تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - مطالب روستای خوزنین
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

برمکیان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 24 تیر 1394-08:30 ق.ظ


برمکیان،خانواده ی  گرانقدر  ایرانی  بودند که در آغازعصر عباسی متصدی کارهای مهم دولت شده و به درجه و منصب های عالی از امارت و وزارت راه یافته اند.

نسبت این خانواده به برمک نام است که گویند در بلخ می زیسته و ریاست بتکده ی نوبهار و حکومت بلخ را داشته و در پایان  امویان به اسلام گرویده است .

  برخی گفته اند که برمک لقب کلیه رییسان بتکده ی  نوبهار بوده و آخرین برمک که خاندان برمکیان بدو منسوب است نامش جعفر بوده است .

مشاهیر این خانواده :

1- خالدبن برمک 163 یا 166 هَ .ق

2-  یحیی بن خالد درگذشته 190

و دو پسر یحیی :

3- فضل  زادروز 147 درگذشته 193

4- جعفر زایش 149 درگذشته 187

 هستند که همگی به گذشت ،بخشش، دانش ، ادب و ویژگی های نیک گفتاری و رفتاری شهره ونامور بوده اند.

خالد از فرماندهان سپاه ابومسلم خراسانی بود که پس از زوال  بنی امیه، بخدمت ابوالعباس سفاح پیوست و سمت وزارت یافت .

یحیی پسر خالد ، مربی و حامی هارون الرشید بود.

در زمان هارون قدرت و نفوذی زیادی داشت. برقراری و بزرگی دولت عباسی در آغاز امر نتیجه ی حسن تدبیر و لطف سیاست وی و دو پسرش فضل و جعفر بوده است .

هارون الرشید بر شوکت و عظمت این خانواده رشک برد و در سال 187 به شرحی که مشهور است آن خانواده ی نبیل را قلع و قمع کرد.

  ابوالفرج ، عبدالرحمن بن علی بن جوزی  ، درگذشته 597 ق . در شرح حال این خاندان ، تاریخی مستقل  به نام اخبارالبرامکه تدوین نموده است.



بَرمَکیان یا فرزندان برمک از واژه سانسکریت پاراماکا प्रमुख،  است که در واژه ی تازی به صورت برمک درآمده است.

برمکیان از خاندان‌های ایرانی بودند که در دستگاه خلافت عباسی به قدرت فراوان رسیدند. برخی دیگرتبار ایشان  را به گردانندگان بودایی معبدنوبهار دربلخ می‌رسانند.

نام آورترین این خاندان خالد و فرزندش یحیی بودند که در سده هشتم میلادی در شهر بغداد اعتبار بسیار یافته بودند. ترجمه بخش بسیار مهمی از آثار ایرانی و حتی یونانی به عربی  مرهون کوشش‌های برمکیان بود.

پدر خالد برمکی که برمک نام داشته، پزشکی زبردست بوده و فرزند بیمار عبدالملک پسرمروان، خلیفه اموی را درمان نموده بود.

پایه گذاری قدرت برمکیان به دست خالدصورت پذیرفت. وی که در سال‌های قیام خراسانیان علیه امویان، با عنوان فرماندهی در ارتش ابو مسلم خدمت می‌کرد پس از پیروزی، به تشکیلات عباسیان وارد شد و به سرعت نمو یافت و پس از مدتی، وزارت و تصدی دیوان خراج سفاح را برعهده گرفت و البته طرف مشورت منصورعباسی در بنا نهادن شهر بغداد هم بود.

اوج اقتدار خاندان برمک با انتخاب یحیی پسر خالد به کتابت و وزارت هارون در سال ۱۶۲ آغاز شد. در سال ۱۶۹ و به هنگامی که مهدی عباسی، هارون را به فرمانروایی تمامی سرزمین‌های غربی قلمرو خویش برگزید، تمام امور این منطقه در دستان یحیی قرار گرفت.

البته این یحیی بود که از استعفای هارون از جانشینی خلیفه به سود فرزند هادی، خلیفه عباسی، جلوگیری کرد و تا انجا بر این امر پای فشرد که در سال ۱۷۰ هارون را بر تخت خلافت نشاند.

یکی از دلایل کشتار برمیکیان رشک و حسد خلیفه،جانشینان وی و کسان فروتر از آنها بوده‌است.

خلیفه که از قدرت برمیکان هراسناک شده بود، تحت تاثیر بدگویی‌های اطرافیان قرار گرفته و دستور به کشتار برمکیان می‌دهد.

تمام مشاغل مهم دولتی در دست اطرافیان یحیی بود و همیشه بیست وپنج نفر از برمکیان مهمترین مشاغل لشکری و کشوری را بعهده داشتند.

شاهان دیگر کشورها برای آنها هدایایی می‌فرستادند و احترامی که برای آنها قایل بودند برای خلیفه معمول نمی‌داشتند و این موجب تحقیر هارون می‌گردید.

اقتدار برمکیان در واقع نمایش قدرت و نفوذ عنصر ایرانی در دستگاه عباسی بود . این چیزی نبود که اعراب و شخص خلیفه آن را بر تابند.

اشراف عرب و شخص خلیفه که از واگذاردن تمام قدرت به برمکیان پشیمان گشته بود ازآنان بیمناک و برای مقابله با این نفوذ، دست به کار شدند و در صدد محو آنان بر امدند.

  یعقوبی از تدارک چهارساله هارون برای انجام کودتایش علیه خاندان برمکی سخن می‌گوید.

از اشراف عرب نیز فضل بن ربیع و اسماعیل بن صبیح ، در این توطئه نقش اصلی را ایفا نمودند و با بدگویی‌های مداوم و دسیسه چینی‌های مکرر بر ضد برمکیان، زمینه‌های روانی لازم را برای سرنگونی آنان فراهم ساختند.

بنا به روایتی فضل بن ربیع افرادی از خدمتکاران درون منزل جعفر برمکی را به عنوان جاسوس به خدمت خود در آورده بود و از طریق انان به گرداوری خبر از کار برمکیان می‌پرداخت.

در کنار علت اصلی که همان درگیری دیرینه دو عنصر ایرانی و عرب بود،

دو اتهام بزرگ برای نابودی برمکیان به انان نسبت داده شد.

نخست پیوند انان با زندیقان و دوستیشان با ملحدان

و دیگری گرایش انان به سوی علویان،

  البته آزاد سازی یحیی بن عبدالله علوی که شورش او در طبرستان مدتها خواب را از چشمان هارون ربوده بود به دست جعفر بن یحیی برمکی، بهانه و دستاویز لازم را برای هارون فراهم ساخت تا از فرصت سود جسته و بهره کافی برد .

 بدین ترتیب بود که در سال ۱۸۷ با برگرفتن سر جعفر، تصفیه برمکیان اغاز شد و برای همیشه آنان از مدیریت اداری ، نظامی ، سیاسی خلافت عباسی بر کنار زده شدند.

مسعودی در کتاب  مروج الذهب  ماجرای قتل جعفر را چنین بیان می‌کند:

خلیفه پس از آنکه روز را در عیش و عشرت به پایان رسانید. خواجه خود یاسر را احضار و به او گفت حالا می روی نزد جعفر و در هر وضعیتی که باشد سر او را می بری و برای من می‌آوری.

یاسر که فوق العاده متعجب شده بود، از انجام ماموریت طفره رفت ولی در برابر دستور موکد هارون برای انجام ماموریت رفت و جعفر را دید که بزمی آراسته، وی را خواند و دستور خلیفه را اعلام کرد.

جعفر گفت خلیفه شوخی کرده‌است ولی یاسر قبول نکرد. گفت شاید مست بوده، یاسر باز هم قبول نکرد.

جعفر به یاسر گفت به پاس محبت هائی که بتو کرده‌ام بازگرد و به خلیفه بگو امرش را اجرا کردی اگر متاثر شد جان مرا خریده‌ای و اگر تاثری نیافت فردا امرش را اجرا کن.

یاسر گفت این کاری غیرممکن است !

جعفر گفت من بهمراه تو میآیم و می‌ایستم که جواب خلیفه را بشنوم.  یاسر پذیرفته و بر آن شیوه عمل کرد.

هارون برآشفت و بوی گفت سربریده جعفر را بیاور.  چون سر جعفر را پیش خلیفه نهادند.    خطاب به سر جعفر گلایه‌های بسیار کرد .

سپس دستور داد سر یاسر را نیز بزنند ! زیرا نمی‌تواند سر قاتل جعفر را ببیند.

همان شب هارون تمامی خدمتکاران جعفر را نیز کشت و صبح به نماز رفت !؟

هارون دستور داد، خانه‌های برمکیان ، یاران و بستگان آنها محاصره کنند. هیچ کس موفق به فرار نشد و اموال برمکیان توقیف شد.

 
خلفای عباسی  ،موالی، ایرانیان را از نزدیكان خود به حساب آوردند و جایگاه بزرگی در حكومت به آنان واگذار كردند.
 به این ترتیب وزیران و والیان را از بین آنان برگزیدند كه در نتیجه آن ایرانیان به اندیشه بلند پروازی افتادند تا شاید دوباره دوران كسری را زنده كنند.


هم زمان با اعتلای تدریجی خاندان برمك، مقام وزارت در دستگاه خلافت نیز اهمیت ویژه ‏ای پیدا كرد . زیرا قسمتی از قدرت اجرایی  بزرگ فرماندار عصر ساسانی را شامل می شد.
خالد بن برمك، بعد از واقعه كشته شدن ابوسلمه خلال ، مدت ها متولی دیوان جند و دیوان خراج خلیفه بود و همچنین در ولایات ایران به عنوان حاكم خلیفه اشتغال به كار داشت، کمکم به آنچه كه شغل وزارت خوانده می ‏شد، اعتباری خاص بخشید.
با آن كه در  روایت های مربوط به عهد هارون اجداد آنها  گبر  خوانده شده ‏اند و حتی معبد نوبهار بلخ كه اجداد برمك با نام عمومی برمك، برگرفته  از ریشه سنسكریت به معنی مهتر و رئیس یا  پرنگ  از ریشه زبان پهلوی  متولی آن بوده ‏اند، و به قولی معبد بودایی
شمار می‏ رفته است، هیكل مجوس و معبد زرتشت پنداشته ‏اند.

گفته شده كه جد یا پدر خالد، ظاهراً از آیین بودایی به اسلام گرویده است كه به احتمال قوی اعتراضی كه نیزک ترخان درگذشته
در 92 ق ، 710 م. به سبب ترك آیین اجداد بر جد خالد كرده،به احتمال زیاد همین ترك آیین بودایی بوده است كه در آن زمان در بین طوایف ترك، هیاطله طخارستان و سغد نیز رایج بوده است !؟

این كه بعضی از شاعران هجاگوی،برمکیان را به مجوس بودن منسوب كرده‏ اند، و همچنین رأی خالد در باب منع خلیفه از تخریب ایوان كسری که در نیز حمایت از مجوسیت تلقی شده ، از آن روست كه خالد و اجدادش به سبب انتساب به بلخ، ایرانی به حساب می ‏آمدند و به خاطر همین اصل ایرانی بودن، اعراب بغداد تمام اجداد  برمك  را گبر خوانده‏ اند.
به هر حال با آن كه احوال گذشته اجداد خالد نامعلوم است و  اخباری هم كه درباره پدر و جدش نقل شده خالی از تناقض و مبالغه به نظر نمی‏ آید، چنین فهمیده  می‏ شود كه خالد و برادرانش،سلیمان
و حسن، مسلمان بوده اند .
خالد خود از سرداران ابومسلم به حساب می‏ آمد و  در راه پیشرفت عباسیان جان فشانی های فراوانی كرده بود، توسط دو خلیفه عباسی سفاح و منصور، به وزارت برگزیده و مصدر كارهای مهم شد.
 فرزند خالد، یحیی، كه مردی اندیشمند و با تجربه بود، در دستگاه مهدی اعتبار زیادی پیدا كرد كه در لشكركشی هارون به بیزانس نیز شركت كرد.
 او همچنان بعد از مهدی، در فراهم آوردن خلافت هارون، نقش قابل ملاحظه ‏ای ایفا كرد.

هارون نیز وزارت خویش را كه یحیی به مدت هفده سال 170 - 187 ق. ، 786 - 803 م.  با قدرت و كفایت تمام در دست داشت، بدو تفویض نمود. پسرانش؛ جعفر و فضل نیز از همان اوایل كار در تصدی امر وزارت و امور مربوط به دیوان جند و خراج با او كمك می‏ كردند، مشاغل عمده دیگری نیز به فضل و جعفر واگذار می ‏شد كه این امر نشان از اعتماد فوق العاده خلیفه، نسبت به آن ها بود.


 در پایان یك سفر حج كه خلیفه به بغداد بازگشت، به طور غیر مترقبه ‏ای به این قدرت عاری از خلل پایان داد كه به این ترتیب سقوط برامكه همچون اعتلاءشان حیرت برانگیز شد.
هارون اندكی بعد از مراجعت از حج، حكم به قتل جعفر داد و بلافاصله بعد از آن فضل و برادرانش را هم توقیف كرد.
یحیی را نیز بازداشت نمود و اموالشان را مصادره كرد كه در نهایت، تمام برامكه جز محمد
برادر یحیی به شدت و خشونت تمام سركوب شدند.
این عقوبت سخت و سقوط ناگهانی به قدری سریع و بی مقدمه اتفاق افتاد كه فهم اسرار و شناخت اسباب آن برای تاریخ هنوز به صورت معمایی باقی مانده است.

 پیدا است كه برای چنین واقعه‏ ای نباید از یك عامل واحد سخن گفت:
- ثروت فوق العاده برمكیان،
- توجه و تكریم قابل ملاحظه عام در حق آنان
- علاقه ‏ی برمكیان در جلب عناصر شعوبی
-شوق برمكیان در نشر برخی آثار ایرانی،مانند كتاب كلیله و دمنه

 از جمله عواملی بودند كه در سرنگونی این طایفه نقش به سزایی داشتند.

 افزون بر این
- سیاست بالنسبه ملایم آنان در معامله با علویان
 
-  تحریك و سعایت مخالفانی همچون فضل بن ربیع در حق برمكیان، در ایجاد ناخرسندی خلیفه و در تحریك رشك و حرصش بر دارایی های برمكیان بی اثر نبوده است.


در هر حال، سقوط برمكیان، مانع از ادامه و استمرار نفوذ فرهنگ ایرانی در حكومت عباسی نشد و همین نفوذ تدریجی كه از عهد ابومسلم با دولت عباسیان پیوند یافته بود، عنصر مؤثر و زنده‏ایی به شمار می‏ آمد كه ایران پس از اسلام را برای بازگشت به تعادلی كه نهضت هایی همچون بابك و مازیار هم كه نتوانستند به اعاده آن كمك كنند، آماده سازد.


نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  کتیبه ی پئوتین گرایا  جشن انگور  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  فروبل  وبستر  بازی های بومی  بازی های ملی  زبان تاتی  ریشه ی واژه ی تات  پراگندکی تات درجهان  پراكندگی تات در ایران  TAT  sinzam  سینزم  سیزده به در  نقد  نقد کتاب آوای تات  نقد کتاب تاریخ و فرهنگ تات  زوز  مراسم  مراسم شب عید  مراسم روز عید  قاره کوچک  قاره  تحویل سال  سال  تحویل  زیاران  شهرستان  رودبار   رودبار شهرستان  نوروز در فرهنگ تات  علی میر دریک وندی  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  جشن انگور  انگور  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  انگور - کریم خان زند  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  بازی های محلی  بازی های محلی  بازی های محلی  شب  روستای زیاران  روستای زیاران 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کتیبه ی داریوش بزرگ

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 5 اردیبهشت 1393-11:01 ق.ظ

داریوش بزرگ از پادشاهان نامی هخامنشی ،کشور ایران و ایرانیان را به خداوند بزرگ می سپارد واز او در کشورداری یاری می جوید و آرزو می کند که خداوند ایران را از شر و بدی دشمن (یعنی نادانی وحماقت ،گرگ وخائنی که در شکل میش ودوست درآمده است و بر ریشه های درخت تنومند وطن تبر میزند،سپاهیان دشمن که قصد اشغال وطن دارند)،ازخشک سالی و ازدروغ نگه دارد...

داریوش بزرگ در یکی از کتیبه های بر جای مانده از دوره هخامنشیان چنین میگوید :

=  اهوره مزدا با خدایان خاندان سلطنتی مرا یاری کناد!
    این کشور را اهوره مزدا از دشمن ،از خشک سالی، از دروغ محفوظ دارد.
    به این کشور نیاید نه دشمن ،نه خشک سالی ،نه دروغ.
    این را برکتی از اهوره مزدا با خدایان خاندان سلطنتی در خواست می کنم.
    این را به من برکتی اهوره مزدا با خدایان سلطنتی بدهاد!   =


نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  نو روز  روستای خیارج  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ماه های سال در گاهشماری ایرانی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 23 اسفند 1392-10:01 ق.ظ

ماه های سال در گاهشماری ایرانی : نام ماه های سال در گاهشماری ایرانی به زبان پهلوی است.هر ماه به نامی بسیار زیبا ومعنای خوشتر آراسته است.
فروردین :به معنی آغاز رویش وزایش رستنی ها
اردیبهشت:دراین ماه جهان همانند بهشت است زیرا خرم وسرسبز است. ارد+بهشت-------ارد=مانند
خرداد:دهنده وبخشنده  خورها=خوبیها
،خورش ها و روزی.دراین ماه مردمان از گندم ،جو ،میوه و...بهرمند می شوند.
تیر:تیغ آفتاب چون تیری برزمین فرود می آید و جو و گندم برداشت شده ومیان کشاورزان تقسیم می گردد.
مرداد:خاک بهره ها و میوه های را به کمال رسانیده وبه انسان تقدیم می کند.
شهریور:ریو دخل پادشاهان . زیرا در این ماه شاهان مالیات و خراج خویش را ازبرزگران می ستانند.
مهر:ماه مهربانی وشادی . مردمان به یکدیگر مهربانی کنند و هرچه از غله و میوه دارند
،بین هم تقسیم نموده وباهم می خورند
آبان: آب ها. زیرا باران و بارش های جوی زیاذت یابد و آب ها فزونی گیرد و مردم کشتزارها را آبیاری کنند.
آذر: ماه آتش
، آذر =آتش ، دراین ماه هوا سردگشته و مردم به آتش نیاز دارند.
دی :یعنی دیو
، ماه سختی و سرما و درشتی .زمین از خرمی ها به دور ماند.
بهمن: بهمان صورت
، بهمن ماه از نظر سردی و خشکی و خشونت چون دی است.
اسفند: از ریشه پهلوی اسپندارمذ
،اسفندارمذ  .اسفند در زبان پهلوی یعنی میوه. دراین ماه خرمی و سرسبزی آغاز گردد و میوه ها وگیاهان دمیدن گیرند.
برگرفته از کتاب (نوروزنامه )خیام نیشابوری دانشمند بزرگ ایرانی در ریاضی
،پزشکی ،ستاره شناسی، رباعی سرایی ،فلسفه و...


نوع مطلب : تپه شیزر  تپه ی باستانی شیزر  سوری  چهارشنبه سوری  چهار شنبه  آداب و رسوم  شب یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  ایران جهان  جهان  ایران  رودبار ؛ مراغی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جشن انگور

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 18 اسفند 1392-07:58 ب.ظ

جشن انگور: از جمله جشن های ایران زمین ،برگزاری جشن و شادی در هنگام برداشت محصول است.
برگزاری جشن در زمان برداشت  انواع محصولات کشاورزی از دیر باز درکشور باستانی و کهن سرزمین ایران  مرسوم بوده است و امروزه در تمامی کشور های جهان رواج دارد.
مردمان ایران کهن افزون بر جشن های ملی که هنوز هم در گاهشماری ایرانی نقش بسته است و چون نام ایران جاودانه و ابدی است ،در جشن ها و شادمانی ها و پایکوبی های ویژه برداشت فراورده های گوناگون کشاورزی و باغی نیز شرکت می جویند و چون گذشتگان این آیین ها را گرامی می دارند.
یکی از جشن های زیبا و دوست داشتنی و مردمی شهرستان تاکستان جشن انگوراست که از گذشته های بسیار دور تا کنون در این سرزمین برپا می شده است.
درشهرستان تاکستان در شهریور ماه هرسال خورشیدی جشن انگور برگزار می گردد.دراین جشن انواع گوناگون انگوردر معرض تماشا و بازدیدهمگان قرار می گیرد.
موسیقی زیبای محلی با شعرهای فولکلوریک به صورت پویا وزنده اجرا میشود.
گروه های سرود محلی به اجرای برنامه می پردازند.
برخی از میهمانان آخرین خبرها ویا اقدامات انجام شده و یا شرف انجام و نیز دستاوردهای نوین پرورش انگور سخن می رانند.
در پایان از تولید کنندگان برترکیفی و کمی انگور و کشمش و نوآوران در کاشت ،داشت ،برداشت ،در سطح محلات و شهرستان تقدیر به عمل می آید و از میهمانان با همان انگور های نمایشگاه پذیرایی می نمایند.
نامدار ترین انگور های شهرستان تاکستان :
بیدانه سفید ،بیدانه قرمز ،شاهانی ریز، شاهانی گرد ،شاهانی پیکانی ،عسگری ،صاحبی سرخ، صاحبی سفید،میش پستان ،ریش بابا ،رازقی ،خلیلی ،یاقوتی ،یزدانی ،ملکی ،رجبی سفید، رجبی سیاه ،اتابکی ،طایفی ،مثقالی ،شصت عروس ،منقا ،اولقی ،انگور سیاه ،انگورشل ،انگور گرگ،یتیمک،کره رویه و.........



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حبیب اله طاهرخانی - دکتر حبیب

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 27 دی 1392-09:24 ق.ظ

حبیب اله طاهرخانی نامور به دکتر حبیب در سال1308خورشیدی در یکی از محله های قدیمی شهرستان تاکستان به دنیا آمد.او فرزند کربلایی ابوالقاسم ونواده ی کدخدا محمدابراهیم وازنوادگان طاهرخان سر سلسله ی فامیل طاهرخانی ، و از سوی مادر خواهرزاده میرزا علی محمد طاهری از نخستین آموزگاران تاکستان است.



او دوران کودکی را به سرعت سپری کرد.6کلاس دبستان را در تاکستان  و دوره دبیرستان را درقزوین گذراند و همزمان به مطالعه در زمینه های گوناگون پرداخت.مدتی دستیار یک پزشک آلمانی که در گذشته درتاکستان انجام وظیفه می کرد،بود.دراین سال ها توانست استعداد هوش سر شار خود را بروز دهد واز آموزش های تجربی پزشک آلمانی بهره گیرد ومسیر آینده ی شغلی خویش را باز شناخته وهموار سازد.حاصل این تجربه ها او را به حکیمی مجرب بدل کرد وآموزشهای علمی وبیمارستانی راکه  بعدها بدست آورد ،مهارتش را دوچندان نمود.
دکتر حبیب باکسب نمره عالی از آزمون ورودی به استخدام وزارت بهداری کشور درآمد. برای12تن از افراد پذیرفته شده در سراسر ایران دوره های پزشکیاری ،در بیمارستان فیروزآبادی سهروردی تهران برگذارشد ودکتر حبیب از آن جمله بود.اودوره های عالی پزشکی راتحت نظر کالج پزشکی ایران گذراند وبه عنوان بهیار بیمارستان بوعلی شهر قزوین آغاز بکار کردو اندکی بعد با ابرازلیاقت وشایستگی به ریاست بخش جراحی وبیهوشی رسیدو....


او سالها ریاست بهداری ماهین ،شال ،اسفرورین ،بویین زهرا وآبگرم را برعهده داشت .پس از انقلاب به دلیل ارایه ی خدمات ارزنده ای که داشت و نیز داشتن مهارت وکاردانی در دانش پزشکی از سوی وزیر وقت بهداشت وعلوم پزشکی بطور رسمی حکم پزشک تجربی را دریافت کرد و.....
دکتر حبیب  درپزشکی جدید و جراحی ونیز درطب سنتی وگیاهی وشناخت وتجویز داروهای گیاهی استادی تمام عیار بود .داروخانه ی دارو های گیاهی او درتاکستان وقزوین ودیگر ولایات کم نظیر بود.او در ساخت برخی دارو ها مهارت داشت ودر درمان بیماری ها از داروی گیاهی ،شیمیایی  و گاهی ترکیبی از هردو را بکار می برد و.....او در شعر وشاعری نیز دستی داشت.شعر پیره مردک، سیادن جونون و ...ازآثار اوست و....
مردم خونگرم وبامرام تاکستان خیابانی را که منزل مسکونی و داروخانه گیاهان دارویی دکتر حبیب در آن قرا داشت،به پاسداشت خدماتش به نامش آراستند.آری خیابان دکتر حبیب .اگرچه پس از انقلاب این خیابان به غفاری تغییر نام یافت اماهنوز هم میان سالان وسالخوردگان شهر و روستا این خیابان را بانام دکتر حبیب می شناسند و خدماتش را نیک به یاد دارند.خوشبختانه هنوز هم چراغ این داروخانه بدست دوست ارجمند نویسنده ، فرزند برومنددکتر حبیب ،آقای مهندس پیمان طاهرخانی فارغ التحصیل آکادمی علمی داروهای گیاهی انگلستان، روشن وپر فروغ است.



نوع مطلب : عید نو روز  نو روز  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بهمن رحمانی نویسنده

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 27 آذر 1391-09:29 ب.ظ







او سال ها پیش در یکی از کوچه های منتهی به منطقه ی فلاحت که امروز ساختمان شهرداری و بانک ملی در کنار آن قرار دارد، به دنیا آمد . کوچه ای که سال ها پیش آب کاریز خدایاری در آن جریان داشت و بسیاری از زمین های کشاورزی و باغات و درخت زار ها و باغستان فلاحت را آبیاری می کرد.
 کوچه ای که دیوار کاه گلی خانه های اطراف آن پر از شعر های یادگاری  بود و رنگ سبز چمن های نهر آن چشم را نوازش می داد.  در خانواده ای سخت کوش و کشاورز به دنیا آمد سال های دوره کودکی و نوجوانی را به سرعت از پی هم سپری کرد.
  دوره ابتدایی را در دبستان خیام و بعد سعدی به پایان برد و دوره راهنمایی را در مدرسه ی سرگرد سوزن چی و بو علی آینده به اتمام رسانید. دوره ی متوسطه را در دبیرستان دکتر بهشتی و در رشته ی علوم تجربی  گذراند و موفق شد در سال تحصیلی 67-68 دیپلم تجربی را اخذ کند و پس از آن دوره کاردانی را در دانش سرای عالی شهید بهشتی زنجان به پایان برد و همزمان به استخدام آموزش و پروش در آمد و به تدریس و آموزش گل های ایران زمین  پرداخت .
 به خاطر ذوق سرشار و علاقه فراوانی که به فرهنگ و تاریخ و ادبیات ایران زمین داشت به مطالعه ی متون ادبی و تاریخی چون  شاهنامه ،بوستان ، گلستان سعدی ، پنج گنج نظامی ، مثنوی معنوی ، تاریخ ایران باستان ، روزگاران و ... پرداخت .
 با گذشت زمان و افزایش تجربه و علاقه اش به مطالعه و تحقیق به مصاحبه و تحقیقات میدانی و گردآوری اطلاعات درباره ی باور ها ، داستان زد ها ، شعر ها، ترانه ها ،بازی ها ،داستان ها  و ... در مورد زادگاهش پرداخت.
 در سال 1374 موفق به اخذ درجه لیسانس گردید و پس از آن دوره ی کارشناسی ارشد را در رشته ی تاریخ و تمدن به اتمام رسانید. در این سال ها هم زمان با تدریس در دبیرستان ها و هنرستان ها به کار های پژوهشی و تحقیقی بیشتری پرداخت و حاصل تلاش ها خود را به صورت مقاله و بعد ها کتاب به ثبت رسانید .

از جمله ی مقالات او می توان  به موارد زیر اشاره کرد :

1- بازی های بومی و محلی تاکستان 
2- شعر ها و ترانه های تاتی 
3- داستان ها و نقل های تاتی 
4- آشنایی با هنر و صنایع دستی سنتی 
5-آشنایی با تات های استان مرکزی (وفس ، گورچان ، چهرگان ، عیسی آباد )
6- سفر به جاجرم ( استان خراسان شمالی ، بجنورد ، جاجرم ، سنخاست ، کرف ، خراشا و ... )
 و ... 
آثار دیگر (کتاب )
1- تاریخ و فرهنگ تات انتشارات سال چاپ 1390 
2- سایکل توریست (به زودی ... )
3- چهره های تات ( به زودی ... )
4- داستان تات ( به زودی ... )
بیوگرافی نویسنده توسط  پیمان رحمانی


نوع مطلب : نقد  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  صلیب شکسته  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه  پیر  حنفیه  حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   ایران جهان  ایران  الموت  رودبار ؛ مراغی ها  استان اذربایجان غربی  اردبیل  اردبیل  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان  کتیبه ی پئوتین گرایا  جشن انگور  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  برداشت انگور 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()