تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - کورش هخامنشی ،کورش بزرگ
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

کورش هخامنشی ،کورش بزرگ

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:شنبه 30 فروردین 1393-11:20 ق.ظ

کوروش دوم که به کوروش بزرگ - کبیر مشهور است.  اوبنیان‌گذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی است که در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده‌ای از آسیا حکومت می‌کرد. کوروش در استوانهٔ خود که در بابل کشف شده، خودش را «فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ چیش‌پیش، شاه بزرگ انشان، از خانواده‌ای که همیشه پادشاه بوده‌است» معرفی می‌کند.   
به گفته ی هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشته‌است . به‌جز کتزیاس، دیگر نویسندگان یونانی، ماندانا دختر آستیاگ را مادر کوروش دانسته‌ و گزارش داده‌اند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا بوده‌است. برخی از مورخان امروزی این روایت را معتبر می‌دانند اما برخی دیگر اعتقاد دارند رواج این روایت ریشه‌های سیاسی داشته‌است و هدفش این بوده که از بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمه‌مادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارس‌ها آشتی دهد و اصولاً رابطه‌ای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه می‌دانند !  
ولی در سال های اخیر سندی از کیش در بابل منتشر شده کهتاریخ آن 19 ماه ارشسمنه در سال نهم سلطنتی کوروش است که برابر با ۴ دسامبر ۵۳۰ قبل از میلاد می باشد. از اینرو به نظر می‌رسد جنگ با ماساگت ها در پایان سال ۵۳۰ قبل از میلاد رخ داده باشد.

 

درباره ی کودکی و جوانی کوروش و سال‌های اولیه ی  زندگی او نظریه های گوناگونی وجود دارد؛ اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها درباره ی  ماجرای زایش کوروش ارایه میدهند، افسانه‌  گونه است. 
هرودوت در مورد دستیابی کوروش به قدرت، چهار داستان نقل می‌کند. ولی فقط یکی از آنها را معتبر می‌داند. طبق نظر گزنفون از قرن پنجم تا چهارم پیش از میلاد مسیح یک سلسله داستان‌های متفاوت درباره ی کوروش نقل شده‌است.
کوروش ابتدا علیه ی شاه ماد طغیان کرد و سپس به پایتخت حکومت ماد در هگمتانه یورش برد و با کمک‌هایی که از درون سپاه ماد، به او شد، هگمتانه را فتح کرد. سپس کرزوس، شاه لیدیه را شکست داد و به‌سوی سارد لشکر کشید و پس از دو هفته، شهر سارد به اشغال نیروهای ایرانی درآمد. کوروش مسئولیت فتح دیگر شهرهای آسیای صغیر را به فرماندهانش واگذار کرد و خود به اکباتان بازگشت و به‌سوی «پارت»، «زرنگ»، «هرات»، «خوارزم»، «باختر»، «سغد»، «گندار»، «ثه‌تَ‌گوش» و «اَرَخواتیش» لشکر کشید. جزئیات این جنگ‌ها در تاریخ ثبت نشده‌است و اطلاع کمی دربارهٔ کیفیت این نبردها وجود دارد.
در بهار سال ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش آهنگ تسخیر بابل را کرد و وارد جنگ با بابل شد. به گواهی اسناد تاریخی و عقیده ی پژوهشگران، فتح بابل بدون جنگ بوده‌است و توسط یکی از فرماندهان کوروش به‌نام گئوبروه در شب جشن سال نو انجام شد. هفده روز پس از سقوط بابل، در روز ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد، خود کوروش وارد پایتخت شد. تصرف بابل نقطه ی عطفی بود که باعث ایجاد تعادل بین قدرت‌های درگیر در آسیای غربی شد و زمینه ی بازگشت یهودیان تبعیدی به میهن‌شان در اسرائیل را فراهم کرد. کوروش همچنین دستور داد که پرستش‌گاه اورشلیم را بازسازی کنند و ظروف و اشیای طلایی و نقره‌ای را که نبوکدنصر از اورشلیم ربوده بود، به یهودیان تحویل داد.
استوانه ی کوروش پس از شکست دادن نبونید و تصرف بابل، نوشته شده و به منزله ی سند و شاهد تاریخی پرارزشی‌است. در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل متحد استوانه ی کوروش را به همه ی  زبان‌های رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این استوانه در مقر سازمان ملل در شهر نیویورک قرار داده شد.
هرودوت گزارش می‌دهد که کوروش در جنگ با ماساگت‌ها کشته شد؛ ولی این دیدگاه را اکثر مورخان جدید رد می‌کنند و معتقدند که داستان هرودوت ساختگی است. تنها منبع موثق کهنی که غیرمستقیم به مرگ کوروش اشاره می‌کند، دو لوح و سند گلی یافت‌شده در بابل است :
 نخستین آن مربوط به دوازدهم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است که تاریخ آن «نهمین سال کورش، شاه کشورها» را نشان می‌دهد. 
سند دوم که مربوط به سی و یکم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است، «سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه، شاه کشورها» را بر خود دارد.  
این دو سند که در ظاهر اهمیت چندانی ندارند، در واقع نشان می‌دهند که کوروش در فاصله ی بین ۱۲ تا ۳۱ اوت سال ۵۳۰ پیش از میلاد درگذشته‌است و یا دست کم، خبر درگذشت وی و بر تخت‌نشینی کمبوجیه در این تاریخ به بابل رسیده‌است.
منابع زندگانی کوروش
مهمترین منابع کلاسیک برای زندگانی کوروش، هرودوت، گزنفون و کتزیاس است. 
مهمترین منابع شرقی، رویدادنامه معروف نبونید، شاه کلدانی است که از کوروش شکست خورد 
و گزارش خود کوروش، استوانه کوروش است.
منابع تاریخ‌نگاری درباره ی هخامنشیان شامل:
هرودوت وگزنفون به‌ویژه آناباسیس (یا بازگشت ده‌هزار تن)، کتزیاس و مورخان اسکندر مقدونی، آریان، کوینت کورس، دیودور سیسیلی
و هم‌چنین نویسندگان اخیرتر مانند اثر پلوتارک و اثر آشیل (یا آیسخولوس)، پارسیان و بطلمیوس از دیدگاه جغرافیای تاریخی
و البته استرابون و پلینیوسپاره‌هایی از آثار نویسندگان نه‌چندان برجستهٔ یونانی، عهد عتیق (بویژه کتاب استر، عزرا، نحیما) نیز دارای آگاهی‌هایی از هخامنشیان هستند 
و نیز آثار اخیر سده ی چهارم از پاپیروس‌های آرامی و سکه‌ها .... 
همچنین یکی از مهم‌ترین سندهای معتبر در بررسی زندگانی کوروش، رویدادنامه ی نبونید است که به شرح نبرد و پیروزی کوروش بر آخرین پادشاه مادها می‌پردازد و همچنین در متن این سند به سایر نبردهای کوروش و به ویژه نبرد بابل اشاره شده‌است.
از میان منابع کهن، نوشته‌های هرودوت تاحدودی قابل اعتماد است و پژوهش‌های نوین باستان‌شناسی هم در پاره‌ای از موارد، گفته‌های او را تأیید می‌کنند. اما نوشته‌های کتزیاس جنبه ی داستان‌سرایی و تفریح‌انگیز دارند و تقریباً در تمامی مواردی که هرودوت و کتزیاس درباره ی واقعه ی  یکسانی صحبت کرده‌اند، گفته‌های آنان بسیار با هم اختلاف دارند و در مواردی که بتوان این اختلاف‌ها را از روی منابع دیگر بررسی کرد، گفته‌های کتزیاس نادرست است. کتزیاس ادعا می‌کند که از سالنامه‌های رسمی ایرانی و مشاهدات شخصی‌اش به عنوان پزشک دربار در نوشتن کتابش استفاده کرده‌است ولی بررسی‌های بیشتر نشان داده که وی حتی به زبان‌های شرقی آشنا هم نبوده‌است.. با این حال، نمی‌توانیم ،از  تمام نوشته‌های کتزیاس صرفنظر کنیم زیرا وی زمان درازی را در ایران هخامنشی بسر برد و با هخامنشیان زیادی رابطه داشت و روایات زیادی را شنیده‌است و گاهی در بین مطالب بی‌ارزشی که نقل می‌کند، یک نام یا روایتی یافت می‌شود که محال است خود او جعل کرده باشد.
گزنفون در شرح احوال کوروش، کتابی به نام کورش‌نامه نوشته که نتیجه ی تخلیات وی است و حالتی داستانی دارد. کوروش‌نامه رمانی سیاسی درباره ی پرورش جوانان و آموزش فرمانروایی آرمانی برای فرمان‌رانی و پیشبرد یک سرزمین با خودکامگی خردمندانه در برابر بندگانی فرمانبردار و ستایشگر است. کورش‌نامه نمودار بارزی از گرایش گزنفون به اندرزگویی بوده و نظرها و عقاید سلطنت‌خواهی وی را نشان می‌دهد. این کتاب در زمره ی رمان‌های تاریخی و اخلاقی محسوب می‌شود با این وجود، نمی‌توان نوشته‌های آن را در بررسی تاریخی کنار نهاد زیرا کلیات و ترتیب وقایع با دیگر منابع تاریخی همخوانی دارد.

نوشته ی حکاکی‌شده به زبان پارسی باستان، عیلامی و زبان اکدی بر ستون پاسارگادبه چشم می خورد:
«من کوروش، شاه هخامنشی هستم».
نام کوروش در منابع مختلف به صورت‌های گوناگونی ذکر شده‌است. در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی که به خط و زبان پارسی باستان نگاشته شده‌اند، بصورت «کورو» یا «کوروش» و گاه «کورائوش» خوانده می‌شد. در نسخه ی عیلامی سنگ‌نبشته‌ها «کوراش» و در متون اکدی «کورِش» نوشته شده‌است. این نام در تورات بصورت «کورُش» و «کورِش» ضبط شده و در زبان یونانی آن را «کورُس» می‌گفته‌اند که همین نام با اندکی اختلاف در اروپا «سایروس» یا «سیروس» خوانده می‌شود. 
از مورخین سده‌های اسلامی، ابوالفرج بن عبری در کتاب مختصر الدول و ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه عن القرون الخالیه نام این شاه را «کورُش»، مسعودی در مروج‌الذهب و معادن‌الجوهر «کورُس»، طبری در تاریخ الرسل و الملوک و ابن اثیر در تاریخ کامل «کِیرُش» و حمزه اصفهانی نیز در تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیا «کوروش» نوشته‌اند.
بنا به نوشتهٔ پلوتارک، نام کوروش در زبان پارسی باستان به معنای «خورشید» بوده‌است. مشکل بتوان گفت که این پندار بر چه پایه‌ای استوار بوده‌است. از سوی دیگر، برخی از پژوهشگران، نام کوروش را برگرفته از رود کُر می‌دانند و رودیگر اشمیت عقیده دارد که معنی آن ممکن است به معنی «بچه، نوجوان، جوان» باشد .

  • در لهجه‌های ایرانی ریشه ی  «کور» در نام‌های خاص مردان، بسیار رایج و معمول است؛ در کردی «کوُر» به‌معنای «پسر و پسربچه» است. در زبان پارسی «کُرَه» به معنای «اسب کوچک» یا بچه ی گوساله و بچه ی شتر است. در زبان پهلوی واژه ی  «کورَک» به معنای «نوزاد حیوان‌ها» و «نوزاد اسب» آمده‌است، در زبان اوستا نیز «کور» به معنای «گوساله ی  نر» است. به نظر می‌رسد نام پارسی باستان کوروش از این ریشه پدید آمده باشد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.