تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - مطالب عید نو روز
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

برمکیان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 24 تیر 1394-08:30 ق.ظ


برمکیان،خانواده ی  گرانقدر  ایرانی  بودند که در آغازعصر عباسی متصدی کارهای مهم دولت شده و به درجه و منصب های عالی از امارت و وزارت راه یافته اند.

نسبت این خانواده به برمک نام است که گویند در بلخ می زیسته و ریاست بتکده ی نوبهار و حکومت بلخ را داشته و در پایان  امویان به اسلام گرویده است .

  برخی گفته اند که برمک لقب کلیه رییسان بتکده ی  نوبهار بوده و آخرین برمک که خاندان برمکیان بدو منسوب است نامش جعفر بوده است .

مشاهیر این خانواده :

1- خالدبن برمک 163 یا 166 هَ .ق

2-  یحیی بن خالد درگذشته 190

و دو پسر یحیی :

3- فضل  زادروز 147 درگذشته 193

4- جعفر زایش 149 درگذشته 187

 هستند که همگی به گذشت ،بخشش، دانش ، ادب و ویژگی های نیک گفتاری و رفتاری شهره ونامور بوده اند.

خالد از فرماندهان سپاه ابومسلم خراسانی بود که پس از زوال  بنی امیه، بخدمت ابوالعباس سفاح پیوست و سمت وزارت یافت .

یحیی پسر خالد ، مربی و حامی هارون الرشید بود.

در زمان هارون قدرت و نفوذی زیادی داشت. برقراری و بزرگی دولت عباسی در آغاز امر نتیجه ی حسن تدبیر و لطف سیاست وی و دو پسرش فضل و جعفر بوده است .

هارون الرشید بر شوکت و عظمت این خانواده رشک برد و در سال 187 به شرحی که مشهور است آن خانواده ی نبیل را قلع و قمع کرد.

  ابوالفرج ، عبدالرحمن بن علی بن جوزی  ، درگذشته 597 ق . در شرح حال این خاندان ، تاریخی مستقل  به نام اخبارالبرامکه تدوین نموده است.



بَرمَکیان یا فرزندان برمک از واژه سانسکریت پاراماکا प्रमुख،  است که در واژه ی تازی به صورت برمک درآمده است.

برمکیان از خاندان‌های ایرانی بودند که در دستگاه خلافت عباسی به قدرت فراوان رسیدند. برخی دیگرتبار ایشان  را به گردانندگان بودایی معبدنوبهار دربلخ می‌رسانند.

نام آورترین این خاندان خالد و فرزندش یحیی بودند که در سده هشتم میلادی در شهر بغداد اعتبار بسیار یافته بودند. ترجمه بخش بسیار مهمی از آثار ایرانی و حتی یونانی به عربی  مرهون کوشش‌های برمکیان بود.

پدر خالد برمکی که برمک نام داشته، پزشکی زبردست بوده و فرزند بیمار عبدالملک پسرمروان، خلیفه اموی را درمان نموده بود.

پایه گذاری قدرت برمکیان به دست خالدصورت پذیرفت. وی که در سال‌های قیام خراسانیان علیه امویان، با عنوان فرماندهی در ارتش ابو مسلم خدمت می‌کرد پس از پیروزی، به تشکیلات عباسیان وارد شد و به سرعت نمو یافت و پس از مدتی، وزارت و تصدی دیوان خراج سفاح را برعهده گرفت و البته طرف مشورت منصورعباسی در بنا نهادن شهر بغداد هم بود.

اوج اقتدار خاندان برمک با انتخاب یحیی پسر خالد به کتابت و وزارت هارون در سال ۱۶۲ آغاز شد. در سال ۱۶۹ و به هنگامی که مهدی عباسی، هارون را به فرمانروایی تمامی سرزمین‌های غربی قلمرو خویش برگزید، تمام امور این منطقه در دستان یحیی قرار گرفت.

البته این یحیی بود که از استعفای هارون از جانشینی خلیفه به سود فرزند هادی، خلیفه عباسی، جلوگیری کرد و تا انجا بر این امر پای فشرد که در سال ۱۷۰ هارون را بر تخت خلافت نشاند.

یکی از دلایل کشتار برمیکیان رشک و حسد خلیفه،جانشینان وی و کسان فروتر از آنها بوده‌است.

خلیفه که از قدرت برمیکان هراسناک شده بود، تحت تاثیر بدگویی‌های اطرافیان قرار گرفته و دستور به کشتار برمکیان می‌دهد.

تمام مشاغل مهم دولتی در دست اطرافیان یحیی بود و همیشه بیست وپنج نفر از برمکیان مهمترین مشاغل لشکری و کشوری را بعهده داشتند.

شاهان دیگر کشورها برای آنها هدایایی می‌فرستادند و احترامی که برای آنها قایل بودند برای خلیفه معمول نمی‌داشتند و این موجب تحقیر هارون می‌گردید.

اقتدار برمکیان در واقع نمایش قدرت و نفوذ عنصر ایرانی در دستگاه عباسی بود . این چیزی نبود که اعراب و شخص خلیفه آن را بر تابند.

اشراف عرب و شخص خلیفه که از واگذاردن تمام قدرت به برمکیان پشیمان گشته بود ازآنان بیمناک و برای مقابله با این نفوذ، دست به کار شدند و در صدد محو آنان بر امدند.

  یعقوبی از تدارک چهارساله هارون برای انجام کودتایش علیه خاندان برمکی سخن می‌گوید.

از اشراف عرب نیز فضل بن ربیع و اسماعیل بن صبیح ، در این توطئه نقش اصلی را ایفا نمودند و با بدگویی‌های مداوم و دسیسه چینی‌های مکرر بر ضد برمکیان، زمینه‌های روانی لازم را برای سرنگونی آنان فراهم ساختند.

بنا به روایتی فضل بن ربیع افرادی از خدمتکاران درون منزل جعفر برمکی را به عنوان جاسوس به خدمت خود در آورده بود و از طریق انان به گرداوری خبر از کار برمکیان می‌پرداخت.

در کنار علت اصلی که همان درگیری دیرینه دو عنصر ایرانی و عرب بود،

دو اتهام بزرگ برای نابودی برمکیان به انان نسبت داده شد.

نخست پیوند انان با زندیقان و دوستیشان با ملحدان

و دیگری گرایش انان به سوی علویان،

  البته آزاد سازی یحیی بن عبدالله علوی که شورش او در طبرستان مدتها خواب را از چشمان هارون ربوده بود به دست جعفر بن یحیی برمکی، بهانه و دستاویز لازم را برای هارون فراهم ساخت تا از فرصت سود جسته و بهره کافی برد .

 بدین ترتیب بود که در سال ۱۸۷ با برگرفتن سر جعفر، تصفیه برمکیان اغاز شد و برای همیشه آنان از مدیریت اداری ، نظامی ، سیاسی خلافت عباسی بر کنار زده شدند.

مسعودی در کتاب  مروج الذهب  ماجرای قتل جعفر را چنین بیان می‌کند:

خلیفه پس از آنکه روز را در عیش و عشرت به پایان رسانید. خواجه خود یاسر را احضار و به او گفت حالا می روی نزد جعفر و در هر وضعیتی که باشد سر او را می بری و برای من می‌آوری.

یاسر که فوق العاده متعجب شده بود، از انجام ماموریت طفره رفت ولی در برابر دستور موکد هارون برای انجام ماموریت رفت و جعفر را دید که بزمی آراسته، وی را خواند و دستور خلیفه را اعلام کرد.

جعفر گفت خلیفه شوخی کرده‌است ولی یاسر قبول نکرد. گفت شاید مست بوده، یاسر باز هم قبول نکرد.

جعفر به یاسر گفت به پاس محبت هائی که بتو کرده‌ام بازگرد و به خلیفه بگو امرش را اجرا کردی اگر متاثر شد جان مرا خریده‌ای و اگر تاثری نیافت فردا امرش را اجرا کن.

یاسر گفت این کاری غیرممکن است !

جعفر گفت من بهمراه تو میآیم و می‌ایستم که جواب خلیفه را بشنوم.  یاسر پذیرفته و بر آن شیوه عمل کرد.

هارون برآشفت و بوی گفت سربریده جعفر را بیاور.  چون سر جعفر را پیش خلیفه نهادند.    خطاب به سر جعفر گلایه‌های بسیار کرد .

سپس دستور داد سر یاسر را نیز بزنند ! زیرا نمی‌تواند سر قاتل جعفر را ببیند.

همان شب هارون تمامی خدمتکاران جعفر را نیز کشت و صبح به نماز رفت !؟

هارون دستور داد، خانه‌های برمکیان ، یاران و بستگان آنها محاصره کنند. هیچ کس موفق به فرار نشد و اموال برمکیان توقیف شد.

 
خلفای عباسی  ،موالی، ایرانیان را از نزدیكان خود به حساب آوردند و جایگاه بزرگی در حكومت به آنان واگذار كردند.
 به این ترتیب وزیران و والیان را از بین آنان برگزیدند كه در نتیجه آن ایرانیان به اندیشه بلند پروازی افتادند تا شاید دوباره دوران كسری را زنده كنند.


هم زمان با اعتلای تدریجی خاندان برمك، مقام وزارت در دستگاه خلافت نیز اهمیت ویژه ‏ای پیدا كرد . زیرا قسمتی از قدرت اجرایی  بزرگ فرماندار عصر ساسانی را شامل می شد.
خالد بن برمك، بعد از واقعه كشته شدن ابوسلمه خلال ، مدت ها متولی دیوان جند و دیوان خراج خلیفه بود و همچنین در ولایات ایران به عنوان حاكم خلیفه اشتغال به كار داشت، کمکم به آنچه كه شغل وزارت خوانده می ‏شد، اعتباری خاص بخشید.
با آن كه در  روایت های مربوط به عهد هارون اجداد آنها  گبر  خوانده شده ‏اند و حتی معبد نوبهار بلخ كه اجداد برمك با نام عمومی برمك، برگرفته  از ریشه سنسكریت به معنی مهتر و رئیس یا  پرنگ  از ریشه زبان پهلوی  متولی آن بوده ‏اند، و به قولی معبد بودایی
شمار می‏ رفته است، هیكل مجوس و معبد زرتشت پنداشته ‏اند.

گفته شده كه جد یا پدر خالد، ظاهراً از آیین بودایی به اسلام گرویده است كه به احتمال قوی اعتراضی كه نیزک ترخان درگذشته
در 92 ق ، 710 م. به سبب ترك آیین اجداد بر جد خالد كرده،به احتمال زیاد همین ترك آیین بودایی بوده است كه در آن زمان در بین طوایف ترك، هیاطله طخارستان و سغد نیز رایج بوده است !؟

این كه بعضی از شاعران هجاگوی،برمکیان را به مجوس بودن منسوب كرده‏ اند، و همچنین رأی خالد در باب منع خلیفه از تخریب ایوان كسری که در نیز حمایت از مجوسیت تلقی شده ، از آن روست كه خالد و اجدادش به سبب انتساب به بلخ، ایرانی به حساب می ‏آمدند و به خاطر همین اصل ایرانی بودن، اعراب بغداد تمام اجداد  برمك  را گبر خوانده‏ اند.
به هر حال با آن كه احوال گذشته اجداد خالد نامعلوم است و  اخباری هم كه درباره پدر و جدش نقل شده خالی از تناقض و مبالغه به نظر نمی‏ آید، چنین فهمیده  می‏ شود كه خالد و برادرانش،سلیمان
و حسن، مسلمان بوده اند .
خالد خود از سرداران ابومسلم به حساب می‏ آمد و  در راه پیشرفت عباسیان جان فشانی های فراوانی كرده بود، توسط دو خلیفه عباسی سفاح و منصور، به وزارت برگزیده و مصدر كارهای مهم شد.
 فرزند خالد، یحیی، كه مردی اندیشمند و با تجربه بود، در دستگاه مهدی اعتبار زیادی پیدا كرد كه در لشكركشی هارون به بیزانس نیز شركت كرد.
 او همچنان بعد از مهدی، در فراهم آوردن خلافت هارون، نقش قابل ملاحظه ‏ای ایفا كرد.

هارون نیز وزارت خویش را كه یحیی به مدت هفده سال 170 - 187 ق. ، 786 - 803 م.  با قدرت و كفایت تمام در دست داشت، بدو تفویض نمود. پسرانش؛ جعفر و فضل نیز از همان اوایل كار در تصدی امر وزارت و امور مربوط به دیوان جند و خراج با او كمك می‏ كردند، مشاغل عمده دیگری نیز به فضل و جعفر واگذار می ‏شد كه این امر نشان از اعتماد فوق العاده خلیفه، نسبت به آن ها بود.


 در پایان یك سفر حج كه خلیفه به بغداد بازگشت، به طور غیر مترقبه ‏ای به این قدرت عاری از خلل پایان داد كه به این ترتیب سقوط برامكه همچون اعتلاءشان حیرت برانگیز شد.
هارون اندكی بعد از مراجعت از حج، حكم به قتل جعفر داد و بلافاصله بعد از آن فضل و برادرانش را هم توقیف كرد.
یحیی را نیز بازداشت نمود و اموالشان را مصادره كرد كه در نهایت، تمام برامكه جز محمد
برادر یحیی به شدت و خشونت تمام سركوب شدند.
این عقوبت سخت و سقوط ناگهانی به قدری سریع و بی مقدمه اتفاق افتاد كه فهم اسرار و شناخت اسباب آن برای تاریخ هنوز به صورت معمایی باقی مانده است.

 پیدا است كه برای چنین واقعه‏ ای نباید از یك عامل واحد سخن گفت:
- ثروت فوق العاده برمكیان،
- توجه و تكریم قابل ملاحظه عام در حق آنان
- علاقه ‏ی برمكیان در جلب عناصر شعوبی
-شوق برمكیان در نشر برخی آثار ایرانی،مانند كتاب كلیله و دمنه

 از جمله عواملی بودند كه در سرنگونی این طایفه نقش به سزایی داشتند.

 افزون بر این
- سیاست بالنسبه ملایم آنان در معامله با علویان
 
-  تحریك و سعایت مخالفانی همچون فضل بن ربیع در حق برمكیان، در ایجاد ناخرسندی خلیفه و در تحریك رشك و حرصش بر دارایی های برمكیان بی اثر نبوده است.


در هر حال، سقوط برمكیان، مانع از ادامه و استمرار نفوذ فرهنگ ایرانی در حكومت عباسی نشد و همین نفوذ تدریجی كه از عهد ابومسلم با دولت عباسیان پیوند یافته بود، عنصر مؤثر و زنده‏ایی به شمار می‏ آمد كه ایران پس از اسلام را برای بازگشت به تعادلی كه نهضت هایی همچون بابك و مازیار هم كه نتوانستند به اعاده آن كمك كنند، آماده سازد.


نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  کتیبه ی پئوتین گرایا  جشن انگور  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  فروبل  وبستر  بازی های بومی  بازی های ملی  زبان تاتی  ریشه ی واژه ی تات  پراگندکی تات درجهان  پراكندگی تات در ایران  TAT  sinzam  سینزم  سیزده به در  نقد  نقد کتاب آوای تات  نقد کتاب تاریخ و فرهنگ تات  زوز  مراسم  مراسم شب عید  مراسم روز عید  قاره کوچک  قاره  تحویل سال  سال  تحویل  زیاران  شهرستان  رودبار   رودبار شهرستان  نوروز در فرهنگ تات  علی میر دریک وندی  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  جشن انگور  انگور  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  انگور - کریم خان زند  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  بازی های محلی  بازی های محلی  بازی های محلی  شب  روستای زیاران  روستای زیاران 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تات شناسی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:سه شنبه 29 اردیبهشت 1394-05:26 ب.ظ




زبان تاتی از زبان‌های ایرانی شاخه شمال‌غربی و بازمانده یکی از گویش های مادی هستند. گویش‌های این زبان روزگاری از شمال ارس تا سمنان گسترده بود ولی امروزه با ترک‌زبان و فارس‌زبان شدن بخشی از شمال‌غربی ایران تنها جزیره‌هایی از گویشهای تاتی در منطقه بجا مانده است.

بزرگترین این جزیره‌ها در شهرستان تاکستان ( استان قزوین )دیده می‌شود. تاتی تاکستان یکی از کهن‌ترین زبان‌های ایرانی است که از دیدگاه زبان شناسی، ارزش ویژه‌ای دارد. بیشترین آمار جمعیتی تات‌های ایران متعلق به پنج شهرستان کهن کرج، ساوجبلاغ، طالقان، تاکستان و بوئین‌زهرا می باشد. تاکنون هیچ آمار رسمی در مورد تات‌های این پنج منطقه ارائه نشده است.

تات‌های این منطقه که به تات‌های جنوب شهرت یافته اند، در شهرها و روستاهای زیر زندگی می‌کنند:

- در استان تهران، شهرستان کرج در گذشته نه چندان دور، البته اطراف آن روستاهای جاده کرج به چالوس، کلاک، سرحدآباد، اشتهارد، بیلقان، آتشگاه، هلجرد، سیاهکلان، ده مصباح قدیم و ... تات زبان اند.

- در استان تهران، شهرستان ساوجبلاغ روستاهای بالای جاده که اکثراً کوهستانی است. مانند: سنج، برغان، سفیداران، سیرود، کوشک زر، آردهه، اغشت، سیباندره، بانوصحرا، فشند، ولیان، کله رود، اسکولدره، آجین دوجین، عالم زمین، خوروین و عالم زمین و... تات زبان اند.

-در استان تهران، بخش طالقان بغیر از روستاهای گته ده، ناریان، دیزان، گراب، اسکان و ده در بالا طالقان به زبان مازنی (مازندارنی) و روستای میناوند در پایین طالقان ترک زبانند و روستاهای دیگر مانند تکیه ناوه، اورازان، خچیره، نساء علیا، نساء سفلی، گوران، گلینک، میر، جویستان، حسنجون و ... تات زبان اند.

-در شهرستان تاکستان، شهر تاکستان و در بخش اسفرورین،شهر اسفرورین و روستای قرقسین، تات زبان اند.

-در شهرستان بوئین زهرا، شهرهای شال و دانسفهان و روستاهای خیارج, خوزنین, خروزان, ابراهیم‌آباد و سگزآباد و … تات زبان اند.

- تاتهای خلخال، جیرنده، کلور، طارم، عنبران، میناباد، میرزانق، کلش، سروآباد، پیله‌زیر، پیله‌رود، جید، لرد، شاهرود، تولش، عنبران علیا، لنکران و ماسالی جمهوری آذربایجان.

به طور کلی زنجیره مناطق تات‌نشین از شهر تاکستان شروع شده و به سمت جنوب و جنوب شرقی ادامه می‌‌یابد و در نهایت در شهرستان بوئین زهرا به روستای تاریخی سگزآباد پایان می‌یابد.

-  در استان مرکزی (منطقه وفس) نیز روستاهای وفس، چهرقان، گورچان و فرک به زبان تاتی صحبت می‌‌نمایند. این روستاها به فاصله 100 تا 120 کیلومتری شهر اراک و در شمالی‌ترین نقطه استان مرکزی واقع شده اند. مناطق کوهستانی و خوش آب و هوا و شغل مردم روستاها کشاورزی، باغداری و دامداری است که به دلیل مواجه شدن با کمبود آب و عدم توجه مسئولین به نیاز مردم و نیروهای انسانی جوان، به شدت روستاها خالی از سکنه می‌‌شوند و در شهرهای مانند تهران، قم، اراک، کرج، ساوجبلاغ، طالقان و ... سکونت می‌‌نمایند.

در این میان از مهمترین و دست نخورده‌ترین گویش تاتی یعنی گویش اشتهاردی که در شهرستان کرج  قرار دارد ،نام برده نشد. حال آنکه طبق کتاب تات نشینهای بلوک زهرا نوشته جلال آل احمد این گویش شاید خالص ترین گویش زبان تاتی باشد. چون منطقه اشتهارد که در سر راه کرج به بویین زهرا در 80 کیلومتری کرج و 25 کیلومتری بویین زهرا قرار دارد به علت خشکی و کمی آب از دستبرد کوچ نشینهای ترک در امان بوده و مردم آن همچنان زبان قدیم خود را حفظ کرده اند.

گویش وفسی یکی از زیر شاخه های زبان مادی ( تاتی ) می باشد و با  قدمتی 3000 ساله. گویش وفسی جزو زبان های شمال غربی ایران می باشد. زبان های شمال غربی ایران، خود به هفت زیر گروه اصلی و تعدادی گروه فرعی تقسیم می شود که گویش وفسی جزو زیر مجموعه « تاتی » قرار می گیرد.

برای مطالعه و تحقیق بر روی گویش وفسی، لازمست که با گروه اصلی « زبان های تاتی» بیشتر آشنا شویم. خوشبختانه تا کنون تحقیقات و مطالعات بسیار زیادی بر روی زبان های تاتی(مادی) توسط محققان داخلی و خارجی انجام شده است که می تواند منبع بسیار خوبی برای علاقه مندان به گویش تاتی و وفسی باشد و خوشحالی بیشتر از این بابت که پروفسور دونالد استیلو آلمانی مطالعاتی را مشترکاً بر روی زبان تاتی و گویش وفسی انجام داده است.


پروفسور دونالد استیلو :

درباره گویش اراکی(عراقی) باید گفت که قبل از پیدایش شهر فعلی اراک، در نقاط مختلف این استان، لهجه های متفاوتی وجود داشت؛ از جمله گویش « تاتی » در منطقه وفس، لهجه مردم شرا (چرّا) و کزاز و سربند، که هر کدام در صورت و آوا تفاوتهایی با هم داشته و دارند.
 پس از بقای شهر اراک و مهاجرت و اسکان گروه های مردمی با لهجه‌های متفاوت در این ناحیه، یک ترکیب خاصی از لهجه های مختلف به وجود آمد که تا پیش از پیدایش رادیو، سینما و تلویزیون متداول بود، اما با پیدایش رسانه های گروهی و تسلط زبان (لفظ قلم) با لهجه تهرانی و زبان رسمی دولتی، گویش محلی کم کم فراموش گردید و اینک مردم اراک تا حدی بدون لهجه بوده و کتابی یا تهرانی سخن می گویند.
ولی در روستاهای اطراف و خود شهر محاوره پیرمردان و پیر زنان همان لهجه قدیمی می باشد که بیشتر لغات و الفاظ ریشه در زبان اوستایی و پهلوی دارد،ولی امروزه در حال نابودی و از بین رفتن است و ضرورت دارد برای حفظ و نگهداری واژه های اصیل و سره قدیمی به روستاها و در بین عشایر رفته و به جستجوی آن پرداخت، تا براین گنجینه ادب دست یافت.


متن لاتین و ترجمه ذیل از مقاله پروفسور دونالد استیلو آلمانی، انتخاب شده است.

Vafsi in Tafresh area

In the Tafresh area there are four languages whose interrelationships or further affiliations to other groups of NWI (Northwest Iranian) have never been defined

 

Vafsi, a seemingly mixed language (spoken in four villages) with features of both the Tatic and the Central Plateau groups, with a heavy overlay of some form of Kurdic; it does not, however, look to be a normal transitional language between any of these groups but rather a later mixture of all three groups, probably due to population movements and language switching

 

Tafreshi

Ashtiani

Amorei

 

در ناحیه تفرش، چهار زبان وجود دارد که ارتباط متقابل یا وابستگی آنها به سایر گروه های زبانی شمال غربی ایران، قابل تعریف و تعیین نمی باشد:

وفسی، ظاهراً زبانی مرکب و مخلوط است ( در چهار روستا صحبت می شود) که ویژگی هایی مشترک از دو گروه زبانی تاتی و فلات مرکزی دارد. همچنین این زبان به مقدار زیادی تحت تاثیر گونه هایی از زبان کردی قرار گرفته است؛ به نظر نمی رسد که زبان وفسی، یک زبان انتقالی معمولی از این سه گروه زبانی ( تاتی، فلات مرکزی و کردی) باشد بلکه بیشتر می توان گفت که ترکیب و مخلوطی از این سه گروه است که احتمالاً در نتیجه ی حرکت جمعیت و تغییر زبان حاصل شده است.

تفرشی

آشتیانی

آمره ای

پروفسور استیلو در این مقاله به شرح و توضیح زبان های شمال غربی ایران می پردازد و آنها را به ۷ گروه اصلی و ۲ گروه فرعی تقسیم می کند.

هفت گروه اصلی عبارتند از: تاتی، کردی، گورانی، زازکی / دیملی، کاسپین، فلات مرکزی و بلوچی.

دو گروه فرعی عبارتند از: ۱) زبان های ناحیه تفرش ۲) زبان های ناحیه سمنان.

ایشان، زبان وفسی را، هم به صورت زیر شاخه ای از زبان تاتی مطرح کرده است(زبان وفسی فرمی غیر عادی از گویش تاتی است) و هم آن را به صورت زبانی مستقل جزو زبان های ناحیه تفرش تقسیم بندی نموده است.

-- بررسی تاریخی واژه تات

 بررسی تاریخی واژه تات به چند جهت دارای اهمیت است :

1- بیـانگـر معنای متفاوت تات در ادوار تاریخی گوناگون است .

2- سیر تاریخی پیشرفت زبان ترکی از غرب به شرق، بویژه در زمان صفویه و بعد از آن نشان می دهد .

3- مشخص می کند که زبان تاتی کنونی با لهجه های متفاوت، زبان مشترک ایالت آذربایجان و ایران بوده است .

4- بیانگر زیر بنای مشترک زبانهای ایرانی در قلمرو ایران بزرگ است که بقـایـای جزیــره های زبان تاتی آذربایجان و زنجان و مناطق غرب،گواه آن است .

5- به معرفــی تاریخـی یکی از اصیل ترین زبانهای ایران می پردازد و علاوه بر معرفی زبان تاتی، به معرفی مردمی می پردازد که به این زبان سخن می گویند .

 واژه « تات» از دو منشاء زبانی به مــا رسیده است:

یکی زبـــــــان فارســی باستـان ودیگر زبان ترکی.

تات در زبان باستان به صورت پسوند استفاده می شده است، اما تات در زبان ترکی به معنی خارجی یا بیگانه می باشد. 
پس از حضــور ترکـان در سرزمین های شرق ایران، به ایرانیان تحت سلطه ترک ها ، تات  گفتند.  اگر چه با تسلط بیشتر  ترک ها  تات معنی وسعیتری به خود گرفت. تـا اینکـه  در دوره  اقتدار تـرک ها در ایران، معادل ایرانیان شد . اما مردم ایران با استعداد فرهنگی و پیشینه تاریخی ای که داشتنــد  معنــی تات را از مفهوم  بیگانــه و خارجی به معنی ایرانی و اهل قلم تغییر دادند .بطوریکه در دوره صفویه، جامعه ایران به دو گروه اهل شمشیر (ترک ها ) و اهل قلم (تاتها وتاجیک )تقسیم شده بود.

اگر چه تات و تاجیک  و هیئت های متفاوت  آن در مورد ایرانیان بکار می رفت، ولی نمی توان گفت که معنی تات و تاجیک  کاملاً برابر بوده  است . زیرا معنایی که فرهنگ و لغت های ترکی و مفاهیمی که سفرنامه نویسان  اروپایی  از این دو واژه داده اند و همچنین سکوت فارسی نویسان ایرانی، در مورد استفاده از واژه تات جملگی شواهد و دلایلی هستند که اندکی  تفاوت درمعنی و مفهوم این دو واژه را نشان می دهند و احتمالاً واژه تات نسبت به تاجیک  از نظر معنی و مفهوم منفی تر بوده است  و به همین جهت است که در متـون گذشتـه  فارسـی، فقط در پنج مورد از واژه تات استفاده نموده اند و بطور یقین دو مــورد آن نیــز بخاطـر ضــرورت شعـری بوده است . ولـی واژه  تاجیک را  بطـور متعـدد و در متــون گوناگون فارسی می توان دید .

به هر حال با سقوط صفویه و به مرور زمان، این مرزبندی جامعه ایران- تات ها (تاجیک ها) و ترک ها - از بیـن  رفت و زبان  مـردم  هرمنطقه را نیز بنام همان ایالت یا منطقه  نامیدند مانند : لری،گیلکی، تالشی، مازندرانی،کردی، مشهدی و.... در حالی که زبان شهرهای بزرگ شمال غرب ایران به ترکی تغییر یافته بود . البته این تغییر زبان بصورت تدریجی و از زمان سلجوقیان تاپایان حکومت صفویه انجام گرفته است. اما نیم زبانهای شمال غرب ایران که در روستاها و آبادی های پراکنده متداول بود ،به نام زبان تاتی در بعضی مناطق  به نام همان روستاها- مثل هرزنی و... خوانده شدند.

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نژاد ها و زبان ها ی ایران

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:شنبه 2 خرداد 1394-09:23 ب.ظ

پیش از ورود و استقرار آریایی ها،‌ نژادهای بومی ای در ایران زندگی می كردند. از جمله این نژادها می توان به نژادهای مدیترانه ای، ‌استرالیایی،‌ نگرویی و حامی اشاره كرد.

 اقوام عیلامی،‌ كاسی،‌ لولویی،‌ كادوسی و تپوری از اقوام مربوط به این نژادها بودند. 

ورود اقوام بیگانه مانند اقوام هند و اروپایی،‌ سامی،‌ عبری،‌ تورانی،‌ گرجی و چركسی ، (تازی ، عربی) ، مغول و ترکمان موجب افزایش تعداد نژادها در ایران شد.

 

در حال حاضر علاوه بر اقوامی كه به زبان فارسی ( فارسی نو با لهجه های یزدی ،کرمانی،تهرانی ،مشهدی،و....)صحبت می كنند، گروه های نژادی دیگر از نظر زبانی كه به آن تكلم می كنند به شش دسته تقسیم می شوند:

 ترکمانان :

 این مردمان بیشتر در شمال استان خراسان و شرق استان مازندران زندگی می كنند و از نظر شكل ظاهری شبیه به مردم چین و مغولستان هستند و در واقع از بقایای مهاجمانی كه پیش از این به ایران حمله كرده اند،‌ هستند.

تركمنان علاوه بر اقامتگاه های دایمی دارای خیمه هایی هستند كه هنگام كوچ برپا می كنند. طوایف مهم تركمنان شامل كوكلان و یموت (شامل تیره های جعفربای و اتابای) می شوند.

ترک زبانان :

ین مردمان در بیشتر نقاط ایران پراكنده اند و بیشتر در منطقه آذربایجان زندگی می كنند. 

بیشتر ترک زبان ها ایرانی و از نژاد سفید ،جوگندمی و سبزه هستند،اما به دلیل سلطه ی قبایل ترک درایران و ارتباط با آنها و... زبان آنان از آذری پهلوی به  تركی تغییر یافته است. آنان از شاخه های اصیل آریایی هستند كه در طول تاریخ بر اثر آمیزش با تركان عثمانی، ترکان مغول ، جغتایی، آلتایی و غز و تیره های گرجی و قفقازی تغییرات زیادی در زبان آنها ایجاد شده است.


 ایلات ترك زبان :

قشقایی ،‌ ایل سون (شاهسون) ،‌ ارسبارانی و خلخالی.

 برخی قشقایی ها را از طوایف مغول و برخی از طوایف قدیمی آسیای صغیر (خلج) می دانند. اجداد قشقایی ها در ابتدا در قفقاز زندگی می كرده اند.

تیره های مهم قشقایی عبارت است از: كشكولی ،‌ دره شولی و شش بلوكی هستند. 

قشقایی ها در فارس سكونت دارند.

ایلات خمسه كه در این ناحیه زندگی می كنند اینانلو،‌ بهارلو و نفر هستند.


 

کرد  ها :

نژاد كرد كه تعداد آنها حدود پنج میلیون نفر تخمین زده می شود در ایران،‌ عراق، ، سوریه ،تركیه و قفقاز زندگی می كنند.

 در ایران بزرگ ترین مركز تمركز كردها اردلان است كه شامل آذربایجان غربی و كردستان است.

 زبان کردی به همراه زبان تاتی ، باز مانده ی  زبان مادی است كه  از تیره هند و اروپایی  منشعب می شود.

طوایف كرد عبارتند از:  مكری ،‌ گوران ،‌ كلهر ،‌ سنجابی ،‌ قبادی ، زعفرانلو ، شادلو


لرها :

لرها در غرب رشته كوه های زاگرس و جنوب كردستان زندگی می كنند .

طوایف مهم لر عبارتند از: سگوند،‌ ممسنی،‌ لك، عشایر كهكیلویه و بویراحمد و بختیاری ها.

بختیاری ها ایلات كوچ كننده ای هستند كه از نظر تعداد افراد كوچ کننده در ایران مقام اول را دارا هستند.  بختیاری ها به دو ایل بزرگ هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم می شوند.

 همچنین به چند تیره مانند دوركی، باباوی، راكی،‌ بختیاری وند، دنیاران، بانكی و ... تقسیم می شوند. 

 

عرب زبانان :

 عرب زبانان در خوزستان و ساحل و جزیره های خلیج فارس ساكنند.

اینان بر اثر مجاورت با كشورهای همسایه ی عرب زبان، پیوندهای نژادی و زبانی با آنان دارند.

 از ایلات عرب می توان به بنی طرف، بنی كعب، آل خمیس،‌ آل حمیر،‌ آل كثیر، صابیان،‌ بنی صالح و بنی تمیم اشاره كرد.


بلوچ ها :

اگرچه بیشتر بلوچ ها در بلوچستان ساكن هستند،‌ اما تعدادی از آنها نیز در سیستان، كرمان و كشور پاكستان زندگی می كنند.

بلوچ ها به شیوه های مختلف امرار معاش می كنند.

 طوایف مهم بلوچ عبارتند از:

یاراحمدزایی ، میرعبدی  ، نارویی ، ریگی ، مارانی  ،  مرادانی. 

آنان ازباز مانده های بلوچ های باستانی براهویی هستند كه با ورود آریایی ها، به جنوب شرقی ایران رانده شدند.

به دلیل ناکافی بودن ،این نوشتار ،شایسته است ،خوانندگان گرامی به توضیح کوتاه زیر توجه نمایند:

افزون برمردمانی که به زبان ها ی یاد شده سخن میرانند ، مردمان دیگری هستند، که دارای سابقه سکونت کهن تر و زبانی بسیار قدیمی به درازای تاریخ ایران زمین دارند،و به زبان های دیگری ، چون تاتی (مادی) ،گیلکی ،مازنی ،تالشی، مراغی و ... سخن می گویند.

 زبان های یاد شده، در این تقسیم بندی  به دلیل نزدیکی آوایی و واژگانی به فارسی نو ،در گروه زبان فارسی منظور شده اند.

اما از نظر قدمت تاریخی و داشتن واژه های اصیل وکهن و نیز شاخصه های دانش زبان شناسی ، زبان های اخیر جزو زبان های باستان و در گروه مادی  قرار می گیرند.



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  واژه ی سیادن - سیادنیج  روستای خروزان  قرقسین  روستای قرقسین  سوری  چهارشنبه سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  صلیب شکسته  سواستیکا  چلیپا گردونه مهر  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  جعفر نقال مستند دانلود  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  سایكل توریست  مراسم برداشت انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  ایران  الموت  رودبار ؛ مراغی ها  استان آذر بایجان شرقی  انگور - کریم خان زند  انگور - کریم خان زند  کتیبه ی پئوتین گرایا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ماه های سال در گاهشماری ایرانی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 23 اسفند 1392-10:01 ق.ظ

ماه های سال در گاهشماری ایرانی : نام ماه های سال در گاهشماری ایرانی به زبان پهلوی است.هر ماه به نامی بسیار زیبا ومعنای خوشتر آراسته است.
فروردین :به معنی آغاز رویش وزایش رستنی ها
اردیبهشت:دراین ماه جهان همانند بهشت است زیرا خرم وسرسبز است. ارد+بهشت-------ارد=مانند
خرداد:دهنده وبخشنده  خورها=خوبیها
،خورش ها و روزی.دراین ماه مردمان از گندم ،جو ،میوه و...بهرمند می شوند.
تیر:تیغ آفتاب چون تیری برزمین فرود می آید و جو و گندم برداشت شده ومیان کشاورزان تقسیم می گردد.
مرداد:خاک بهره ها و میوه های را به کمال رسانیده وبه انسان تقدیم می کند.
شهریور:ریو دخل پادشاهان . زیرا در این ماه شاهان مالیات و خراج خویش را ازبرزگران می ستانند.
مهر:ماه مهربانی وشادی . مردمان به یکدیگر مهربانی کنند و هرچه از غله و میوه دارند
،بین هم تقسیم نموده وباهم می خورند
آبان: آب ها. زیرا باران و بارش های جوی زیاذت یابد و آب ها فزونی گیرد و مردم کشتزارها را آبیاری کنند.
آذر: ماه آتش
، آذر =آتش ، دراین ماه هوا سردگشته و مردم به آتش نیاز دارند.
دی :یعنی دیو
، ماه سختی و سرما و درشتی .زمین از خرمی ها به دور ماند.
بهمن: بهمان صورت
، بهمن ماه از نظر سردی و خشکی و خشونت چون دی است.
اسفند: از ریشه پهلوی اسپندارمذ
،اسفندارمذ  .اسفند در زبان پهلوی یعنی میوه. دراین ماه خرمی و سرسبزی آغاز گردد و میوه ها وگیاهان دمیدن گیرند.
برگرفته از کتاب (نوروزنامه )خیام نیشابوری دانشمند بزرگ ایرانی در ریاضی
،پزشکی ،ستاره شناسی، رباعی سرایی ،فلسفه و...


نوع مطلب : تپه شیزر  تپه ی باستانی شیزر  سوری  چهارشنبه سوری  چهار شنبه  آداب و رسوم  شب یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  ایران جهان  جهان  ایران  رودبار ؛ مراغی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

باغ های انگور تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 23 اسفند 1392-08:51 ق.ظ

باغ های انگور تاکستان : از گذشته های دور درشهرستان تاکستان به دلیل گستردگی باغ ها ،تنوع در نو ع وکیفیت انگورها،طرز کشت آن و پراکنندکی جغرافیایی تقسیم بندی هایی به نام پند یا بند صورت گرفته است.این کار به آن جهت بوده است که کشاورزان و باغداران به راحتی مسیر ومنطقه باغ یا کشتزار خویش را تشخیص دهند و یا در صورت نیاز به دیگران معرفی نمایند. افزون بر آن محصول به دست آمده را از نظر کمی ،کیفی و نوع آن مشخص نمایند.ونیز دسترسی به آب ،نوع خاک و....
برهمین اساس پند قرق :یعنی باغ های منطقه ی قرق -پنددلاور:یعنی باغ های منطقه دلاور و......
نامی ترین نواحی باغی تاکستان:
قرق ( qoroq ):منطقه ای از باغهای بسیار مرغوب تاکستان که در ناحیه جنوب باختری قرار دارد.درختان آن دربرابر سرما کمتر آسیب می بینند.انگور آن زردطلایی و بسیار خوش مزه است.
چمنون  (Chamanon ): چمن زار ها ،باغ های در مسیر قرق با انگور های خوش طعم که از قدیم به شکرپاره مشهور بوده است.
رویابار (Ruyabar ):رودبار ،درمسیر این باغ ها
،همواره رودی یا نهری در مسیر حرکت باغداران و چارپایان آنها جاری بوده است.
لرگه ( Loge ):نخستین باغ هادر ابتدای را ه اک .درگذشته ایل های لر در همین ناحیه اتراق داشته اند.
پسبند (Pasband ):پساز باغ های لرگه ورویابار وشرشرک قرار دارد و نواحی اطراف پل دوم جاده اک
شرشرک (Shorhsorak ):باغهایی بالاتر ازمنطقه رویابار
، آبشار کوچک یا نهری داشته که آب آن ازبلندی به پایین سرازیر می شده وصدای زیبای شرشر آن به گوش می رسیده است.
عسلک (Asalak ):عسل کوچک ب
،اغ هایی که در نواحی جنوبی تاکستان است .انگورهای دانه ریز آن چون عسل شیرین است.
چل قونبون ( Chel gombon ):چهل گنبدان:به منطقه مسکونی یا بنای تاریخی اشاره دارد که گنبد های زیادی دارد. امروز از آن بناها اثری نیست اما هنور هم این نام بخشی از باغها را معرفی میکند.
پند یایتخت :پایتخته رزون
  ( payetakhte Razonباغ هایی درابتدای جاده خرم ابادکه به باغ های پایتخت مشهور است.و ان به این سبب است که شاه عباس بزرک صفوی در یکی از سفرهای تفریحی خود مدتی دراین منطقه اردو زده و به شکار وتفریح پرداخته است .
و نیز باغهای منطقه ی : اکه را ( Ake ra )، دیارراه ( Dor Rah )، خرامباده را  ( Khorambade ra )، شرراه ( Shar rah )، ملک آلا ( Maleke ala )، اصغر حویه  (Asghare Hoyye )، دلاوربند  (Delaware band )کلی رزون  (Kalli Razon )، فنی رزون  (Feni Razon )، ا ل له جار ( alale Gar )(آلاله زار،لاله زار )  ،پنبه جارون (  Panbe Garon)(پنبه زار)، شش داغون ( SHesh Daghon )، سنگه زمین (Sange Zemin )، نرگه را ( Narge Raسرآسیا  (Sar Asia )، خندا دشت  GHanda Dasht )، تپی ور (Tappi Warجنگل حویه (Gangale Hoyye )، خربزه جالیزگاه (KHarboze Galizgah ) ، ده بند(Dah Band شاقلی زمین( SHagoli Zminخروش پند ( Kharosh Pandقنبر پند(Gambare Pand )، حسن پند(Hasane Pand )،  ( فتح اله پند  PandFatalla  )، روخونی سر( RoKHoni Sar )   ،لاتون (Latton) ، مرم شا تپه( Maram Sha Tappe)  ، سلکه تپه (زلکه تپه ) ( Solake Tappe -Zolake Tappe)  ،اکه چول ( Ake CHol) ، شورجه( Shorge) و ............



نوع مطلب : تپه شیزر  تپه ی باستانی شیزر  شعبان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  چهارشنبه سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  زبان تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه باستانی خندا  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  پیر  بقعه پیر  حنفیه  حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   ایران جهان  جهان  ایران  رودبار ؛ مراغی ها  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جمعیت زبانی تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 8 اسفند 1392-11:47 ق.ظ

جمعیت زبانی تاکستان :در شهرستان تاکستان طایفه ی بزرگ رحمانی وطاهرخانی بیشترین جمعیت شهر را تشکیل می  دهند . افزون بر آنها  فامیل شقاقی ،شقاقی مقدم ،ایزدی ،ایزدیان ،آذری ،آذزکیش ،صمدی ،بابااولادی ،اسدی ،سلیمانی ،محمدزاده ،گل بابا ،رحمانی راد ،رحمانی فرد ،رحمانی پور ،پور رحمانی ،عظیمی ،طاهری ،طاهریان ،طاهریها ،طاهرپوران و....زندگی می کنند که به زبان شیرین تاتی سخن می گویند.
از دیگر طایفه ها
،می توان به ترکاشوند ،کریمی ،حقیقت منش ،راد ،ابراهیمی ،جمالی ،جدلی ،کرمی ،جلیلی ،جلیلوند ،کاکاوند،قاسمی،هدایتی و ....اشاره کرد.
بشتر مهاجران از شهر ها و روستا های استان های ترک نشین کشور و یا روستاها و بخش های شهرستان تاکستان و نیز از استانهای کرد نشین چون کردستان و کرمانشاه می باشند و این علاوه بر مهاجرت هایی است که در دوره شاه عباس بزرگ
صفوی،نادرشاه افشار،کریم خان زند و رضاشاه پهلوی صورت گرفته است .تعداد اندکی از مهاجرت ها نیز مربوط به استان های شمالی کشور چون مازندران ،گیلان ،گلستان و...می باشد.
شمار اندکی از ملیت های گوناگون مانند مهاجران عراقی
،کارشناسان و فنی کاران  کشور های غربی یا شرقی در این شهر زندگی می کنند و در گارگاه ها و شرکت های تولیدی سرگرم کار و فعالیت هستند.
زبان رایج در  تاکستان  زبان تاتی  و فارسی است و برخی از مردم علاوه بر آن بر زبان کردی یا ترکی نیزتسلط دارند. بیشتر مردم ترک
، کرد ،گیلک  و تبری زبان تاتی را به خوبی می فهمند و به این زبان سخن می رانند.
بر اثر روند آگاهی رسانی رسانه ای و همگون سازی ناشی از آن و نیز وجود دانشگا ه های آزاد  و پیام نور و .....و شهرک های صنعتی  زبان تاتی دستخوش  دگرگونی های فزاینده ای  شده است .
و......




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رودبار شهرستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 11 بهمن 1392-09:09 ق.ظ

رودبار شهرستان :  رودبارشهرستان در شمال شهر قزوین قرار دارد. این  ناحیه  از  شمال  به  استان مازندران ، ازخاور به بخش الموت،از باختر به قزوین و از جنوب به دهستان اقبال غربی محدود می گردد.           این بخش از نظر ویژگی های آب و هوایی و جغرافیایی و فراوانی آب و مراتع و نیز گویش و فرهنگ مردم شباهت و نزدیکی زیادی به بخش الموت دارد.

ناحیه رودبار به سبب آثار تاریخی و به ویژه قلعه های نامور به قلعه اسماعیلیان و نیز وجود گروهی نامدار به مراغی یا کله بزی بسیار شهره است.                                                                                            از مجموع 109 روستا تنها 3 روستا به ترکی سخن می رانند و خوشبختانه  106 روستا هنوز به تاریخ و فرهنگ کهن این دیار پایبند بوده و از سرشوق به زبان شیرین تاتی سخن می رانند و بدان عشق می ورزند.
مراغی های این سرزمین در این آبادی های  زندگی می کنند:  انگورازوج ، الین، اسبه مرد، ابیرک، دیکین، درک، دوره چاک، زناسوج سپوهین، علی آباد، کش آباد، گرمارود بالا، گرمارود پایین، موشقین ،ورتابان ،وشته، هریف، هلارود و.....




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

الموت

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 10 بهمن 1392-07:28 ب.ظ

الموت در شمال خاوری شهر قزوین قرار دارد . منطقه ای کوهستانی است در میان کوه های الموت  ، طالقان و دره ی الموت که  در قسمتی از  کوهستان البرز مرکزی  و به موازات  کرانه های  جنوبی  دریای کاسپین واقع شده است . همجواری این منطقه با استان  مازندران و گیلان  و تهران و ...  موجب شده است  که الموت  از موقیعت فرهنگی خوبی  بر خوردار گردد. فراوانی آب  و مراتع سرسبز منطقه  از زمان های گذشته دور مورد توجه دام داران و کشاورزان ایرانی بوده است .



الموت از شمال به مازندران از شرق به استان تهران  از غرب به رودبار شهرستان  و جنوب به تهران و دهستان  کوهپایه غربی  بخش آبیک همجوار است  و از نظر نا همواری به دو قسمت کوهپایه و کوهستانی تقسیم می شود . این ناحیه آب و هوای معتدل کوهستانی دارد و دارای زمستان های سرد و تابستان های معتدل می باشد.   



 ترکیب نژادی الموت  از حیث طبیعی و صفت ظاهری  مانند قامت ، رنگ پوست ، رنگ و شکل مو ، وضعیت صورت و بینی ،   رنگ چشم و ....  دارای وجه مشترک است  و به دلیل موانع طبیعی  همچون  وجود کوه ها  و دور بودن از راه های ارتباطی اصلی کمتر تحت نفوذ  و  اختلاط نژاد های دیگر قرار گرفته است. شاید بتوان گفت  که نژاد مردم الموت  تقریبا  ایرانی خالص باقی مانده است . 


مردم الموت به زبان تاتی سخن می گویند . زبان آنها از نظر ریشه ی کلمات بدون در نظر گرفتن تلفظ و گویش با زبان تبری و گیلکی مشابهت دارد .

در مجموع بخش الموت  دارای 89 روستا می باشد . از این تعداد  تنها 5 روستای  لامانی ، مدان ، هرانک ، کافر کش ، و آوه  به زبان ترکی سخن می گویند و باقی روستا ها  به تعدا 84 روستا  همچنان  به زبان اصیل ایرانی ، زبان تاتی سخن می گویند. نیمی از اهالی دو روستای  شتر خان و سفید در به زبان تاتی  سخن می گویند و نیمی دیگر به ترکی و ....



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

علی میر دریک وندی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 9 بهمن 1392-08:21 ب.ظ

سال ۱۲۹۶ خورشیدی است در لرستان و در منطقه ای که متعلق به ایل دریکوند هست فرزندی متولد می شود که نامش را علی می گذارند.. پدر و مادر لبخند زنان از متولد شدن پسری برای خانواده بهمدیگر تبریک می گویند .پسری برای روز تنگی...پسری برای دوران پیری...                                                 برادر بزرگتر علی بنام صفی جان در همان حوالی به شبانی بزغاله ها مشغول بود (بعدها باصفی جان مصاحبه ایی داشتم  صفی جان در تاریخ ۳-۴-۸۲ وفات کرد در حالیکه هنوز یقین کامل به محل دفن علی نداشت....) پدر علی بنام نقی شادی فراوانی داشت هر چند در تولد علی نه ستاره ای درخشیدو نه زمین به اسمان چسبید. سید محل که از تبار شاهرخی های محل بود در گوش بچه اذان و اقامه خواند خانه علی "دواری" بیش نبود و چندین دوار و کولای "هومسا" در اطراف هم برپا شده بودند گویا فصل بهار بود و ایل در منطقه ییلاقی خود و در سرزمین دادآباد ساکن شده بودند.                                                         علی از ایل دریکوند بود! ایلی که مظهر شجاعت و سخاوت بود. افراد ایل غالبا آدمهای دوراندیش و با سیاست و کیاست هستند اما مال و ثروت آنها منجصر است بر گوسفندانشان وزمینهای کشاورزی که گاه بذری می کارند و گاه به امان خدا رهایش می کردند.                                                                           دیرکوندها دارای شعبه ها و تیرهای مختلفی همچون: قلاوند ،بهاروند، میر، زینی وند، طالبوند ،هلدی شورابی ،ساتیاروند ،کرکینی، بازگیر و چندین تیره و طایفه دیگرکه به ۱۸ تیره می رسد ،می شود.    سرزمین انها از ابتدای روستای اسبستان واقع در ۲ کیلومتری خرم آباد شروع و تا ابتدای صالح آباد(اندیمشک) گسترش دارد از شرق هم مرز با ایل پاپی و از غرب سرزمینهای را در دره شهر ایلام در مالکیت دارند...    


علی میر دریکوندی از نویسندگان لرستانی است که در روستای دادآباد  متولد گردید . دو کتاب برای گونگادین بهشت نیست -  نور افکن وسربازان وافسران فرانسوی از آثار اوست. هر دو کتاب به زبان انگلیسی نوشته است .او در آغاز  به مدرسه یا مکتب نرفته و سوادی نداشته است اما  بعدها  با تلاش و کوشش شایسته خویش خواندن و نوشتن  و زبان انگلیسی را در ایران و در ادامه در انگلستان به حدکمال می آموزد تا اینکه به نویسنده ی زبده ای  مبدل می گردد.

سرگذشت او  برگرفته ازتحقیق و پژوهش مهدی ویس کرمی :

در کمپ بدرآباد علی با ستوان جان همینگ آشنا می شود و این آشنایی بعدها  موجب شهرت علی می گردد. نکته جالب تر در مورد اشتغال علی میردریکوند در کمپ،اصرار بی اندازه وی برای کار کردن با انگلیسی ها است. او حتی عنوان می کند که مرا به زندان بیاندازید ولی نگهبان من یک فرد انگلیسی باشد. این اصرار علی در کار کردن با انگلیسی ها بالاخره نتیجه می دهد و علی به خوبی زبان انگلیسیها را فرا می گیرد. 

بعد از این جریانات علی در کمپ مهندسی همراه با جان همینگ مشغول به کار می شود. در این بین علی به ابتکار خودش هر روز نامه ای به زبان انگلیسی برای ستوان همینگ می نویسد و از او می خواهد که به تصحیح نامه بپردازد؛ در خلال این نامه ها است که ستوان همینگ به استعدادهای خارق العاده علی  پی می برد. 

و بدین ترتیب علی میردریکوندی در سالهای آغازین دهه ی چهل، سوژه ی اول مطبوعات و محافل فرهنگی ایران می شود، اوج این هیاهو در تابستان سال 44 است که تلاشهای جویندگان، برای یافتن علی میردریکوندی بی نتیجه می ماند 

به دنبال خروج نیروهای بیگانه از ایران ستوان همینگ به انتشار کتاب علی میردریکوندی تحت عنوان «بهشت برای گونگادین نیست» که به زبان انگلیسی تألیف شده بود، همت می گمارد، اما متاسفانه به دلیل هزینه های گزاف چاپ و حروف چینی کتاب در آن زمان، از داستان شصت هزار سطری تنها حدود چهارصد سطر در انگلستان منتشر می شود. 

انتشار این کتاب در انگلستان سر و صدای زیادی به پا می کند و کتاب «بهشت برای گونگادین نیست»چندین جایزه ادبی کشور انگلیس را به خود اختصاص می دهد و همه برای یافتن علی میردریکوندی یا به قول خودشان «گونگادین» به تکاپو می افتند. همه کنجکاو دیدن گونگادین و تحویل جایزه اش به وی، می شوند. 

به دنبال این ماجراها آقای غلامحسین صالح یار این اثر را به زبان فارسی ترجمه میکند. این کتاب ابتدا به صورت پاورقی در روزنامه ی اطلاعات و سپس در سالهای آغازین دهه ی 40کتاب جیبی «برای گونگادین بهشت نیست» در ایران منتشر می شود.                                                                                     با انتشار این اثر نام علی میردریکوندی در سراسر کشور بر سر زبانها می افتد.عده ای درصدد بر می آیند تا او را بیابند. و بدین ترتیب علی میردریکوندی در دهه ی چهل سوژه ی اول مطبوعات و محافل فرهنگی ایران میگردد. اوج این هیاهو در تابستان سال 44 است که تلاشهای جویندگان، برای یافتن علی میردریکوندی بی نتیجه می ماند

علی میردریکوندی تنها و بی کس می ماند، به قول «میرنوروز»:

پیری و دسِّ پَتی دردِه کَمئ نئ                    اَر وِه دؤلت بَرَسی، پیری غَمئ نئ

علی میر دریکوندی سالهای واپسین عمرش  رادر بروجرد ماندگار می شود.تنها کسانی که در این چند سال در بروجرد با سیدعباس (علی میردریکوندی)دم خور بودند، چند تن از کتاب فروشها بودند مثل میرزا حسین کتاب فروش و  دیگرروزنامه فروشیهای شهر بروجرد.  هیچ کس نمی دانست این گدای آشفته کیست و از کجا آمده است ! 

ی شود و این آشنایی بعدها به ترتیبی که گفته می شود موجب شهرت علی می گردد. نکته جالبتر در مورد اشتغال علی میردریکوند در کمپ،اصرار بی اندازه وی برای کار کردن با انگلیسی ها است. او حتی عنوان می کند که مرا به زندان بیاندازید ولی نگهبان من یک فرد انگلیسی باشد. این اصرار علی در کار کردن با انگلیسیها بالاخره نتیجه می دهد و علی به خوبی زبان انگلیسیها را فرا می گیرد. 

بعد از این جریانات علی در کمپ مهندسی همراه با جان همینگ مشغول به کار می شود. در این بین علی به ابتکار خودش هر روز نامه ای به زبان انگلیسی بری ستوان همینگ می نویسد و از او می خواهد که به تصحیح نامه بپردازد؛ در خلال این نامه ها است که ستوان همینگ به استعدادهای خارق العاده علی  پی می برد. 

و بدین ترتیب علی میردریکوندی در سالهای آغازین دهه ی چهل، سوژه ی اول مطبوعات و محافل فرهنگی ایران می شود، اوج این هیاهو در تابستان سال 44 است که تلاشهای جویندگان، برای یافتن علی میردریکوندی بی نتیجه می ماند.

به دنبال خروج نیروهای بیگانه از ایران ستوان همینگ به انتشار کتاب علی میردریکوندی تحت عنوان «بهشت برای گونگادین نیست» که به زبان انگلیسی تألیف شده بود، همت می گمارد، اما متاسفانه به دلیل هزینه های گزاف چاپ و حروف چینی کتاب در آن زمان، از داستان شصت هزار سطری تنها حدود چهارصد سطر در انگلستان منتشر می شود. 

انتشار این کتاب در انگلستان سر و صدای زیادی به پا می کند و کتاب «بهشت برای گونگادین نیست»چندین جایزه ادبی کشور انگلیس را به خود اختصاص می دهد و همه برای یافتن علی میردریکوندی یا به قول خودشان «گونگادین» به تکاپو می افتند. همه کنجکاو دیدن گونگادین و تحویل جایزه اش به وی، می شوند. 

به دنبال این ماجراها غلامحسین صالحیار کتاب «برای گونگادین بهشت نیست»را ترجمه می کند.این کتاب ابتدا به صورت پاورقی در روزنامه ی اطلاعات و سپس در سالهای آغازین دهه ی 40کتاب جیبی «برای گونگادین بهشت نیست» در ایران منتشر می شود. و با انتشار این اثر نام علی میردریکوندی در سراسر کشور بر سر زبانها می افتد.و عده ای درصدد بر می آیند تا او را بیابند. و بدین ترتیب علی میردریکوندی در دهه ی چهل سوژه ی اول مطبوعات و محافل فرهنگی ایران می شود، اوج این هیاهو در تابستان سال 44 است که تلاشهای جویندگان، برای یافتن علی میردریکوندی بی نتیجه می ماند. 

 علی میردریکوندی تنها و بی کس می ماند، به قول «میرنوروز»:

پیری و دسِّ پَتی دردِه کَمئ نئ                    اَر وِه دؤلت بَرَسی، پیری غَمئ نئ

علی میر دریکوندی بالاخره سالهای واپسین عمرش در بروجرد ماندگار می شود،تنها کسانی که در این چند سال در بروجرد با سیدعباس (علی میردریکوندی)دم خور بودند، چند تن از کتاب فروشها (مثل میرزا حسین کتاب فروش)و روزنامه فروشیهای شهر بروجرد ولی هیچ کس نمی دانست این گدای آشفته کیست و از کجا آمده است !

عاقبت در یک شب سرد پاییزی،پنجم آذر 1343 خورشیدی علی میردریکوندی، گونگادینی که هر روز در آکسفورد انگلستان برای او سیمنار و گرامیداشتی بر پا بود و از جوایز نفیسش صحبت می شد، در زیر پلاسی مندرس، از سرما و  خماری و گرسنگی در کنج دیوارهای امامزاده جعفر بروجرد بی سر و صدا جان باخت .  او را با همان نامی که می شناختند(سید عباس) غریبانه به خاک سپردند.
عجیب است، که تنها چند ماه بعد از مرگ علی میردریکوندی، جستجو و تکاپو برای یافتن او آغاز می گردد، و از سرنوشت جوایز نفیس وی  سخن گفته می شود.  

روزنامه های اطلاعات و کیهان آن زمان پی در پی سراغ او را می گیرند، عکس و ترجمه ی کتابش را چاپ می کنند، و همه سراغ این نویسنده ی لرستانی را می گیرند. عده ای از این نشریات هم منکر وجود چنین شخصیتی می شوند و آن را ساخته ی انگلیسیها می دانند !
یکی از نشریاتی که درباره ی علی میردریکوندی مطالبی منتشر می کرد، نشریه ی «فریاد خوزستان» بود، به دنبال انتشار این مطالب، حائری (کوروش) از طرف انجمن ادبی دانشوران بروجرد،به اینگونه منکرین و دروغ پردازان درباره ی علی میردریکوندی پاسخ می دهد:
«چون در مورد علی میر لرستانی نویسنده ی (برای گونگادین بهشت نیست)اخیراً مقالاتی مبهم و برخلاف حقیقت، غیر منصفانه در مجلات و روزنامه ها انتشار یافته است، لذا به عرض مراتب زیر مبادرت می نمایند. این که نوشته اند شخصی به نام علی میردریکوندی وجود نداشته است و این کتاب ساخته و پرداخته ی انگلیسیها است! در جواب به اطلاع می رساند: علی میردریکوندی در سالهای اخیر مقیم شهرستان بروجرد بوده و عده ی کثیری از اهالی و نویسندگان، شاعران و کتاب فروشیها او را کاملاً می شناسند و بعضی با نامبرده دوستی نزدیکی داشته اند و آقایانی که به زبان انگلیسی مسلط می باشند، تصدیق می نمایند که علی میردریکوندی، انگلیسی را بسیار خوب می دانسته و تردیدی نیست که کتاب مورد بحث و داستان نورافکن را خود او به انگلیسی نوشته است.نامبرده در روز پنجم آذر ماه 1343 فوت کرد و در امامزاده جعفر بروجرد دفن شد. بدین ترتیب تصدیق خواهند فرمود که کسی که روزگارش با فقر و فلاکت سپری شده و در این حال دارای ذوق و شوقی نیز بوده است، اینک انصاف نیست که مرده ی او را به شلاق ببندند.»            (فریاد خوزستان،شماره611 مورخه 11 مرداد 1344) 

غلامحسین معماری این گونه علی میردریکوندی را در شعرش می ستاید:
نازم این طاقت و این صبر و گران جانی را       وین همه رنج علی، میر لرستانی را
کاخ ییلاقی او بود سر گورستان                   کن نظر مسکنت و فقر و پریشانی را
موقع بهمن و دی مأمن وی گلخن بود            یعنی ای دوست ببین کاخ زمستانی را
موی ژولیده و رخسار غبار آلوده                  هیچ نشناخت کس آن گوهر پنهانی را
گاه می گفت: بسوزه دلتان بر حالم                گاه یا حضرت عباس برسان بانی را
بود تا زنده ز دل درد و خماری نالید              کس نپرداخت به او حق مسلمانی را
حال سرتاسر دنیا همه جا صحبت اوست          کرده مشغول بخود عالی و هم دانی را
منتشر گشت کتابش چو به لندن فهماند           هوش سرشار لر و ملت ایرانی را
چهره ایی بود که چون پرده برافتاد از او         کرد روشن افق عالم انسانی را
شرح داده است به نورافکن و گونگادینش        قصه ی بی سر وسامانی و حیرانی را
با چنین تیرگی بخت، کس معماری                نتواند سپرد این ره طولانی را 

حسن گودرزی در مقاله ای با عنوان «خلاصه ای از خاطرات من» نوشته است:
«هم اکنون در شمال شرقی بروجرد در جوار امامزاده جعفر،انسانی در دل خاک آرمیده است که گورش چون گورهای بینام و نشان، نشانه ای برای شناختن ندارد... چشمانش سیاه و موی سر و محاسنش سیاه و در هم بود... شخصاً چند بار با او انگلیسی صحبت کردم مخصوصاً شبی او را در کنار یک دکه ی مطبوعاتی به صحبت گرفتم و او هم به انگلیسی جواب داد که در اینجا از نقل جمله ی انگلیسی خودداری کرده و فقط برای آشنایی خوانندگان به دانش و اندیشه ی علی میر ترجمه ی مکالمه ام را با او بیان می نمایم.           از او پرسیدم درباره ی زندگی چه می دانی ؟! در جوابم با نگاه عمیقانه ای که گویی نامرادیهای زندگی را به خاطرش می آورد لبهای کلفت و سیاه خود را گشوده و مانند یک فیلسوف چنین گفت:                    در زندگی نقطه ی روشنی نمی بینم فقط می پندارم که چون دود سیگار می گذرد. 

 پرسیدم چه چیز از زندگی را دوست داری؟   گفت: سکوت مطلق شبها و مطالعه را دوست دارم. شنیدن این جمله و  هیجان ضمیر و افکار پریشان نگذاشت سؤال دیگری بنمایم او هم با قطع صحبت ندا در داد: یا حضرت عباس و از جلوی دیده ام گذشت. هر کس به زبان انگلیسی آشنایی کامل داشته باشد می داند که سکوت مطلق شب یک اصطلاح زیباست که در جواب من به زبان جاری نمود.»

گودرزی در ادامه ی همین مقاله صحنه ایی دردناک و تأسف برانگیز را آورده است که در آن پاسبانی نادان او را  به جرم دزدیدن لحافی کهنه جلب می کند، اما علی میردریکوندی اظهار می دارد که لحاف مذکور متعلق به خود اوست که در ازای خرید کتابی قصد فروش آن را داشته است. 

قاسم باستانی در مقاله ایی دیگر اینگونه زندگی و مرگ گونگادین را شرح می دهد:
«ژولیده ای ژنده پوش و تهی دستی برهنه پای و سر،در سال 1337 به بروجرد آمد و تا پنجم آذر 1343 که دعوت حق را لبیک گفت قریب به هفت سال با رنج بسیار در این دیار بزیست و با سختی مُرد. نام او علی میردریکوندی بود و زادگاهش قریه ی دادآباد. این قریه بین خرّم آباد و دزفول واقع شده است. مدفن او قبرستان شهدا و این قبرستان بین امامزاده جعفر و مصلای بروجرد است،                                           آن مرحوم را با نام سید عباس و مجهول الهویه به خاک سپردند، شهرتش به این نام تذکر و ترنم دایمی وی در هنگام شب به ذکر شریف یا حضرت عباس بوده است و نوای جانسوز او هنوز در گوش دل طنین انداز است.... اندامی لاغر و چهره ی سیاه و محاسنی انبوه داشت. قامتش به سان مشاعر و افکارش موزون و معتدل بود و ... و با اینکه مسکن و استراحت گاهی نداشت و شبها در زوایای مساجد و گورستانها به سر می برد. هیچ وقت از مطالعه و تفکر غافل نبود و همواره کتاب می خواند و سیر آفاق و انفس می کرد... با این همه فقر و تهیدستی و تحمل رنج همواره شاکر بود و در این مصائب صابر، هیچگاه ناشکیبایی نشان نداد و ناسزایی از او شنیده نشد. در عالم تسلیم و رضا خیمه برافراخته بود، او را مصداق الفقر فخری باید دانست».

توضیح : در حال حاضر سیمای لرستان مستندی در خصوص زندگی این نابغه گمنام در دست تولید دارد. 







ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حبیب اله طاهرخانی - دکتر حبیب

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 27 دی 1392-09:24 ق.ظ

حبیب اله طاهرخانی نامور به دکتر حبیب در سال1308خورشیدی در یکی از محله های قدیمی شهرستان تاکستان به دنیا آمد.او فرزند کربلایی ابوالقاسم ونواده ی کدخدا محمدابراهیم وازنوادگان طاهرخان سر سلسله ی فامیل طاهرخانی ، و از سوی مادر خواهرزاده میرزا علی محمد طاهری از نخستین آموزگاران تاکستان است.



او دوران کودکی را به سرعت سپری کرد.6کلاس دبستان را در تاکستان  و دوره دبیرستان را درقزوین گذراند و همزمان به مطالعه در زمینه های گوناگون پرداخت.مدتی دستیار یک پزشک آلمانی که در گذشته درتاکستان انجام وظیفه می کرد،بود.دراین سال ها توانست استعداد هوش سر شار خود را بروز دهد واز آموزش های تجربی پزشک آلمانی بهره گیرد ومسیر آینده ی شغلی خویش را باز شناخته وهموار سازد.حاصل این تجربه ها او را به حکیمی مجرب بدل کرد وآموزشهای علمی وبیمارستانی راکه  بعدها بدست آورد ،مهارتش را دوچندان نمود.
دکتر حبیب باکسب نمره عالی از آزمون ورودی به استخدام وزارت بهداری کشور درآمد. برای12تن از افراد پذیرفته شده در سراسر ایران دوره های پزشکیاری ،در بیمارستان فیروزآبادی سهروردی تهران برگذارشد ودکتر حبیب از آن جمله بود.اودوره های عالی پزشکی راتحت نظر کالج پزشکی ایران گذراند وبه عنوان بهیار بیمارستان بوعلی شهر قزوین آغاز بکار کردو اندکی بعد با ابرازلیاقت وشایستگی به ریاست بخش جراحی وبیهوشی رسیدو....


او سالها ریاست بهداری ماهین ،شال ،اسفرورین ،بویین زهرا وآبگرم را برعهده داشت .پس از انقلاب به دلیل ارایه ی خدمات ارزنده ای که داشت و نیز داشتن مهارت وکاردانی در دانش پزشکی از سوی وزیر وقت بهداشت وعلوم پزشکی بطور رسمی حکم پزشک تجربی را دریافت کرد و.....
دکتر حبیب  درپزشکی جدید و جراحی ونیز درطب سنتی وگیاهی وشناخت وتجویز داروهای گیاهی استادی تمام عیار بود .داروخانه ی دارو های گیاهی او درتاکستان وقزوین ودیگر ولایات کم نظیر بود.او در ساخت برخی دارو ها مهارت داشت ودر درمان بیماری ها از داروی گیاهی ،شیمیایی  و گاهی ترکیبی از هردو را بکار می برد و.....او در شعر وشاعری نیز دستی داشت.شعر پیره مردک، سیادن جونون و ...ازآثار اوست و....
مردم خونگرم وبامرام تاکستان خیابانی را که منزل مسکونی و داروخانه گیاهان دارویی دکتر حبیب در آن قرا داشت،به پاسداشت خدماتش به نامش آراستند.آری خیابان دکتر حبیب .اگرچه پس از انقلاب این خیابان به غفاری تغییر نام یافت اماهنوز هم میان سالان وسالخوردگان شهر و روستا این خیابان را بانام دکتر حبیب می شناسند و خدماتش را نیک به یاد دارند.خوشبختانه هنوز هم چراغ این داروخانه بدست دوست ارجمند نویسنده ، فرزند برومنددکتر حبیب ،آقای مهندس پیمان طاهرخانی فارغ التحصیل آکادمی علمی داروهای گیاهی انگلستان، روشن وپر فروغ است.



نوع مطلب : عید نو روز  نو روز  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بهمن رحمانی نویسنده

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 27 آذر 1391-09:29 ب.ظ







او سال ها پیش در یکی از کوچه های منتهی به منطقه ی فلاحت که امروز ساختمان شهرداری و بانک ملی در کنار آن قرار دارد، به دنیا آمد . کوچه ای که سال ها پیش آب کاریز خدایاری در آن جریان داشت و بسیاری از زمین های کشاورزی و باغات و درخت زار ها و باغستان فلاحت را آبیاری می کرد.
 کوچه ای که دیوار کاه گلی خانه های اطراف آن پر از شعر های یادگاری  بود و رنگ سبز چمن های نهر آن چشم را نوازش می داد.  در خانواده ای سخت کوش و کشاورز به دنیا آمد سال های دوره کودکی و نوجوانی را به سرعت از پی هم سپری کرد.
  دوره ابتدایی را در دبستان خیام و بعد سعدی به پایان برد و دوره راهنمایی را در مدرسه ی سرگرد سوزن چی و بو علی آینده به اتمام رسانید. دوره ی متوسطه را در دبیرستان دکتر بهشتی و در رشته ی علوم تجربی  گذراند و موفق شد در سال تحصیلی 67-68 دیپلم تجربی را اخذ کند و پس از آن دوره کاردانی را در دانش سرای عالی شهید بهشتی زنجان به پایان برد و همزمان به استخدام آموزش و پروش در آمد و به تدریس و آموزش گل های ایران زمین  پرداخت .
 به خاطر ذوق سرشار و علاقه فراوانی که به فرهنگ و تاریخ و ادبیات ایران زمین داشت به مطالعه ی متون ادبی و تاریخی چون  شاهنامه ،بوستان ، گلستان سعدی ، پنج گنج نظامی ، مثنوی معنوی ، تاریخ ایران باستان ، روزگاران و ... پرداخت .
 با گذشت زمان و افزایش تجربه و علاقه اش به مطالعه و تحقیق به مصاحبه و تحقیقات میدانی و گردآوری اطلاعات درباره ی باور ها ، داستان زد ها ، شعر ها، ترانه ها ،بازی ها ،داستان ها  و ... در مورد زادگاهش پرداخت.
 در سال 1374 موفق به اخذ درجه لیسانس گردید و پس از آن دوره ی کارشناسی ارشد را در رشته ی تاریخ و تمدن به اتمام رسانید. در این سال ها هم زمان با تدریس در دبیرستان ها و هنرستان ها به کار های پژوهشی و تحقیقی بیشتری پرداخت و حاصل تلاش ها خود را به صورت مقاله و بعد ها کتاب به ثبت رسانید .

از جمله ی مقالات او می توان  به موارد زیر اشاره کرد :

1- بازی های بومی و محلی تاکستان 
2- شعر ها و ترانه های تاتی 
3- داستان ها و نقل های تاتی 
4- آشنایی با هنر و صنایع دستی سنتی 
5-آشنایی با تات های استان مرکزی (وفس ، گورچان ، چهرگان ، عیسی آباد )
6- سفر به جاجرم ( استان خراسان شمالی ، بجنورد ، جاجرم ، سنخاست ، کرف ، خراشا و ... )
 و ... 
آثار دیگر (کتاب )
1- تاریخ و فرهنگ تات انتشارات سال چاپ 1390 
2- سایکل توریست (به زودی ... )
3- چهره های تات ( به زودی ... )
4- داستان تات ( به زودی ... )
بیوگرافی نویسنده توسط  پیمان رحمانی


نوع مطلب : نقد  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  صلیب شکسته  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه  پیر  حنفیه  حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   ایران جهان  ایران  الموت  رودبار ؛ مراغی ها  استان اذربایجان غربی  اردبیل  اردبیل  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان  کتیبه ی پئوتین گرایا  جشن انگور  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  برداشت انگور 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()