دارد .نویسنده تنها به برخی از مهمترین نظریه ها اشاره می نماید:
1-سیادن ازنام سنگی به نام ( ابی سی دین )که حدود12000سال پیش در این منطقه یافت و استخراج می شده است ،گرفته شده است.
سنگ ابسیدین محور کهنترین مبادلات تجاری و فرهنگی و تکنولوژی در قاره آسیا بوده است. این نوع سنگ در ساخت وساز های گوناگون چون ابزار زندگی ،کار ،شکار ،دفاع و...گاربرد داشته است.معادن این سنگ در ---کشورایران : تاکستان
،ساوه،ارومیه  ،بصیران   ---کشور ترکیه :اطراف دریاچه وان،حوزه مدیترانه،آناتولی مرکزی
2-درگذشته های دور قبیله ای مشهور به قوم سا از پیروان کیش بلقیس به سبب های گوناگون چون سیل و ویرانی خانه وکاشانه و...از زادگاه خود آواره شده و به دستور پادشاه وقت ایران در سرزمینی که امروزه تاکستان نامیده می شود ،سکونت یافتند. آنان نام خود را براین سرزمین نهادند(ساده).در زمانهای بعد به واسطه ی وجود محله های بسیار سادهان،سیادهان خوانده شد.

3-سیادهن بر وزن رودهن و بومهن به دلیل وجود دشت های سرسبز و جنگل های انبوه به این نام خوانده شده است. زیرا که سایه سار جنگل های آن از دور به سیاهی می گراییده است و....

4-سیادن از نام دژهای کهن این سرزمین که در عصر مادها وپیش ازآن دراین منطقه جود داشته وامروز اثری از آنها نیست گرفته شده باشد.سیادن از دژ سیبار -اسفرورین از دژ ساپاردا - سگز آباد از دژ ساگبت -و....

5-دریدژ مرکز اولیه تاکستان بوده  و چون در مسیر سه راه ایدژ  ،آدژ ،قلعه دژ قرار داشته است ،به سه دژ موسوم شده است . در طول زمان سه دژ به سه دژان مشهور شد وپس از یورشاعراب بیابان گرد و رایج شدن خط و الفبای عربی به جای فارسی،حرف (ژ) به (ه)تبدیل  و سه دژان بصورت سه ده ،سه دهن ،سه دهان سیادهان و... درآمد.
و..........



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جمعیت زبانی تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 8 اسفند 1392-11:47 ق.ظ

جمعیت زبانی تاکستان :در شهرستان تاکستان طایفه ی بزرگ رحمانی وطاهرخانی بیشترین جمعیت شهر را تشکیل می  دهند . افزون بر آنها  فامیل شقاقی ،شقاقی مقدم ،ایزدی ،ایزدیان ،آذری ،آذزکیش ،صمدی ،بابااولادی ،اسدی ،سلیمانی ،محمدزاده ،گل بابا ،رحمانی راد ،رحمانی فرد ،رحمانی پور ،پور رحمانی ،عظیمی ،طاهری ،طاهریان ،طاهریها ،طاهرپوران و....زندگی می کنند که به زبان شیرین تاتی سخن می گویند.
از دیگر طایفه ها
،می توان به ترکاشوند ،کریمی ،حقیقت منش ،راد ،ابراهیمی ،جمالی ،جدلی ،کرمی ،جلیلی ،جلیلوند ،کاکاوند،قاسمی،هدایتی و ....اشاره کرد.
بشتر مهاجران از شهر ها و روستا های استان های ترک نشین کشور و یا روستاها و بخش های شهرستان تاکستان و نیز از استانهای کرد نشین چون کردستان و کرمانشاه می باشند و این علاوه بر مهاجرت هایی است که در دوره شاه عباس بزرگ
صفوی،نادرشاه افشار،کریم خان زند و رضاشاه پهلوی صورت گرفته است .تعداد اندکی از مهاجرت ها نیز مربوط به استان های شمالی کشور چون مازندران ،گیلان ،گلستان و...می باشد.
شمار اندکی از ملیت های گوناگون مانند مهاجران عراقی
،کارشناسان و فنی کاران  کشور های غربی یا شرقی در این شهر زندگی می کنند و در گارگاه ها و شرکت های تولیدی سرگرم کار و فعالیت هستند.
زبان رایج در  تاکستان  زبان تاتی  و فارسی است و برخی از مردم علاوه بر آن بر زبان کردی یا ترکی نیزتسلط دارند. بیشتر مردم ترک
، کرد ،گیلک  و تبری زبان تاتی را به خوبی می فهمند و به این زبان سخن می رانند.
بر اثر روند آگاهی رسانی رسانه ای و همگون سازی ناشی از آن و نیز وجود دانشگا ه های آزاد  و پیام نور و .....و شهرک های صنعتی  زبان تاتی دستخوش  دگرگونی های فزاینده ای  شده است .
و......




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:سه شنبه 6 اسفند 1392-05:20 ب.ظ

تاریخچه تقسیمات اداری و سیاسی شهرستان تاکستان : در سال 1316  خورشیدی همزمان با تشکیل بخش های کشور ،بخشی نیز شامل تاکستان و ضیاء آباد تحت عنوان بخش ضیاء آباد در ضیاءآباد تشکیل گردید.  درسال 1317 به دلیل فراوانی باغ های انگور  و تنوع گونه های آن ،به دستور رضاشاه و به همت فرهنگستان زبان ،نام آن از  سیادن siyaden به  تاکستان Takestan  یعنی شهر انگور Grape City  تغییر یافت.دوسال پس شکل گیری بخشداری،دفتر بخشداری مرکزی به دلایلی چند به تاکستان منتقل گردید .تاکستان  درسال 1337 خورشیدی دارای شهرداری شد .در سال 1341 رسما نام بخش ازضیاءآباد به تاکستان تغییر داده شدو در سال1359 نام بخشداری مزبور به بخشداری مرکزی تاکستان نامور گردید و در همین سال از شهرستان قزوین جدا شد و شهرستان تاکستان شکل گرفت.

 نام کهن  و قدیمی این شهر در متون کهن از جمله کتیبه پئوتین گرایا که به زبان یونانی قدیم است و اکنون در موزه شهر وین کشور اتریش نگهداری می شود و به دوره هخامنشیان تعلق دارد، سیادن siyaden  ذکر شده است .  
 درسال 1365 تاکستان به عنوان بخش مرکزی و یک شهرستان مستقل در استان زنجان به ایفای نقش می پردازد. درسال 1370 دگرگونی های گسترده ای در تقسیمات اداری و سیاسی شهرستان تاکستان روی می دهد. زیرا که در این روند  دهستان های ایلات  ،قاقازان خاوری و باختری از تاکستان جدا شده و به قزوین پیوست! شهرستان تاکستان دارای 2بخش مرکزی و بخش ضیاءآباد  و 7دهستان به نام افشاریه ،دودانگه پایین  ،دودانگه بالا ،رامند شمالی  ،قاقازان شرقی و غربی و نرگه شد .
در سال 1376 این شهرستان از استان زنجان جدا و به قزوین پیوست تا استان قزوین تاسیس گردد. در این هنگام تاکستان دارای 3 بخش مرکزی ،ضیاءآباد ،خرمدشت و 7 دهستان بود اما چند ماه بعد دارای 4 بخش و 9 دهستان گردید.
اکنون شهرستان تاکستان دارای 4 بخش مرکزی ،ضیاءآباد ،خرمدشت و اسفرورین و 9 دهستان و 133 روستا می باشد .در بخش مرکزی  ،شهر تاکستان و در بخش اسفرورین  ،شهر اسفرورین و در دهستان اک  ،روستای قرقسین  ،خروزان و محمودآباد به زبان شیرین تاتی سخن می گویند و در روستای شارین و ولازگرد به تاتی و ترکی سخن می رانند. و.........



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زبان تاتی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 4 اسفند 1392-08:09 ب.ظ

زبان  تاتی : زبان یکی از ویژگیهای مهم انسان است که محصول زندگی اجتمایی او بوده و هر جا که انسان ها زیسته اند،وجود زبان هم اجتناب ناپذیربوده است .زبان دریچه ای است رو به جهان ،انسان از طریق زبان با دیگران ارتباط برقرار می کند و ذر بستر کاربرد زبان خود را بیان می کند.
زبان تاتی از گروه زبان های شمال غربی و از ریشه زبان مادی است . زبان مادی نیز از گروه زبان های هندوایرانی و آنهم از گروه زبانهای هندو اروپایی است . 

زبان تاتی که در سرزمینی که میان رود ارس درشمال و سمنان و سنگسر درخاور و حدود ساوه و همدان و تاکستان در جنوب و غرب گسترده است با یکدیگر رابطه ی قوی دارند و بیشتر آنها را می توان در یک گروه بشمار آورد.
پروفسور هنینگ در این باره می نویسد: زبان تاتی به لهجه ی تاکستانی از جهتی با سمنانی و از جهتی با تالشی شبیه است.برخی گمان برده اند که لهجه ی زازا که لهجه ای از زبان کردی است و شباهت و نزدیکی زیادی با زبان تاتی وتالشی دارد ،از لهجه های مردم کوه نشین دیلم بوده و بعدها به غرب رفته است.بنابراین می توان هرزنی ،گرنیکانی ،خلخالی ،تالشی ،زازا ،تاکستانی و سمنانی را یک رشته از زبان ها و لهجه های پیوسته شمرد که از طرفی با لهجه های دیگر سواحل دریای کاسپین و از سویی دیگر با لهجه هی مرکزی اتباط می یافته است.
دکتر احسان یارشاطردر باره زبان تاتی مینویسد:از آنجا که زبان تاتی در محدوده ی سرزمین ماد    قدیم قرار دارد و قواعد صوتی و دستوری آنها نیز منافاتی با آنچه که از زبان مادی می دانیم ،ندارد.بجا خواهد بود که این زبان را به جای تاتی که ظاهرا ترک ها مصطلح کرده اند زبان مادی بخوانیم.
 م . دیاکونوف در کتاب تاریخ ماد می نویسد : مادها قومی بوده اند آریایی ساکن شمال و باختر ایران و تاکستان (سیادن siyaden) از نظر جغرافیایی ناحیه ای بزرگ و وسیعی بوده که در عصر مادها در مرکز ماد بزرگ (سفلی ) قرار داشته است .
بنابر این می توان گفت که مادها که هرودت مورخ یونانی از آنها یاد می کند و طایفه های مشهور آنها را بر می شمارد ،دراین ناحیه  سکونت داشته اند و به زبانی سخن می گفته اند که امروز به زبان تاتی مشهور است . 
عباس طاهری در باره زبان تاتی تاکستان می نویسد : تاتی تاکستان یکی از گویش های بسیار قدیمی و پیشینه دار است . این امر با توجه به پیشینه تاریخی این گویش و نز دیکی ساختمان نحوی و آوایی آن با زبان های کهن ایرانی مانند پهلوی و فارسی باستان و مادی قابل اثبات می باشد .
و....................
برای آگاهی بیشتر به  :  کتاب  تاریخ  و  فرهنگ  تات ( بهمن رحمانی )
                                بررسی گویش تاتی تاکستان(عباس طاهری)
                                زبان ها و لهجه های ایرانی ( ایران کلباسی)  و...... مراجعه کنید.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بازی های نوروزی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 27 بهمن 1392-07:19 ب.ظ

بازی های نوزوزی :  نوجوانان و جوانان سرزمین های تات از تاکستان ،خوزنین، سگزآباد،ابراهیم آباد،شال اشتهارد،سنخواست تا.....................دریکی دو هفته باقی مانده به سال جدید و نیز در تعطیلی های نوروز

 تاپایان روز سیزده بدر  در کوچه و برزن به بازی های گوناگون سرگرم می گردند.
از جمله بازی ها می توان به :                                                                                                    کرخا وازی  karxa vazi   تله وازی  telle vazi    نشقزا بشقرا   nashgara beshgara     چارتوپ  char top   دارک darak و......اشاره کرد. اما  کرخا وازی و تله وازی در نوروز طرفداران بیشتری دارد.
کرخا وازی در فاسی نو تخم مرغ بازی خوانده می شود .این بازی بسیار زیبا و شیرین است و بسته به شرایط اول بازی به چند صورت انجام می گردد.مانند سربه سر  یا دو سر و........                                       در حالت نخست به قید قرعه بازیکن اول سر تخم مرغ را رو به بالا و درمشت نگه می داردودیگری با سر تخم مرغ به آرامی به آن ضربه میزند.اگر تخم مرغ زیرین شکست ، برنده است وتخم مرغ رقیب را به عنوان جایزه دریافت می کند. اگر تخم مرغ خودش شکست بازنده خواهد بود و اگر اتفاقی نیفتاد بازی را نفر دوم پیگیری می کند. و......
برای آشنایی بیشتر با بازی ها و روش اجرای آنها و نیز آگاهی از هدف های جسمانی و تربیتی هر بازی به فصل چهارم ( فرهنگ فولکلوریک ) از کتاب تاریخ و فرهنگ تات  پژوهش و نگارش بهمن رحمانی(مدیر این سایت ) مراجعه کنید.


نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لوکه ویجینه loke vigine

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 25 بهمن 1392-11:02 ق.ظ

لوکه ویجینه loke vigine : از رسوم کهن سرزمین تات ها لوکه ویجینه نام دارد. این رسم در خانه های قدیمی که سقف اتاق ها گنبدی بود و میانه های گنبد سوراخی داشت اجرا می شد.        در شب های عید داماد شالی را که از پشم گوسفند بافته می شدو درازای آن به 2 تا 3 متر و گاهی بیشتر می رسید، بر کمر داشت به پشت بام خانه می رفت وشالش را از شکاف گنبد خانه ها که برای تهویه هوا  و شاید روشنایی درون خانه بنا شده بود ،به درون خانه آویزان می کرد و اهل خانه هدایایی به عنوان عیدی به شال گره میزد  تا آن فرد بی نصیب نماند! 

گاهی از سر شوخی کشمکش و مشاجره کلامی صورت می گرفت تا هویت فرد شال انداز مشخص شود.بسیار می شد که اهل خانه شال را به چنگ می آوردند  و آن فرد بی نصیب می ماند اما گاهی آویزان کننده شال پیروز بود و هدیه های نوروزی نصیبش می شد.دوستان داماد و دیگر جوانان نیز در این رسم شرکت می کردند.در تاتی این رسم زیبا و شادی آفرین لوکه ویجینه گفته می شدو شال اندازی معنای ناقص آنست.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مراسم روز عید

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 25 بهمن 1392-09:57 ق.ظ

مراسم روزنو :         1-از دوران کهن روزهای نوروزی روز ملی و عموم مردم بوده  و کار و فعالیت تعطیل بوده است  .با روشن شدن هوا  مردم درب خانه ها می گشودند.مادران محوطه خانه و جلوی در ورودی  را آب و جارو می کردندو خانواده ها آماده پذیرایی می شدند.



2-دیدو بازدیداز سوی کودکان و نوجوانان دختر و پسر در حالیکه سر و روی مرتب و لباس های نو برتن دارند، از نخستین ساعت های بامدادی آغاز می گردد.آنان به خانه بزرگترها از پدر بزرگ و مادر بزرگ گرفته تا عمو ،عمه دایی وخاله و.....برای ادای احترام و درود و شادباش های نوروزی گام برمی دارندو با آنان دیده بوسی می نمایند .پس از خوردن اندکی آجیل و شیرینی و میوه با دریافت هدیه های نوروزی چون پول تخم مرغ پخته و رنگ شده و....با آنان بدرود می گویند.
3-سایر اعضای خانواده نیز به ترتیب و بر اساس احترام به مراتب سن و سال  به دید و بازدید می روند و پس از صرف شیرینی و میوه و اندکی سخن گفتن از چیز های  گوناگون ، عیدی می گیرند و ....دست آخر بزرگ خاندان به دیدار بزرگان خاندان دیگر چون کدخدا ، ریش سفیدان و ...می رود و این روند ادامه دارد.
4-عبارت های تبریک سال نو گوناگون بوده است : نویه سالیون مبارک noye saliyon mobarak ، نوروز نوسال مبارک  noroz no sal mobarak ، صد بینه سالون برسی  sad biyane salon beresi ، عیدی مبارکaidi  mobarakaidiو .....جمله های پاسخ نیز گوناگون بوده است: خوشومیون xoshomeyon، نوسالی مبارک nosali mobarak ، تیده همچنین tide hamchenin ، پیرماری بی piyarmaribi و....
و........


نوع مطلب : نژاد تات  پراگندکی تات درجهان  TAT  تات  سینزم  سیزده به در  نقد  نقد کتاب آوای تات  نقد کتاب تاریخ و فرهنگ تات  شب  زوز  مراسم  مراسم شب عید  مراسم روز عید  قاره کوچک  قاره  تحویل سال  سال  زیاران  روستای زیاران  شهرستان  رودبار شهرستان  الموت  نوروز در فرهنگ تات  روستای خروزان  قرقسین  کرکسین  خروزان  آتش  آتش افروزی  چارشمبه  چهارشنبه سوری  فلسفه ی چهار شنبه سوری  نوروز نامه خوان ها  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   ایران جهان  جهان  الموت  رودبار ؛ مراغی ها  ادوارد گروس  فروبل  وبستر  بازی های بومی  بازی های محلی  بازی های ملی  زبان تاتی  ریشه ی واژه ی تات  پراكندگی تات در ایران  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  sinzam  بازی های نوروزی  عید  کوچک  تحویل  تحویل  تحویل  تحویل  علی میر دریک وندی  علی میر دریک وندی  نو روز  حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد کتاب تاریخ و فرهنگ تات

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 24 بهمن 1392-07:19 ب.ظ












داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3