تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - حاج منصور رحمانی
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

حاج منصور رحمانی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:سه شنبه 22 اردیبهشت 1394-06:44 ب.ظ

  منصور رحمانی فرزند حاج احمد و نواده ی محمدعلی در سال 1321خورشیدی در شهر تاکستان محله قدیمی آسیا را (راه آسیاب،یعنی راهی که انتهای آن به آسیاب های آبی می رسید) که در ناحیه ی  جنوب باختری تاکستان،غرب تپه ی باستانی خله کو، و شمال غربی بنای کهن پیر قرار دارد ، در یک خانواده ی ساده دل و کشاورز به دنیا آمد.
به سرعت دوران کودکی ،نوجوانی و جوانی را سپری کردو پس از تحمل سختی های روزگار و چشیدن تلخی ها و شیرینی های زندگی به درجه ای از تجربه و پختگی رسید.در سن 25 سالگی همزمان با تاسیس جمعیت  شیر و خورشید تاکستان ( درمانگاه و اورژانس شیروخورشید و.....) در تاریخ 1346 خورشیدی به ریاست نوراله طاهرخانی به استخدام رسمی این سازمان درامد.
شادروان احمد رحمانی نخستین شهردار تاکستان ،دومین ریاست شیروخورشیدبودکه باهمکاری شادروان اسماعیل صمدی رییس هیات مدیره و دومین شهردار خوشنام تاکستان که خوش قلبی ، مردم داری و نیکی هایش نه تنها در ذهن و اندیشه نسل های پیشین و امروز جای دارد، بلکه در دل تاریخ این مرزوبوم ماندنی شده است و  نیز همکاری آقای قاسم طاهری به عنوان رییس کارگزینی ،به اداره این سازمان می پرداخت.
منصور رحمانی درسال46 استخدام شد و پس از طی یک دوره 6ماهه ی فوریت های پزشکی و اورژانس به عنوان تکنسین اورژانس مشغول به کار شدو با دریافت گواهینامه پایه یکم رانندگی به سمت راننده ی ویژه ی اورژانس شیرو خورشید منصوب شد.
ارآن پس آنچنان که خود او برای نویسنده روایت میکند،از سر دلسوزی و عاشقانه به کارش پرداخت.هر ساعت ،  هرزمان وهرجا به او بی سیم می زدند یا پیام می رسید ، آسیمه سر به محل می شتافت تا بیماری را از درد بیماری  ،  شکستگی، زخم و جراحت یا خدای ناکرده از خطر مرگ برهاند. زیراکه باید بدون معطلی و گذشت کمترین زمان ممکن بیمار را به اورژانس تاکستان ،قزوین و یا تهران برساند.
عشق به کار و میهن دوستی و خدمت به ایرانیان باعث شده بود که او هنگام خطر ، سر از پا نشناسد و فورا به کمک بشتابد.هرگز برای حاج منصور رحمانی مهم نبود که بیمارکیست و یا کجاست ؟ مهم این بود که بیماری دچار حادثه شده است و نیاز به کمک دارد.پس باید به یاری او شتافت و او را به نزدیکترین مرکز امدادی شیروخوشید یا بیمارستان رسانید.تهران ،تبریز ،همدان و یا هرجا که لازم باشد.

بسیاری از اهالی شهر و روستا در شهرستان تاکستان پیشین که قلمرو و وسعتی بسیار بیشتر از امروز داشته است، مدیون محبت های اویند. خیلی از خانواده ها خاطره هایی در ذهن دارند ، که تلخ و شیرین است، اما شنیدنی !
 نویسنده کسی است که سراسر دم های زندگیش  را پس از خدای مهربان ،مدیون اوست . زیرا که اگر تلاش ها ، عشق به وطن و خدمت گزاری او به هم میهنان نبود، تنها یک حکم گارکزینی و حکم ماموریت سرد ،بی روح و بی جان کاری از پیش نمی برد !
 من امروز در جهان هستی نبودم و به مهارت نویسندگی و کرسی استادی نمی رسیدم !
حاج منصور همچنین در سال 1361 خورشیدی طی حکمی به ماموریت و انجام وظیفه به جبهه های جنگ در ناحیه ی پاوه و جوانرود اعزام شد. او به مدت 6 ماه تمام به خدمت رسانی در جبهه های جنگ پرداخت و پس از پایان ماموریت به محل خدمتش در تاکستان بازگشت و همچنان به کار پرداخت.
عشق به کار،کمک رسانی به بیماران،تلاش در جهت نجات بیمار به هر نحو ممکن و رسانیدن او به مراکز درمانی.
خاطره ی نیکی های او در هر دل دردمندی زنده و جاوید است و هرگز از یادها نمی رود. مردی که 34 سال به مردمان این سرزمین خدمت کرد و در نهایت به سال 1380خورشیدی به افتخاور باز نشستگی نایل شد.

در تاریخ  1394/2/21 به دیداراین نیکمرد مهربان شتافتم. پیرمردی مصمم و با اراده با چهره ای غم آلود، همدیگر را به گرمی در آغوش گرفتیم و پس از خوش و بشی چند به گفتگو نشستیم. با دقت و وسواس هر چه تمام تر به سخن هایش گوش می دهم . مرا با نام می خواند!
 حرف هایش شنیدنی و شیرین است از غم نهفته در گلویش و نیزنوار مشکی بر  عکسی که نا گاه در جلوی دیدگانم  قرا گرفت ، دانستم که همسفر زندگیش را از دست داده است. 2سال است که روح همسفرش  به آسمان ها پروازنموده است .اکنون در کنارفرزند ، عروس و نوه اش یلدا کوچو لو زندکی میکند.
 از اعماق وجودم سلامتی و شادابی و خرمی او و خانواداش را از ایزد پاک خواهانم.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Hilton
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 09:14 ق.ظ
Right now it looks like Wordpress is the preferred blogging platform available right
now. (from what I've read) Is that what you're using on your blog?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر