تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - مطالب حبیب
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

برمکیان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 24 تیر 1394-07:30 ق.ظ


برمکیان،خانواده ی  گرانقدر  ایرانی  بودند که در آغازعصر عباسی متصدی کارهای مهم دولت شده و به درجه و منصب های عالی از امارت و وزارت راه یافته اند.

نسبت این خانواده به برمک نام است که گویند در بلخ می زیسته و ریاست بتکده ی نوبهار و حکومت بلخ را داشته و در پایان  امویان به اسلام گرویده است .

  برخی گفته اند که برمک لقب کلیه رییسان بتکده ی  نوبهار بوده و آخرین برمک که خاندان برمکیان بدو منسوب است نامش جعفر بوده است .

مشاهیر این خانواده :

1- خالدبن برمک 163 یا 166 هَ .ق

2-  یحیی بن خالد درگذشته 190

و دو پسر یحیی :

3- فضل  زادروز 147 درگذشته 193

4- جعفر زایش 149 درگذشته 187

 هستند که همگی به گذشت ،بخشش، دانش ، ادب و ویژگی های نیک گفتاری و رفتاری شهره ونامور بوده اند.

خالد از فرماندهان سپاه ابومسلم خراسانی بود که پس از زوال  بنی امیه، بخدمت ابوالعباس سفاح پیوست و سمت وزارت یافت .

یحیی پسر خالد ، مربی و حامی هارون الرشید بود.

در زمان هارون قدرت و نفوذی زیادی داشت. برقراری و بزرگی دولت عباسی در آغاز امر نتیجه ی حسن تدبیر و لطف سیاست وی و دو پسرش فضل و جعفر بوده است .

هارون الرشید بر شوکت و عظمت این خانواده رشک برد و در سال 187 به شرحی که مشهور است آن خانواده ی نبیل را قلع و قمع کرد.

  ابوالفرج ، عبدالرحمن بن علی بن جوزی  ، درگذشته 597 ق . در شرح حال این خاندان ، تاریخی مستقل  به نام اخبارالبرامکه تدوین نموده است.



بَرمَکیان یا فرزندان برمک از واژه سانسکریت پاراماکا प्रमुख،  است که در واژه ی تازی به صورت برمک درآمده است.

برمکیان از خاندان‌های ایرانی بودند که در دستگاه خلافت عباسی به قدرت فراوان رسیدند. برخی دیگرتبار ایشان  را به گردانندگان بودایی معبدنوبهار دربلخ می‌رسانند.

نام آورترین این خاندان خالد و فرزندش یحیی بودند که در سده هشتم میلادی در شهر بغداد اعتبار بسیار یافته بودند. ترجمه بخش بسیار مهمی از آثار ایرانی و حتی یونانی به عربی  مرهون کوشش‌های برمکیان بود.

پدر خالد برمکی که برمک نام داشته، پزشکی زبردست بوده و فرزند بیمار عبدالملک پسرمروان، خلیفه اموی را درمان نموده بود.

پایه گذاری قدرت برمکیان به دست خالدصورت پذیرفت. وی که در سال‌های قیام خراسانیان علیه امویان، با عنوان فرماندهی در ارتش ابو مسلم خدمت می‌کرد پس از پیروزی، به تشکیلات عباسیان وارد شد و به سرعت نمو یافت و پس از مدتی، وزارت و تصدی دیوان خراج سفاح را برعهده گرفت و البته طرف مشورت منصورعباسی در بنا نهادن شهر بغداد هم بود.

اوج اقتدار خاندان برمک با انتخاب یحیی پسر خالد به کتابت و وزارت هارون در سال ۱۶۲ آغاز شد. در سال ۱۶۹ و به هنگامی که مهدی عباسی، هارون را به فرمانروایی تمامی سرزمین‌های غربی قلمرو خویش برگزید، تمام امور این منطقه در دستان یحیی قرار گرفت.

البته این یحیی بود که از استعفای هارون از جانشینی خلیفه به سود فرزند هادی، خلیفه عباسی، جلوگیری کرد و تا انجا بر این امر پای فشرد که در سال ۱۷۰ هارون را بر تخت خلافت نشاند.

یکی از دلایل کشتار برمیکیان رشک و حسد خلیفه،جانشینان وی و کسان فروتر از آنها بوده‌است.

خلیفه که از قدرت برمیکان هراسناک شده بود، تحت تاثیر بدگویی‌های اطرافیان قرار گرفته و دستور به کشتار برمکیان می‌دهد.

تمام مشاغل مهم دولتی در دست اطرافیان یحیی بود و همیشه بیست وپنج نفر از برمکیان مهمترین مشاغل لشکری و کشوری را بعهده داشتند.

شاهان دیگر کشورها برای آنها هدایایی می‌فرستادند و احترامی که برای آنها قایل بودند برای خلیفه معمول نمی‌داشتند و این موجب تحقیر هارون می‌گردید.

اقتدار برمکیان در واقع نمایش قدرت و نفوذ عنصر ایرانی در دستگاه عباسی بود . این چیزی نبود که اعراب و شخص خلیفه آن را بر تابند.

اشراف عرب و شخص خلیفه که از واگذاردن تمام قدرت به برمکیان پشیمان گشته بود ازآنان بیمناک و برای مقابله با این نفوذ، دست به کار شدند و در صدد محو آنان بر امدند.

  یعقوبی از تدارک چهارساله هارون برای انجام کودتایش علیه خاندان برمکی سخن می‌گوید.

از اشراف عرب نیز فضل بن ربیع و اسماعیل بن صبیح ، در این توطئه نقش اصلی را ایفا نمودند و با بدگویی‌های مداوم و دسیسه چینی‌های مکرر بر ضد برمکیان، زمینه‌های روانی لازم را برای سرنگونی آنان فراهم ساختند.

بنا به روایتی فضل بن ربیع افرادی از خدمتکاران درون منزل جعفر برمکی را به عنوان جاسوس به خدمت خود در آورده بود و از طریق انان به گرداوری خبر از کار برمکیان می‌پرداخت.

در کنار علت اصلی که همان درگیری دیرینه دو عنصر ایرانی و عرب بود،

دو اتهام بزرگ برای نابودی برمکیان به انان نسبت داده شد.

نخست پیوند انان با زندیقان و دوستیشان با ملحدان

و دیگری گرایش انان به سوی علویان،

  البته آزاد سازی یحیی بن عبدالله علوی که شورش او در طبرستان مدتها خواب را از چشمان هارون ربوده بود به دست جعفر بن یحیی برمکی، بهانه و دستاویز لازم را برای هارون فراهم ساخت تا از فرصت سود جسته و بهره کافی برد .

 بدین ترتیب بود که در سال ۱۸۷ با برگرفتن سر جعفر، تصفیه برمکیان اغاز شد و برای همیشه آنان از مدیریت اداری ، نظامی ، سیاسی خلافت عباسی بر کنار زده شدند.

مسعودی در کتاب  مروج الذهب  ماجرای قتل جعفر را چنین بیان می‌کند:

خلیفه پس از آنکه روز را در عیش و عشرت به پایان رسانید. خواجه خود یاسر را احضار و به او گفت حالا می روی نزد جعفر و در هر وضعیتی که باشد سر او را می بری و برای من می‌آوری.

یاسر که فوق العاده متعجب شده بود، از انجام ماموریت طفره رفت ولی در برابر دستور موکد هارون برای انجام ماموریت رفت و جعفر را دید که بزمی آراسته، وی را خواند و دستور خلیفه را اعلام کرد.

جعفر گفت خلیفه شوخی کرده‌است ولی یاسر قبول نکرد. گفت شاید مست بوده، یاسر باز هم قبول نکرد.

جعفر به یاسر گفت به پاس محبت هائی که بتو کرده‌ام بازگرد و به خلیفه بگو امرش را اجرا کردی اگر متاثر شد جان مرا خریده‌ای و اگر تاثری نیافت فردا امرش را اجرا کن.

یاسر گفت این کاری غیرممکن است !

جعفر گفت من بهمراه تو میآیم و می‌ایستم که جواب خلیفه را بشنوم.  یاسر پذیرفته و بر آن شیوه عمل کرد.

هارون برآشفت و بوی گفت سربریده جعفر را بیاور.  چون سر جعفر را پیش خلیفه نهادند.    خطاب به سر جعفر گلایه‌های بسیار کرد .

سپس دستور داد سر یاسر را نیز بزنند ! زیرا نمی‌تواند سر قاتل جعفر را ببیند.

همان شب هارون تمامی خدمتکاران جعفر را نیز کشت و صبح به نماز رفت !؟

هارون دستور داد، خانه‌های برمکیان ، یاران و بستگان آنها محاصره کنند. هیچ کس موفق به فرار نشد و اموال برمکیان توقیف شد.

 
خلفای عباسی  ،موالی، ایرانیان را از نزدیكان خود به حساب آوردند و جایگاه بزرگی در حكومت به آنان واگذار كردند.
 به این ترتیب وزیران و والیان را از بین آنان برگزیدند كه در نتیجه آن ایرانیان به اندیشه بلند پروازی افتادند تا شاید دوباره دوران كسری را زنده كنند.


هم زمان با اعتلای تدریجی خاندان برمك، مقام وزارت در دستگاه خلافت نیز اهمیت ویژه ‏ای پیدا كرد . زیرا قسمتی از قدرت اجرایی  بزرگ فرماندار عصر ساسانی را شامل می شد.
خالد بن برمك، بعد از واقعه كشته شدن ابوسلمه خلال ، مدت ها متولی دیوان جند و دیوان خراج خلیفه بود و همچنین در ولایات ایران به عنوان حاكم خلیفه اشتغال به كار داشت، کمکم به آنچه كه شغل وزارت خوانده می ‏شد، اعتباری خاص بخشید.
با آن كه در  روایت های مربوط به عهد هارون اجداد آنها  گبر  خوانده شده ‏اند و حتی معبد نوبهار بلخ كه اجداد برمك با نام عمومی برمك، برگرفته  از ریشه سنسكریت به معنی مهتر و رئیس یا  پرنگ  از ریشه زبان پهلوی  متولی آن بوده ‏اند، و به قولی معبد بودایی
شمار می‏ رفته است، هیكل مجوس و معبد زرتشت پنداشته ‏اند.

گفته شده كه جد یا پدر خالد، ظاهراً از آیین بودایی به اسلام گرویده است كه به احتمال قوی اعتراضی كه نیزک ترخان درگذشته
در 92 ق ، 710 م. به سبب ترك آیین اجداد بر جد خالد كرده،به احتمال زیاد همین ترك آیین بودایی بوده است كه در آن زمان در بین طوایف ترك، هیاطله طخارستان و سغد نیز رایج بوده است !؟

این كه بعضی از شاعران هجاگوی،برمکیان را به مجوس بودن منسوب كرده‏ اند، و همچنین رأی خالد در باب منع خلیفه از تخریب ایوان كسری که در نیز حمایت از مجوسیت تلقی شده ، از آن روست كه خالد و اجدادش به سبب انتساب به بلخ، ایرانی به حساب می ‏آمدند و به خاطر همین اصل ایرانی بودن، اعراب بغداد تمام اجداد  برمك  را گبر خوانده‏ اند.
به هر حال با آن كه احوال گذشته اجداد خالد نامعلوم است و  اخباری هم كه درباره پدر و جدش نقل شده خالی از تناقض و مبالغه به نظر نمی‏ آید، چنین فهمیده  می‏ شود كه خالد و برادرانش،سلیمان
و حسن، مسلمان بوده اند .
خالد خود از سرداران ابومسلم به حساب می‏ آمد و  در راه پیشرفت عباسیان جان فشانی های فراوانی كرده بود، توسط دو خلیفه عباسی سفاح و منصور، به وزارت برگزیده و مصدر كارهای مهم شد.
 فرزند خالد، یحیی، كه مردی اندیشمند و با تجربه بود، در دستگاه مهدی اعتبار زیادی پیدا كرد كه در لشكركشی هارون به بیزانس نیز شركت كرد.
 او همچنان بعد از مهدی، در فراهم آوردن خلافت هارون، نقش قابل ملاحظه ‏ای ایفا كرد.

هارون نیز وزارت خویش را كه یحیی به مدت هفده سال 170 - 187 ق. ، 786 - 803 م.  با قدرت و كفایت تمام در دست داشت، بدو تفویض نمود. پسرانش؛ جعفر و فضل نیز از همان اوایل كار در تصدی امر وزارت و امور مربوط به دیوان جند و خراج با او كمك می‏ كردند، مشاغل عمده دیگری نیز به فضل و جعفر واگذار می ‏شد كه این امر نشان از اعتماد فوق العاده خلیفه، نسبت به آن ها بود.


 در پایان یك سفر حج كه خلیفه به بغداد بازگشت، به طور غیر مترقبه ‏ای به این قدرت عاری از خلل پایان داد كه به این ترتیب سقوط برامكه همچون اعتلاءشان حیرت برانگیز شد.
هارون اندكی بعد از مراجعت از حج، حكم به قتل جعفر داد و بلافاصله بعد از آن فضل و برادرانش را هم توقیف كرد.
یحیی را نیز بازداشت نمود و اموالشان را مصادره كرد كه در نهایت، تمام برامكه جز محمد
برادر یحیی به شدت و خشونت تمام سركوب شدند.
این عقوبت سخت و سقوط ناگهانی به قدری سریع و بی مقدمه اتفاق افتاد كه فهم اسرار و شناخت اسباب آن برای تاریخ هنوز به صورت معمایی باقی مانده است.

 پیدا است كه برای چنین واقعه‏ ای نباید از یك عامل واحد سخن گفت:
- ثروت فوق العاده برمكیان،
- توجه و تكریم قابل ملاحظه عام در حق آنان
- علاقه ‏ی برمكیان در جلب عناصر شعوبی
-شوق برمكیان در نشر برخی آثار ایرانی،مانند كتاب كلیله و دمنه

 از جمله عواملی بودند كه در سرنگونی این طایفه نقش به سزایی داشتند.

 افزون بر این
- سیاست بالنسبه ملایم آنان در معامله با علویان
 
-  تحریك و سعایت مخالفانی همچون فضل بن ربیع در حق برمكیان، در ایجاد ناخرسندی خلیفه و در تحریك رشك و حرصش بر دارایی های برمكیان بی اثر نبوده است.


در هر حال، سقوط برمكیان، مانع از ادامه و استمرار نفوذ فرهنگ ایرانی در حكومت عباسی نشد و همین نفوذ تدریجی كه از عهد ابومسلم با دولت عباسیان پیوند یافته بود، عنصر مؤثر و زنده‏ایی به شمار می‏ آمد كه ایران پس از اسلام را برای بازگشت به تعادلی كه نهضت هایی همچون بابك و مازیار هم كه نتوانستند به اعاده آن كمك كنند، آماده سازد.


نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  کتیبه ی پئوتین گرایا  جشن انگور  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  فروبل  وبستر  بازی های بومی  بازی های ملی  زبان تاتی  ریشه ی واژه ی تات  پراگندکی تات درجهان  پراكندگی تات در ایران  TAT  sinzam  سینزم  سیزده به در  نقد  نقد کتاب آوای تات  نقد کتاب تاریخ و فرهنگ تات  زوز  مراسم  مراسم شب عید  مراسم روز عید  قاره کوچک  قاره  تحویل سال  سال  تحویل  زیاران  شهرستان  رودبار   رودبار شهرستان  نوروز در فرهنگ تات  علی میر دریک وندی  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  جشن انگور  انگور  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  انگور - کریم خان زند  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  بازی های محلی  بازی های محلی  بازی های محلی  شب  روستای زیاران  روستای زیاران 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مازیار سردار بزرگ ایرانی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 27 اردیبهشت 1394-11:32 ق.ظ


مازیار  آخرین حکمران کارنوندیان، رهبر قیام علیه سلطه اعراب، و از جمله سلطه خلافت بنی عباس، بر ایران و همچنین یک ملی گرا بود.


مازیار شکل دگرگون شده ی  واژه ی (مه زیار) است و خود (مه زیار) دگرگون شده ی (مه ایزد یار) است.

بر اساس نظریه‌ای دیگر مازیار از دو کلمه ماز و یار تشکیل شده.

 بلاذری  واژه ی  مازیار  را به صورت    ماه یزدیار   ثبت کرده است .

در زبان مازندرانی ماز به معنی دژ و یا زنبور است که دراین جا منظور همان دژ می‌باشد و مازیار یعنی یاور و همراه دژها.

مازیار پسر کارن دوم و از خاندان کارنوندیان، در اواخر سال ۲۲۴ه ق/۸۳۸ میلادی، یعنی شش سال و اندی پس از آغاز خلافت معتصم بر ضد عباسیان قیام کرد.


از سلسله‌های حکام و شاهان طبرستان سلسله‌ای که مازیار از آن بود به دلیل آنکه نسبشان به کارن بزرگ می‌رسد به کارنوندیان معروف اند.

هریک از سپهبدان این سلسله به لقب گرشاه ممتاز بوده‌است.

نسب مازیار از این قرار است:

مازیار پسر کارن دوم،

کارن دوم پسر ونداد هرمز،

ونداد هرمزد پسر فرخان

و فرخان از نواده‌های سوخرا

سوخرا پسر انداذ 

انداذ پسر  کارن بزرگ

کارن بزرگ  پسر  سوخرای بزرگ  بود.

ریاست ایالت تبرستان

ابتدای شاهی این سلسله در تبرستان از زمان انوشیروان دادگر ساسانی  پسر قباد بود که کارن بزرگ پسر سوخرا را از سال ۵۶۵ میلادی به بعد رتبه ی سپهبدی طبرستان داد و حکومت این ناحیه را به خانواده او مخصوص گردانید.

ویشاپور ، «پدر سوخرای بزرگ»، رییس خاندان کارن،  یکی از هفت خاندان بزرگ تیره ی پارس  در عهد ساسانیان  بود.

 مازیار یکی از پسران کارن دوم  بود که جانشین او گشت. شهریار پسر شروین ، ششمین پادشاه یا سپهبد باوندیان که از سال ۷۹۷ تا ۸۲۵ میلادی بر خاور تبرستان  حکومت می‌کرد، به سرزمین مازیار حمله نمود و آنرا بتصرف خود درآورد.

«۸۱۹ میلادی». مازیار بناچار به نزد ونداد اومید  پسر عموی پدر خویش رفت، و از او درخواست کمک کرد. شهریار نامه‌ای به ونداد اومید نوشت، و از او خواست که مازیار را دست بسته به نزد وی فرستد.

او حکم شهریار را اطاعت کردو مازیار رادستگیر نمود؛ ولی چون به افراد خود اعتماد نداشت، از شهریار خواست که معتمدانی را برای انتقال مازیار بفرستد. زمانی که ایشان در پیگیری این موضوع بودند مازیار حیلت کرد و از بند فرار کرد و سر به بیشه‌ها نهاد تا در فرصت مناسبی خود را به عراق برساند.

مازیار پس از مدتی اختفا در جنگل، به نزد عبداله ابن سعید حرشی  رفت و از او کمک خواست. عبدالله که پدر و جد مازیار، کارن دوم  و ونداد هرمزد، را می‌شناخت، در حق او نیکی و کرامت فرمود و او را به بغداد برد «۸۱۹ میلادی»(۲۰۴  قمری).

مامون منجمی به نام بزیست  پسر فیروز ، داشت؛ که خلیفه نام او را به یحیی بن منصور بدل کرده بود.

مازیار نزد بزیست رفت و تصرف تبرستان توسط شهریار، از خاندان باوندیان، را برای او شرح داد.

بزیست پس از شنیدن مطالب مازیار، به او گفت:

اگر من تو را حمایت کنم، حق آن شناسی و ضایع نگردانی و منت پذیری؟

مازیار پذیرفت و سوگند یادکرد.

روزها گذشت تا فرصتی پیش آمد که بزیست به نزد خلیفه برود و او را از طالع مازیار مطّلع سازد،

بنابراین بزیست به خلیفه گفت:

از مازیار به دولت خلیفه خیری رسد؛

بنابراین مأمون امر کرد تا مازیار را حاضر کنند.

مأمون که پدر او کارن را می‌شناخت، فرمان داد تا مسلمانی را برایش شرح دهند تا مسلمان شود.

مازیار اسلام را قبول کرد و مأمون او را محمد مولی امیرالمؤمنین نام نهاد و کنیت ابوالحسن !.


در سال ۲۰۸ «۸۲۳ میلادی» به توصیه بزیست که مدعی بود طالع مازیار برای حکومت تبرستان موافق است، مأمون او را به همراهی موسی ابن حفص بن عمربن علا  حاکم ولایت طبرستان و رویان و دماوند کرد


 به عبارت دیگر، مازیار والی کوهستان و موسی والی دشت طبرستان گردیدند. وقتی این دو به اتفاق هم به طبرستان رسیدند، مردم به زیر پرچم مازیار جمع شدند.

در این هنگام شهریا پسر شروین درگذشته بود و پسر بزرگش شاپور به شاهی نشسته بود ولی بیشتر اتباعش از بابت شرایط نابسامان خود، از او متنفر شده بودند و نزد مأمون شکایت‌ها نوشته بودند؛

بنابراین، مأمون به مازیار فرمان سرکوبی شاپور را داد، مازیار فرمان مامون را اجابت کرد و وی را اسیر کرد و به زنجیر بست، سپس به موسی خبر داد که ظفر یافتم و پیروز شدم.

شاپور وقتی فهمید مازیار او را خواهد کشت پنهانی به موسی قاصدی فرستاد و از او یاری خواست و در عین حال به او وعده پرداخت مال فراوان داد.

موسی جواب داد که: اگر تو را آزاد کنم گویی مسلمانی را کشته‌ام. چندروز بعد، مازیار دستور داد تا سر شاپور را قطع کنند و نزد موسی فرستند(۲۱۰ قمری) «۸۲۵ میلادی»

پس از کشته شدن شاپور، مازیار حاکم تمام کوهستان طبرستان گردید. چهار سال بعد موسی وفات یافت و پسرش محمد به جای او حاکم دشت طبرستان گشت، ولی مازیار از وی تبعیت نکرد و خود هم به کوه، و هم به دشت طبرستان، تسلط یافت (سال۲۱۴) «۸۲۹ میلادی».

پس از این، مازیار، از کارن «برادر شاپور» وسایر مرز بانان آن ناحیه خراج گرفت، این امر موجب شد که آنان کینه مازیار را به دل بگیرند و به مأمون شکایت کنند.

بدنبال این وقایع، مأمون مازیار را به بغداد احضار نمود، ولی مازیار جواب نوشت که من در این زمان مشغولم و نمی‌توانم به بغداد بیایم.

مأمون بزیست را با خادمی به نزد مازیار فرستاد تا او را با خود به بغداد بیاورند. مازیار مدتها ایشان را به ناز و نعمت و لطف، حرمت می‌داشت. عاقبت عذر و بهانه پیش آورد که من مشغولم، و به جای خود قاضی آمل و قاضی رویان را با ایشان روانه داشت.

وقتی به بغداد رسیدند و به نزد خلیفه شرفیاب شدند خلیفه از آنان حال و طاعت و سیرت مازیار را جویا شد جواب شنید که وی بر جادهٔ تابعیت مستقیم است و رفتارش با خلایق، نیکوست. وقتی از محضر خلیفه بیرون آمدند قاضی رویان به منزل رفت .

ولی قاضی آمل به محضر خلیفه بازگشت و به او گفت:

او خلع طاعت کرده‌است و همانکستی زرتشتی را بر میان بسته و با حامیان خلافت جور واستخفاف می‌کند و هر گز بار دیگر به میل خود به بغداد نمی‌آید.

مأمون که برای عزیمت به روم ، خود را آماده کرده بود به قاضی گفت: باید تحمّل کرد تا من از سفر روم باز گردم (سال۲۱۵) «۸۳۰ میلادی»

قاضی به آمل بازگشت. در این زمان، حامیان بنی عباس در رویان، با همدیگر موافقت کرده، و همه کارکنان و افراد مازیار در این شهر را کشتند و نزد خلیل بن ونداد سپان که پسر عموی پدر مازیار بود و در کوه‌پایهٔ آمل بزرگی و نفوذ و قدرتی داشت، کسان فرستاده و او را یار خود ساختند.

این خبر به ساری، پایتخت کارنوندیان رسید، بنابراین مازیار سپاه خود را آماده کرد و به همراهی برادر خویش، کوهیار  به آمل لشکر کشید و آمل را فتح کرد؛ و شروع به ساخت و بازسازی استحکامات نمود.

پس از مرگ مأمون برادر او محمد ملقب به  المعتصم باله به خلافت رسید.

عبداله بن طاهر  والی خراسان که شنید مازیار با حامیان بنی عباس چه معامله می‌کند پیش مازیار پیکی فرستاد و به جهت محمد بن موسی و برادر او شفاعت کرد .

مازیار سخن او شنید و فرستاده او را با خشونت جواب داد که «از ایشان خراج دو ساله طلب می‌کنم» پیک ناامید بازگشت.

عبدالله بن طاهر از حال او به اسحاق بن ابراهیم بن مصعب که به درگاه خلیفه بود نوشت وبنابراین اخبار مازیار به اطلاع معتصم رسید.

 همینکه بابک خرم دین   درآذربایجان ظهور کرد، مازیار با وی مکاتبه کرد و او را به مبارزه با بنی عباس ترغیب کرد.
از طرف دیگر خلیفه به مازیار دستور داده بود که خراج تبرستان رابه دربار عبدالله بن طاهر، سومین امیر طاهریان، ارسال دارد، ولی او گاه در این امر تعلل می‌کرد.
 عبدالله بن طاهر، از اینکه مازیار مراتب تابعیت بی چون وچرا از خلیفه را رعایت نمی‌کرد، شاکی بود و مازیار نیز از وابستگی بیش از حد عبدالله به بنی عباس ناراضی بود و دل خوشی از او نداشت.


مازیار که از فعالیت حامیان سلطه بنی عباس بر طبرستان ناراضی بود، در سال ۸۳۳ میلادی، سرخاستان رهبر سرخ علمان را مأمور کرد تا در ساری به دستگیری باوندیان، اقدام نماید.

سرخاستان این مأموریت را بخوبی انجام داد و بنابراین مازیار در طی نامه‌ای به زبان دری، از موفقیت‌های او قدردانی کرد.

در اوایل سال ۸۳۸ پس از کشته شدن بابک خرمدین، هم پیمان مازیار، توسط معتصم خلیفه عباسی، مازیار از سرخاستان خواست که به سرزمین باوندیان یعنی همان حامیان سلطه عباسیان حمله کند، و حامیان بنی عباس، خواه ایرانی و خواه عرب، را دستگیر کند، جون مازیار می‌دانست که خلیفه، بعد از شکست بابک، به سراغ او خواهد آمد.

سرخاستان، این فرمان جدید را نیز بخوبی اجرا کرد، و بنابراین بعنوان پاداش، فرمانروائی شهرتمشیه، واقع در 46 کیلومتری شرق بهشهر را از مازیار دریافت نمود. کوهیار نیز به فرمانروائی کوهستان دست یافت. سرخاستان دیوار دفاعی شهر  را که از بیرون شهر تمشیه تا دریا کشیده بود و تا پنج کیلومتر در دریا امتداد داشت را تعمیر کرد و چندین برج دیدبانی را برای آن تعبیه نمود و سپس سپاه خود را در آن نقطه متمرکز کرد.

معتصم، خلیفه عباسی، به حسن بن مصعب نامه‌ای نوشت و وی را به کارزار با مازیار امر کرد. حسن، به فرمان معتصم عمل کرد و لشکر خود رادر پشت دیوارها و خندق های  شهر تمشیه مستقر نمود، و بعد از چند روز انتظار، بالاخره با تطمیع دیدبانان دیوار دفاعی شهر، توانست به داخل شهر نفوذ، و مدافعین شهر را دستگیر کند.

خبر وارد شدن مازیار به هرمزدآباد، که به توصیه کوهیار انجام شده بود، به گوش حسن بن معصب رسید و بنابراین او حسن بن حسین را بمنظور دستگیری مازیار، به این شهر اعزام نمود. حسن بن حسین بهمراه سپاه خود از لشکر حسن بن معصب جدا شد و خود را به هرمز آباد رساند و مازیار را دستگیر، و به بغداد منتقل نمود.

در بغداد به دستور معتصم، خلیفه عباسی، .........بر بدن مازیار 450 تازیانه زدند و............. ...بدینصورت او را بقتل رساندند.

گفته شده است که مازیار، بمحض پایان یافتن تازیانه‌ها آب نوشید و بلافاصله جان سپرد.

جسد او را در کنیسه بابک  بر داری که جنب چوبه ی دار بابک و جثه ی یاتس رومی بود، به دار آویختند.




نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  انگور  تپه باستانی کندر  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  ایران  الموت  حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جمعیت زبانی تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 8 اسفند 1392-11:47 ق.ظ

جمعیت زبانی تاکستان :در شهرستان تاکستان طایفه ی بزرگ رحمانی وطاهرخانی بیشترین جمعیت شهر را تشکیل می  دهند . افزون بر آنها  فامیل شقاقی ،شقاقی مقدم ،ایزدی ،ایزدیان ،آذری ،آذزکیش ،صمدی ،بابااولادی ،اسدی ،سلیمانی ،محمدزاده ،گل بابا ،رحمانی راد ،رحمانی فرد ،رحمانی پور ،پور رحمانی ،عظیمی ،طاهری ،طاهریان ،طاهریها ،طاهرپوران و....زندگی می کنند که به زبان شیرین تاتی سخن می گویند.
از دیگر طایفه ها
،می توان به ترکاشوند ،کریمی ،حقیقت منش ،راد ،ابراهیمی ،جمالی ،جدلی ،کرمی ،جلیلی ،جلیلوند ،کاکاوند،قاسمی،هدایتی و ....اشاره کرد.
بشتر مهاجران از شهر ها و روستا های استان های ترک نشین کشور و یا روستاها و بخش های شهرستان تاکستان و نیز از استانهای کرد نشین چون کردستان و کرمانشاه می باشند و این علاوه بر مهاجرت هایی است که در دوره شاه عباس بزرگ
صفوی،نادرشاه افشار،کریم خان زند و رضاشاه پهلوی صورت گرفته است .تعداد اندکی از مهاجرت ها نیز مربوط به استان های شمالی کشور چون مازندران ،گیلان ،گلستان و...می باشد.
شمار اندکی از ملیت های گوناگون مانند مهاجران عراقی
،کارشناسان و فنی کاران  کشور های غربی یا شرقی در این شهر زندگی می کنند و در گارگاه ها و شرکت های تولیدی سرگرم کار و فعالیت هستند.
زبان رایج در  تاکستان  زبان تاتی  و فارسی است و برخی از مردم علاوه بر آن بر زبان کردی یا ترکی نیزتسلط دارند. بیشتر مردم ترک
، کرد ،گیلک  و تبری زبان تاتی را به خوبی می فهمند و به این زبان سخن می رانند.
بر اثر روند آگاهی رسانی رسانه ای و همگون سازی ناشی از آن و نیز وجود دانشگا ه های آزاد  و پیام نور و .....و شهرک های صنعتی  زبان تاتی دستخوش  دگرگونی های فزاینده ای  شده است .
و......




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بازی های محلی تاتی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 5 اسفند 1392-09:24 ق.ظ


بازی های بومی و ملی :
 در فرهنگ وبستر بازی بر اساس نکته های زیر تعریف شده است :                   1- حرکت ، جنبش  ، فعالیت  
2- آزادی یا تعیین حدود برای حرکت و جنبش  
3-  حرکت در جهت تفریح  ، سرگرمی یا ورزش
بازی عبارت است از : مجموعه ی فعالیت های آزاد جسمی یا ذهنی که باعث پر کردن اوقات فراغت و بیکاری فرد می شود و انرژی زائد بدن را به مصرف می رساند و سبب نشاط و خشنودی می گردد.
بازی های بومی : فعالیت هایی که در ارتباط  با فرهنگ  هر قوم ،  نژاد و ناحیه ای خاص  سرچشمه گرفته  و رابطه ی بسیار نزدیک و تنگاتنگی با شیوه ی زندگی  ، آداب ورسوم  ، پندار  ، گفتار و کردار آنها دارد .
بازی های محلی : این بازی ها  ، فعالیت هایی است که در اصل ریشه در فرهنگ ملی دارد و در اثر سفرها یا مهاجرت ها و ...به جای جای ایران زمین رفته و از سوی مردم پذیرفته شده است .
از نظر فروبل frobel بازی وسیله ای مناسب برای سازندگی کودک و نوجوان  در بعدهای گوناگون است و از مهم ترین عامل های  ایجاد هماهنگی رشد و نمو در جنبه های جسمی ،عاطفی  ،ذهنی  ،اجتمایی و روانی   است.
ادوارد گروس Edward Gross معتقداست که : بازی جهت حفظ الگوی اجتمایی  ،موجودیت نظام اجتمایی و اهداف گروهی ضروری است .
در حال حاظر یکی از کابرد های بازی جنبه ی درمانی آن است . بازی افزون بر سرگرمی  ،موجب کاستن تنش های روانی و عاطفی می گردد و عصبانیت و تند مزاجی را تخلیه میکند و مفاهیم اساسی مورد نیاز برای ساخت ذهنی را می آموزد و در سال های درس و مدرسه نیز جنبه هایی دارد :
فیزیکی  ( مانند تناسب اندام  و................. )
ذهنی    (مانند کنجکاوی و ابراز شخصیت و...)
عاطفی (مانندهمکاری تعادل احساسات و.... )
باعنایت به  آثار بازی ها و نیز نکاتی بسیار دیگرارزش و اهمیت بازها بیش از گذشته روشن می گردد اما شور بختانه اولیای تعلیم وتربیت برخی کشور ها از توجه به این مهم غافل بوده و هیچ گونه برنامه ای برای بکارگیری و بهروری از آن ندارند.
بی شک نگارش علمی و موشکافانه این بازی ها و ثبت و احیای بازی های بومی و محلی وانتقال ان به نسل های آتی کاری بس مهم و در جهت حفظ میراث فرهنگی وملی است و می تواندادبیات شفاهی گذشته را  برای آیندگان به یادگار بگذارد و موجب گسترش و اجرای این بازی ها در جامعه شده و هدف های ارزشمند یاد شده را تامین نماید.
برخی از بازی های تاکستان :  دوری نییه doriniye، اختیله وازی axtile vazi ، هلنگه وازی holange vazi ، کرخا  وازی karxa vazi ،قیشه وازی giyse vazi ،تله وازی telle vazi ،چو وازی  cho vazi،لپره  lappare، فله وازی fele vazi ،لیس پس لیس  lis pas lis،چانقار  changar،الکه وازی alehe vazi ،آکش اوکش  akas okas،نشقرا بشقرا  nasgara besgara،خزلتمهxezelatme  الاملاچنگین چللا  alla molla changin challa، دارک darakو.......
برخی از بازی های  تات نشین های رود بار الموت و شهرستان :
حسابلی  hasabli،آغوز بازی agoz bazi ،سینو بازی  sino bazi،کرشکک karaskak ،سنگ چینک sang chinak ،قیش بازی  gis bazi،گل کای gol kay ،آکر دوکر aker doker ،الک دولک alak dolak، باخوس بچک baxos bchak ،چالتوکس chaltoks ،و....
و.........


نوع مطلب : تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  ادوارد گروس  فروبل  زبان تاتی  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  آداب و رسوم  شب یلدا  یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  زبان تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  گردونه مهر  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه باستانی خندا  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه  پیر  بقعه پیر  حنفیه  حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   ایران جهان  جهان  ایران 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مراسم روز عید

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 25 بهمن 1392-09:57 ق.ظ

مراسم روزنو :         1-از دوران کهن روزهای نوروزی روز ملی و عموم مردم بوده  و کار و فعالیت تعطیل بوده است  .با روشن شدن هوا  مردم درب خانه ها می گشودند.مادران محوطه خانه و جلوی در ورودی  را آب و جارو می کردندو خانواده ها آماده پذیرایی می شدند.



2-دیدو بازدیداز سوی کودکان و نوجوانان دختر و پسر در حالیکه سر و روی مرتب و لباس های نو برتن دارند، از نخستین ساعت های بامدادی آغاز می گردد.آنان به خانه بزرگترها از پدر بزرگ و مادر بزرگ گرفته تا عمو ،عمه دایی وخاله و.....برای ادای احترام و درود و شادباش های نوروزی گام برمی دارندو با آنان دیده بوسی می نمایند .پس از خوردن اندکی آجیل و شیرینی و میوه با دریافت هدیه های نوروزی چون پول تخم مرغ پخته و رنگ شده و....با آنان بدرود می گویند.
3-سایر اعضای خانواده نیز به ترتیب و بر اساس احترام به مراتب سن و سال  به دید و بازدید می روند و پس از صرف شیرینی و میوه و اندکی سخن گفتن از چیز های  گوناگون ، عیدی می گیرند و ....دست آخر بزرگ خاندان به دیدار بزرگان خاندان دیگر چون کدخدا ، ریش سفیدان و ...می رود و این روند ادامه دارد.
4-عبارت های تبریک سال نو گوناگون بوده است : نویه سالیون مبارک noye saliyon mobarak ، نوروز نوسال مبارک  noroz no sal mobarak ، صد بینه سالون برسی  sad biyane salon beresi ، عیدی مبارکaidi  mobarakaidiو .....جمله های پاسخ نیز گوناگون بوده است: خوشومیون xoshomeyon، نوسالی مبارک nosali mobarak ، تیده همچنین tide hamchenin ، پیرماری بی piyarmaribi و....
و........


نوع مطلب : نژاد تات  پراگندکی تات درجهان  TAT  تات  سینزم  سیزده به در  نقد  نقد کتاب آوای تات  نقد کتاب تاریخ و فرهنگ تات  شب  زوز  مراسم  مراسم شب عید  مراسم روز عید  قاره کوچک  قاره  تحویل سال  سال  زیاران  روستای زیاران  شهرستان  رودبار شهرستان  الموت  نوروز در فرهنگ تات  روستای خروزان  قرقسین  کرکسین  خروزان  آتش  آتش افروزی  چارشمبه  چهارشنبه سوری  فلسفه ی چهار شنبه سوری  نوروز نامه خوان ها  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   ایران جهان  جهان  الموت  رودبار ؛ مراغی ها  ادوارد گروس  فروبل  وبستر  بازی های بومی  بازی های محلی  بازی های ملی  زبان تاتی  ریشه ی واژه ی تات  پراكندگی تات در ایران  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  sinzam  بازی های نوروزی  عید  کوچک  تحویل  تحویل  تحویل  تحویل  علی میر دریک وندی  علی میر دریک وندی  نو روز  حبیب  دکتر حبیب  دکتر حبیب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حبیب اله طاهرخانی - دکتر حبیب

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 27 دی 1392-09:24 ق.ظ

حبیب اله طاهرخانی نامور به دکتر حبیب در سال1308خورشیدی در یکی از محله های قدیمی شهرستان تاکستان به دنیا آمد.او فرزند کربلایی ابوالقاسم ونواده ی کدخدا محمدابراهیم وازنوادگان طاهرخان سر سلسله ی فامیل طاهرخانی ، و از سوی مادر خواهرزاده میرزا علی محمد طاهری از نخستین آموزگاران تاکستان است.



او دوران کودکی را به سرعت سپری کرد.6کلاس دبستان را در تاکستان  و دوره دبیرستان را درقزوین گذراند و همزمان به مطالعه در زمینه های گوناگون پرداخت.مدتی دستیار یک پزشک آلمانی که در گذشته درتاکستان انجام وظیفه می کرد،بود.دراین سال ها توانست استعداد هوش سر شار خود را بروز دهد واز آموزش های تجربی پزشک آلمانی بهره گیرد ومسیر آینده ی شغلی خویش را باز شناخته وهموار سازد.حاصل این تجربه ها او را به حکیمی مجرب بدل کرد وآموزشهای علمی وبیمارستانی راکه  بعدها بدست آورد ،مهارتش را دوچندان نمود.
دکتر حبیب باکسب نمره عالی از آزمون ورودی به استخدام وزارت بهداری کشور درآمد. برای12تن از افراد پذیرفته شده در سراسر ایران دوره های پزشکیاری ،در بیمارستان فیروزآبادی سهروردی تهران برگذارشد ودکتر حبیب از آن جمله بود.اودوره های عالی پزشکی راتحت نظر کالج پزشکی ایران گذراند وبه عنوان بهیار بیمارستان بوعلی شهر قزوین آغاز بکار کردو اندکی بعد با ابرازلیاقت وشایستگی به ریاست بخش جراحی وبیهوشی رسیدو....


او سالها ریاست بهداری ماهین ،شال ،اسفرورین ،بویین زهرا وآبگرم را برعهده داشت .پس از انقلاب به دلیل ارایه ی خدمات ارزنده ای که داشت و نیز داشتن مهارت وکاردانی در دانش پزشکی از سوی وزیر وقت بهداشت وعلوم پزشکی بطور رسمی حکم پزشک تجربی را دریافت کرد و.....
دکتر حبیب  درپزشکی جدید و جراحی ونیز درطب سنتی وگیاهی وشناخت وتجویز داروهای گیاهی استادی تمام عیار بود .داروخانه ی دارو های گیاهی او درتاکستان وقزوین ودیگر ولایات کم نظیر بود.او در ساخت برخی دارو ها مهارت داشت ودر درمان بیماری ها از داروی گیاهی ،شیمیایی  و گاهی ترکیبی از هردو را بکار می برد و.....او در شعر وشاعری نیز دستی داشت.شعر پیره مردک، سیادن جونون و ...ازآثار اوست و....
مردم خونگرم وبامرام تاکستان خیابانی را که منزل مسکونی و داروخانه گیاهان دارویی دکتر حبیب در آن قرا داشت،به پاسداشت خدماتش به نامش آراستند.آری خیابان دکتر حبیب .اگرچه پس از انقلاب این خیابان به غفاری تغییر نام یافت اماهنوز هم میان سالان وسالخوردگان شهر و روستا این خیابان را بانام دکتر حبیب می شناسند و خدماتش را نیک به یاد دارند.خوشبختانه هنوز هم چراغ این داروخانه بدست دوست ارجمند نویسنده ، فرزند برومنددکتر حبیب ،آقای مهندس پیمان طاهرخانی فارغ التحصیل آکادمی علمی داروهای گیاهی انگلستان، روشن وپر فروغ است.



نوع مطلب : عید نو روز  نو روز  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج  روستای خیارج 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بهمن رحمانی نویسنده

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 27 آذر 1391-09:29 ب.ظ







او سال ها پیش در یکی از کوچه های منتهی به منطقه ی فلاحت که امروز ساختمان شهرداری و بانک ملی در کنار آن قرار دارد، به دنیا آمد . کوچه ای که سال ها پیش آب کاریز خدایاری در آن جریان داشت و بسیاری از زمین های کشاورزی و باغات و درخت زار ها و باغستان فلاحت را آبیاری می کرد.
 کوچه ای که دیوار کاه گلی خانه های اطراف آن پر از شعر های یادگاری  بود و رنگ سبز چمن های نهر آن چشم را نوازش می داد.  در خانواده ای سخت کوش و کشاورز به دنیا آمد سال های دوره کودکی و نوجوانی را به سرعت از پی هم سپری کرد.
  دوره ابتدایی را در دبستان خیام و بعد سعدی به پایان برد و دوره راهنمایی را در مدرسه ی سرگرد سوزن چی و بو علی آینده به اتمام رسانید. دوره ی متوسطه را در دبیرستان دکتر بهشتی و در رشته ی علوم تجربی  گذراند و موفق شد در سال تحصیلی 67-68 دیپلم تجربی را اخذ کند و پس از آن دوره کاردانی را در دانش سرای عالی شهید بهشتی زنجان به پایان برد و همزمان به استخدام آموزش و پروش در آمد و به تدریس و آموزش گل های ایران زمین  پرداخت .
 به خاطر ذوق سرشار و علاقه فراوانی که به فرهنگ و تاریخ و ادبیات ایران زمین داشت به مطالعه ی متون ادبی و تاریخی چون  شاهنامه ،بوستان ، گلستان سعدی ، پنج گنج نظامی ، مثنوی معنوی ، تاریخ ایران باستان ، روزگاران و ... پرداخت .
 با گذشت زمان و افزایش تجربه و علاقه اش به مطالعه و تحقیق به مصاحبه و تحقیقات میدانی و گردآوری اطلاعات درباره ی باور ها ، داستان زد ها ، شعر ها، ترانه ها ،بازی ها ،داستان ها  و ... در مورد زادگاهش پرداخت.
 در سال 1374 موفق به اخذ درجه لیسانس گردید و پس از آن دوره ی کارشناسی ارشد را در رشته ی تاریخ و تمدن به اتمام رسانید. در این سال ها هم زمان با تدریس در دبیرستان ها و هنرستان ها به کار های پژوهشی و تحقیقی بیشتری پرداخت و حاصل تلاش ها خود را به صورت مقاله و بعد ها کتاب به ثبت رسانید .

از جمله ی مقالات او می توان  به موارد زیر اشاره کرد :

1- بازی های بومی و محلی تاکستان 
2- شعر ها و ترانه های تاتی 
3- داستان ها و نقل های تاتی 
4- آشنایی با هنر و صنایع دستی سنتی 
5-آشنایی با تات های استان مرکزی (وفس ، گورچان ، چهرگان ، عیسی آباد )
6- سفر به جاجرم ( استان خراسان شمالی ، بجنورد ، جاجرم ، سنخاست ، کرف ، خراشا و ... )
 و ... 
آثار دیگر (کتاب )
1- تاریخ و فرهنگ تات انتشارات سال چاپ 1390 
2- سایکل توریست (به زودی ... )
3- چهره های تات ( به زودی ... )
4- داستان تات ( به زودی ... )
بیوگرافی نویسنده توسط  پیمان رحمانی


نوع مطلب : نقد  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  صلیب شکسته  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه  پیر  حنفیه  حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   ایران جهان  ایران  الموت  رودبار ؛ مراغی ها  استان اذربایجان غربی  اردبیل  اردبیل  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان  کتیبه ی پئوتین گرایا  جشن انگور  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  برداشت انگور 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()