تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - مطالب عید
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

حاکم تاکستان ، دوره ی قاجاریه

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 18 شهریور 1394-11:51 ب.ظ


این تصویر مربوط به دوره ی ناصر الدین شاه قاجار می باشدکه پوشش مردم تاکستان در آن زمان را نشان می دهد .


ردیف اول :

 نشسته در وسط تصویر :سعد السلطنه حاکم قزوین، داماد ناصر الدین شاه قاجار
 ایستاده در سمت راست سعد السلطنه ، دینی سلطان مشهور به حاج دینی بک رحمانی حاکم تاکستان
ایستاده نفر سوم سمت راست سعدالسلطنه ، طهماسب قلی خان نماینده ی دولت وقت

ردیف دوم :
 ایستاده سمت راست دینی سلطان ،حاج موسی رحمانی جد حاج محمد و پسرعموی دینی سلطان
ایستاده  سمت چپ سعد السلطنه: رمضان رحمانی مشهور به حاج کلانتر 





نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  انگور درختی دارویی  انگور - کریم خان زند  انگور  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سهلیان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 28 تیر 1394-08:25 ق.ظ


فضل پسر سهل، در سال ۱۵۴ق.درسرخس به دنیا آمد. در آغاز كار تصدّى دخل و خرج و پیشكارى یحیى

برمکی را به عهده داشت .

نقل است که پدرش سهل از زرتشتیانی بوده است كه در زمان هارون الرشید به وسیله حسین

برمکی،مسلمان شد، فضل نیز به دست یحیی و به روایتی به دست مأمون در سال 190ق. اسلام آورد.

او در دربار مامون عباسی به مقام وزارت و ریاست سپاه رسید و به همین دلیل به او ذوالریاستین لقب

داده‌اند.

وی در یک زمان کارهای کشوری و لشکری او را در اختیار داشت و تمام عزل و نصب­ ها به امر او انجام می­

گرفت.

فضل و پدرش ، سهل در زمینه ی ستاره شناسی و بلاغت استادی تمام داشتند و همچنین گاهی شعر

می‌سرودند.
 
فضل ، از آغاز فعالیت­ های سیاسی و حکومتی با مأمون بود و نبض تمام کارهای مربوط به او را در دست

داشته، و نقاط ضعف و قوت مأمون را خوب می­ دانسته است.

 در سال 192(ه.ق) هارون برای جنگ با رافع بن لیث به طرف خراسان حرکت کرد، در هنگام مسافرت هارون

بیمار بود.

هارون فرزندش قاسم را در رقه گذاشت و فرزندش امین را هم در بغداد به جای خود مقرر کرد و به مأمون هم

گفت: در بغداد بماندو خود نیز تصمیم گرفت از طریق نهروان به طرف خراسان عزیمت کند .

هارون در پنجم ماه شعبان سال 192بغداد را ترک کرد. فضل  نزد مأمون رفت و گفت:

اکنون پدرت عازم خراسان است و معلوم نیست در این مسافرت چه حوادثی پیش خواهد آمد.

خراسان منطقه حکومت شماست، ولی محمد امین در بغداد بر تو مقدم است و  در صورتی که برای پدرت

حادثه­ ای پیش آید،او تو را خلع خواهد کرد.

 او فرزند زبیده است و بنی­ هاشم همه خویشاوندان او هستند. علاوه بر اینها زبیده بسیار ثروتمند است و

مال و منال فراوانی دارد و اقامت در بغداد برایت خطر دارد.

پس کاری کن تا همراه پدر به طرف خراسان بروی.

مأمون سخنان او را شنید و قبول کرد.نزد پدر رفت و از او اجازه خواست تا همراه او به خراسان برود.

هارون در ابتدا به مسافرت او راضی نشد؛ ولی در اثر اصرار مأمون ناگزیر رضایت داد و او هم به طرف خراسان

رهسپار شد.
 
در این ماجرا مأمون دنبال فضل  فرستاد.وی بارها فضل بن سهل را تجربه کرده بود و به دانش و آراء او

دلبستگی داشت .

وقتی فضل نزد او رفت، مأمون جریان را با او مخفیانه در میان گذاشت و از او نظر خواست.

فضل بن سهل که منجم بود، گفت:

شما بر امین غلبه خواهی کرد و خلافت را در دست خواهی گرفت.

مأمون هنگامی که این سخن را از او شنید، نمایندگان امین را احضار کرد و به هر یک از آن­ها جایزه و هدیه­ ای

داد و گفت:

نزد امین عذر مرا بخواهید.

در حالیکه، در این هنگام ، مأمون، قاصدان بغداد را رد کرد و از رفتن به عراق خودداری نمود !


 مأمون با اشاره فضل بن سهل از رفتن به بغداد امتناع کرد و در خراسان ماند.  به خراسان خبر رسید که امین،

مأمون را خلع کرده و دستور داده نام او را در خطبه حذف کنند.

فضل بن سهل ، دستور داد تمام لشکریانی که در ری و اطراف آن بودند، در آن­جا اجتماع کنند.

طبق وصیت هارون، ری آخرین حد منطقه حکومت مأمون بود به دستور فضل لشکریان در ری جمع شدند و

وسایل زندگی در اختیار آنان قرار گرفت.

بعد از این که لشکر در آن جا استقرار پیدا کرد و مرز ری استوار شد، فضل بن سهل، طاهر بن حسین معروف

به ذوالیمینین را به عنوان فرمانده لشکر به آن­جا فرستاد و فرمانی صادر کرد که باید لشکر از او اطاعت کنند، او

هم وارد ری شد و کارهای لشکر را مرتب کرد.

 در سال 195 به دستور امین سکه­ های مأمون را از اعتبار انداختند و دستور داد که در منابر نام کودک او را که

به ولایت­عهدی انتخاب شده بود، ذکر کنند و او را به  الناطق بالحق ملقب کرد.

بعد از آن دستور داد تا لشکری به طرف خراسان حرکت کند و مأمون را با زور به طرف بغداد بیاورند.  علی بن

عیسی بن ماهان بسیار کوشش می­ کرد که فرماندهی این لشکر را در اختیار بگیرد.

از سوی دیگر فضل بن سهل که جاسوسانی در دستگاه فضل بن ربیع، وزیر امین، داشت برای آن­ها نوشت

تلاش کنند، ابن ماهان به فرماندهی لشکر اعزامی امین به خراسان منصوب شود.

 زیرا فضل بن سهل می­دانست که ابن ماهان در خراسان سابقه خوبی ندارد.

او هنگامی که از طرف هارون در خراسان بود، به مردم این ناحیه ستم می­کرد و خراسانی­ ها از او ناراضی

بودند تا زمانی که هارون او را عزل کرد.

مقصود فضل بن سهل این بود که او چون در خراسان بدنام بود و مردم او را می­ شناختند، با او مخالفت کنند و

در قلع و قمع آن­ها بکوشند.

عوامل فضل بن سهل کوشش کردند تا فرمان به نام ابن ماهان صادر شد.

شگفتی این است که خود ابن ماهان به امین می­ گفت:

 اهل خراسان به من نوشته­ اند اگر تو به خراسان بیایی، مردم از تو اطاعت می­ کنند و اگر دیگری بیاید او را

نخواهند پذیرفت .

در اثر کوشش خود ابن ماهان و تحریک عوامل فضل بن سهل،  ابن ماهان به فرماندهی لشکر اعزامی برگزیده

شد و به طرف خراسان حرکت کرد.

ابن ماهان به شهر ری رسید و  بین او و طاهر بن حسین جنگی درگرفت و ابن ماهان کشته شد.

 به دستور طاهر سر ابن ماهان را از بدن جدا کردند و برای مأمون به مرو فرستادند.

 نوشته­ اند سر  ابن ماهان را در مدت سه روز به مرو رسانیدند، در صورتی که دویست و پنجاه فرسخ بین این

دو شهر فاصله است  !؟

فضل بن سهل وارد بر مأمون شد و کشته شدن ابن ماهان فرمانده نیروهای امین را به او تبریک گفت و مردم

وارد شدند و به او تبریک گفتند.
 
چون مأمون خبر یافت كه طاهر، بر سپاهیان دشمن پیروز گشته و خبر كشته شدن على بن عیسى بن

ماهان و عبدالرحمان بن جبله به همه جا رسید، فرمان داد كه بر منابر به نام او خطبه بخوانند و او را

امیرالمؤمنین خطاب كنند.

آن­گاه فضل بن سهل را نیك بنواخت و از جبال همدان تا تبت -­در طول- و از دریاى فارس تا دریاى دیلم و جرجان

را -در عرض- قلمرو فرمان او ساخت.

 و سه هزار هزار درهم براى او اجرت (بودجه) قرار داد و براى او علمى بست كه داراى دو شعبه بود، و او را ذو

الریاستین -در جنگ و دانش- لقب داد.

لواء را على بن هشام و علم را نعیم بن حازم حمل كرد.

 برادرش حسن بن سهل را نیز دیوان خراج داد.

مأمون حکومت همدان تا بلاد تبت و از دریای فارس تا دریای دیلم و گرگان را به او داد و حقوق وی را سه هزار

درهم تعیین کرد.

نفوذ و اهمیت فضل بن سهل تا بدان حد بود که مأمون نامه­ های با خط خود برای فضل بن سهل نوشت و در

آن اظهار داشته بود:

تو با همکاری خود با من بر اطاعت خدا افزودی و سلطنت مرا استوار نمودی، از این پس تو را به مقام کسی

برگزیدم، که هر چه بگوید اطاعت شود، هیچ کس از حیث مقام بر تو تقدم نخواهد داشت، من خدا را با تمام

این مطالب گواه گرفتم.

 در این سال محمد بن هارون، عبدالملك بن صالح را بر شام گماشت و دستور داد آن­جا رود و از مردان شام

سپاهى براى وى مقرر كرد كه با كمك آن با طاهر و هرثمه نبرد كند.
 

اعتبار بیش از حد فضل بن سهل سبب شده بود که وی به علت کدورتی که با طاهر پیدا کرده بود، برادرش

حسن بن سهل را به حکومت بغداد و عراق منصوب و طاهر را مأمور جنگ با نصر بن شبث در رقه کند.

مأمون بدونه هیج قید و بندی تمام امور کشور را در اختیار وی قرار داده و خود وقت خویش را با علما و

دانشمندان سپری می­کرد.

به علاوه استیلا و نفوذ وی در خلیفه به حدی بود که نمی­گذاشت احدی به درگاه او راه یابد به همین دلیل

هرثمه بن اعین که از وضعیت آشفته بغداد و اعتراض مردم برای نفوذ فضل بر مأمون به خشم آمده بود،

کوشید تا به هر شکل ممکن به نزد خلیفه راه یابد و شرح دقیقی از تمام وقایع رخ داده را به عرض خلیفه

برساند.

 زیرا وی نیز هم مانند طاهر بن حسین چندان تمایلی به حسن بن سهل و اطاعت از فرمان وی نداشت، و به

همین سبب، هنگامی که عازم خراسان بود به نامه­ های حسن سهل برای جنگیدن با ابوالسرایا چندان

توجهی نکرد.

اما با تهدیدات وی خود را به نبرد با ابوالسرایا راضی ساخت.بعد از پیروزی توجهی به فرمان بازگشت حسن بن

سهل و نامه­ های پی در پی در به دست گرفتن حکومت شام و حجاز نکرد.

هرثمه قصد داشت، مأمون را از آن چه مردم دربارۀ او و فضل بن سهل می­ گویند ،مطلع سازد، اما فضل که

خود رضایتی به حضور و گزارش وی نداشت، مأمون را نسبت به نافرمانی وی تحریک کرد و نیز شورش

ابوالسرایا را به دستور او دانست.

مأمون در بدو ورودش وی را به اتهام یاری علویان و ابوالسرایا زندانی کرد و در زندان توسط فضل کشته شد.
 
فضل، در فراخوانی امام رضا(ع)به خراسان و پذیرش ولایت عهدی مأمون عباسی، نظر مساعد داشت و شاید

محرك اصلی مأمون در این كار مهم، خود فضل بن سهل بود.

 برخی منابع تصمیم مأمون برای ولایت­عهدی امام رضا(ع) را نقشه خود فضل دانسته ­اند.

طبری می­نویسد:

مردم بغداد ،اعتقاد داشتندکه این نیرنگ فضل بن سهل است.

به نظرمی رسد ،اوضاع و شرایط بحرانی خلافت به همراه اتکای مأمون به سیاست­ های فضل بن سهل برای

فرونشان این شورش­ ها بیش از هر چیز در دعوت امام رضا(ع)مؤثر بوده است.

چنان که نعیم بن حازم در برابر این سیاست­ ها به فضل گفت:

 تو می­ خواهی حکومت را از دست ، ابن عباس بیرون بکشی و به اولاد علی(ع) بسپاری، سپس به آنان

نیرنگ بزنی تا حکومت به خاندان کسری منتقل گردد !

 سخنان نعیم باعث رانده شدنش از مرو شد، و در تحریک مردم بغداد علیه فضل نقش مهمی ایفا کرد.

نخستین وزیر مأمون فضل بود که دست‏ پرورده دولت برمکیان می باشد.

ویژگی های فضل :

فضل،  مردى سخى و كریم بود، چنانكه در جود و كرم با برمكیان برابرى مى كرد،

 وى مردى نرمخو و بردبار و بلیغ

و به آداب پادشاهان دانا،

و در چاره ‏اندیشى بصیر و بینا

 داراى حدسى نیكو،

 در تحصیل اموال زبردست،

 و در عقوبت و مجازات بسیار سخت‏گیر بود.
 
داراى همتى بلند بود.

روزى در زمان هارون الرشید معلم مأمون به فضل بن سهل گفت:

مأمون بسیار به تو خوشبین است، و من دور نمى‏ بینم كه از ناحیه او یك میلیون درهم به تو برسد.

فضل از این سخن به خشم آمد و بدو گفت:

 آیا تو كینه ‏اى از من در دل دارى؟ آیا من درباره تو بدى كرده ‏ام؟

معلم مأمون گفت نه به خدا سوگند من این سخن را جز از راه به تو نگفتم.

 فضل گفت:

تو مى‏ گویى كه من از ناحیه مأمون یك میلیون درهم به دست خواهم آورد؟

به خدا سوگند من همدمى و صحبت مأمون را براى تحصیل مال چه كم و چه زیاد انتخاب نكرده‏ ام، بلكه

خدمتش را برگزیده ‏ام كه روزى فرمان خط و مهرم در شرق و غرب نفاذ یابد.

  طولى نكشید كه فضل بن سهل به آرزوى خود رسید. 


خلیفه عباسی بنا به توصیه ارشادی امام رضا(ع) و اخباری که از فرماندهان وفادار به او رسیده بود، تصمیم

قاطع بر خروج از خراسان گرفت.

 در این زمان محبوبیت فضل به دو دلیل نزد مأمون رو به کاهش گذاشت؛

1- پنهان کاری­ های او در امور عراق و کتمان اخبار درست این سرزمین از خلیفه

2- اعتراض عباسیان به حکومت برادرش بر عراق بود، که اخبار آن را از چشم خلیفه پنهان نمود.

بدین سبب مخالفت فضل با خروج خلیفه شان از خراسان به جایی نرسید.

تا این که مأمون در سرخس در راه بازگشت به عراق و دیدار خویشاوندن و تسکین دادنشان، نقشه قتل

فضل بن سهل را پی­ ریزی کرد.

زیرا که وجود فضل را مانع دست یافتن خود به بغداد می­ دانست.

 خلیفه نه تنها ارزشی به در خواست فضل نداد، بلکه در پی فرصتی بود تا فضل بن سهل را به عنوان مانعی

در راه آشتی با بغداد از میان بردارد.

خلیفه این اقدام را به دایی­اش غالب سپرد، دایی­اش چهار تن را به نام­های مسعود، سیاه قسطنطینی رومی،

فرخ دیلمی و موفق صقلابی مأمور این کار شدند.

اینان فضل را در حمام سرخس به قتل رساندند.به نوشته ی   مورخان، تاریخ كشته شدن فضل بن سهل در

حمام سرخس در ماه محرم و یا ماه صفر سال 203ق. است.

 کشتن فضل با شورش سپاهیان مواجه شد .

این وقایع سبب گردید تا مأمون برای دستگیری قاتلان تلاشی از خود نشان دهد ،وی مبلغی برای دستگیری

قاتلان جایزه قرار داد!؟

 عباس بن هیثم قاتلان را دستگیر کرد و به نزد مأمون برد.

متهمان در مقابل مأمون اعنراف کردند که این امر به دستور شخص خلیفه بوده، و مأمون توجهی به این

اعترافات آنان نکرد.

مأمون سرهای قاتلان فضل را به همراه نامه تسلیت خود به نزد حسن بن سهل فرستاد .

 امتیازات برادرش را به حسن بن سهل داد و با رای آری به خواستگاری او از دخترش نشان داد که تلاش­های

مأمون در آرام کردن حسن بن سهل و جلوگیری از بحران­های او در بغداد زیاد بوده است.




نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  انگور - کریم خان زند  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حکومت های ایران پس از یورش تازیان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:شنبه 20 تیر 1394-10:11 ق.ظ

    حکومت             زمان                                    بنیان گذار                  شهریار بزرگ

   طاهریان   259-205ق.  251-199خ.                 طاهر پسر حسین                   -

  صفاریان      287-261ق. 278-253خ.                یعقوب لیث صفاری                   -               

  سامانیان    389-261ق. 377-253خ.                 نصر یکم                         اسماعیل - نصر

 زیاریان         462-315ق. 448-305خ.                مرداویز (مرداویج)          قابوس پسر وشمگیر

 بوییان          440-320ق. 427-310خ.                عمادالدوله علی               عضدالدوله

 غزنویان         555-388ق. 538-376خ.               محمود غزنوی                         -

سلجوقیان     590-429ق.  572-416خ.               طغرل بیک                      ملک شاه - سنجر

خوارزمشاهیان 617-470ق. 598-456خ.              انوشتکین غرجه                محمد خورازمشاه

ایل خانان مغول  736-654ق. 714-634خ.            هولاگو خان                             -

تیموریان          903-771ق. 873-748خ.             تیمور گورکانی                         -

صفویان          1135-906ق. 1101-879خ.           شاه اسماعیل یکم           شاه عباس بزرگ  

افشار            1161-1148ق.  1126-1110خ.      نادر شاه                                -

زند                1209-1163ق.1173-1128خ.        کریم خان                              -

قاجار            1345-1209ق.  1304-1173خ.        آغا محمد خان                       -

پهلوی                              1357-1304خ.         رضا شاه                                           

جمهوری اسلامی               ؟  - 1357خ.           روح اله خمینی


نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  انگور - کریم خان زند  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نام ها و صفت های پروردگار در اوستا - اوستا شناسی 2

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 19 تیر 1394-06:38 ب.ظ

هرمزد یشت :

1- سرچشمه ی دانش وآگاهی                                     9-مزدا

2-بخشنده ی گله و رمه                                              10-اهورا

3-توانا                                                                     11-زورمندترین   

4-بهترین اشه                                                           12-شکست ناپذیر

5-آفریننده ی خوبی ها                                                13-به یاد دارنده ی پاداش هر کسی

6-خردمند                                                                 14-نگهبان همه

7-دانا                                                                      15-پزشک همه  

8-ورجاوند                                                                 16-آفریدگار   

ادامه مطلب

نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  موسیقی تاتی  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  سایكل توریست جلد کتاب  جلد کتاب سایکل توریست  تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   جهان  انگور - کریم خان زند  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تات شناسی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:سه شنبه 29 اردیبهشت 1394-05:26 ب.ظ




زبان تاتی از زبان‌های ایرانی شاخه شمال‌غربی و بازمانده یکی از گویش های مادی هستند. گویش‌های این زبان روزگاری از شمال ارس تا سمنان گسترده بود ولی امروزه با ترک‌زبان و فارس‌زبان شدن بخشی از شمال‌غربی ایران تنها جزیره‌هایی از گویشهای تاتی در منطقه بجا مانده است.

بزرگترین این جزیره‌ها در شهرستان تاکستان ( استان قزوین )دیده می‌شود. تاتی تاکستان یکی از کهن‌ترین زبان‌های ایرانی است که از دیدگاه زبان شناسی، ارزش ویژه‌ای دارد. بیشترین آمار جمعیتی تات‌های ایران متعلق به پنج شهرستان کهن کرج، ساوجبلاغ، طالقان، تاکستان و بوئین‌زهرا می باشد. تاکنون هیچ آمار رسمی در مورد تات‌های این پنج منطقه ارائه نشده است.

تات‌های این منطقه که به تات‌های جنوب شهرت یافته اند، در شهرها و روستاهای زیر زندگی می‌کنند:

- در استان تهران، شهرستان کرج در گذشته نه چندان دور، البته اطراف آن روستاهای جاده کرج به چالوس، کلاک، سرحدآباد، اشتهارد، بیلقان، آتشگاه، هلجرد، سیاهکلان، ده مصباح قدیم و ... تات زبان اند.

- در استان تهران، شهرستان ساوجبلاغ روستاهای بالای جاده که اکثراً کوهستانی است. مانند: سنج، برغان، سفیداران، سیرود، کوشک زر، آردهه، اغشت، سیباندره، بانوصحرا، فشند، ولیان، کله رود، اسکولدره، آجین دوجین، عالم زمین، خوروین و عالم زمین و... تات زبان اند.

-در استان تهران، بخش طالقان بغیر از روستاهای گته ده، ناریان، دیزان، گراب، اسکان و ده در بالا طالقان به زبان مازنی (مازندارنی) و روستای میناوند در پایین طالقان ترک زبانند و روستاهای دیگر مانند تکیه ناوه، اورازان، خچیره، نساء علیا، نساء سفلی، گوران، گلینک، میر، جویستان، حسنجون و ... تات زبان اند.

-در شهرستان تاکستان، شهر تاکستان و در بخش اسفرورین،شهر اسفرورین و روستای قرقسین، تات زبان اند.

-در شهرستان بوئین زهرا، شهرهای شال و دانسفهان و روستاهای خیارج, خوزنین, خروزان, ابراهیم‌آباد و سگزآباد و … تات زبان اند.

- تاتهای خلخال، جیرنده، کلور، طارم، عنبران، میناباد، میرزانق، کلش، سروآباد، پیله‌زیر، پیله‌رود، جید، لرد، شاهرود، تولش، عنبران علیا، لنکران و ماسالی جمهوری آذربایجان.

به طور کلی زنجیره مناطق تات‌نشین از شهر تاکستان شروع شده و به سمت جنوب و جنوب شرقی ادامه می‌‌یابد و در نهایت در شهرستان بوئین زهرا به روستای تاریخی سگزآباد پایان می‌یابد.

-  در استان مرکزی (منطقه وفس) نیز روستاهای وفس، چهرقان، گورچان و فرک به زبان تاتی صحبت می‌‌نمایند. این روستاها به فاصله 100 تا 120 کیلومتری شهر اراک و در شمالی‌ترین نقطه استان مرکزی واقع شده اند. مناطق کوهستانی و خوش آب و هوا و شغل مردم روستاها کشاورزی، باغداری و دامداری است که به دلیل مواجه شدن با کمبود آب و عدم توجه مسئولین به نیاز مردم و نیروهای انسانی جوان، به شدت روستاها خالی از سکنه می‌‌شوند و در شهرهای مانند تهران، قم، اراک، کرج، ساوجبلاغ، طالقان و ... سکونت می‌‌نمایند.

در این میان از مهمترین و دست نخورده‌ترین گویش تاتی یعنی گویش اشتهاردی که در شهرستان کرج  قرار دارد ،نام برده نشد. حال آنکه طبق کتاب تات نشینهای بلوک زهرا نوشته جلال آل احمد این گویش شاید خالص ترین گویش زبان تاتی باشد. چون منطقه اشتهارد که در سر راه کرج به بویین زهرا در 80 کیلومتری کرج و 25 کیلومتری بویین زهرا قرار دارد به علت خشکی و کمی آب از دستبرد کوچ نشینهای ترک در امان بوده و مردم آن همچنان زبان قدیم خود را حفظ کرده اند.

گویش وفسی یکی از زیر شاخه های زبان مادی ( تاتی ) می باشد و با  قدمتی 3000 ساله. گویش وفسی جزو زبان های شمال غربی ایران می باشد. زبان های شمال غربی ایران، خود به هفت زیر گروه اصلی و تعدادی گروه فرعی تقسیم می شود که گویش وفسی جزو زیر مجموعه « تاتی » قرار می گیرد.

برای مطالعه و تحقیق بر روی گویش وفسی، لازمست که با گروه اصلی « زبان های تاتی» بیشتر آشنا شویم. خوشبختانه تا کنون تحقیقات و مطالعات بسیار زیادی بر روی زبان های تاتی(مادی) توسط محققان داخلی و خارجی انجام شده است که می تواند منبع بسیار خوبی برای علاقه مندان به گویش تاتی و وفسی باشد و خوشحالی بیشتر از این بابت که پروفسور دونالد استیلو آلمانی مطالعاتی را مشترکاً بر روی زبان تاتی و گویش وفسی انجام داده است.


پروفسور دونالد استیلو :

درباره گویش اراکی(عراقی) باید گفت که قبل از پیدایش شهر فعلی اراک، در نقاط مختلف این استان، لهجه های متفاوتی وجود داشت؛ از جمله گویش « تاتی » در منطقه وفس، لهجه مردم شرا (چرّا) و کزاز و سربند، که هر کدام در صورت و آوا تفاوتهایی با هم داشته و دارند.
 پس از بقای شهر اراک و مهاجرت و اسکان گروه های مردمی با لهجه‌های متفاوت در این ناحیه، یک ترکیب خاصی از لهجه های مختلف به وجود آمد که تا پیش از پیدایش رادیو، سینما و تلویزیون متداول بود، اما با پیدایش رسانه های گروهی و تسلط زبان (لفظ قلم) با لهجه تهرانی و زبان رسمی دولتی، گویش محلی کم کم فراموش گردید و اینک مردم اراک تا حدی بدون لهجه بوده و کتابی یا تهرانی سخن می گویند.
ولی در روستاهای اطراف و خود شهر محاوره پیرمردان و پیر زنان همان لهجه قدیمی می باشد که بیشتر لغات و الفاظ ریشه در زبان اوستایی و پهلوی دارد،ولی امروزه در حال نابودی و از بین رفتن است و ضرورت دارد برای حفظ و نگهداری واژه های اصیل و سره قدیمی به روستاها و در بین عشایر رفته و به جستجوی آن پرداخت، تا براین گنجینه ادب دست یافت.


متن لاتین و ترجمه ذیل از مقاله پروفسور دونالد استیلو آلمانی، انتخاب شده است.

Vafsi in Tafresh area

In the Tafresh area there are four languages whose interrelationships or further affiliations to other groups of NWI (Northwest Iranian) have never been defined

 

Vafsi, a seemingly mixed language (spoken in four villages) with features of both the Tatic and the Central Plateau groups, with a heavy overlay of some form of Kurdic; it does not, however, look to be a normal transitional language between any of these groups but rather a later mixture of all three groups, probably due to population movements and language switching

 

Tafreshi

Ashtiani

Amorei

 

در ناحیه تفرش، چهار زبان وجود دارد که ارتباط متقابل یا وابستگی آنها به سایر گروه های زبانی شمال غربی ایران، قابل تعریف و تعیین نمی باشد:

وفسی، ظاهراً زبانی مرکب و مخلوط است ( در چهار روستا صحبت می شود) که ویژگی هایی مشترک از دو گروه زبانی تاتی و فلات مرکزی دارد. همچنین این زبان به مقدار زیادی تحت تاثیر گونه هایی از زبان کردی قرار گرفته است؛ به نظر نمی رسد که زبان وفسی، یک زبان انتقالی معمولی از این سه گروه زبانی ( تاتی، فلات مرکزی و کردی) باشد بلکه بیشتر می توان گفت که ترکیب و مخلوطی از این سه گروه است که احتمالاً در نتیجه ی حرکت جمعیت و تغییر زبان حاصل شده است.

تفرشی

آشتیانی

آمره ای

پروفسور استیلو در این مقاله به شرح و توضیح زبان های شمال غربی ایران می پردازد و آنها را به ۷ گروه اصلی و ۲ گروه فرعی تقسیم می کند.

هفت گروه اصلی عبارتند از: تاتی، کردی، گورانی، زازکی / دیملی، کاسپین، فلات مرکزی و بلوچی.

دو گروه فرعی عبارتند از: ۱) زبان های ناحیه تفرش ۲) زبان های ناحیه سمنان.

ایشان، زبان وفسی را، هم به صورت زیر شاخه ای از زبان تاتی مطرح کرده است(زبان وفسی فرمی غیر عادی از گویش تاتی است) و هم آن را به صورت زبانی مستقل جزو زبان های ناحیه تفرش تقسیم بندی نموده است.

-- بررسی تاریخی واژه تات

 بررسی تاریخی واژه تات به چند جهت دارای اهمیت است :

1- بیـانگـر معنای متفاوت تات در ادوار تاریخی گوناگون است .

2- سیر تاریخی پیشرفت زبان ترکی از غرب به شرق، بویژه در زمان صفویه و بعد از آن نشان می دهد .

3- مشخص می کند که زبان تاتی کنونی با لهجه های متفاوت، زبان مشترک ایالت آذربایجان و ایران بوده است .

4- بیانگر زیر بنای مشترک زبانهای ایرانی در قلمرو ایران بزرگ است که بقـایـای جزیــره های زبان تاتی آذربایجان و زنجان و مناطق غرب،گواه آن است .

5- به معرفــی تاریخـی یکی از اصیل ترین زبانهای ایران می پردازد و علاوه بر معرفی زبان تاتی، به معرفی مردمی می پردازد که به این زبان سخن می گویند .

 واژه « تات» از دو منشاء زبانی به مــا رسیده است:

یکی زبـــــــان فارســی باستـان ودیگر زبان ترکی.

تات در زبان باستان به صورت پسوند استفاده می شده است، اما تات در زبان ترکی به معنی خارجی یا بیگانه می باشد. 
پس از حضــور ترکـان در سرزمین های شرق ایران، به ایرانیان تحت سلطه ترک ها ، تات  گفتند.  اگر چه با تسلط بیشتر  ترک ها  تات معنی وسعیتری به خود گرفت. تـا اینکـه  در دوره  اقتدار تـرک ها در ایران، معادل ایرانیان شد . اما مردم ایران با استعداد فرهنگی و پیشینه تاریخی ای که داشتنــد  معنــی تات را از مفهوم  بیگانــه و خارجی به معنی ایرانی و اهل قلم تغییر دادند .بطوریکه در دوره صفویه، جامعه ایران به دو گروه اهل شمشیر (ترک ها ) و اهل قلم (تاتها وتاجیک )تقسیم شده بود.

اگر چه تات و تاجیک  و هیئت های متفاوت  آن در مورد ایرانیان بکار می رفت، ولی نمی توان گفت که معنی تات و تاجیک  کاملاً برابر بوده  است . زیرا معنایی که فرهنگ و لغت های ترکی و مفاهیمی که سفرنامه نویسان  اروپایی  از این دو واژه داده اند و همچنین سکوت فارسی نویسان ایرانی، در مورد استفاده از واژه تات جملگی شواهد و دلایلی هستند که اندکی  تفاوت درمعنی و مفهوم این دو واژه را نشان می دهند و احتمالاً واژه تات نسبت به تاجیک  از نظر معنی و مفهوم منفی تر بوده است  و به همین جهت است که در متـون گذشتـه  فارسـی، فقط در پنج مورد از واژه تات استفاده نموده اند و بطور یقین دو مــورد آن نیــز بخاطـر ضــرورت شعـری بوده است . ولـی واژه  تاجیک را  بطـور متعـدد و در متــون گوناگون فارسی می توان دید .

به هر حال با سقوط صفویه و به مرور زمان، این مرزبندی جامعه ایران- تات ها (تاجیک ها) و ترک ها - از بیـن  رفت و زبان  مـردم  هرمنطقه را نیز بنام همان ایالت یا منطقه  نامیدند مانند : لری،گیلکی، تالشی، مازندرانی،کردی، مشهدی و.... در حالی که زبان شهرهای بزرگ شمال غرب ایران به ترکی تغییر یافته بود . البته این تغییر زبان بصورت تدریجی و از زمان سلجوقیان تاپایان حکومت صفویه انجام گرفته است. اما نیم زبانهای شمال غرب ایران که در روستاها و آبادی های پراکنده متداول بود ،به نام زبان تاتی در بعضی مناطق  به نام همان روستاها- مثل هرزنی و... خوانده شدند.

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ترانه های تاتی - تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394-05:53 ب.ظ

تاتی یک زبان است، زیرا کسی که اهل زبان نیست، برای گویش بدان، چاره ای جز آموزش ندارد. سخن بر سر ادبیات شفاهی تات است و نقد و بررسی آن .

جنبه های ادبی، زبانی، فکری، زیباشناسی و ... همان ادبیاتی که همه تات با آن آشنایی دیرینه دارند و آن را مونس تنهایی خود می دانند و با هم می خوانند :

اَزمون تَ دَس خاکایمون *

جالیز ون (کالیکون)، پستکایمون (پوستکایمون) *

سرمون بِزَند سَنگِ سر*

اِی کِمچیه خِمن بُومه *

خِمنون آدا چا *

چا چوما را وُویاش آدا *

وُویامون آدا دِرختِ *

درخت چوما را ولگش آدا *

ولگمون آدا بِزه *

بزه چوما را شیرش آدا *

شیرمون آدا قری ننه *

قری ننه چوما را گیردِیاش دِبست *

گیردیامون آدا مِلّا،

مِلّا چوما را دوویاش بیه و ...


من و تو، یار صمیمی و به هم وابسته ایم،

چون وابستگی پوست میوه (نوعی میوه از دسته خربزه) با خود میوه که تنها کارد یا چاقو ما را از هم جدا می کند،

سر خود را بر سنگی زدیم

و خون از سر ما بر روی سنگ ریخت،

آن خون را به چاه دادیم

 چاه به ما آب داد

و آب را به درخت دادیم

و درخت به ما برگ داد،

برگ را به بُز دادیم

و بز به ما شیر داد

و شیر را به پیرزن خانه (مادربزرگ) دادیم

و او برای ما نان پخت

و این نان را به ملای محل دادیم

و او برای ما دعا کرد و ...

در ادیبات شفاهی تات ترانه هایی به یک وزن و آهنگ داریم که بیشتر دو رکنی بوده و از نظر نوع هجا کاملا مطابق با یکدیگر نیستند و می توان گفت از وزن عروضی درست و قافیه سالم، برخوردار نیستند.

این ترانه ها قالبی چون دوبیتی دارند و از چهار مصراع تشکیل شده اند و قافیه در مصراع اول و دوم و چهارم اجباری و در مصراع سوم اختیاری است .

اما دوبیتی وزن مشخصی دارد و سه رکنی است. شامل مفاعلین مفاعیل (فعولن). البته دوبیتی یا فهلویات نیز در ابتدا از وزن عروضی درستی برخوردار نبوده و بعدها وزن منسجمی یافته اند.

مانند:

دِرَختون لاقَه لاقَه                                                             لاقاش پُرا چاقالِه


       اَی چَروا چَرا فِره                                                              چروای بِرون آغالِه

در این ترانه ها صداقت، یکدلی، سادگی اندیشه و سلاست زبان جلوه آشکار دارد.

این ترانه زبان حال عاشق است در ابراز عشق به معشوق:

جاجِیمِم باشِی لُوبون                                                         فَرِیکَه پَیَ گُوردِمُوم


        فَرِیکَه دَه وُنَیا                                                                 جا فِرِی پَیَ گُوردِمُوم

- جاجیم را بر لب بام افکنده ام و به دنبال مرغ خانگی می گردم.

جستجوی این مرغ بهانه ای بیش نیست، زیرا که من به دنبال آن پسر می گردم.

حَیاطِ بُونِ غُرغُریِ                                                           خَبَر مُورِجُورِ حُوری


       اِی تَوَقّوی اَز دِرِم                                                            دِل بوگوستیَرِم بُوری


این ترانه ها دارای احساسی ژرف است و از سر اخلاص، به اندازه ای که عاشق حاضر نیست معشوق را از خواب بیدار نماید .زیرا که لباس گرمی همراه ندارد و ممکن است دچار سرماخوردگی شود.

و نیز گاهی معشوق به کار کشاورزی و مزرعه داری مشغول است و با مرکب (قاطر و ...) گندم به خرمن می آورد، مورد ترحم عاشق است و عاشق بر قاطر نفرین می کند، زیرا کار آفتاب صورت او را سوزانده است و کار مداوم فرصت چاق کردن چپق را از او سلب نموده است:

آفِرَه کتیل گشِ                                                                  جِی رایون سَتَم کَشِ

حَرّومابِه کو قاطر                                                                مِنَرذِ چُپُق بِکَشِ

**


 قُربون بِشِم جاخاوی                                          دِلِمهِ بَرمِنا پابی 

  کمَرِیَ نِدِرِی                                                      مِتَرسِمِه ناچاقابِی                                    


  آنچه که در این ترانه ها بسیار جالب می نماید، ماهیت و جنس عاشق و معشوق است.

در این ترانه ها عاشق جنس مؤنث است و معشوق جنس مذکر، و این در ادبیات شفاهی اگر بی نظیر نباشد، کم نظیر است.

این ویژگی زبان تاتی در ادبیات شفاهی فرانسه نیز به چشم می خورد، و در آن جا نیز، جنس عاشق، مؤنث و جنس معشوق مذکر است.

در این ترانه ها عاشق به وصف معشوق می پردازد و داشته ها و زیبایی و ارزشهای او را وصف می کند، و خود را خوار و ذلیل او می داند و آرزوی آن دارد که طوق بندگی معشوق را بر گردن خویش بیاویزد.

به همین دلیل، این ترانه ها سراینده ای زن داشته اند و احساس موجود و نگاه متمرکز در این ترانه ها احساس و نگاهی زنانه و لطیف است. عاشق ابراز می کند، آرزوی وصال معشوق را دارد، اما افسوس که وصالی در کار نیست.

عدم وصال دو دلداده و عشق پاک موجود در این ترانه ها، عشق را آسمانی و شبیه به عشق عذری می کند و این نکته ای بس قابل تأمل است.

آرِ سَرَیّ گَندِم                                                                  خاکِ فَلَکِ سَر بَندِم

چِیَین دِلِمه بَرا                                                                  جا فِرِی جُشمون دِبَندِم

بر سر آسیاب دستی، مُشتی گندم ریخته ام و سرگرم آرد کردن آن هستم.

خاک بر سر این فلک عذار و دون که عزیزان را نابود می کند، و از این دنیا می برد.

چگونه قلبم راضی گردد و دل سپارم که چشمان او را پس از مرگ بر این دنیا ببندم


- در تمام این ترانه ها مورد خطاب پسر (فره) است و معشوق.

این سروده ها ترسیم کننده جامعه ای روستایی و کشاورزی هستند و سراینده برای معنی آفـرینی از ابــزار موجـود در جامعه خــود استفـاده می کند .


مانند: آلات کشاورزی کتیل (katil) جاجیم  ، جَنجَل janjal ، آرَه   سنگی ثابت در زیر، سنگی متحرک در رو با دسته ای چوبی برای چرخش سنگ رویی.                                                  


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نژاد ها و زبان ها ی ایران

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:شنبه 2 خرداد 1394-09:23 ب.ظ

پیش از ورود و استقرار آریایی ها،‌ نژادهای بومی ای در ایران زندگی می كردند. از جمله این نژادها می توان به نژادهای مدیترانه ای، ‌استرالیایی،‌ نگرویی و حامی اشاره كرد.

 اقوام عیلامی،‌ كاسی،‌ لولویی،‌ كادوسی و تپوری از اقوام مربوط به این نژادها بودند. 

ورود اقوام بیگانه مانند اقوام هند و اروپایی،‌ سامی،‌ عبری،‌ تورانی،‌ گرجی و چركسی ، (تازی ، عربی) ، مغول و ترکمان موجب افزایش تعداد نژادها در ایران شد.

 

در حال حاضر علاوه بر اقوامی كه به زبان فارسی ( فارسی نو با لهجه های یزدی ،کرمانی،تهرانی ،مشهدی،و....)صحبت می كنند، گروه های نژادی دیگر از نظر زبانی كه به آن تكلم می كنند به شش دسته تقسیم می شوند:

 ترکمانان :

 این مردمان بیشتر در شمال استان خراسان و شرق استان مازندران زندگی می كنند و از نظر شكل ظاهری شبیه به مردم چین و مغولستان هستند و در واقع از بقایای مهاجمانی كه پیش از این به ایران حمله كرده اند،‌ هستند.

تركمنان علاوه بر اقامتگاه های دایمی دارای خیمه هایی هستند كه هنگام كوچ برپا می كنند. طوایف مهم تركمنان شامل كوكلان و یموت (شامل تیره های جعفربای و اتابای) می شوند.

ترک زبانان :

ین مردمان در بیشتر نقاط ایران پراكنده اند و بیشتر در منطقه آذربایجان زندگی می كنند. 

بیشتر ترک زبان ها ایرانی و از نژاد سفید ،جوگندمی و سبزه هستند،اما به دلیل سلطه ی قبایل ترک درایران و ارتباط با آنها و... زبان آنان از آذری پهلوی به  تركی تغییر یافته است. آنان از شاخه های اصیل آریایی هستند كه در طول تاریخ بر اثر آمیزش با تركان عثمانی، ترکان مغول ، جغتایی، آلتایی و غز و تیره های گرجی و قفقازی تغییرات زیادی در زبان آنها ایجاد شده است.


 ایلات ترك زبان :

قشقایی ،‌ ایل سون (شاهسون) ،‌ ارسبارانی و خلخالی.

 برخی قشقایی ها را از طوایف مغول و برخی از طوایف قدیمی آسیای صغیر (خلج) می دانند. اجداد قشقایی ها در ابتدا در قفقاز زندگی می كرده اند.

تیره های مهم قشقایی عبارت است از: كشكولی ،‌ دره شولی و شش بلوكی هستند. 

قشقایی ها در فارس سكونت دارند.

ایلات خمسه كه در این ناحیه زندگی می كنند اینانلو،‌ بهارلو و نفر هستند.


 

کرد  ها :

نژاد كرد كه تعداد آنها حدود پنج میلیون نفر تخمین زده می شود در ایران،‌ عراق، ، سوریه ،تركیه و قفقاز زندگی می كنند.

 در ایران بزرگ ترین مركز تمركز كردها اردلان است كه شامل آذربایجان غربی و كردستان است.

 زبان کردی به همراه زبان تاتی ، باز مانده ی  زبان مادی است كه  از تیره هند و اروپایی  منشعب می شود.

طوایف كرد عبارتند از:  مكری ،‌ گوران ،‌ كلهر ،‌ سنجابی ،‌ قبادی ، زعفرانلو ، شادلو


لرها :

لرها در غرب رشته كوه های زاگرس و جنوب كردستان زندگی می كنند .

طوایف مهم لر عبارتند از: سگوند،‌ ممسنی،‌ لك، عشایر كهكیلویه و بویراحمد و بختیاری ها.

بختیاری ها ایلات كوچ كننده ای هستند كه از نظر تعداد افراد كوچ کننده در ایران مقام اول را دارا هستند.  بختیاری ها به دو ایل بزرگ هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم می شوند.

 همچنین به چند تیره مانند دوركی، باباوی، راكی،‌ بختیاری وند، دنیاران، بانكی و ... تقسیم می شوند. 

 

عرب زبانان :

 عرب زبانان در خوزستان و ساحل و جزیره های خلیج فارس ساكنند.

اینان بر اثر مجاورت با كشورهای همسایه ی عرب زبان، پیوندهای نژادی و زبانی با آنان دارند.

 از ایلات عرب می توان به بنی طرف، بنی كعب، آل خمیس،‌ آل حمیر،‌ آل كثیر، صابیان،‌ بنی صالح و بنی تمیم اشاره كرد.


بلوچ ها :

اگرچه بیشتر بلوچ ها در بلوچستان ساكن هستند،‌ اما تعدادی از آنها نیز در سیستان، كرمان و كشور پاكستان زندگی می كنند.

بلوچ ها به شیوه های مختلف امرار معاش می كنند.

 طوایف مهم بلوچ عبارتند از:

یاراحمدزایی ، میرعبدی  ، نارویی ، ریگی ، مارانی  ،  مرادانی. 

آنان ازباز مانده های بلوچ های باستانی براهویی هستند كه با ورود آریایی ها، به جنوب شرقی ایران رانده شدند.

به دلیل ناکافی بودن ،این نوشتار ،شایسته است ،خوانندگان گرامی به توضیح کوتاه زیر توجه نمایند:

افزون برمردمانی که به زبان ها ی یاد شده سخن میرانند ، مردمان دیگری هستند، که دارای سابقه سکونت کهن تر و زبانی بسیار قدیمی به درازای تاریخ ایران زمین دارند،و به زبان های دیگری ، چون تاتی (مادی) ،گیلکی ،مازنی ،تالشی، مراغی و ... سخن می گویند.

 زبان های یاد شده، در این تقسیم بندی  به دلیل نزدیکی آوایی و واژگانی به فارسی نو ،در گروه زبان فارسی منظور شده اند.

اما از نظر قدمت تاریخی و داشتن واژه های اصیل وکهن و نیز شاخصه های دانش زبان شناسی ، زبان های اخیر جزو زبان های باستان و در گروه مادی  قرار می گیرند.



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  واژه ی سیادن - سیادنیج  روستای خروزان  قرقسین  روستای قرقسین  سوری  چهارشنبه سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  صلیب شکسته  سواستیکا  چلیپا گردونه مهر  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  جعفر نقال مستند دانلود  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  سایكل توریست  مراسم برداشت انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  ایران  الموت  رودبار ؛ مراغی ها  استان آذر بایجان شرقی  انگور - کریم خان زند  انگور - کریم خان زند  کتیبه ی پئوتین گرایا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طولانی ترین امپراتوری در ایران باستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 16 آذر 1393-08:28 ب.ظ

  • شاهنشاهی اشکانی، بلند مدت ترین حکومت تاریخ ایران محسوب می شود.

     اشکانیان (۲۵۰ پ. م ۲۲۴ م.) که از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طایفه های وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای حدود باختر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. 

    این امپراتوری در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس توسعه یافت. 

    حکومت اشکانی در اثر اختلافات داخلی و جنگ‌های خارجی در مدت پنج قرن در شرق و غرب به تدریج ضعیف شد و  سر انجام به دست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید.

    اشکانیان به یاری و پشتیبانی بزرگانی که مانند خود آن‌ها از تیرهٔ ایرانی شمالی داهه بودند، با سربازگیری و لشکرکشی، نخست بر بخش پارت چیره شدند و پس از آن به گشودن سراسر ایران پرداختندو دولت ایرانی تازه‌ای به میان آوردند و باز هم آداب و آیین هخامنشی و ایرانی را رواج دادند. 

    به عقیده یوزف ولسکی، ارشک (اشک) در سالهای ۲۳۸/۲۳۹ پیش از میلاد و در زمان پادشاهی سلوکوس دوم کالینیکوس به پارت یورش برد و بر آندراگوراس پیروز شد، سپس بر هیرکانی (گرگان) تاخت و آنجا را تسخیر نمود و شالوده‌های دستگاه اشکانی و پادشاهی پارت‌ها را پی ریزی نمود.

    وی در آساک واقع در استاونه(آستوئن) در بخش شمالی قلمرو پارت که نِسا هم در آن بود تاجگذاری کرد.                          سلوکوس دوم برای باز پس گیری سرزمینهای از دست رفته پادشاهی سلوکی دست به لشکر کشی به بخش‌های شمال شرقی ایران زد، در تلاش برای دست یافتن به این هدف با دیودوتوس یکم شاه یونانی - بلخی پیمان یگانگی بست اما با مرگ دیودوتوس یکم و تغییر سیاست جانشین او، دیودوتوس دوم، با اشک یکم متحد شد، سلوکوس دوم تنها ماند.                                             اشک یکم به روش استپ نشینان به درون استپ ها پس نشست تا شاید در دشت های هموار آنجا از سواره نظامش بهتر بهره گیرد و سپس وارد نبرد شد. نتیجه نبرد پیروزی اشک یکم بود. از آن پس پارت‌ها این روز را به عنوان روز استقلال جشن گرفتند.                                                                                                                                                                      اشک دوم پس از پدر در سال ۲۱۷ پیش از میلاد بر تخت پادشاهی نشست و روند گسترش قلمرو اشکانی را ادامه داد، وی اکباتان را نیز به قلمرو اشکانی افزود. در واکنش به این امر آنتیوخوس سوم پس از در هم شکستن شورش ساتراپ های باختر ایران رهسپار خاور شد و....

  • پس از فتح ایران به دست اسکندر مقدونی و مرگ او، ایران به سلوکوس سردار مقدونی رسید؛ نخستین برخورد او با همسایگان ایران در مرزهای جنوب شرقی روی داد که نتیجه آن واگذاری بخش خاوری ایران به چاندراگوپتا پادشاه هند از سلسله مائوریا بود.                                                                                                                                                                در حدود ۲۸۱ پیش از میلاد اقوام بربر (به گفته منابع یونانی) به شمال شرقی ایران یورش بردند و شماری از شهرها از جمله چند مهاجرنشین یونانی را ویران ساختند.                                                                                                               آنتیوخوس یکم پس از دفع این یورشها شمار مهاجرنشینان یونانی را افزایش داد و مرگیان را به صورت سنگر و بارویی درآورد، همچنین دو لشکر کشی به مرزهای شمال شرقی ایران انجام داد،                                                                                   یکی دریایی به فرماندهی پاتروکلس در امتداد کرانه‌های خاوری دریای مازندران و دیگری زمینی به فرماندهی دموداماس به آن سوی سیردریا (سیحون) که به تأسیس دو استان آنتیوکیس و سلوکیس انجامید.                                                                  در ۲۵۰ پیش از میلاد آندراگوراس شَهرَب پارت و دیودوتوس شَهرَب (ساتراپی) باکتریا (بلخ) اعلام استقلال نمودند؛ دیودوتوس خود را شاه خواند و قلمرو یونانی - بلخی را تأسیس نمود.

  • قدرت نخست از غرب و جنوب‌غربی به سوی شمال کشور، جابجا شد و مردم آن‌جا (شمال‌شرق) صفات ایرانی را پاک‌تر نگه داشته بودند. بنابر این دولت اشکانی با وجود رنگ یونانی اندکی که داشت، از دیدگاه ایرانی بودن حتا پاک‌تر از دولت هخامنشی بود.

  • اختلافات خانوادگی ، عدم تمرکز آن را مخاطره آمیزتر می‌کرد و مخالفت موبدان زرتشتی که سیاست تسامح و اغماض دینی  اشکانیان را به نظر مخالفت می‌دیدند ، از عوامل انحطاط دولت اشکانیان شد .

  • در عهد اشکانی جنگ‌های ایران و روم آغاز شد.                                                                                                 حاصل عمده فرمانروایی اشکانیان :  رهایی کشورایران از سلطهٔ همه جانبهٔ یونانی                                                            نابودی اندیشه های ضد میهن پرستی وضد ایران گرائی                                                                                                   حفظ تمدن ایران از تهاجم ویرانگر طوایف مرزهای شرقی                                                                                       حفظ تمامیت ایران در مقابل تجاوز خزنده روم به جانب شرق                                                                                           

  • نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پَرثَوَه آمده‌است که به زبان پارتی پهلوی گفته می‌شود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می‌توان خواند.                                                                  ایالت پارتی‌ها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای مازندران و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود می‌شد.                                                                                                              قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای مازندران می‌زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند.

  • از به تخت نشستن ارشک اول (248 پ م) تا سرنگونی اردوان چهارم به دست اردشیر پابکان (226 ب م)، اشکانیان به مدت 476 سال به تمام یا قسمتی از ایران فعلی و سرزمینهای پهناور دیگری در حاشیه فلات ایران حکومت کردند.                           



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  انگور  انگور درختی دارویی  انگور - کریم خان زند  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  کتیبه ی پئوتین گرایا  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  فروبل  وبستر  بازی های بومی  بازی های محلی  زبان تاتی  ریشه ی واژه ی تات  پراگندکی تات درجهان  TAT  تات  سینزم  سیزده به در  بازی های نوروزی  نقد کتاب آوای تات  نقد کتاب تاریخ و فرهنگ تات  شب  زوز  عید  مراسم شب عید  قاره کوچک  کوچک  قاره  سال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  باشگل  حیاط وحش  حیاط وحش  حیاط وحش  ساختمان میراث فرهنگی  میل خرم آباد شهرستان تاکستان  ابراهیم آباد  ابراهیم آباد  تپه های  تمدن های باستانی ایران  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  مستند موسیقی تاتی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سلسله های پادشاهی ایران باستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393-10:46 ق.ظ

  
ماد          آغاز قرن هشتم-550ق.م    بنیان گذار:دیااکو      شهریاربزرگ: هوخشتره     

هخامنشی     559-330 ق.م            بنیانگذار:کورش بزرگ      شهریاربزرگ: داریوش بزرگ 

سلوکیان     330-129 ق.م        بنیانگذار:سلوکوس یکم

اشکانیان     256ق.م-224م بنیانگذار : اشک یکم   شهریاربزرگ:مهردادیکم،مهرداد دوم،ارد(اشک13)

ساسانیان    224م-652م     بنیانگذار: اردشیر بابکان  شهریاربزرک:شاپوریکم،شاپور دوم،انوشیروان دادگر






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اشو زرتشت پیامبر ایرانی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 31 فروردین 1393-08:02 ب.ظ


زرتشت اولین و آخرین پیامبر اقوام هند و اروپایی و آریایی نژادها و ایرانیان است. پیش از او مردم ایران قوای طبیعت مانند آفتاب و ماه و ستارگان و خاک و آتش و آب و باد را می پرستیدند. اما زرتشت انسان ها را به پرستش خدای یگانه فراخواند و پس از سال ها تلاش عده زیادی به دین او گرویدند.

موسی هم اولین کسی است که در میان اقوام سامی دین یکتاپرستی آورد. هردوی این پیامبران بسیار قدیمی هستند و ظاهراً هرگز نیز از یکدیگر خبر نداشته اند. بعدها اصول زیادی از آیین زرتشتی داخل دین یهود شد و پس از آن در ادیان دیگر نیز نفوذ کرد.

معنای نام زرتشت چیست؟

زرتشت دهقان زاده ای بوده که ریشه آریایی داشته است. اصل نام زرتشت  "تراتشتر" بوده که کلمه آریایی قدیمی است. معناهای زیادی برای نام زرتشت ذکر کرده اند که از جمله "دارای زرد شتران" یا "صاحب کهن شتران" است.

زمان تولد زرتشت

تاریخ تولد زرتشت مجهول است. بعضی روایات حاکی از این است که او در 660 پیش از میلاد زندگی می کرده. ولی دلایل محکم تر نشان می دهد که زمان ظهور او در حدود 1000 قبل از میلاد بوده است.

 مکان تولد زرتشت

محل تولد زرتشت نامشخص است. برخی تولد او را در ناحیه ماد کوچک(آذربایجان) و تخت سلیمان کنونی و یا ارومیه می دانند و به همین دلیل دریاچه ارومیه را مقدس می شمارند. برخی می گویند که در بلخ (بلخ اینک جزو کشور افغانستان است) که در شرق ایران بوده متولد شده و عده ای نیز محل ولادت او را ری که نزدیک تهران است می دانند. ولی ظاهراً او در غرب ایران به دنیا آمده و در شرق ایران به کار دعوت پرداخته است.

در واقع زرتشت به مشرق پناه برده است. چراکه کار دعوت به دین در وطنش از پیش نمی رفته و یا شاید هم دشمنانش او را دنبال می کرده اند. بنابراین او با چند نفر از یارانش برای فرار از آزار و اذیت به شرق ایران رفته است.

 ویژگی هایی زرتشت پیش از پیامبری 

زرتشت از همان آغاز عمر به مهربانی و سرشت لطیف معروف شد. در هنگام بروز قحطسالی که در ایام جوانیش اتفاق افتاد، نسبت به سالخوردگان احترام و مهربانی و نسبت به جانوران محبت و شفقت داشت. زرتشت وقتی به سن 20 سالگی رسید، پدر و مادر و همسرش را رها کرد و برای یافتن پاسخ پرسش هایی که اعماق ضمیرش را به خود مشغول کرده بود در اطراف جهان سرگردان شد و به هرکجا می توانست رفت و با هرکسی سخن گفت.


در منابع یونانی آمده  است ه زرتشت هفت سال را در غاری درون کوهی به خاموشی مطلق سپری کرده. گفته می شود این غار در نزدیکی دریاچه ارومیه و در بالای کوه سبلان قرار داشته. کوه سبلان همچنان هم زیارتگاه و محل توجه است. شهرت زرتشت به روم هم رسیده بوده است. به این ترتیب که در روم گفته می شد که مردی مرتاض 20 سال تمام را در بیابان ها گذرانده و جز پنیر چیزی نخورده.


ادامه مطلب

نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  انگور - کریم خان زند  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دکتر مصدق

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 31 فروردین 1393-06:56 ب.ظ

فرزندان

دو پسر و سه دختر

دانش‌آموخته

فرانسه  و دانشگاه نوشتال سوئیس

اطلاعات سیاسی

حزب سیاسی

جبه ملی ایران

سمت

نخست وزیر ایران 

پست‌های پیشین

نماینده مجلس شورای ملی
استانداری فارس
وزیر مالیه
وزیر خارجه

کارها

ملی کردن صنعت نفت

پادشاه

محمد رضا پهلوی

پس از

حسین علا

پیش از

فضل الله زاهدی

تاریخ نخست وزیری: ۲۸ آوریل ۱۹۵۱ – ۱۹ اوت ۱۹۵۳




نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  انگور - کریم خان زند  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی  ترانه های ملی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

استان کهکیلویه و بویراحمد

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 21 فروردین 1393-09:15 ب.ظ

كهكیلویه و بویراحمد

ساكنان استان عشایر لر می باشند و مهمترین ویژگی آنها كوچ نشینی است. شغل اكثریت دامپروری و كشاورزی می باشد. كشاورزی بیشتر بصورت دیم است بجز تاسیسات نفت در گچساران و یك كارخانه قند در یاسوج صنایع قابل ملاحظه دیگری ندارد. یكی از بزرگترین منابع نفت جهان در این استان می باشد. مقبره شاپور ساسانی در دهدشت از آثار باستانی استان می باشد.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ماه های سال در گاهشماری ایرانی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 23 اسفند 1392-10:01 ق.ظ

ماه های سال در گاهشماری ایرانی : نام ماه های سال در گاهشماری ایرانی به زبان پهلوی است.هر ماه به نامی بسیار زیبا ومعنای خوشتر آراسته است.
فروردین :به معنی آغاز رویش وزایش رستنی ها
اردیبهشت:دراین ماه جهان همانند بهشت است زیرا خرم وسرسبز است. ارد+بهشت-------ارد=مانند
خرداد:دهنده وبخشنده  خورها=خوبیها
،خورش ها و روزی.دراین ماه مردمان از گندم ،جو ،میوه و...بهرمند می شوند.
تیر:تیغ آفتاب چون تیری برزمین فرود می آید و جو و گندم برداشت شده ومیان کشاورزان تقسیم می گردد.
مرداد:خاک بهره ها و میوه های را به کمال رسانیده وبه انسان تقدیم می کند.
شهریور:ریو دخل پادشاهان . زیرا در این ماه شاهان مالیات و خراج خویش را ازبرزگران می ستانند.
مهر:ماه مهربانی وشادی . مردمان به یکدیگر مهربانی کنند و هرچه از غله و میوه دارند
،بین هم تقسیم نموده وباهم می خورند
آبان: آب ها. زیرا باران و بارش های جوی زیاذت یابد و آب ها فزونی گیرد و مردم کشتزارها را آبیاری کنند.
آذر: ماه آتش
، آذر =آتش ، دراین ماه هوا سردگشته و مردم به آتش نیاز دارند.
دی :یعنی دیو
، ماه سختی و سرما و درشتی .زمین از خرمی ها به دور ماند.
بهمن: بهمان صورت
، بهمن ماه از نظر سردی و خشکی و خشونت چون دی است.
اسفند: از ریشه پهلوی اسپندارمذ
،اسفندارمذ  .اسفند در زبان پهلوی یعنی میوه. دراین ماه خرمی و سرسبزی آغاز گردد و میوه ها وگیاهان دمیدن گیرند.
برگرفته از کتاب (نوروزنامه )خیام نیشابوری دانشمند بزرگ ایرانی در ریاضی
،پزشکی ،ستاره شناسی، رباعی سرایی ،فلسفه و...


نوع مطلب : تپه شیزر  تپه ی باستانی شیزر  سوری  چهارشنبه سوری  چهار شنبه  آداب و رسوم  شب یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  ایران جهان  جهان  ایران  رودبار ؛ مراغی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زبان تاتی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 4 اسفند 1392-08:09 ب.ظ

زبان  تاتی : زبان یکی از ویژگیهای مهم انسان است که محصول زندگی اجتمایی او بوده و هر جا که انسان ها زیسته اند،وجود زبان هم اجتناب ناپذیربوده است .زبان دریچه ای است رو به جهان ،انسان از طریق زبان با دیگران ارتباط برقرار می کند و ذر بستر کاربرد زبان خود را بیان می کند.
زبان تاتی از گروه زبان های شمال غربی و از ریشه زبان مادی است . زبان مادی نیز از گروه زبان های هندوایرانی و آنهم از گروه زبانهای هندو اروپایی است . 

زبان تاتی که در سرزمینی که میان رود ارس درشمال و سمنان و سنگسر درخاور و حدود ساوه و همدان و تاکستان در جنوب و غرب گسترده است با یکدیگر رابطه ی قوی دارند و بیشتر آنها را می توان در یک گروه بشمار آورد.
پروفسور هنینگ در این باره می نویسد: زبان تاتی به لهجه ی تاکستانی از جهتی با سمنانی و از جهتی با تالشی شبیه است.برخی گمان برده اند که لهجه ی زازا که لهجه ای از زبان کردی است و شباهت و نزدیکی زیادی با زبان تاتی وتالشی دارد ،از لهجه های مردم کوه نشین دیلم بوده و بعدها به غرب رفته است.بنابراین می توان هرزنی ،گرنیکانی ،خلخالی ،تالشی ،زازا ،تاکستانی و سمنانی را یک رشته از زبان ها و لهجه های پیوسته شمرد که از طرفی با لهجه های دیگر سواحل دریای کاسپین و از سویی دیگر با لهجه هی مرکزی اتباط می یافته است.
دکتر احسان یارشاطردر باره زبان تاتی مینویسد:از آنجا که زبان تاتی در محدوده ی سرزمین ماد    قدیم قرار دارد و قواعد صوتی و دستوری آنها نیز منافاتی با آنچه که از زبان مادی می دانیم ،ندارد.بجا خواهد بود که این زبان را به جای تاتی که ظاهرا ترک ها مصطلح کرده اند زبان مادی بخوانیم.
 م . دیاکونوف در کتاب تاریخ ماد می نویسد : مادها قومی بوده اند آریایی ساکن شمال و باختر ایران و تاکستان (سیادن siyaden) از نظر جغرافیایی ناحیه ای بزرگ و وسیعی بوده که در عصر مادها در مرکز ماد بزرگ (سفلی ) قرار داشته است .
بنابر این می توان گفت که مادها که هرودت مورخ یونانی از آنها یاد می کند و طایفه های مشهور آنها را بر می شمارد ،دراین ناحیه  سکونت داشته اند و به زبانی سخن می گفته اند که امروز به زبان تاتی مشهور است . 
عباس طاهری در باره زبان تاتی تاکستان می نویسد : تاتی تاکستان یکی از گویش های بسیار قدیمی و پیشینه دار است . این امر با توجه به پیشینه تاریخی این گویش و نز دیکی ساختمان نحوی و آوایی آن با زبان های کهن ایرانی مانند پهلوی و فارسی باستان و مادی قابل اثبات می باشد .
و....................
برای آگاهی بیشتر به  :  کتاب  تاریخ  و  فرهنگ  تات ( بهمن رحمانی )
                                بررسی گویش تاتی تاکستان(عباس طاهری)
                                زبان ها و لهجه های ایرانی ( ایران کلباسی)  و...... مراجعه کنید.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لوکه ویجینه loke vigine

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 25 بهمن 1392-11:02 ق.ظ

لوکه ویجینه loke vigine : از رسوم کهن سرزمین تات ها لوکه ویجینه نام دارد. این رسم در خانه های قدیمی که سقف اتاق ها گنبدی بود و میانه های گنبد سوراخی داشت اجرا می شد.        در شب های عید داماد شالی را که از پشم گوسفند بافته می شدو درازای آن به 2 تا 3 متر و گاهی بیشتر می رسید، بر کمر داشت به پشت بام خانه می رفت وشالش را از شکاف گنبد خانه ها که برای تهویه هوا  و شاید روشنایی درون خانه بنا شده بود ،به درون خانه آویزان می کرد و اهل خانه هدایایی به عنوان عیدی به شال گره میزد  تا آن فرد بی نصیب نماند! 

گاهی از سر شوخی کشمکش و مشاجره کلامی صورت می گرفت تا هویت فرد شال انداز مشخص شود.بسیار می شد که اهل خانه شال را به چنگ می آوردند  و آن فرد بی نصیب می ماند اما گاهی آویزان کننده شال پیروز بود و هدیه های نوروزی نصیبش می شد.دوستان داماد و دیگر جوانان نیز در این رسم شرکت می کردند.در تاتی این رسم زیبا و شادی آفرین لوکه ویجینه گفته می شدو شال اندازی معنای ناقص آنست.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2