تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - مطالب سلکه تپه
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

برمکیان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 24 تیر 1394-08:30 ق.ظ


برمکیان،خانواده ی  گرانقدر  ایرانی  بودند که در آغازعصر عباسی متصدی کارهای مهم دولت شده و به درجه و منصب های عالی از امارت و وزارت راه یافته اند.

نسبت این خانواده به برمک نام است که گویند در بلخ می زیسته و ریاست بتکده ی نوبهار و حکومت بلخ را داشته و در پایان  امویان به اسلام گرویده است .

  برخی گفته اند که برمک لقب کلیه رییسان بتکده ی  نوبهار بوده و آخرین برمک که خاندان برمکیان بدو منسوب است نامش جعفر بوده است .

مشاهیر این خانواده :

1- خالدبن برمک 163 یا 166 هَ .ق

2-  یحیی بن خالد درگذشته 190

و دو پسر یحیی :

3- فضل  زادروز 147 درگذشته 193

4- جعفر زایش 149 درگذشته 187

 هستند که همگی به گذشت ،بخشش، دانش ، ادب و ویژگی های نیک گفتاری و رفتاری شهره ونامور بوده اند.

خالد از فرماندهان سپاه ابومسلم خراسانی بود که پس از زوال  بنی امیه، بخدمت ابوالعباس سفاح پیوست و سمت وزارت یافت .

یحیی پسر خالد ، مربی و حامی هارون الرشید بود.

در زمان هارون قدرت و نفوذی زیادی داشت. برقراری و بزرگی دولت عباسی در آغاز امر نتیجه ی حسن تدبیر و لطف سیاست وی و دو پسرش فضل و جعفر بوده است .

هارون الرشید بر شوکت و عظمت این خانواده رشک برد و در سال 187 به شرحی که مشهور است آن خانواده ی نبیل را قلع و قمع کرد.

  ابوالفرج ، عبدالرحمن بن علی بن جوزی  ، درگذشته 597 ق . در شرح حال این خاندان ، تاریخی مستقل  به نام اخبارالبرامکه تدوین نموده است.



بَرمَکیان یا فرزندان برمک از واژه سانسکریت پاراماکا प्रमुख،  است که در واژه ی تازی به صورت برمک درآمده است.

برمکیان از خاندان‌های ایرانی بودند که در دستگاه خلافت عباسی به قدرت فراوان رسیدند. برخی دیگرتبار ایشان  را به گردانندگان بودایی معبدنوبهار دربلخ می‌رسانند.

نام آورترین این خاندان خالد و فرزندش یحیی بودند که در سده هشتم میلادی در شهر بغداد اعتبار بسیار یافته بودند. ترجمه بخش بسیار مهمی از آثار ایرانی و حتی یونانی به عربی  مرهون کوشش‌های برمکیان بود.

پدر خالد برمکی که برمک نام داشته، پزشکی زبردست بوده و فرزند بیمار عبدالملک پسرمروان، خلیفه اموی را درمان نموده بود.

پایه گذاری قدرت برمکیان به دست خالدصورت پذیرفت. وی که در سال‌های قیام خراسانیان علیه امویان، با عنوان فرماندهی در ارتش ابو مسلم خدمت می‌کرد پس از پیروزی، به تشکیلات عباسیان وارد شد و به سرعت نمو یافت و پس از مدتی، وزارت و تصدی دیوان خراج سفاح را برعهده گرفت و البته طرف مشورت منصورعباسی در بنا نهادن شهر بغداد هم بود.

اوج اقتدار خاندان برمک با انتخاب یحیی پسر خالد به کتابت و وزارت هارون در سال ۱۶۲ آغاز شد. در سال ۱۶۹ و به هنگامی که مهدی عباسی، هارون را به فرمانروایی تمامی سرزمین‌های غربی قلمرو خویش برگزید، تمام امور این منطقه در دستان یحیی قرار گرفت.

البته این یحیی بود که از استعفای هارون از جانشینی خلیفه به سود فرزند هادی، خلیفه عباسی، جلوگیری کرد و تا انجا بر این امر پای فشرد که در سال ۱۷۰ هارون را بر تخت خلافت نشاند.

یکی از دلایل کشتار برمیکیان رشک و حسد خلیفه،جانشینان وی و کسان فروتر از آنها بوده‌است.

خلیفه که از قدرت برمیکان هراسناک شده بود، تحت تاثیر بدگویی‌های اطرافیان قرار گرفته و دستور به کشتار برمکیان می‌دهد.

تمام مشاغل مهم دولتی در دست اطرافیان یحیی بود و همیشه بیست وپنج نفر از برمکیان مهمترین مشاغل لشکری و کشوری را بعهده داشتند.

شاهان دیگر کشورها برای آنها هدایایی می‌فرستادند و احترامی که برای آنها قایل بودند برای خلیفه معمول نمی‌داشتند و این موجب تحقیر هارون می‌گردید.

اقتدار برمکیان در واقع نمایش قدرت و نفوذ عنصر ایرانی در دستگاه عباسی بود . این چیزی نبود که اعراب و شخص خلیفه آن را بر تابند.

اشراف عرب و شخص خلیفه که از واگذاردن تمام قدرت به برمکیان پشیمان گشته بود ازآنان بیمناک و برای مقابله با این نفوذ، دست به کار شدند و در صدد محو آنان بر امدند.

  یعقوبی از تدارک چهارساله هارون برای انجام کودتایش علیه خاندان برمکی سخن می‌گوید.

از اشراف عرب نیز فضل بن ربیع و اسماعیل بن صبیح ، در این توطئه نقش اصلی را ایفا نمودند و با بدگویی‌های مداوم و دسیسه چینی‌های مکرر بر ضد برمکیان، زمینه‌های روانی لازم را برای سرنگونی آنان فراهم ساختند.

بنا به روایتی فضل بن ربیع افرادی از خدمتکاران درون منزل جعفر برمکی را به عنوان جاسوس به خدمت خود در آورده بود و از طریق انان به گرداوری خبر از کار برمکیان می‌پرداخت.

در کنار علت اصلی که همان درگیری دیرینه دو عنصر ایرانی و عرب بود،

دو اتهام بزرگ برای نابودی برمکیان به انان نسبت داده شد.

نخست پیوند انان با زندیقان و دوستیشان با ملحدان

و دیگری گرایش انان به سوی علویان،

  البته آزاد سازی یحیی بن عبدالله علوی که شورش او در طبرستان مدتها خواب را از چشمان هارون ربوده بود به دست جعفر بن یحیی برمکی، بهانه و دستاویز لازم را برای هارون فراهم ساخت تا از فرصت سود جسته و بهره کافی برد .

 بدین ترتیب بود که در سال ۱۸۷ با برگرفتن سر جعفر، تصفیه برمکیان اغاز شد و برای همیشه آنان از مدیریت اداری ، نظامی ، سیاسی خلافت عباسی بر کنار زده شدند.

مسعودی در کتاب  مروج الذهب  ماجرای قتل جعفر را چنین بیان می‌کند:

خلیفه پس از آنکه روز را در عیش و عشرت به پایان رسانید. خواجه خود یاسر را احضار و به او گفت حالا می روی نزد جعفر و در هر وضعیتی که باشد سر او را می بری و برای من می‌آوری.

یاسر که فوق العاده متعجب شده بود، از انجام ماموریت طفره رفت ولی در برابر دستور موکد هارون برای انجام ماموریت رفت و جعفر را دید که بزمی آراسته، وی را خواند و دستور خلیفه را اعلام کرد.

جعفر گفت خلیفه شوخی کرده‌است ولی یاسر قبول نکرد. گفت شاید مست بوده، یاسر باز هم قبول نکرد.

جعفر به یاسر گفت به پاس محبت هائی که بتو کرده‌ام بازگرد و به خلیفه بگو امرش را اجرا کردی اگر متاثر شد جان مرا خریده‌ای و اگر تاثری نیافت فردا امرش را اجرا کن.

یاسر گفت این کاری غیرممکن است !

جعفر گفت من بهمراه تو میآیم و می‌ایستم که جواب خلیفه را بشنوم.  یاسر پذیرفته و بر آن شیوه عمل کرد.

هارون برآشفت و بوی گفت سربریده جعفر را بیاور.  چون سر جعفر را پیش خلیفه نهادند.    خطاب به سر جعفر گلایه‌های بسیار کرد .

سپس دستور داد سر یاسر را نیز بزنند ! زیرا نمی‌تواند سر قاتل جعفر را ببیند.

همان شب هارون تمامی خدمتکاران جعفر را نیز کشت و صبح به نماز رفت !؟

هارون دستور داد، خانه‌های برمکیان ، یاران و بستگان آنها محاصره کنند. هیچ کس موفق به فرار نشد و اموال برمکیان توقیف شد.

 
خلفای عباسی  ،موالی، ایرانیان را از نزدیكان خود به حساب آوردند و جایگاه بزرگی در حكومت به آنان واگذار كردند.
 به این ترتیب وزیران و والیان را از بین آنان برگزیدند كه در نتیجه آن ایرانیان به اندیشه بلند پروازی افتادند تا شاید دوباره دوران كسری را زنده كنند.


هم زمان با اعتلای تدریجی خاندان برمك، مقام وزارت در دستگاه خلافت نیز اهمیت ویژه ‏ای پیدا كرد . زیرا قسمتی از قدرت اجرایی  بزرگ فرماندار عصر ساسانی را شامل می شد.
خالد بن برمك، بعد از واقعه كشته شدن ابوسلمه خلال ، مدت ها متولی دیوان جند و دیوان خراج خلیفه بود و همچنین در ولایات ایران به عنوان حاكم خلیفه اشتغال به كار داشت، کمکم به آنچه كه شغل وزارت خوانده می ‏شد، اعتباری خاص بخشید.
با آن كه در  روایت های مربوط به عهد هارون اجداد آنها  گبر  خوانده شده ‏اند و حتی معبد نوبهار بلخ كه اجداد برمك با نام عمومی برمك، برگرفته  از ریشه سنسكریت به معنی مهتر و رئیس یا  پرنگ  از ریشه زبان پهلوی  متولی آن بوده ‏اند، و به قولی معبد بودایی
شمار می‏ رفته است، هیكل مجوس و معبد زرتشت پنداشته ‏اند.

گفته شده كه جد یا پدر خالد، ظاهراً از آیین بودایی به اسلام گرویده است كه به احتمال قوی اعتراضی كه نیزک ترخان درگذشته
در 92 ق ، 710 م. به سبب ترك آیین اجداد بر جد خالد كرده،به احتمال زیاد همین ترك آیین بودایی بوده است كه در آن زمان در بین طوایف ترك، هیاطله طخارستان و سغد نیز رایج بوده است !؟

این كه بعضی از شاعران هجاگوی،برمکیان را به مجوس بودن منسوب كرده‏ اند، و همچنین رأی خالد در باب منع خلیفه از تخریب ایوان كسری که در نیز حمایت از مجوسیت تلقی شده ، از آن روست كه خالد و اجدادش به سبب انتساب به بلخ، ایرانی به حساب می ‏آمدند و به خاطر همین اصل ایرانی بودن، اعراب بغداد تمام اجداد  برمك  را گبر خوانده‏ اند.
به هر حال با آن كه احوال گذشته اجداد خالد نامعلوم است و  اخباری هم كه درباره پدر و جدش نقل شده خالی از تناقض و مبالغه به نظر نمی‏ آید، چنین فهمیده  می‏ شود كه خالد و برادرانش،سلیمان
و حسن، مسلمان بوده اند .
خالد خود از سرداران ابومسلم به حساب می‏ آمد و  در راه پیشرفت عباسیان جان فشانی های فراوانی كرده بود، توسط دو خلیفه عباسی سفاح و منصور، به وزارت برگزیده و مصدر كارهای مهم شد.
 فرزند خالد، یحیی، كه مردی اندیشمند و با تجربه بود، در دستگاه مهدی اعتبار زیادی پیدا كرد كه در لشكركشی هارون به بیزانس نیز شركت كرد.
 او همچنان بعد از مهدی، در فراهم آوردن خلافت هارون، نقش قابل ملاحظه ‏ای ایفا كرد.

هارون نیز وزارت خویش را كه یحیی به مدت هفده سال 170 - 187 ق. ، 786 - 803 م.  با قدرت و كفایت تمام در دست داشت، بدو تفویض نمود. پسرانش؛ جعفر و فضل نیز از همان اوایل كار در تصدی امر وزارت و امور مربوط به دیوان جند و خراج با او كمك می‏ كردند، مشاغل عمده دیگری نیز به فضل و جعفر واگذار می ‏شد كه این امر نشان از اعتماد فوق العاده خلیفه، نسبت به آن ها بود.


 در پایان یك سفر حج كه خلیفه به بغداد بازگشت، به طور غیر مترقبه ‏ای به این قدرت عاری از خلل پایان داد كه به این ترتیب سقوط برامكه همچون اعتلاءشان حیرت برانگیز شد.
هارون اندكی بعد از مراجعت از حج، حكم به قتل جعفر داد و بلافاصله بعد از آن فضل و برادرانش را هم توقیف كرد.
یحیی را نیز بازداشت نمود و اموالشان را مصادره كرد كه در نهایت، تمام برامكه جز محمد
برادر یحیی به شدت و خشونت تمام سركوب شدند.
این عقوبت سخت و سقوط ناگهانی به قدری سریع و بی مقدمه اتفاق افتاد كه فهم اسرار و شناخت اسباب آن برای تاریخ هنوز به صورت معمایی باقی مانده است.

 پیدا است كه برای چنین واقعه‏ ای نباید از یك عامل واحد سخن گفت:
- ثروت فوق العاده برمكیان،
- توجه و تكریم قابل ملاحظه عام در حق آنان
- علاقه ‏ی برمكیان در جلب عناصر شعوبی
-شوق برمكیان در نشر برخی آثار ایرانی،مانند كتاب كلیله و دمنه

 از جمله عواملی بودند كه در سرنگونی این طایفه نقش به سزایی داشتند.

 افزون بر این
- سیاست بالنسبه ملایم آنان در معامله با علویان
 
-  تحریك و سعایت مخالفانی همچون فضل بن ربیع در حق برمكیان، در ایجاد ناخرسندی خلیفه و در تحریك رشك و حرصش بر دارایی های برمكیان بی اثر نبوده است.


در هر حال، سقوط برمكیان، مانع از ادامه و استمرار نفوذ فرهنگ ایرانی در حكومت عباسی نشد و همین نفوذ تدریجی كه از عهد ابومسلم با دولت عباسیان پیوند یافته بود، عنصر مؤثر و زنده‏ایی به شمار می‏ آمد كه ایران پس از اسلام را برای بازگشت به تعادلی كه نهضت هایی همچون بابك و مازیار هم كه نتوانستند به اعاده آن كمك كنند، آماده سازد.


نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  کتیبه ی پئوتین گرایا  جشن انگور  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  فروبل  وبستر  بازی های بومی  بازی های ملی  زبان تاتی  ریشه ی واژه ی تات  پراگندکی تات درجهان  پراكندگی تات در ایران  TAT  sinzam  سینزم  سیزده به در  نقد  نقد کتاب آوای تات  نقد کتاب تاریخ و فرهنگ تات  زوز  مراسم  مراسم شب عید  مراسم روز عید  قاره کوچک  قاره  تحویل سال  سال  تحویل  زیاران  شهرستان  رودبار   رودبار شهرستان  نوروز در فرهنگ تات  علی میر دریک وندی  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  جشن انگور  انگور  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  انگور - کریم خان زند  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  واژه ی سیادن - سیادنیج  بازی های محلی  بازی های محلی  بازی های محلی  شب  روستای زیاران  روستای زیاران 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درفش کویانی (کاویانی)

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:سه شنبه 1 اردیبهشت 1394-09:48 ب.ظ

درفش کویانی (کاویانی):

نویسنده بر اساس آگاهی ها ، دانسته ها و اندریافت خود بر این باور است که این پرچم آنچنان که از نام آن بر می آید به دوره های بسیار قدیم ارتباط دارد.

این نشان دوره ی کهن تا پایان امپراتوری ساسانی را در بر می گیرد .واژه کوی(kavy) به معنای شاه است و کویانی یعنی شاهی ، شاهانه یا شاهانی .واین از آن جهت است که نماد حکومت ومردم یک سرزمین است.یعنی همان ایران سربلند وسرفراز،میهن گرانقدر و دوست داشتنی ایرانیان.

شمار سه(3) در فرهنگ باستان و در نزد ایرانیان زرتشتی گرامی و مقدس بوده است.به همین شوند این مفهوم در شمارگان رنگ های درفش کاویانی مشاهده می شود:

1-رنگ بنفش   2-رنگ سرخ   3- رنگ زرد 

این سه رنگ به نشان پندار نیک ،گفتار نیک،کردار نیک زرتشت سپنتمان پیامبرایرانی نیز میباشد.

رنگ بنفش به خاطرآنست که بالاتر از آن فرا بنفش است و این به مفهوم خداوند است که در آیین زرتشتی  اهورا مزدا  خوانده می شود.

رنگ سرخ به معنای میتراییسم است .یعنی همبستگی و پیوستگی .رنگ سرخ نماد  قدرت  ، جنگاوری ،دلیری و فداکاری تا پای جان انسان ها ست.

رنگ زرد نماد مهر و مهربانی خورشید فروزان بر زمینیان است که پرتوهای طلایی اش را بی هیچ چشم داشتی بر انسان ،حیوان و گیاهان ارزانی می نماید.

این سه رنگ به هم پیوستگی دارد.نخست خداوند بلند مرتبه و در پی آن انسان و دیگر موجودات و در نهایت خورشید فروزان که به فرمان ایزدی زمین و جاندارانش را گرمی می بخشد.

در نگاهی دقیق تر نشان راز آمیز گردونه مهر (چلیپا) که گاهی به نام صلیب شکسته نیز ازآن یاد شده است،دیده می شود.

در این نشان عدد 4 دیده می شود. چهار پرتو خورشید در چهار سوی  گیتی که در مرکز آن طرح گلی  قرار دارد که دارای 12 گلبرک است.

شمار چهارنیز در گذشته مقدس بوده است.چهار به نشان چهار آخشیج تشکیل دهنده ی گیتی است و یا چهار عنصری که حیات بدون آنها ناممکن است.

عدد 12 نیز تعداد ماه های سال را نشان می دهد. نماد خورشید با دایره ای کوچک و زرد رنگ در بالای این چهار آخشیج که در نماد گردونه مهر دیده می گردد ،طراحی شده است.

از آنچه که گفته شد ، چنین بر می آید که این نماد باستانی و زیبای ایرانی پیام زندگانی و حیات زمین و طبیعت را در بر دارد.بدین معنا که چهار آخشیج آب ، باد ، خاک ، آتش زیربنای حیات طبیعت و همه ی موجودات است و این چهارعنصر در پیوستگی خورشید فروزان است. زیرا که تارهای زرد و طلایی آن  ، انسان  ، جماد  ، گیاه  ، جاندار و همه ی هستی را در  12  ماه سال  ، نور ،  روشنی  و  گرمی می دهد. در نهایت اینکه  ، اینهمه در همکاری و همبستگی  یکدیگرند و در سایه ی اراده و خواست اهورا مزدا خداوند بخشنده و مهربان است. جای بسی شگفتی است که انسان خردورز و خردمند چند هزار سال گذشته ، چه سان و چه زیبا به این مهم پی برده است !

درفش کاویان، درفش کابیان، درفش کافیان، درفش کاوان، اختر کاویانی و علم فریدون ،  نام های دیگر این نماد کهن ا یرانی است .درفش اسطوره‌ای و تاریخی ایران زمین ، از عهد قدیم تا پایان امپراتوری ساسانی . برخی از مورخان ایرانی ارزش آنرا ، هزار هزار (یک میلیون) سکه ی طلا دانسته اند.

 درفش کاویانی پس ازیورش وحشیانه و بی رحمانه ی تازیان  به ایران زمین که با کشتار ،تجاوز ، ویرانی شهر ها و روستاها ،غارت و تاراج جان ، مال واموال و ناموس مردم  همراه بود ، به دست اعراب افتاد و از بین رفت. 

درفش کاویانی در اساطیر ایران، به قیام کاوه (کاوه ی آهنگر ) در برابر ستمگری های  ضحاک (ضحاک مار دوش ) اشاره می کند.  ضحاک ماردوش شاهی است که در اثر بی عدالتی و ستم هایش ،ابلیس شانه‌هایش را بوسه می‌زند و از جای بوسه‌ها مارهایی می‌رویند !

ضحاک برای اینکه زنده بماند باید روزانه مغز دو جوان را به مارها بدهد. کاوه آهنگر نیز کسی است که هفده فرزندش قربانی مارها شده‌است.

در این هنگام، کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش‌بند چرمی خود را بر سر چوبی می‌کند و آن را بالا می‌گیرد تا مردم گرد او آیند. سپس با کمک مردم، کاخ فرمانروای ضحاک خونخوار را در هم می‌کوبد و فریدون را بر تخت شاهی می‌نشاند.

فریدون ، نیز پس از آینکه به شاهی رسید. فرمان داد تا چرم پیش‌بند کاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش بیارایند و زر و گوهر به آن بیافزایند و آن را درفش شاهی خواند، و بدین شکل کلمه درفش کاویانی پدید آمد.

فردوسی در شاهنامه چنین می‌گوید:

فرو هشت ازو سرخ و زرد و بنفش
همی خواندش کاویانی درفش

بعدها نیز هر پادشاهی به آن گوهری می‌افزود تا در شب نیز درفش کاویان بیشتر بدرخشد. درفش کاویان نشان جمشید و نشان فریدون نیز نامیده می‌شد.

 محمد پسر جریر طبری مورخ نامدار و نابغه ی ایرانی در کتاب تاریخ ملت ها و شاهان(تاریخ الامم و الملوک) خود می نویسد:

 درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازای دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است، ۶۰ سانتی‌متر به حساب آوریم- تقریباً پنج متر عرض و هفت متر طول می‌شود.

مسعودی نیز به همین موضوع اشاره می‌کند.

ابن خلدون  گزارش می‌دهد که درفش کاویانی دارای ستاره‌ای بود و چنین اعتقادی وجود داشت که تا زمانی که کسی که این درفش را حمل می‌کند، شکست ناپذیر است. گفته می‌شود که علامت + که بر روی پرچم کاویانی بوده همان چلیپا یا یا گردونه ی مهر است که نماد و آیکون خورشیددر فرهنگ ایرانی و آیین مهر

بوده‌است

کاوه فرخ ، بیان می‌کند که بالاترین نشان دوره ساسانی درفش کاویانی است و تصویری بازسازی شده‌ای از درفش کاویان بر اساس شاهنامه ارایه می‌دهد.

به هنگام حمله اعراب به ایران، در جنگ  قادسیه ،درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را نزد عمر، خلیفه ی دوم مسلمانان، بردند، وی از بسیاری گوهرها، درها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود، دچار شگفتی شد.

  به نوشته ی علی بلعمی در تاریخ بلعمی ،  عمر  دستور داد تا گوهرهای آنرا بردارند و آنرا بسوزانند.


درفش کاویانی و ملی گرایی:  نشریه ملی گرایانه ی کاوه که به‌دست  سید حسن تقی زاده ،در جنگ جهانیِ اول چاپ می‌گردید

درفش کاویانی نقشی نمادین در بین جنبش های گوناگون با تفکرات ملی گرایانه ایران از آغاز اسلام تاکنون بازی کرده‌است.

یعقوب لیث صفاری  در هنگام قیام خود بر علیه عباسیان در شعری که از طرف او برای خلیفة عباسی ارسال شد، چنین نوشت:

«درفش کاویان  همراه من است و امیدوارم که زیر لوای آن بر ملتها حکومت کنم»

در دوران مدرن نیز ، درفش کاویانی نقشی نمادین در جنبشهای ملی گرایانه و سیاسی داشته و دارد.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آریو برزن

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 5 اردیبهشت 1393-10:11 ق.ظ

آریو برزن سرداربزرگ ایرانی:

اسکندرمقدونی و سربازانش در جریان حمله به ایران ،که در دوره داریوش سوم روی داد،درکوهستان های نواحی باختری پارس با مقاومت و یورش دلیرانه ی آریو برزن و یارانش روبه رو شدند.
بطوریکه شجاعت و دلاوری ایرانیان سپاه اسکندر را در تنگنا و وضعیت دشواری قرارداده بود.زیرا آریو برزن و یارانش راه را بر سپاه اسکندر بسته بودند و با پرتاب سنگ های بزرگ سپاه دشمن را در گرفتاری سختی قرارداده بودند.
سرانجام براثرخیانت و نمک نشناسی یک اسیر یونانی که در نبرد های پیش به اسارت ایرانیان درآمده بود،راه دستیابی به سربازان ایرانی شناسانیده شد و اسکندر با راهنمایی این اسیر توانست راه صعود از کوه را بیابد. بنابراین سپاهی برای جنگ با ایرانیان روانه کرد.
دلاورمرد آرشام،میهن پرست متهور و بی باک،آریو برزن سرداربزرگ ایرانی به همراه یاران وطن پرست و غیرتمندش شجاعانه در برابر لشگر بزرک اسکندر جنگیدنداما چون شمارشان برابر نیروهای بی شمار دشمن بسیار اندک بود،کاری از پیش نبردند و باوجود لیاقت و دلاوری در جنگی نابرابر دلیرانه جنگیدند و در راه دفاع از وطن جان باختند. 
 درود بر او ویارانش و هر ایرانی میهن پرست باد.



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  بهمن رحمانی نویسنده  سلکه تپه  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کورش هخامنشی ،کورش بزرگ

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:شنبه 30 فروردین 1393-11:20 ق.ظ

کوروش دوم که به کوروش بزرگ - کبیر مشهور است.  اوبنیان‌گذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی است که در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده‌ای از آسیا حکومت می‌کرد. کوروش در استوانهٔ خود که در بابل کشف شده، خودش را «فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ چیش‌پیش، شاه بزرگ انشان، از خانواده‌ای که همیشه پادشاه بوده‌است» معرفی می‌کند.   
به گفته ی هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشته‌است . به‌جز کتزیاس، دیگر نویسندگان یونانی، ماندانا دختر آستیاگ را مادر کوروش دانسته‌ و گزارش داده‌اند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا بوده‌است. برخی از مورخان امروزی این روایت را معتبر می‌دانند اما برخی دیگر اعتقاد دارند رواج این روایت ریشه‌های سیاسی داشته‌است و هدفش این بوده که از بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمه‌مادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارس‌ها آشتی دهد و اصولاً رابطه‌ای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه می‌دانند !  
ولی در سال های اخیر سندی از کیش در بابل منتشر شده کهتاریخ آن 19 ماه ارشسمنه در سال نهم سلطنتی کوروش است که برابر با ۴ دسامبر ۵۳۰ قبل از میلاد می باشد. از اینرو به نظر می‌رسد جنگ با ماساگت ها در پایان سال ۵۳۰ قبل از میلاد رخ داده باشد.

 
ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ماه های سال در گاهشماری ایرانی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 23 اسفند 1392-10:01 ق.ظ

ماه های سال در گاهشماری ایرانی : نام ماه های سال در گاهشماری ایرانی به زبان پهلوی است.هر ماه به نامی بسیار زیبا ومعنای خوشتر آراسته است.
فروردین :به معنی آغاز رویش وزایش رستنی ها
اردیبهشت:دراین ماه جهان همانند بهشت است زیرا خرم وسرسبز است. ارد+بهشت-------ارد=مانند
خرداد:دهنده وبخشنده  خورها=خوبیها
،خورش ها و روزی.دراین ماه مردمان از گندم ،جو ،میوه و...بهرمند می شوند.
تیر:تیغ آفتاب چون تیری برزمین فرود می آید و جو و گندم برداشت شده ومیان کشاورزان تقسیم می گردد.
مرداد:خاک بهره ها و میوه های را به کمال رسانیده وبه انسان تقدیم می کند.
شهریور:ریو دخل پادشاهان . زیرا در این ماه شاهان مالیات و خراج خویش را ازبرزگران می ستانند.
مهر:ماه مهربانی وشادی . مردمان به یکدیگر مهربانی کنند و هرچه از غله و میوه دارند
،بین هم تقسیم نموده وباهم می خورند
آبان: آب ها. زیرا باران و بارش های جوی زیاذت یابد و آب ها فزونی گیرد و مردم کشتزارها را آبیاری کنند.
آذر: ماه آتش
، آذر =آتش ، دراین ماه هوا سردگشته و مردم به آتش نیاز دارند.
دی :یعنی دیو
، ماه سختی و سرما و درشتی .زمین از خرمی ها به دور ماند.
بهمن: بهمان صورت
، بهمن ماه از نظر سردی و خشکی و خشونت چون دی است.
اسفند: از ریشه پهلوی اسپندارمذ
،اسفندارمذ  .اسفند در زبان پهلوی یعنی میوه. دراین ماه خرمی و سرسبزی آغاز گردد و میوه ها وگیاهان دمیدن گیرند.
برگرفته از کتاب (نوروزنامه )خیام نیشابوری دانشمند بزرگ ایرانی در ریاضی
،پزشکی ،ستاره شناسی، رباعی سرایی ،فلسفه و...


نوع مطلب : تپه شیزر  تپه ی باستانی شیزر  سوری  چهارشنبه سوری  چهار شنبه  آداب و رسوم  شب یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  ایران جهان  جهان  ایران  رودبار ؛ مراغی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جمعیت زبانی تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 8 اسفند 1392-11:47 ق.ظ

جمعیت زبانی تاکستان :در شهرستان تاکستان طایفه ی بزرگ رحمانی وطاهرخانی بیشترین جمعیت شهر را تشکیل می  دهند . افزون بر آنها  فامیل شقاقی ،شقاقی مقدم ،ایزدی ،ایزدیان ،آذری ،آذزکیش ،صمدی ،بابااولادی ،اسدی ،سلیمانی ،محمدزاده ،گل بابا ،رحمانی راد ،رحمانی فرد ،رحمانی پور ،پور رحمانی ،عظیمی ،طاهری ،طاهریان ،طاهریها ،طاهرپوران و....زندگی می کنند که به زبان شیرین تاتی سخن می گویند.
از دیگر طایفه ها
،می توان به ترکاشوند ،کریمی ،حقیقت منش ،راد ،ابراهیمی ،جمالی ،جدلی ،کرمی ،جلیلی ،جلیلوند ،کاکاوند،قاسمی،هدایتی و ....اشاره کرد.
بشتر مهاجران از شهر ها و روستا های استان های ترک نشین کشور و یا روستاها و بخش های شهرستان تاکستان و نیز از استانهای کرد نشین چون کردستان و کرمانشاه می باشند و این علاوه بر مهاجرت هایی است که در دوره شاه عباس بزرگ
صفوی،نادرشاه افشار،کریم خان زند و رضاشاه پهلوی صورت گرفته است .تعداد اندکی از مهاجرت ها نیز مربوط به استان های شمالی کشور چون مازندران ،گیلان ،گلستان و...می باشد.
شمار اندکی از ملیت های گوناگون مانند مهاجران عراقی
،کارشناسان و فنی کاران  کشور های غربی یا شرقی در این شهر زندگی می کنند و در گارگاه ها و شرکت های تولیدی سرگرم کار و فعالیت هستند.
زبان رایج در  تاکستان  زبان تاتی  و فارسی است و برخی از مردم علاوه بر آن بر زبان کردی یا ترکی نیزتسلط دارند. بیشتر مردم ترک
، کرد ،گیلک  و تبری زبان تاتی را به خوبی می فهمند و به این زبان سخن می رانند.
بر اثر روند آگاهی رسانی رسانه ای و همگون سازی ناشی از آن و نیز وجود دانشگا ه های آزاد  و پیام نور و .....و شهرک های صنعتی  زبان تاتی دستخوش  دگرگونی های فزاینده ای  شده است .
و......




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زبان تاتی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 4 اسفند 1392-08:09 ب.ظ

زبان  تاتی : زبان یکی از ویژگیهای مهم انسان است که محصول زندگی اجتمایی او بوده و هر جا که انسان ها زیسته اند،وجود زبان هم اجتناب ناپذیربوده است .زبان دریچه ای است رو به جهان ،انسان از طریق زبان با دیگران ارتباط برقرار می کند و ذر بستر کاربرد زبان خود را بیان می کند.
زبان تاتی از گروه زبان های شمال غربی و از ریشه زبان مادی است . زبان مادی نیز از گروه زبان های هندوایرانی و آنهم از گروه زبانهای هندو اروپایی است . 

زبان تاتی که در سرزمینی که میان رود ارس درشمال و سمنان و سنگسر درخاور و حدود ساوه و همدان و تاکستان در جنوب و غرب گسترده است با یکدیگر رابطه ی قوی دارند و بیشتر آنها را می توان در یک گروه بشمار آورد.
پروفسور هنینگ در این باره می نویسد: زبان تاتی به لهجه ی تاکستانی از جهتی با سمنانی و از جهتی با تالشی شبیه است.برخی گمان برده اند که لهجه ی زازا که لهجه ای از زبان کردی است و شباهت و نزدیکی زیادی با زبان تاتی وتالشی دارد ،از لهجه های مردم کوه نشین دیلم بوده و بعدها به غرب رفته است.بنابراین می توان هرزنی ،گرنیکانی ،خلخالی ،تالشی ،زازا ،تاکستانی و سمنانی را یک رشته از زبان ها و لهجه های پیوسته شمرد که از طرفی با لهجه های دیگر سواحل دریای کاسپین و از سویی دیگر با لهجه هی مرکزی اتباط می یافته است.
دکتر احسان یارشاطردر باره زبان تاتی مینویسد:از آنجا که زبان تاتی در محدوده ی سرزمین ماد    قدیم قرار دارد و قواعد صوتی و دستوری آنها نیز منافاتی با آنچه که از زبان مادی می دانیم ،ندارد.بجا خواهد بود که این زبان را به جای تاتی که ظاهرا ترک ها مصطلح کرده اند زبان مادی بخوانیم.
 م . دیاکونوف در کتاب تاریخ ماد می نویسد : مادها قومی بوده اند آریایی ساکن شمال و باختر ایران و تاکستان (سیادن siyaden) از نظر جغرافیایی ناحیه ای بزرگ و وسیعی بوده که در عصر مادها در مرکز ماد بزرگ (سفلی ) قرار داشته است .
بنابر این می توان گفت که مادها که هرودت مورخ یونانی از آنها یاد می کند و طایفه های مشهور آنها را بر می شمارد ،دراین ناحیه  سکونت داشته اند و به زبانی سخن می گفته اند که امروز به زبان تاتی مشهور است . 
عباس طاهری در باره زبان تاتی تاکستان می نویسد : تاتی تاکستان یکی از گویش های بسیار قدیمی و پیشینه دار است . این امر با توجه به پیشینه تاریخی این گویش و نز دیکی ساختمان نحوی و آوایی آن با زبان های کهن ایرانی مانند پهلوی و فارسی باستان و مادی قابل اثبات می باشد .
و....................
برای آگاهی بیشتر به  :  کتاب  تاریخ  و  فرهنگ  تات ( بهمن رحمانی )
                                بررسی گویش تاتی تاکستان(عباس طاهری)
                                زبان ها و لهجه های ایرانی ( ایران کلباسی)  و...... مراجعه کنید.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقشه شهرستان تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 13 بهمن 1392-07:20 ب.ظ





نوع مطلب : زیاران  روستای زیاران 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روستای زیاران

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 13 بهمن 1392-07:01 ب.ظ

روستای زیاران مرکز دهستانی به همین نام در بخش  آبیک از شهرستان قزوین قرار دارد دهستان زیاران از شمال شرقی  و شرق و جنوب  با استان تهران و از شمال غربی با دهستان کوهپایه شرقی و از غرب و جنوب غربی  با دهستان بشاریات  شرقی هم مرز است  . از مجموع 11 روستای دهستان زیاران  تنها اهالی 1 روستا  و آن هم زیاران تات زبان هستند .

نوع مطلب : شهرستان  رودبار  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خروزان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 4 بهمن 1392-10:41 ق.ظ

خروزان:روستای خروزان در دهستان اک و از توابع بخش اسفر ورین است. فاصله ی آن تا شهر تاکستان 20کیلومتراست وبا اسفرورین حدود 4/5کیلومتر فاصله دارد.

خروزان از شمال به ولازگرد، شمال خاوری به جوین، شمال باختری به شارین ، از باختر به اسفرورین، جنوب غربی به شال ،جنوب شرقی به زین اباد و از خاور به ولدآباد محدود می شود.
این روستا که در جنوب شرقی اسفرورین قرار گرفته است، اقتصاذی بر پایه کشاورزی دارد و مردم آن به کاشت گندم ،جو ،آفتابگردان،... و صیفی جات می پردازند.
مردمان خروزان نیز به زبان شیرین تاتی به لهجه ی اسفرورینی سخن می رانندو...


نوع مطلب : روستای خروزان  قرقسین 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

استاد علی پدرام

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:شنبه 21 دی 1392-07:28 ب.ظ

علی پدرام











علی پدرام در 30 اسفند ماه 1325 خورشیدی در یکی از محله های قدیمی تاکستان به دنیا آمد. او در 5 سالگی به مکتب خانه مرحوم ملا رمضان رحمانی  رضازاده رفت.در شش سالگی تحصیلات ابتدایی را در مدارس رسمی آغاز کرد  و پس از پایان سال سوم دبیرستان برای ادامه تحصیل به قزوین رفت و در خرداد ماه 1345 خورشید ی  در رشته ی ادبی موفق به اخذ دیپلم گردید و پس از آن به خدمت سربازی اعزام شد .پس از پایان خدمت زیر پرچم در سال 1348  به استخدام رسمی ثبت احوال کشور در آمد،و مشغول به کار شد. وی در کنکور نمیه دوم سال تحصیلی 1353 در مدرسه ی عالی علوم اقتصادی و اجتماعی  در قزوین پذیرفته شد و ضمن اشتغال در ثبت احوال به ادامه تحصیل نیز پرداخت .در خرداد ماه سال 1357 موفق به دریافت  مدرک کارشناسی  در رشته علوم اجتماعی گردید  .

او سال ها است که  در شعر و شاعری  قلم فرسایی  نموده است .آقای پدارم  در شعر  تاتی ، فارسی  و گاهی نیز  در ترکی طبع آزمایی نموده است و ... 


آثار 1- آوای تات : مجموعه شعر های تاتی در مورد فرهنگ آداب رسوم و ....

2- نهج البلاغه منظوم: متن نهج البلاغه  به زبان تاتی به  نظم کشیده شده است

3- جای پای عبید زاکانی

4- داستان زد های تاتی تاکستان

5- مثنوی جمیله و جمال

  چند نمونه از اشعار فارسی و تاتی 

نسیم تاک 

نسیمی خوش هوای تاک دارد                            که تاکستان شمیمی پاک دارد

به نازم جلوه رز در خزان را                                  که در هر باغ و هر رستاک دارد

نهفته دخترانی مست و شنگول                          در آن دامن که صد ها چاک دارد

به هر چاکش هویدا می کند باد                               که پنهان دلبریی چالاک دارد

چو ( شاهانی )  کنیزی تیره گون چهر                       خمی پر درد  روی خاک دارد

به ( یاقوتی ) نگر چون ناردانه                                    دوصد یاقوت ناب و  پاک دارد

نگه کن (صاحبی) را  غرق خون است                            که آبی رخ و آشناک دارد

نگر بر جلوه ی  ( بی دانه ی زرد )                          که بانگ مستی اش پژواک دارد

تو پنداری به کف صد جام زرین                                          لبالب باده بی آک دارد

به حبه  حبه اش (بی دانه سرخ)                                    شراب ارغوان از تاک دارد

به هنگام مکش از ( میش پستان )‌                              چو میش تازه زاده ماک دارد

به ( فخری ) فرخ کن که از شدت شهد                    به سر مستی سر بی باک دارد

به نازم جام عشرت را که ساقی                          چون بر من می رسد امساک دارد

که نوشش دیگران دارند و من نیش                                      مرا مار سر زهاک دارد   

بود زهرش به جام جان ( پدارم )                                          برای دیگران تریاک دارد  

کسی آگه ز درد باغبان است                                        که از رنج غمش ادراک دارد

  ببین پاییز و کار تاک پرور                                           سر محزون سوی افلاک دارد

که در آخر پس از پس دادن وام                                به دست خود تهی یک ساک دارد



برگرفته از کتاب چهره های تات 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بهمن رحمانی نویسنده

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 27 آذر 1391-09:29 ب.ظ







او سال ها پیش در یکی از کوچه های منتهی به منطقه ی فلاحت که امروز ساختمان شهرداری و بانک ملی در کنار آن قرار دارد، به دنیا آمد . کوچه ای که سال ها پیش آب کاریز خدایاری در آن جریان داشت و بسیاری از زمین های کشاورزی و باغات و درخت زار ها و باغستان فلاحت را آبیاری می کرد.
 کوچه ای که دیوار کاه گلی خانه های اطراف آن پر از شعر های یادگاری  بود و رنگ سبز چمن های نهر آن چشم را نوازش می داد.  در خانواده ای سخت کوش و کشاورز به دنیا آمد سال های دوره کودکی و نوجوانی را به سرعت از پی هم سپری کرد.
  دوره ابتدایی را در دبستان خیام و بعد سعدی به پایان برد و دوره راهنمایی را در مدرسه ی سرگرد سوزن چی و بو علی آینده به اتمام رسانید. دوره ی متوسطه را در دبیرستان دکتر بهشتی و در رشته ی علوم تجربی  گذراند و موفق شد در سال تحصیلی 67-68 دیپلم تجربی را اخذ کند و پس از آن دوره کاردانی را در دانش سرای عالی شهید بهشتی زنجان به پایان برد و همزمان به استخدام آموزش و پروش در آمد و به تدریس و آموزش گل های ایران زمین  پرداخت .
 به خاطر ذوق سرشار و علاقه فراوانی که به فرهنگ و تاریخ و ادبیات ایران زمین داشت به مطالعه ی متون ادبی و تاریخی چون  شاهنامه ،بوستان ، گلستان سعدی ، پنج گنج نظامی ، مثنوی معنوی ، تاریخ ایران باستان ، روزگاران و ... پرداخت .
 با گذشت زمان و افزایش تجربه و علاقه اش به مطالعه و تحقیق به مصاحبه و تحقیقات میدانی و گردآوری اطلاعات درباره ی باور ها ، داستان زد ها ، شعر ها، ترانه ها ،بازی ها ،داستان ها  و ... در مورد زادگاهش پرداخت.
 در سال 1374 موفق به اخذ درجه لیسانس گردید و پس از آن دوره ی کارشناسی ارشد را در رشته ی تاریخ و تمدن به اتمام رسانید. در این سال ها هم زمان با تدریس در دبیرستان ها و هنرستان ها به کار های پژوهشی و تحقیقی بیشتری پرداخت و حاصل تلاش ها خود را به صورت مقاله و بعد ها کتاب به ثبت رسانید .

از جمله ی مقالات او می توان  به موارد زیر اشاره کرد :

1- بازی های بومی و محلی تاکستان 
2- شعر ها و ترانه های تاتی 
3- داستان ها و نقل های تاتی 
4- آشنایی با هنر و صنایع دستی سنتی 
5-آشنایی با تات های استان مرکزی (وفس ، گورچان ، چهرگان ، عیسی آباد )
6- سفر به جاجرم ( استان خراسان شمالی ، بجنورد ، جاجرم ، سنخاست ، کرف ، خراشا و ... )
 و ... 
آثار دیگر (کتاب )
1- تاریخ و فرهنگ تات انتشارات سال چاپ 1390 
2- سایکل توریست (به زودی ... )
3- چهره های تات ( به زودی ... )
4- داستان تات ( به زودی ... )
بیوگرافی نویسنده توسط  پیمان رحمانی


نوع مطلب : نقد  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  صلیب شکسته  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه  پیر  حنفیه  حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   ایران جهان  ایران  الموت  رودبار ؛ مراغی ها  استان اذربایجان غربی  اردبیل  اردبیل  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان  کتیبه ی پئوتین گرایا  جشن انگور  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  برداشت انگور 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()