تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - داستان زد - تاتی تاکستان
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

داستان زد - تاتی تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 7 خرداد 1394-08:19 ق.ظ


داستان زد عبارتی نغز و شیواست که در عین کوتاهی پرمعنا و دل انگیز است .

داستان زد ،عصاره اندیشه و فرهنگ شفاهی ملتی است که از گذشته های دور سینه به سینه نقل شده و از نسلی به نسلی دیگر سپرده، شده و بسان سکه زرینی که در بازار دادوستد زمان از رواج نیفتاده باشد به ما رسیده است و میراثی بس گران بهاست.

«دکتر معین در فرهنگ فارسی ارسال المثل یا ضرب المثل را به مفهوم مثل زدن، مثل آوردن آورده است»[1] 

و استاد دهخدا در اثر جاوید خویش ضرب المثل را «داستان زدن، ارسال مثل کردن، مثل راندن، نادره و حکمت گفتن»[2] معنا نموده است.

«داستان زد یکی از صنایع معنوی کهن زبان پارسی است و مُرَخِّم داستان زدن می باشد که چون از زبان نویسنده، شاعر و یا خطیبی جاری گردد، زیبایی سخن چندین برابر می نماید»[3] 

چرا که:

هر چه از دل برآید، بر دل نشیند.

(از مجموعه امثال و حكم، آن قسمتی كه شعر گونه و آهنگین است می پسندیم و بدان توجه داریم اینگونه ترانه ها، كه از روابط اجتماعی و تجارب زندگی نشأت می گیرند)[4] [5]، مفاهیم اخلاقی گوناگونی را مستقیم و غیرمستقیم بیان می كنند، دارای وزن و شعر هستند- نیم مصراع مصراع دوبیتی قطعه از انواع آنست 

«مثل ها گاهـی ادبـی و هنرمندانه، گاهـی عامیانه و محاوره ای و گاهی مبهم و گاهی صریح اند، گاه مستهجن و گاهی دارای ادب و حرمت كلام هستند.

«مثل سه وصف مطلوب دارد: اختصار لفظ، صحت، حسن تشبیه»[6]

«مثل، جمله كوتاهی است كه از تجربه دراز تولد یافته است»[7]

«مثل، زاده فكر یك جمع و نادره گویی یك فرد است»[8]

در زبان پارسی، درباره ی داستان زد، پژوهشگران و اندیشمندان بزرگی چون علامه ی دهخدا در کتاب امثال و حکم، شادروان صادق هدایت در کتاب نیرنگستان، محمدعلی جما ل زاده که قالب داستان را برای بیان و حفظ ضرب المثل های ایرانی و عبارت های حکیمانه به کار گرفته است، و نیز امیرقلی امینی و ابوالقاسم انجوی شیرازی و ... با کوشش ها و تحقیقات ارزشمند خویش، آثار گران بهایی را ارایه داده اند.

 

 

در زبان تاتی نیز استاد علی عبدلی در کتاب فرهنگ تطبیقی تاتی، تالشی و آذری، مجموعه ای از داستان زدهای رایج در لهجه های مختلف تاتی را در بخش آخر کتاب آورده است، 

و نیز استاد علی پدرام در اثر ارزشمند خویش هزار ضرب المثل تاتی[9] را گردآوری نموده است که خود وی در این باره می نویسد: 

«من ازدیرباز به زبان مادری خود (زبان تاتی) عشق می ورزیدم و به ضرب المثلهایش که از نظر کیفی و کمی قابل توجه و تعمق می باشند، علاقه ی خاطر پیدا کرده بودم. 

مطالعه ی برخی از آثار در این زمینه، ذهن خفته و ناخوداگاه مرا بیدار کرد و برآنم داشت که درصدد گردآوری حدود هزار ضرب المثل تاتی برایم.»[10]  و آثار دیگر ...

داستان زد، ممکن است همانند زبان و دیگر پدیده های فرهنگی در طول مسیر پر فراز و نشیب تاریخ دستخوش تغییر و دگرگونی شده، واژه ها و عبارت هایی را از دیگر زبان ها وام گرفته و خود نیز به زبان های دیگر وام داده باشد. 

و نیز ممکن است ضرب المثلی را عینا به زبانی دیگر منتقل کرده باشد و یا از زبانی به عاریه گرفته باشد که قطعا ثبت و ضبط داستان زدهای تاتی به حفظ و نگهداری این گنجینه ی گران قدر یاری می رساند و امید که این مهم محقق گردد.

ساختـار داستان زد به این گونه اسـت که دو جمله را بـدون ادات تشبیه به یکدیگـر تشبیه می نمایند و مشبه به ضرب المثل است که در این صورت تشبیه، مرکب (تشبیه تمثیل) و مضمر است و مقصود از آن تاکید مشبه می باشد:

«غم عشق آمد و غم های دگر پاک ببرد

سوزنی باید کز پای برآرد خاری»[11]

بیشتر علمای بدیع ارسال مثل را با تمثیل یکی دانسته و تعریف واحدی برای این دو مفهوم آورده اند، حال آنکه چنین نیست و این دو مقوله غیر هم بوده و متفاوتند.

در تمثیل گوینده برای ثابت نمودن نظر غیر محسوس خود مثالی محسوس از خود می آورد و در واقع سعی می نماید با دلیل و برهان، ادعایش را استدلال نماید. مانند:

1- تمثیل در سبک عراقی:

«آن یکی پرسید اشتر را که هی

از کجا می آیی ای فرخنده پی

گفت از حمام گرم کوی تو

گفت خود پیداست از زانوی تو»[12]

2- تمثیل در سبک هندی:

«ز یاران کینه هرگز در دل یاران نمی ماند

  به روی آب جاری قطره ی باران نمی ماند»[13]

اما چنانکه پیش از این گفته شد، ضرب المثل به معنای مثل آوردن آمده است که تصویری در قالب عبارت یا بیتی از اندیشه ی شاعر، نویسنده، حکیم و حتی یک فرد عادی جوشیده و در دل ها می نشیند و سال ها و قرن های متمادی در میان عامه مردم دهان به دهان نقل می گردد تا در نزد عامه حکم و مقام و داستان زد یا ضرب المثل می گیرد و آنگاه گویندگان دیگر در سخن خود بدان استناد می جویند:

 «می توان گفت که تمثیل سخنی است از خود گوینده به عنوان برهان و استدلال جهت اثبات ادعای او که در زبان گویش نمی توان نام ضرب المثل بر آن نهاد، ولی ممکن است با گذشت زمان و انتقال از نسلی به نسل دیگر چنین عنوانی پیدا کند»[14]:

«از مکافات عمل غافل مشو

گندم از گندم بروید، جو ز جو»[15]

به بیانی دیگر :

«ارسال مثل یک نوع مصرف است اما تمثیل نوعی تولید است. ارسال مثل مصرف ضرب المثلی که از قبل وجود دارد، اما تمثیل فقط ذکر مثالی است برای اثبات یا استحکام یک اندیشه»[16]

گاهی سخن حکیمانه ای مانند:

«میازار موری که دانه کش است
 

    

که جان دارد و جان شیرین خوش است»[17]

که در هنگام سرایش در قرن چهارم هجری نه تمثیل است و نه ضرب المثل، اما حرف خوشایند عام گشته و بر سر زبان ها می افتد و به مرور زمان ارسال مثل می گردد، تا جایی که در قرن هفتم شیخ شیراز آن را به عاریت گرفته می فرماید:

«چنین گفت فردوسی پاک زاد

که رحمت بر آن تربت پاک باد

میازار موری که دانه کش است

که جان دارد و جان شیرین خوش است»[18]

در طول تاریخ، بشر پیوسته بر آن بوده است که اندیشه ها و ایده های خود را در انجمن های ادبی، فرهنگی و اجتماعی و ... و میدان های سیاسی در صحنه های نبرد به دیگران منتقل و گاهی تحمیل نماید.

 در این میان زبان بهترین وسیله برای رساندن بشر به این هدف، بوده است به ویژه زمانیکه با سخنان بزرگان و مثل ها و حکمت ها و ... آمیخته گردد، که در این صورت لطف و زیبایی و گیرایی سخن را دوچندان خواهد نمود و درست به همین خاطر است که ضرورت استفاده از ضرب المثل در ذهن و اندیشه بشر بارور شده و ابزاری بسیار سودمند برای بیان و فهمانیدن بهتر و ساده تر مکنونات قلبی می گردد.

دیگر بهره ای که از کاربرد داستان زد به دست می آید، اعجازی است که در ایجاز آن به وجود می آید، به گونه ای که گاه چنان است که کار یک کتاب را می کند و زمانی به اندازه ی ساعت ها سخنرانی خطیبی توانا بر دل ها اثر عاشقانه می بخشد. مانند:

شَر اَجوره بی شَر مِنِگرده، آدمِ بی شَر مِگَردِه»[19]

شهر با آجر شهر نمی شود، بلکه با آدم شهر می شود.

در این عبارت کوتاه دریایی از معناها و مفهوم ها بیان شده است، زیرا شرایط مدنیّت را وجود زمینه های علمی، فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و ... و به طور خلاصه انسان بودن عنوان شده که شرح و تفسیر آن کتابی را در بر خواهد گرفت.

 درباره ی زمینه ی پیدایش این داستان زد، گفته می شود زمانی که در احداث بناها و ساختمان ها خشت و گل جای خود را به آجر و سیمان داد، آنگاه که به «استاد علی محمد»[20] مرحوم گفته شد، تاکستان شهر شده و همه ساختمان ها را با آجر می سازند، عبارت مزبور را بیان کرد که امروزه به صورت ضرب المثل بر زبان ها جاری است.

زمینه ساز پیدایش ضرب المثل عامل های زیادی می تواند داشته باشد، نظیر عامل های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و ... 

نگارنده سعی می نماید برخی از داستان زدهای تاتی را به خوانندگان تقدیم نماید.


به لهجه ی تاکستان[21]

1- فلونی آتِشش تاموناوی، خولِه بی وازی می یَرِه.

 *آتش فلانی خاموش شده، با خاکستر بازی می کند.

- جاه و مقام از دست داده، به کارهای بیهوده، دست می زند.

2- آتِش هر چی گُور بِه، اُشتَنَرِش بینِه می بره

هر قدر آتش گُر بگیرد، خود را می سوزاند

آدم شرور، زیان می بیند

3-  آتِش، آتِش وِیندنا، رنگ می گِره

*آتش با دیدن آتش، گُر می گیرد

- آدم شروری که ضعیف شده، با دیدن رفیق شرور فعال می شود.

4- کیتیری کِه بِگُلَست، سَر می شُو

                             

 * کتری که می جوشد، سر می رود

- پایان شکیبایی، سرکشی و عصیان است.

5- آهِنِه بَرِ، احتیاجی چویَه بَرِ مِگِنه

* درب آهنی نیازش به درب چوبی می افتد

- به جاه و مقامت مغرور نباش که روزی به درویشی نیازمند می شوی.

6- واتن بی عقل مند مِنِگرده، وُیِه بی ریتنِ بی چُشمه!

* با پند گفتن و نصیحت کردن کسی عاقل نمی شود، با آب ریختن هم چشمه درست نمی شود.

- هرگز بدل (مصنوعی) جای اصل (طبیعی) را نمی گیرد

7- اَماجِم تَکِّی یِه، تَ ماجی بدوش

* من می گویم بُز نر است تو می گویی بدوش

- حرف حساب را نمی فهمد، تقاضایِ کار ناشدنی می کند

 

8- اَ مَگِه نِشُورستِه کِمچیه یایمه

*  مگر من قاشق نشسته ام

- چرا به نزد یا خانه کسی بروم که برایم عزتی قایل نیست

9- اَ ماجِم خوجی یِه تَ ماجی چَنّه زارین دِری

*  من می گویم خواجه است، تو می گویی چند بچه دارد.

- نباید به او امیدوار باشی، تصورت درباره ی او غلط است.

10- جاکِنِ کِلِه پُفَردِنِ خُو اِشتَه را هیچی نی یِه

*  با فوت کردن اجاق (آتش) دیگران، چیزی به تو نمی رسد

- آینده نگر باش، پرهیز ار بیگاری و چاپلوسی

11- اَسبُون هَندی یَر کِتینده، گدا را اُشاری ست

*  سگ ها به جان هم افتادند، راه برای گدا باز شد

- وقتی که بین خودی ها، اختلاف بیفتد، بیگانه بهره برداری می کند.

12- اَسبی یِه کَلّیش بُخاردی

*  کله ی سگ را خورده است

- پرچانه است، زیاد حرف می زند

13- اَسبِه پی یاش نِدَشت، اُومی پَیِه مِگردَست

*  سگ پدر نداشت، به دنبال عمو می گشت

- بی اصل و نسبی که توقع تکیه زدن بر جای بزرگان را دارد.

14- اَسبی گَپِه بی وارون مِنا

*  با حرف سگ باران نمی بارد

- نفرین و ناله ی او اثری ندارد

 

15- اِشته اِمیدِه بی مین، گُسنی مُوموره

*  کسی که به امید تو باشد، از گرسنگی می میرد.

- نباید به تو امید داشت، بی مبالاتی، احساس مسئولیت نمی کنی

16- اِشته دِی مِه چَندر بِکِری، سُزان بِه

*  در صورت تو چغندر بکاری سبز می شود

- پُر رو و سمج هستی

17- مِگِه پُشت گوشی وی نی (مِگِه پُشت گردنی وی نی)

*  مگر پشت گوشت را ببینی (مگر پشت گردنت را ببینی)

- محال است به این خواسته برسی

18- اِشته طناوِبی مِنِشا چامُون بِشی

                                                    برگرفته از کتاب  تاریخ و فرهنگ تات

1- دکتر معین، محمد، فرهنگ فارسی (6 جلدی)

2- علامه علی اکبر، دهخدا، لغت نامه ی دهخدا (28 جلدی)

3- استاد علی، پدرام، مقاله ی داستان زد در زبان تاتی تاکستان، مجموعه مقالات همایش تات شناسی تاکستان - 1378

4- اصطلاحات و ضرب المثل ها و اشعار – دكتر ستوده، منوچهر

5- احمد، بهمنیار، استاد دانشگاه تهران – فرهنگ سمنانی اصطلاحات و ضرب المثل ها

6- ابوعبید، قاسم بن سلام – متوفی در 223هـ

7- سروانتس، شاعر اسپانیولی (1547-1616 م)

8- لارد راسل انگلیسی (1792-1878 م)

9- علی، پدرام، هزار داستان زد تاتی – چاپ نشده

10- علی، پدرام– مقاله ی داستان زد در زبان تاتی تاکستان

11- استاد سخن سعدی شیرازی، مصلح الدین، گلستان

12- مولانا بلخی رومی، جلال الدین محمد، کلیات دیوان شمس– تصحیح بدیع الزمان فروزان فر – تهران – نگاه 1371

13- وحید قزوینی

14- استاد علی، پدرام، مقاله ی داستان زد در زبان تاتی تاکستان

15- مولانا، دیوان شمس

16-  علی، پدرام، مقاله ی داستان زد در زبان تاتی تاکستان

17- حکیم ابوالقاسم، فردوسی، شاهنامه

18- شیخ شیراز سعدی، مصلح الدین - گلستان

19-  علی، پدرام، مقاله ی داستان زد در زبان تاتی تاکستان

20- استاد علی محمد چلنگر تاکستانی که در حدود 40 سال پیش وفات یافته و سخنان حکیمانه اش به صورت داستان زد بر زبان ها جاری است.

22- نگــارنده تنها شماری از داستاـن زدهای تاتی را ذکر می نماید – تعداد ضرب المثل ها بسیار زیـاد و مجالی دیگـر می طلبد.


                                         برای آگاهی بیشتر به کتاب   تاریخ و فرهنگ  تات  مراجعه کنید



نوع مطلب : پهلوان بابا اولادی  سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  آداب و رسوم  یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  الموت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
foot pain after surgery
دوشنبه 12 تیر 1396 06:48 ب.ظ
My brother suggested I may like this website.
He used to be totally right. This submit actually made
my day. You can not imagine just how much time I had spent for this info!
Thanks!
foot pain in the arch
دوشنبه 12 تیر 1396 10:45 ق.ظ
Just what I was looking for, thank you for putting up.
http://tallerdanielle.jimdo.com/2015/01/04/symptoms-of-chronic-ankle-pain
سه شنبه 2 خرداد 1396 07:28 ق.ظ
Quality articles or reviews is the secret to be a focus for the users to pay a
visit the web site, that's what this web site is providing.
std testing centers
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 04:57 ق.ظ
چلیپا از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین در آغاز آیا نه حل و فصل بسیار خوب با من
پس از برخی از زمان. جایی در سراسر پاراگراف شما قادر به من مؤمن اما
فقط برای بسیار در حالی که کوتاه.
من این مشکل خود را با فراز در مفروضات و یک خواهد را خوب
به کمک پر کسانی که معافیت.
که شما که می توانید انجام من را قطعا تا
پایان مجذوب.
Julio
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:51 ق.ظ
It's going to be end of mine day, but before end I am reading this impressive paragraph to increase my experience.
manicure
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1396 12:32 ق.ظ
I have been browsing on-line greater than 3 hours these days, yet I never found any attention-grabbing article like yours.
It is pretty worth sufficient for me. In my opinion, if all site owners and bloggers
made just right content material as you did, the web might be a lot more
useful than ever before.
manicure
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 10:27 ب.ظ
Thanks for the marvelous posting! I truly enjoyed reading it, you
may be a great author. I will ensure that I bookmark your blog and will often come back at some point.
I want to encourage that you continue your great writing, have a nice holiday weekend!
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 04:14 ق.ظ
Right now it sounds like BlogEngine is the best blogging platform out there right now.
(from what I've read) Is that what you're using on your blog?
سلام بر بهار
جمعه 8 خرداد 1394 11:27 ق.ظ

نمیتوان برگشت و آغاز خوبی داشت، اما میتوان شروع کرد و پایان خوبی داشت

سلام
پیش من هم بیاین خوشحال میشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر