تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - تات شناسی
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

تات شناسی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:سه شنبه 29 اردیبهشت 1394-05:26 ب.ظ




زبان تاتی از زبان‌های ایرانی شاخه شمال‌غربی و بازمانده یکی از گویش های مادی هستند. گویش‌های این زبان روزگاری از شمال ارس تا سمنان گسترده بود ولی امروزه با ترک‌زبان و فارس‌زبان شدن بخشی از شمال‌غربی ایران تنها جزیره‌هایی از گویشهای تاتی در منطقه بجا مانده است.

بزرگترین این جزیره‌ها در شهرستان تاکستان ( استان قزوین )دیده می‌شود. تاتی تاکستان یکی از کهن‌ترین زبان‌های ایرانی است که از دیدگاه زبان شناسی، ارزش ویژه‌ای دارد. بیشترین آمار جمعیتی تات‌های ایران متعلق به پنج شهرستان کهن کرج، ساوجبلاغ، طالقان، تاکستان و بوئین‌زهرا می باشد. تاکنون هیچ آمار رسمی در مورد تات‌های این پنج منطقه ارائه نشده است.

تات‌های این منطقه که به تات‌های جنوب شهرت یافته اند، در شهرها و روستاهای زیر زندگی می‌کنند:

- در استان تهران، شهرستان کرج در گذشته نه چندان دور، البته اطراف آن روستاهای جاده کرج به چالوس، کلاک، سرحدآباد، اشتهارد، بیلقان، آتشگاه، هلجرد، سیاهکلان، ده مصباح قدیم و ... تات زبان اند.

- در استان تهران، شهرستان ساوجبلاغ روستاهای بالای جاده که اکثراً کوهستانی است. مانند: سنج، برغان، سفیداران، سیرود، کوشک زر، آردهه، اغشت، سیباندره، بانوصحرا، فشند، ولیان، کله رود، اسکولدره، آجین دوجین، عالم زمین، خوروین و عالم زمین و... تات زبان اند.

-در استان تهران، بخش طالقان بغیر از روستاهای گته ده، ناریان، دیزان، گراب، اسکان و ده در بالا طالقان به زبان مازنی (مازندارنی) و روستای میناوند در پایین طالقان ترک زبانند و روستاهای دیگر مانند تکیه ناوه، اورازان، خچیره، نساء علیا، نساء سفلی، گوران، گلینک، میر، جویستان، حسنجون و ... تات زبان اند.

-در شهرستان تاکستان، شهر تاکستان و در بخش اسفرورین،شهر اسفرورین و روستای قرقسین، تات زبان اند.

-در شهرستان بوئین زهرا، شهرهای شال و دانسفهان و روستاهای خیارج, خوزنین, خروزان, ابراهیم‌آباد و سگزآباد و … تات زبان اند.

- تاتهای خلخال، جیرنده، کلور، طارم، عنبران، میناباد، میرزانق، کلش، سروآباد، پیله‌زیر، پیله‌رود، جید، لرد، شاهرود، تولش، عنبران علیا، لنکران و ماسالی جمهوری آذربایجان.

به طور کلی زنجیره مناطق تات‌نشین از شهر تاکستان شروع شده و به سمت جنوب و جنوب شرقی ادامه می‌‌یابد و در نهایت در شهرستان بوئین زهرا به روستای تاریخی سگزآباد پایان می‌یابد.

-  در استان مرکزی (منطقه وفس) نیز روستاهای وفس، چهرقان، گورچان و فرک به زبان تاتی صحبت می‌‌نمایند. این روستاها به فاصله 100 تا 120 کیلومتری شهر اراک و در شمالی‌ترین نقطه استان مرکزی واقع شده اند. مناطق کوهستانی و خوش آب و هوا و شغل مردم روستاها کشاورزی، باغداری و دامداری است که به دلیل مواجه شدن با کمبود آب و عدم توجه مسئولین به نیاز مردم و نیروهای انسانی جوان، به شدت روستاها خالی از سکنه می‌‌شوند و در شهرهای مانند تهران، قم، اراک، کرج، ساوجبلاغ، طالقان و ... سکونت می‌‌نمایند.

در این میان از مهمترین و دست نخورده‌ترین گویش تاتی یعنی گویش اشتهاردی که در شهرستان کرج  قرار دارد ،نام برده نشد. حال آنکه طبق کتاب تات نشینهای بلوک زهرا نوشته جلال آل احمد این گویش شاید خالص ترین گویش زبان تاتی باشد. چون منطقه اشتهارد که در سر راه کرج به بویین زهرا در 80 کیلومتری کرج و 25 کیلومتری بویین زهرا قرار دارد به علت خشکی و کمی آب از دستبرد کوچ نشینهای ترک در امان بوده و مردم آن همچنان زبان قدیم خود را حفظ کرده اند.

گویش وفسی یکی از زیر شاخه های زبان مادی ( تاتی ) می باشد و با  قدمتی 3000 ساله. گویش وفسی جزو زبان های شمال غربی ایران می باشد. زبان های شمال غربی ایران، خود به هفت زیر گروه اصلی و تعدادی گروه فرعی تقسیم می شود که گویش وفسی جزو زیر مجموعه « تاتی » قرار می گیرد.

برای مطالعه و تحقیق بر روی گویش وفسی، لازمست که با گروه اصلی « زبان های تاتی» بیشتر آشنا شویم. خوشبختانه تا کنون تحقیقات و مطالعات بسیار زیادی بر روی زبان های تاتی(مادی) توسط محققان داخلی و خارجی انجام شده است که می تواند منبع بسیار خوبی برای علاقه مندان به گویش تاتی و وفسی باشد و خوشحالی بیشتر از این بابت که پروفسور دونالد استیلو آلمانی مطالعاتی را مشترکاً بر روی زبان تاتی و گویش وفسی انجام داده است.


پروفسور دونالد استیلو :

درباره گویش اراکی(عراقی) باید گفت که قبل از پیدایش شهر فعلی اراک، در نقاط مختلف این استان، لهجه های متفاوتی وجود داشت؛ از جمله گویش « تاتی » در منطقه وفس، لهجه مردم شرا (چرّا) و کزاز و سربند، که هر کدام در صورت و آوا تفاوتهایی با هم داشته و دارند.
 پس از بقای شهر اراک و مهاجرت و اسکان گروه های مردمی با لهجه‌های متفاوت در این ناحیه، یک ترکیب خاصی از لهجه های مختلف به وجود آمد که تا پیش از پیدایش رادیو، سینما و تلویزیون متداول بود، اما با پیدایش رسانه های گروهی و تسلط زبان (لفظ قلم) با لهجه تهرانی و زبان رسمی دولتی، گویش محلی کم کم فراموش گردید و اینک مردم اراک تا حدی بدون لهجه بوده و کتابی یا تهرانی سخن می گویند.
ولی در روستاهای اطراف و خود شهر محاوره پیرمردان و پیر زنان همان لهجه قدیمی می باشد که بیشتر لغات و الفاظ ریشه در زبان اوستایی و پهلوی دارد،ولی امروزه در حال نابودی و از بین رفتن است و ضرورت دارد برای حفظ و نگهداری واژه های اصیل و سره قدیمی به روستاها و در بین عشایر رفته و به جستجوی آن پرداخت، تا براین گنجینه ادب دست یافت.


متن لاتین و ترجمه ذیل از مقاله پروفسور دونالد استیلو آلمانی، انتخاب شده است.

Vafsi in Tafresh area

In the Tafresh area there are four languages whose interrelationships or further affiliations to other groups of NWI (Northwest Iranian) have never been defined

 

Vafsi, a seemingly mixed language (spoken in four villages) with features of both the Tatic and the Central Plateau groups, with a heavy overlay of some form of Kurdic; it does not, however, look to be a normal transitional language between any of these groups but rather a later mixture of all three groups, probably due to population movements and language switching

 

Tafreshi

Ashtiani

Amorei

 

در ناحیه تفرش، چهار زبان وجود دارد که ارتباط متقابل یا وابستگی آنها به سایر گروه های زبانی شمال غربی ایران، قابل تعریف و تعیین نمی باشد:

وفسی، ظاهراً زبانی مرکب و مخلوط است ( در چهار روستا صحبت می شود) که ویژگی هایی مشترک از دو گروه زبانی تاتی و فلات مرکزی دارد. همچنین این زبان به مقدار زیادی تحت تاثیر گونه هایی از زبان کردی قرار گرفته است؛ به نظر نمی رسد که زبان وفسی، یک زبان انتقالی معمولی از این سه گروه زبانی ( تاتی، فلات مرکزی و کردی) باشد بلکه بیشتر می توان گفت که ترکیب و مخلوطی از این سه گروه است که احتمالاً در نتیجه ی حرکت جمعیت و تغییر زبان حاصل شده است.

تفرشی

آشتیانی

آمره ای

پروفسور استیلو در این مقاله به شرح و توضیح زبان های شمال غربی ایران می پردازد و آنها را به ۷ گروه اصلی و ۲ گروه فرعی تقسیم می کند.

هفت گروه اصلی عبارتند از: تاتی، کردی، گورانی، زازکی / دیملی، کاسپین، فلات مرکزی و بلوچی.

دو گروه فرعی عبارتند از: ۱) زبان های ناحیه تفرش ۲) زبان های ناحیه سمنان.

ایشان، زبان وفسی را، هم به صورت زیر شاخه ای از زبان تاتی مطرح کرده است(زبان وفسی فرمی غیر عادی از گویش تاتی است) و هم آن را به صورت زبانی مستقل جزو زبان های ناحیه تفرش تقسیم بندی نموده است.

-- بررسی تاریخی واژه تات

 بررسی تاریخی واژه تات به چند جهت دارای اهمیت است :

1- بیـانگـر معنای متفاوت تات در ادوار تاریخی گوناگون است .

2- سیر تاریخی پیشرفت زبان ترکی از غرب به شرق، بویژه در زمان صفویه و بعد از آن نشان می دهد .

3- مشخص می کند که زبان تاتی کنونی با لهجه های متفاوت، زبان مشترک ایالت آذربایجان و ایران بوده است .

4- بیانگر زیر بنای مشترک زبانهای ایرانی در قلمرو ایران بزرگ است که بقـایـای جزیــره های زبان تاتی آذربایجان و زنجان و مناطق غرب،گواه آن است .

5- به معرفــی تاریخـی یکی از اصیل ترین زبانهای ایران می پردازد و علاوه بر معرفی زبان تاتی، به معرفی مردمی می پردازد که به این زبان سخن می گویند .

 واژه « تات» از دو منشاء زبانی به مــا رسیده است:

یکی زبـــــــان فارســی باستـان ودیگر زبان ترکی.

تات در زبان باستان به صورت پسوند استفاده می شده است، اما تات در زبان ترکی به معنی خارجی یا بیگانه می باشد. 
پس از حضــور ترکـان در سرزمین های شرق ایران، به ایرانیان تحت سلطه ترک ها ، تات  گفتند.  اگر چه با تسلط بیشتر  ترک ها  تات معنی وسعیتری به خود گرفت. تـا اینکـه  در دوره  اقتدار تـرک ها در ایران، معادل ایرانیان شد . اما مردم ایران با استعداد فرهنگی و پیشینه تاریخی ای که داشتنــد  معنــی تات را از مفهوم  بیگانــه و خارجی به معنی ایرانی و اهل قلم تغییر دادند .بطوریکه در دوره صفویه، جامعه ایران به دو گروه اهل شمشیر (ترک ها ) و اهل قلم (تاتها وتاجیک )تقسیم شده بود.

اگر چه تات و تاجیک  و هیئت های متفاوت  آن در مورد ایرانیان بکار می رفت، ولی نمی توان گفت که معنی تات و تاجیک  کاملاً برابر بوده  است . زیرا معنایی که فرهنگ و لغت های ترکی و مفاهیمی که سفرنامه نویسان  اروپایی  از این دو واژه داده اند و همچنین سکوت فارسی نویسان ایرانی، در مورد استفاده از واژه تات جملگی شواهد و دلایلی هستند که اندکی  تفاوت درمعنی و مفهوم این دو واژه را نشان می دهند و احتمالاً واژه تات نسبت به تاجیک  از نظر معنی و مفهوم منفی تر بوده است  و به همین جهت است که در متـون گذشتـه  فارسـی، فقط در پنج مورد از واژه تات استفاده نموده اند و بطور یقین دو مــورد آن نیــز بخاطـر ضــرورت شعـری بوده است . ولـی واژه  تاجیک را  بطـور متعـدد و در متــون گوناگون فارسی می توان دید .

به هر حال با سقوط صفویه و به مرور زمان، این مرزبندی جامعه ایران- تات ها (تاجیک ها) و ترک ها - از بیـن  رفت و زبان  مـردم  هرمنطقه را نیز بنام همان ایالت یا منطقه  نامیدند مانند : لری،گیلکی، تالشی، مازندرانی،کردی، مشهدی و.... در حالی که زبان شهرهای بزرگ شمال غرب ایران به ترکی تغییر یافته بود . البته این تغییر زبان بصورت تدریجی و از زمان سلجوقیان تاپایان حکومت صفویه انجام گرفته است. اما نیم زبانهای شمال غرب ایران که در روستاها و آبادی های پراکنده متداول بود ،به نام زبان تاتی در بعضی مناطق  به نام همان روستاها- مثل هرزنی و... خوانده شدند.

 م. دیاکونوف روسی نویسنده ی کتاب  تاریخ ماد  در مورد این زبان چنین می نویسد :

تاتی مانند تالشی و مازندرانی وگیلکی از بقایای زبان هنداروپایی است که در ابتدا ، زبان ماد شرقی بوده است  و با اینکه در لهجه های مزبور از لحاظ منشاء لغوی سهم فارسی فوق العاده زیاد است. ولی این زبان کاملاً مبنا و مایه مادی خود را حفظ کرده است .
 درشصت سال  اخیر در ایران نیز پژوهش هایی برای شناساندن این زبانهای ایرانی انجام گرفته است .
 
دکتر احمد کسروی ، اولین کسی بود که در این زمینه اقدام نمود . او این نیم زبانهای پراکنده شمال غربی ایران را « آذری » خـوانــد  و دیگــران نیــز بنام های تاتــی، هرزنی، مادی، تالشی، کردی و..... از آن یاد کرده اند.

بنابر این « تات » واژه ای است ترکی، که در ابتدا به مردم غیر ترک درمناطــق ترک نشین گفته می شد، سپس به تمام ایرانیـــان اطـــلاق شد .
اکنــون نیز به بقایای نیم زبان های غربی ایران  عمدتا « تاتی » و به مــردمی که به این زبـــان  سخــن می گویند « تات » می نامند .


 پیترودلاواله جهانگرد  انگلیسی، قشون شاه عباس را چنین توصیف می کند:

قشون ایران مرکب از چهار دسته است که به ترتیب اهمیت از پایین ترین آنها یعنی تفنگچیان که شاه چندی پیش به توصیه آنتونی شرلی انگلیسی به تشکیل آن همت گماشت، شروع می کنم .

تفنگچیان از نژاد اصیل ایرانی هستند که مسکن و ماوای آنها در شهــرها و دهات است و چون در تمام سـال حقــوق می گیرند ،مجبورند هروقت به وجود آنها  احتیاج باشد فوراً به خدمت حاضر شوند.
نجیب زادگان یعنی قزلباش ها وارد این دسته نمی شوند. درحقیقت افراد آن را فقط رعیت ها تشکیل می دهند .به رعیــت لفظ «  تات » نیــز اطـلاق می شـود. در فارسی وقتی تات می گویند منظور این است که طرف از طبقه نجبا (قزلباش) نیست !؟
ولی در حقیقت آنان اصیل تر از قزلباشها هستند، زیرا دسته اخیرالذکر فقط از زمان شاه اسماعیل صوفی  به بعد خود را به زور اسلحه تحمیل کرده اند و درحالی که تات ها  ایرانـــی الاصل هستنــد  و ساکنیــن واقعـــی این  سرزمین را تشکیـل می دهند و خیلی از بزرگان و ثروتمندان و بعضی میرزاها و بطــور کلی کسانی که به دلایلی جزء سپاهیان منظم نیستند ویا مشـاغل درباری و دولتی ندارند، در طبقه بندی از « تات ها» محسوب می شوند. تفنگچیان نیز جزو همین طبقه « تات » هستند و معمولاً از آبادیها و دهات آمده اند.

درمیان تفنگچیان، مازندرانی ها خود را ممتاز و مشخص ساخته اند و آنان بودند که دوسال پیش در ارمنستان برخلاف میل شاه از قلعه ایروان  دفاع کردند و محمد پاشا سردار ترک را که با دویست و حتی سیصد هزار نفر حمله کرده بود ، بعد از چند روز جنگ و ستیز شکست دادند .
عده تفنگچیان قوای ایران فعلاً قریب بیست هزار نفر است و چون آنان از « تاتها » هستند تاج قزلباش بر سر ندارند و عمامه ای ساده می بندند .

پیترودلاواله درجای دیگر می نویسد :

امروز اتکای او (شاه عباس ) به تفنگچیان تات  ومخصوصاً غلامانی است که روز به روز  بر قدرتشان اضافه می شود و به مقام های بلند گماشته می شوند ...شاه تقریباً تمام وزراء و منشیان  وسایر صاحب منصبان را ازمیان «تات ها» انتخاب می کند و مشاغل نظامی را در دست غلامان یا فرزندان آنها متمرکز کرده است.

 انگلبرت کمپفر  هم در فصل یازدهم سفرنامه خود می نویسد  :

 « زبان رایج دربار ایران ، ترکی است که زبان مادری سلسله صفویه است و این زبان با زبان مردم عادی مملکت تفاوت دارد .»

درمبحث «قشون ایران و فرمانده آن » چنین می نگارد:

... این کلاه خاص صوفیان صفوی باعث شد که آنها از طرف ترک ها « قزلباش» نامیده شوند ،یعنی کسانی که سر سرخ دارند.
درست است که ترک ها با بکاربردن این لفظ دشنامی رادر نظر داشتند اما قزلباش ها این نام را مایه افتخــار دانستند . بدین ترتیـب قزلباش ها سخت برخود می بالند و به مردم بومی این سرزمین کــه آنهــا را تاجیک یا  تازیک و یا بطـور کلی « تات » می نامند به دیده تحقیر می نگرند .

تفنگچیان، تنفگچی لر آقاسی (فرمانده  تفنگچیان ) که به قــوایی مـرکب از دهقانــان و پیشه وران ایران فرماندهی دارد، در قشون ایران دارای رتبه سوم است .

و   در   سفرنامه سانسون چنین آمده است :

این کلاه (تاج) بسیــار مـورد احتـرام همـه می باشد زیرا می گویند که این کلاه به دوازده امام اختصاص دارد . تمام خان ها  و قزلباش ها در روز های سلام و تشریفات این کلاه را بر سر می گذارند .

ولی « تاتها » که کشوری  هستند ، نمی توانند این کلاه را بر سر بگذارند. همچنین اعتمادالدوله فعلی نیز که از خوانین  لشگری نیست ،این کلاه را برسر نمی گذارند.

تات ها بومی های محلی ایران هستند و  قزلباشها که به معنی « طلا سران » یا سرخ کلاهان یا سرخ سران می باشند ، لشگــری هستند . قـزلباش ها از سلسلـه غلامان می باشند.یعنی در اصل غلام بوده اند یا از ملت هایی هستند که به ایران پناهنده شده اند . بسیاری از قزلباشها از دمشق و هنگری  به ایران آمده اند.

قابل ذکر است که شاهسونها وسایر ایلات ترک زبان آذربایجان، شهرنشینان و روستاییان را « تات » می نامند . شهرنشین هــا یا به قــول شاهســون ها « تات ها »‌ که جز خــوردن وخوابیــدن و اندوختــن کاری نداشتنــد . ...
شعر بسیار معروفی که یک شاعر گمنام  اهل   قره درویش به اسم غفار سالها پیش سروده، مناظره ای است بین شاهسون و تات،که تات شاهسون را به اسکان و آسایش در شهر وخانه دعوت می کند و شاهســون از نعمت و برکت و لذت چادرنشینی دفاع می کند و شهرنشینی را نمی پسندد .

تات ددی ای شاهسون گل بو کوچماقدان اوتان
 استراحت اوتور میندار سوایچماقدان اوتان

 تات گفت : ای شاهسون بیا و از کوچ بگذر  -  بیا و ساکن شو و از خوردن آب آلوده راحت باش .

در این مناظـره تات و شاهســون، دو نکته بنیــــادی جلب  نظر می کند:

نخست تات نام کردن شهری و روستایی، از جانب شاهسون است .

این اصطلاح  همان معنی ومفهوم هفتصد سال پیش را به یاد می آورد  که ابوحیان اندلسی  درکتاب « الادراک للسان الاتراک »‌و مولف « تحفه الزکیه فی اللغه الترکیه »، واژه «طیت» و«طاط» را شهرنشین و کشاورز معنی کرده اند .

دوم، پرهیز چادر نشینان  به ویژه ترکان از شهرنشینی است که این خود از اختلافات  لهجه ترک و تات  و ناهماهنگــی شهــری و  روستایــی خبـر می دهد .
این دو نکته  ضرب المثل معروف ترکی را به یاد می آورد که می گوید :

« تورکه شهرایچی زندان گلیر»    یعنی  داخل شهر برای ترک به زندان می ماند.

از مثل و مناظره که بگذریم و به ابزار آلات  کشاورزان آذربایجانی امروزی   به دقت نظر افکنیم:

می بینیم که در همـــه این  ابزارآلات، آنان از واژه ها و اسامـی گذشته یعنی  « تات = فارسی زبانان » هستند.

 همانند :

کدخدا ،  ورزیار ،  رشبر(رنجبر) ،  باغبان ،  میرآو ،  چوپان ،   چودار ، پادار ،  رمی ،  شخم ،  تخم ، گاوآهن ، جوت(جفت) ،  خرمن ،  خرمنگاه ،  شنه (شانه) ،‌ جرجر ،  جوال ،  باغ ،  باغچه ،  میشه(بیشه ) ، بستان، بیل ،  بیلچه ،  دن آو ،  خاک آو ،  شورآو  ، کوشن ،  ورزن ،  چمن ،  سنبل   و...

جلال آل احمد  می نویسد:

گرچه دهات دیگر بلوک زهرا (که اغلب در آنها بوده ام و مطالعات کلی کرده ام ) مـردم به ترکـی حـرف می زنند ولی مثلاً در  « خوتان » و « ماشگین » و « چیسگین » ادوات زراعت و کشاورزی و اصلاحات خاص آن هنوز به زبان « تاتی » است.

 بهرحال تات ها  یک تیره ایرانی هستند که عمدتاً در کنــاره های غــربی دریای خزر و آذربایجان شرقی زندگی می کنند، زبانی و گویشی که تات ها بدان سخن می گویند ، در زمانهای دیرین گسترش بسیاری داشته است، شواهد عینی و پژوهش هایی که انجام گرفته است ، نشان می دهد زمانی همــه مــردم آذربایجان، قزوین و طارمات را در بر می گرفته، همانطور که گفته شد  بعدها با اشاعه زبان ترکی، تاتی کم کم از میان برداشته شد و تنها ساکنین چندین آبادی در جای جای این سرزمین کهن و کشور پهناور  این زبان را نگهداری و تا به امروز حفظ نموده اند .

از شمار تات های کنونـــــی آمار دقیقــــی در دســـــت نیست ولی امروزه بصورت جزیره های کوچک در  جاهای مختلف کشور بزرگ ایران سکونت دارند .
در  استان زنجان  ، شاهرود خلخال ، چندین آبادی در  رودبار گیلان ،  شال ،  اسفرورین  ،آبادی های دیگری در  قزوین و تاکستان ، هرزند ، کرینگان ، گلین قیه درمرند ، زنور ،حسنو  در قره داغ ، چند روستا در بجنورد و توده های  زیادی  به شکل پراکنده در کرج،  شهرقدس، اشتهارد، طالقان، ساوجبلاغ، اسلامشهر و دیگر شهرهای ایران و همچنین بخشی از ساکنان شبه جزیره آبشوران، سوراخانی، بالاخانی، باکو، نواحی شماخی ،کربا ، قوناخ کند ،دیوچی ، خیزی و دیگر بخش های آذربایجان شوروی سابق و همچنین ناحیه دربند و برخی دیگر از نواحی داغستان و کایتاکو و طبسران در شوروی سابق نیز تات نشین هستند.

بنابه آمار مندرج به سال1362 خورشیدی در شوروی سابق عده تات ها در آن کشور قریب به یازده هزار نفر بوده است . این درحالی است که در ایران به مراتب بیشتر بوده اند. زیرا تنها در آبادی های اسبو، اسکستان، درو، کلـور، شال، دیز، لــرد، کـرن، گیلـوان و شاهـــرود خلخال بدون در نظر گرفتن سایر نقاط تات نشین ها قریب به چهل هزار نفر  به زبان تاتی در سال 1353 خورشیدی  سخن می گفتند.

شایان ذکر است پژوهشگران ایرانی تاکنون فرصت انــدکی را صرف پرداختن به زبان و فرهنگ مردم تات نموده اند.
 احمد کسروی  ضمن پژوهشی مفصل درباره آذری، زبان آذربایجانی ها در روزگار پیش از استیلای اقوام ترک، تاتی امروزی را بعنوان واپسین یادگار آن زبان به روشنی شناسانیده و می نویسد:

«آذری به یکباره از آذربایجان ناپدید نگشته است و هنوز درچندین نقطه   میان خود بومیان به آن زبان سخن گفته می شود و آنچه ما می دانیم یکی از آن جاها هرزند و گلین قیه از پیرامون مرند و دیگری زنور و حسنو در قره داغ وخلخال است...  چنانکه شنیده ایم در لیقوان و آن پیرامون تا  شصت- هفتاد سال پیش آن را می شناخته اند ودرباره خاندان ها گفتگو می شده، ولی سپس ناپدید گردیده».

 معرفی منابع جهت آگاهی بیشتر از زبان و فرهنگ تاتی:
 
1- آذری ها یا زبان باستان آذربایجان  -  احمــد کسـروی
2-گویــش آذری  - انارجانی
3 -هرزند و کرینگان خلخال یک لهجه ی آذری  - عبدالعلی کارنگ
4- زبان دیرین آذربایجان - منوچهر مرتضوی
5- چند مقاله کوتاه از احسان یار شاطر
6-آثاری از یحیی ذکاء و رحیم ملک زاده
................

در کشور شوروی کارهای چشمگیری درباره زبان و فرهنگ تاتی انجام پذیرفته، چنانکه حتی تاتی زبانهای آن کشور برای خود خط و کتابت ویژه ای داشته و دارند
در ظرف چهل پنجاه سال اخیر کتب و تالیفات بالنسبه فراوانی به زبان تاتی منتشر شده، از جمله میتوان افسانه های خ- داداش اف را نام برد . در سال1940 مجموعه ای از فرهنگ عامه تاتی چاپ و منتشر شده است.
از پیشینه تاریخی و سیر تکوینی تاتی هنوز آگهی چندانی در دست نیست.

 دکتر احمد کسروی در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان ، زبان مردم آن دیار را تا پیش از ورود ترکان به آن نقاط، و اشاعه زبان و فــرهنگ مسلط ترکــی، آذری نامیــده است و تاتی کنـونـی را ادامه و  بازمانده  آذری معرفی نموده است، و این بیانگر آن است که اکثر آذری های ترک کنونی، تاتهای ترک شده هستند.


تاتی در واقع همان زبان پهلوی است که در اثر گذر زمان و حوادث روزگار تاتی نامیده شد .لکن تاتی امروز هم مثل اکثر زبانهای دیگر معجونی است که  از زبانهای گوناگون تشکیل شده است.

 - ادبیات تات :

 حوزه ادبیات تات با در نظر گرفتن اشعار پراکنده، صده هشتم  قمری می باشد که بر جای مانده است و دارای سابقه طولانی  است.
 اما تاریخ آغاز جدید آن به دوره پس از وقوع انقلاب 1917 روسیه میرسد. که اشعار و نمایشنامه های م. بخشی اف متولد1910 و اشعار و داستانهای ده آنتی لوف متولد 1913 گواه این موضوع است .

تا جایی  که نگارنده آگاهی دارد به جز قوم کُرد که از این بابت وضعیت خاصی دارد ،دیگر اقوام گوشه و کنارمیهن ما نیز وضعیتی همانند تات ها دارند. از جمله علل آن نیز این است که از صـده پنجـم تا اواسـط صده چهاردهم هجری قمری به مدت یکـــهزار سـال سلالــه های تـرک و یـا ایرانیـــــان ترک شده ای مانند صفویان در ایران فرمانروایی کرده اند.

 و همه اینها چه آندسته که درباره آنها تکیه گاه  فرهنگ و مدنیت ایرانی شده و چه آن دسته که به این مقوله عنایتی ننموده و به نشر زبان خود به طرق مختلف همت گماشته اند، همگی در کوثر ایران و ایرانیت تحلیل رفته اند و آنچه مانده و در جامعه ایرانی ریشه دوانده و سایه گسترده زبان ترکی است.

ورود سلاله های ترک به ایران و حکومت آنها در این کشور، همیشه همراه با مهاجرت گروه انبوهی از تیره ها و طوایف ترک زبان بوده، این گروه ها  که اغلب در نیمه شمالی ایران اسکان می یافتند. به لحــاظ برخــورداری از برتـری سیاســی و حقوق اجتماعی ویژه و همچنین داشتــــن تعصب قومی، به زبــان مردمان بومی سخن نمی گفتند .
این امر بطور کلی یک تقابل و رویارویی زبانی بین ملت ایــران با ملتی بیگانه بود در این رویارویـی، زبان فارسی به لحاظ بهره مندی از یک پشتـوانه سترگ و تاثیر گذار علمی و ادبی به هیچ وجه میدان را برای رقیب خالی نمی کرد .
ولی زبانها و گویش های هم خانواده آن که از چنان پشتــوانه و غنای علمی و ادبـــی بی بهـــره بودند و همانند  تاتی دایم در تماس و جوشش  با ترک زبانان بودند به شدت آسیب دیده و در مقابل زبان بیگانه تدریجاً خانه به خانه  از شهری به شهر دیگر، پیوسته گام به عقب برداشتند.

در دوره اسلامی از زمانی که نخستین سنگ بنای ادبیات فارسی گذاشته شد تا امروز، زبان فارسی زبان اکثریت مردم این کشور شاید نبود، ولی زبان رسمی و مظهر ملیت و وحدت ایرانیان بوده و تنها ما با این زبان، اقوام و طوایف پراکنده در ایران بزرگ توانسته ایم با هم تفهیم و تفاهم نماییم.

در حال حاضر در ایران سه زبان وجود دارد که به عنوان زبان شناخته شده اند فارسی، ترکی و عربی است.

زیرا بر اثر بروز ظهور لهجه های گوناگون و شاخه شاخه شدنهاست که از پارسی کهن گویش های مختلفی همچون لری، بلوچی، کردی، گیلکی ، تاتی، تالشی و ... زاییده شده و مجدداً از هر یک از آنها لهجه های گوناگون دیگری  پدید آمده و می آید که در دراز مدت بطور کلی از اصل خود فاصله گرفته و تاثیر پذیر شده اند و خود تبدیل شده اند به معجــونـی از کلمــات عربـی، ترکـی، انگلیسی و ... که بـه مـرور زمـــان بـــه نابودی می گرایند.
 عواملی همچون مرور زمان، نبود زبان ادبی، شرایط جغرافیا، روابط با متکلمان زبانهای دیگر، نیازهای جدید لغوی رسانه های جمعی از جمله تاثیر گذارانی  هستند که بر ساختار و کیفیت زبان اثر گذاشته  و در آن موجب تغییرات می شوند این تغییرات تدریجاً منجر به تعدد لهجه می شود.

 لهجه ها همانند گسیختگی ها  در یک سطح شناور از هم فاصله گرفته و به لکه ها و یا جزایر کوچک که با هم همگونی ماهوی دارند تبدیل می شوند و سپس به تدریج تحلیل می روند یا جای خود را به زبان نیرومند دیگری می دهند.

تات نامی است که به بخش گسترده ای ازجامعه ایران بزرگ اطلاق شده است تاتها نه یک قومند و نه یک طایفه و نه یک ایل، بلکه جماعات مختلفی از ایرانی اند که  اطلس پراکندگی آنها از داغستان تا شیروان و آذربایجان، قزوین، کرج، ساوجبلاغ، طالقان، زنجان، سمنان، خراسان، بجنورد و برخی از روستاهای خط مرزی ترکمنستان  را در بر گرفته است .

زبانی که جماعات موسوم به تات به آن سخن می گویند آنچنــان  متنوع  و متفاوت از هم اســـت که با وجود ایرانی بودن و وجود اشتراک فراوانی که با هم پیدا  می کنند بعنوان لهجه های مرتبط بهــم در یک زبـان واحـد قرار نمی گیرند.
بطورمثال لهجه ای که تاتهای بخش جرگلان از توابع بجنورد و برخی روستاهای مرزی ترکمنستان به آن سخــن می گویند با لهجــه های تات های تاکستـان و بلوک زهـرا  و  رامند  از یک طرف و یا تاتی اطراف مرند و خلخال و زنجان از طرف دیگر و همه اینها با تاتی قفقاز همانقدر متفاوت است  که هر یک از این ها، آن تفاوت را با فارسی و گیلکی و کردی دارند از این رو نام تات با منشاء  قومی و زبانی این بخش یا جامعه ایرانی ارتباط ندارد و بی تردید در گذشته های دور، در تمام ایران باستـان نامهای دیگری داشته و از ترکیب قومی و زبانی مختلف قرار داشته اند .
 
 - گستره تات نشین ها در ایران

اگر جستاریدرست انجام دهیم ،می بینیم که منطقه تات نشین ها به شکل ماه بوده و از اشتهارد شروع شده و به شمال ایران ختم شده ودر آنجا مردم چون از آن سر در نمی آوردند آن را پشت کوهی دانسته. البته به علت اینکه مردم با این زبان آشنا نبوده و شاید آن را تمسخر نیز کرده به همین دلیل که این زبان در حال نابودی می باشد.  زبانی که آن را به مادهای ایران نسبت داده ولی به قدری کلمات خارجی در آن وارده شده که حالا کم کم دارد به گویش و لهجه تبدیل می شود. لازم به توضیح است که هر یک از شهرهای تات نشین گویش مخصوص خود را دارند.

این زبان در زمانهای گذشته، گسترش بیشتری داشته و به استناد شواهد عینی و پژوهشهایی که انجام گرفته است زمانی همه ی اهالی آذربایجان، قزوین و طارم را فرا می‌گرفت. بعدها با اشاعه زبان ترکی، تاتی کم کم از بین رفته و تنها ساکنان چند آبادی در سراسر دیار پیشین، این زبان را نگهداری و تا به امروز رسانده اند. از شمار تاتهای کنونی آمار درستی در دست نیست.

اورانسکی پژوهشگر روسی نوشته است :

کلمه تاتی، ظاهراً در آغاز بر نژاد و قبیله اطلاق نمی شده است. قبایل صحرانشین که اکثراً ترک بوده اند مردم زراعت پیشه و تخته قاپوی ایرانی زبان را که در زیر انقیاد خویش درآورده بودند، تات می خواندند.برخی دیگر از دانشمندان زبان شناس کلمه تات را با تاجیک مربوط می دانند.

ملک الشعرا بهار نوشته است:

 تات به معنای تازیک و تاجیک یعنی فارسی زبانان… ایرانیان از قدیم به مردم اجنبی تاجیک یا تاژیک می گفته اند، چنانچه یونانیان بربر و اعراب، عجم یا عجمی گویند. این الفاظ در زبان دری تازی تلفظ شده و رفته رفته خاص اعراب گردید. ولی در توران و ماوراءالنهر، لهجه های قدیم باقی مانده که در آنها به اجانب، تاجیک می گفتند.
 لفظ تات در کتیبه های مورخان - قرن هشتم آمده است و تاریخی طولانی و پیچیده ای دارد و تغییرات در معنی آن راه یافته و مثلاً به ملل تحت استیلای ترکان و بالاخص - در دوره استیلای ترکان بر ایران - به ایرانیان اطلاق شده است.

بالاخره لفظ تات به گروه هایی از مردم ایرانی نژاد ساکن ایران و قفقاز اطلاق شده است که به لهجه های تاتی تکلم می کنند.

نکته دیگری که باید بر آن توجه داشت این است که در زبان ترکی، تات به معنی لذت و مزه نیز آمده است.


- بحث زبان شناسی

تاتی یکی از کهن ترین زبان های ایرانی است که به لحاظ زبان شناسی، ارزش و اعتبار خاصی دارد. تات ها نیز اقوامی ایرانی هستند که با وجود داشتن تاریخ و فرهنگ چند هزار ساله ادبیات شفاهی و بسیار غنی برخوردارند ولی تاریخچـــه ادبیات مکتوبشان بسیار جوان و ادبیات منظوم خاص آنها مدت نسبتاً کوتاهی است که به منصه ظهور رسیده است.

زبان تاتی که از گروه شمالی زبان‌های غربی ایرانی می‌باشد یکی از کهن‌ترین زبان‌های این مرز و بوم است که بسیاری از ویژگی های زبان‌های باستانی ایرانی را حفظ کرده و به عقیده برخی از زبان شناسان و محققین و شرق شناسان گویش تاتی مسلماً یکی از لهجه های قدیمی و باستانی زبان فارسی است که بازمانده زبان مادی می‌باشد و آثاری از زبان قدیم اقوام ماد، در آن باقی مانده است.


 فرهنگ لغت استاد معین:

 (تات) منسوب به تات، یکی از گویش و لهجه های ایرانی.


دیاکونف دانشمند روسی در کتاب تاریخ ماد خود می‌گوید:

"هنوز هم تات‌ها و تالش‌ها و گیلک‌ها و مازندرانی‌ها به لهجه‌هایی سخن می‌گویند که خود بقایایی از زبان هند و اروپایی می‌باشد که در آغاز لسان ماد شرقی بوده است، امتیاز ویژه این لهجه‌ها کهنگی و مهجوری ترکیب اصوات است که در بسیاری از موارد با زبان پارسی تفاوت داشته و با مادی و پارتی و اوستایی شباهت دارد. بدین سبب اگر تات‌ها و تالش‌ها را مادهایی بشماریم که به عنف، پارسی شده‌اند کاملاً راه خطا پیموده‌ایم."

 می توانیم  تاتی را در سلسله جبال البرز از شرق به غرب، ‌‌ تاتی ساوجبلاغی، ‌ تاتی طالقانی، تاتی کرجی، تاتی اشتهاردی ،  تاتی سمنانی ،‌  تاتی لواسانی ،  تاتی الموتی ،‌ تاتی مراغی ،‌ تاتی ابراهیم آبادی ، تاتی سگزآبادی ، تاتی رودبارمحمد زمان خانی(رودبار شهرستان کنونی) ،‌  تاتی رودباری( رودبار زیتون) ،  تاتی شاهرودی( خلخال) ،  تاتی هرزنی  و  تاتی کّجل (روستایی در استان زنجان)  بدانیم. در عین حال گویش تنکابنی  و گویش اشکوری و  گیلکی و  مازنی را باید در شمال رشته کوه های البرز به این مجموعه افزود... تاتی تاکستان  و  شالی و   وفسی(روستایی در استان اراک) نیز به گونه ای در این مجموعه جای می گیرند که خود بحثی مفصل می طلبد. جدا از حدود جغرافیایی ایران،‌ بسیاری از مردم جمهوری آذربایجان و چچن نیز به گویش تاتی سخن می گویند».
 
هم اندیش و پژوهشگر ارجمند آقای علی عبدلی که دوازده کتاب مربوط به تالش  و تات و دو مجموعه شعر که در هر کدام شعرهایی  تالشی هم دیده می شود،  نوشته است،

ایشان در مورد تات و تالش ها می گوید:

تات ها یک قوم نیستند. بلکه جماعات پراکنده ایرانی هستند که اقوام تُرک آنها را تات نامیده اند. همانطور که اعراب وقتی به ایران آمدند تمام جماعات ایرانی را بدون در نظر گرفتن تفاوتهای که دارند، عجم خواندند. در واقع تات هم کلمه و  نامی شبیه عجم است که بر طوایف، جماعات و اقوام مختلف ایرانی زبان اطلاق شده است. به  همین لحاظ آنها با هم تفاوتهایی دارند.

تاتهایی که در کرانه های دریای سیاه و در خراسان و  سمنان زندگی می کنند با تاتهای قزوین و دره شاهرود خلال متفاوت هستند و هیچگونه قرابت  قومی با یکدیگر ندارند. هر کدام از اینها ویژگیهای خاص خودشان را دارند. تاریخ خاص خودشان را دارند و شاید خیلی از اینها خصوصیات قومی خاصی داشتند که محو و یا فراموش شده است. یا شاید هنوز هم باقی مانده است. بعضی از این طوایف تات زبان را می توانیم به یکی از این اقوام مرتبط کنیم و این ارتباط به صورت علمی قابل دفاع است. مثلاً تات های دره شاهرود را باید بخشی از قوم تالش بدانیم. تفاوت آنها با زبان تالشی به اندازه تفاوتی است که تالشی ماسالی با تالشی دولایی یا  تالشی دولایی با شاندرمنی یا شاندرمنی با آستارایی دارد.

 تات زبانهای خلخال یعنی دره شاهرود و دره خورش رستم و ... دقیقاً بخشی از قوم تالش هستند و زبان و فرهنگ آنها دقیقاً  در حوزه زبانی و فرهنگی تالش قرار دارد.

تات ها، جماعاتی هستند که همشان ایرانی هستند که در همان گذشته ها هم لهجه هایشان با هم تفاوت داشته است. سرنوشت سیاسی متفاوتی با هم داشتند. سرزمین مشترک قومی با یکدیگر نداشته اند. اما همه شان ایرانی بودند. ایرانیت اینها را به همدیگر پیوند می داد. لهجه ها و گویش های شان که ایرانی بود آنها را به هم پیوند می داد.

چون همه شان ایرانی بودند و هستند. اما با همدیگر ارتباط خاص قومی نداشتند. اینها در  شرایط جداگانه و اوضاع و احوال اقتصادی و فرهنگی جداگانه زندگی می کردند. بنابراین ارتباط به  معنای ارتباط قومی و تیره و طایفه ای نداشته اند. هر بخش از اینها در حوزه خاص جغرافیایی که داشتند. متعلق به یک مجموعه اجتماعی خاصی بودند. نمی توانیم اینها را با هم مرتبط بدانیم.

حتی گویش های تات های خلخال،  دشت قزوین(الموت، کرج، ساوجبلاغ، طالقان و اشتهارد و...)، خراسان، سمنان هم با یکدیگر فرق دارد.

به طور کلی زبانهای ایران باستان دو شاخه است:
 یکی پارسیک
و دیگری پهلویک.
 ما در حوزه پهلوی قرار داریم. یعنی آذربایجان و دماوند و همدان و تالش  و اران و شیروان که امروزه جمهوری آذربایجان نام گرفته است. همه شان در حوزه پهلویک قرار  دارند.
بخشی از لهجه های تاتی که ممکن است در شاخه پارسیک قرار بگیرد، می گوییم مربوط به شاخه پارسیک زبانهای ایرانی است.
بخشی هم که در حوزه پهلویک قرار بگیرد که اکثر تات زبانها در آن شاخ قرار دارند. می گوییم اینها پهلوی زبانها هستند
  اگر بخواهیم به یک زبان مشترک، یک زبان در مورد زبانهای ایرانی برای اینها قائل شویم و به آن زبان اینها را معرفی کنیم، می شود گفت که همه اینها پهلوی زبان بوده اند. چون پهلوی هم مثل فارسی خودمان صورت همگون و یکنواختی نداشته است. در آنهم لهجه های مختلفی وجود داشته.

امروز هم که یکسان سازی در  فارسی به حد اعلای خودش رسیده است می بینیم اصفهانی ها و کرمانی ها مثل شیرازی ها و تهرانی ها و قمی ها حرف نمی زنند. باز تفاوت لهجه وجود دارد. در گذشته که ادبیات فراگیر و سواد نبوده و مردم نمی توانستند از یک منبع واحد تغذیه ادبی شوند این تفاوت لهجه ها بیشتر  بوده است.

این تفاوت لهجه ها به علت نبود زبان ادبی همچنان به صورت لهجه های مختلف تا امروز باقی مانده اند و تفاوتهای کاملاً مشخصی با همدیگر دارند از این رو می توانیم اینها را در حوزه های جغرافیایی بزرگتری به هم مرتبط کنیم. مثلاً تمام حوزه دشت قزوین (الموت،کرج، ساوجبلاغ و طالقان) بیشتر به هم مرتبط و به هم نزدیکتر هستند. آنها یک شاخه از تاتی هستند .
به عبارت دیگر اگر بخواهیم  گروههای تاتی را شماره گذاری کنیم می شود. تات زبانهای شماره یک شامل تمام تات زبانهای دشت قزوین می شود. تات زبانهای شماره دو شامل تمام تات زبانهای حوزه قفقاز می شود و یا تاتی شماره سه حوزه ای دیگر را شامل می شود. ما نمی توانیم شهر به شهر، روستا به روستا، منطقه قومی به منطقه قومی این مرزها را مشخص کنیم.

زبان تاتی رایج در قفقاز بیشتر به فارسی ادبی ما نزدیک است تا به تالشی. وقتی منظومه درخت آسوریک را که از متون پهلوی است. یعنی هویت این زبان کاملاً با آن نزدیکی  مشخص می شود. اما وقتی بخواهیم همان مقایسه را در مورد تاتهای سمنان بکنیم، می بینیم خیلی فاصله هست. در مورد تاتهای خلخال هم باز می بنیم چنین فاصله ای وجود دارد.

پس این پراکندگی ها نشانه این است که اگر چه اینها در مجموعه یک زبان بزرگتر به نام پهلوی قرار داشته اند اما اختلاف لهجه ها به علت شرایط تاریخی و حوادثی که رخ داده و خصوصاً نبود زبان ادبی واحد به صورت مستقل و جدای از هم رشد کرده اند. یعنی فاصله ها بیشتر شده و کمتر نشده است.

بعضی ها از زبانهای دیگر تاثیر گرفته اند و بعضی با زبانهای دیگر حتی زبانهای غیر ایرانی آمیخته شده اند. برخی هم کمتر تلفیق پیدا کرده اند و کمتر تحت تاثیر قرار گرفته اند مثل زبان تالشی که  خالص تر مانده است.

گویش های تاتی هم خودشان شاخه های جداگانه ای از همان تنه و شاخه بزرگ هستند که در کنار هم و به موازات هم زندگی کرده اند.

 مسئله این نیست که ما ساوجبلاغی یا طالقانی یا کرجی یا تاکستانی و یا....هستیم ،بلکه همه ما تات زبانیم.

              برای آگاهی بیشتر به کتاب تاریخ و فرهنگ تات مراجعه کنید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Eyelashes ticker
جمعه 28 اردیبهشت 1397 10:53 ق.ظ
You caan definitely see your expertise in the work
you write. The arena hopes for more passionate
writers like you who aren't afraid to mention how thwy believe.
Always follow your heart.
Eyelashes Growth
جمعه 28 اردیبهشت 1397 02:54 ق.ظ
I think everything wrote was actually very reasonable.
However, what about this? suhppose you were to write a killer headline?
I mean, I don't wish to tell yoou how too run your website, howeve what
iff yyou added something that makes people want more?
I mean ایران، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ،
چهرههای تات ، هنر- تات شناسی is kinda boring.
You ought tto glance at Yahoo's front page and see how they create article headlines to grab people interested.

You might try adding a video orr a pic orr two to grab readers excited
about what you've written. Just my opinion, it
could make your website a littloe bit more interesting.
Craig
سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 02:32 ق.ظ
Everything is very open with a precise clarification of the
challenges. It was definitely informative. Your website is
useful. Many thanjks for sharing!
Eye Lashes
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 12:20 ب.ظ
I alwqays spent my half an hour to read this weblog's articxles every daay along with a mug of coffee.
Gilbert
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 05:52 ق.ظ
I loved as mudh as you will receive carried out right here.
The sketch is tasteful, your authored subject matter
stylish. nonetheless, you command get got an impatience over that you wish be delivering the following.
unwdll unquestionably come more formerly again since exactly the sme nearlly very often inside case you shield
this increase.
How To Write Law Assignments
شنبه 22 اردیبهشت 1397 11:44 ق.ظ
Excellent post. I was checking continuously this blog and I'm impressed!
Extremely useful info particularly the last part :) I care for such information much.
I was seeking this particular info for a very long time. Thank you
and good luck.
Eyelash
چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 11:42 ب.ظ
Hey! I'm att work surfing around your blog from my new iphone 4!
Just wanted to say I love reading through your blog annd look forward to all
yur posts! Carry on the great work!
Eye Lashes
چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 05:39 ب.ظ
Hey there! I'm at work surfing around your blog from my new apple iphone!
Just wanted to say I love reading through your blog annd look forward too
all your posts! Carry onn the excellent work!
choc
جمعه 14 اردیبهشت 1397 02:36 ق.ظ
Have you ever thought about creating an e-book or guest authoring on other websites?
I have a blog centered on the same ideas you discuss and would love to have you share some stories/information. I know my visitors would enjoy your work.
If you are even remotely interested, feel free to shoot me an e mail.
edit HTML
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 03:15 ب.ظ
Hmm it seems like your website ate my first comment (it was super long) so I guess I'll just sum it up what I had written and say,
I'm thoroughly enjoying your blog. I too am an aspiring blog writer but I'm
still new to everything. Do you have any helpful hints for novice blog writers?
I'd really appreciate it.
lumigan glaucoma drops
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 12:41 ق.ظ
Hello, its fastidious paragraph oon the topic
of media print, we all be familiar with media iis a great source off facts.
depforce price
جمعه 31 فروردین 1397 08:10 ب.ظ
Wow, supwrb blg layout! Howw llong hzve yyou bee bloging for?
yyou ake blogging lokok easy. Thee ovewrall lok off youir website iss fantastic, lett aloe thhe content!
getroman.com
جمعه 24 فروردین 1397 02:04 ق.ظ
Ηi, every time i uѕed to check webpage posts here еarly in thе daylight, fоr thе reason thаt і enjoy
to learn more ɑnd more.
canadian pharmacy viagra super active
پنجشنبه 23 فروردین 1397 12:07 ب.ظ
Keep this going please, ցreat job!
buy lumigan drops
پنجشنبه 9 فروردین 1397 10:33 ق.ظ
Hi, i think that i saw you visited my site so i came to “return the favor”.I'm attempting to
find things to improve my web site!I suppose its ok
tto use a few of your ideas!!
lumigan eyelash growth application
پنجشنبه 9 فروردین 1397 06:42 ق.ظ
You really make it seem so easy with your presentation but I find this
matter to be actually something that I think I would never
understand. It seems too complicated and extremely broad for me.
I am looking forward for your next post, I'll try to get the hang of it!
church
سه شنبه 7 فروردین 1397 11:46 ق.ظ
We'гe a groսp ᧐f volunteers and opening a new scheme in oսr community.
Υouг site provided ᥙs ѡith valuable informatіon to ѡork
on. You һave done ɑn impressive job ɑnd our entire community ѡill be thankful tο yоu.
mezo
دوشنبه 6 فروردین 1397 11:48 ب.ظ
Woah! I'm reɑlly digging tһe template/theme οf this blog.
It's simple, yet effective. Ꭺ lot of tіmes іt's haгd to
geet that "perfect balance" ƅetween superb usability and visual appeal.
Ӏ must say yyou hаve dοne a excellent job ѡith thіs.
Additionally, tһe blog loads super fɑst for me onn Safari.
Superb Blog!
mezo
دوشنبه 6 فروردین 1397 10:42 ب.ظ
І wаѕ wondering if уou ever cߋnsidered changing
the рage layout of үour blog? Ιts very wеll writtеn; I love wһat youve gօt to
sɑy. But maybe youu could a little mоre in the way of content sο people coᥙld connect wіth it bеtter.
Youve ɡot an awful ⅼot of text for ߋnly hаving оne or 2
images. Mаybe you ϲould pace іt out better?
mezo
دوشنبه 6 فروردین 1397 10:42 ب.ظ
I every time emailed this website post ρage to
alll my associates, as if like to гead it thеn my links ѡill too.
mezo
دوشنبه 6 فروردین 1397 05:32 ب.ظ
Pretty! This ᴡas ɑ reɑlly wonderful article. Thɑnk
ʏoս for providing this info.
mezo
دوشنبه 6 فروردین 1397 03:09 ب.ظ
I'm extremely impressed withh your writing skills and
also witһ the layout օn yoսr blog. Is thіs ɑ paid theme or diⅾ yⲟu modify
itt yourѕеlf? Аnyway kеep uⲣ the excellent
quality writing, іt'ѕ rare to see a nice blog like thiѕ one these dаys.
mezo
یکشنبه 5 فروردین 1397 04:47 ب.ظ
Hello, Neat post. Thеre is a problem with your website
in internet explorer, mіght check tһis? IE stіll is the market leader ɑnd а good component of
other people wіll miss yоur great writing becausе оf this
prοblem.
mezo
یکشنبه 5 فروردین 1397 04:47 ب.ظ
I read this piece of writing сompletely гegarding the difference of ⅼatest
and preceding technologies, it'ѕ remarkable
article.
mezo
یکشنبه 5 فروردین 1397 04:47 ب.ظ
Awesome issues һere. I am very glad to peer yoսr article.

Tһanks a ⅼot and I'm taҝing a looҝ forward to contact ʏou.
Wiⅼl үοu рlease drop me a mail?
mezo
یکشنبه 5 فروردین 1397 04:46 ب.ظ
It'ѕ gоing to be ending of mine day, howeveг beforе end I ɑm reading this great post to increase mʏ knoѡ-how.
mezo
یکشنبه 5 فروردین 1397 04:46 ب.ظ
Yoᥙr method of telling aⅼl in this post is truⅼy good, every one
сan effortlessly Ьe aware of it, Тhanks a lot.
mezo
یکشنبه 5 فروردین 1397 03:39 ب.ظ
І’m not tһat mսch of a online reader tο be
honest but yoսr blogs really nice, кeep it սp! I'll go ahead and bookmark
уour site to cоme baϲk later. Μany thаnks
Mellisa
چهارشنبه 23 اسفند 1396 11:34 ق.ظ
This article provides clear idea for the new visitors of blogging,
that in fact how to do blogging.
Di cosa hai bisogno per perdere peso gambe
سه شنبه 22 اسفند 1396 01:23 ق.ظ
I like the valuable information you provide in your articles.
I will bookmark your weblog and check again here regularly.
I'm quite sure I will learn plenty of new stuff right here!
Best of luck for the next!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30